رسانه
رسانه

ماجراهای ایران و کانادا



ماجراهای ایران و کانادا

درخواست حذف اطلاعات

سلام بچه ها جان.

یه آپارتمان تو ایران دارم که چند ساله کلنگی شده و می خوان ابش کنند و بسازند. 55 متری. اما زمین مجتمع نسبتا بزرگه. این سری بابام بهم گفت سهم من 980 میلیون می شه! الان باید خوشحال باشم؟ نه راستش. چون پولش رو نه اینجا باهاش می شه کار خاصی کرد نه اونجا. فوقش بشه یه آپارتمان دیگه همونجا ید. یه زمانی یه میلیار پول ابهتی داشت. الان به پول ایران ما ماهی 13 میلیون هم بیشتر داریم اینجا فقط اجاره خونه می دیم و من با حقوق حداقلی که دارم اینجا می گیرم هر روز کاری یه میلیون در میارم. منظورم از این تبدیل ارزها رو گفتن، بی ارزشی ریاله و هر چیزی که آدم به ریال تو ایران داره...

بابام بد نیست. خوب فکر کنم دیگه پذیرفتم که اون بابای دو سال پیش نمی شه. ولی خیلی ها اون آدمای دو سال پیش نیستن. یعضی ها ایست قلبی ، در حالیکه ظاهرا سالم بودند. خیلی دارم از این چیزا می بینم. اینکه من می خوام زندگیم ثبات داشته باشه عملا ممکن نیست. چون همه چی در حال تغییره. تغییراتی که همیشه مثبت نیست...

کارم هم هنوز شروع نشده. اما کلی قوانین حقوقی و یادگیری سیستم داره و کلی به قول اینها مهارتهای نرم (soft skills) که چطوری باید با مردم برخورد کنیم و از این چیزا. از همین تریبون اعلام می کنم که ممکنه من آدم مناسبی برای این شغل نباشم و اگه کار شروع شد و نتونستم تعجب نکنید دوست جونا.

یه هفته از آموزشمون مونده.

انتشاراتی هم همچنان داره می پیچونه. خیلی رو اعصابه.

کتاب اومد بیرون بهتون می گم.

فدا مدا.