رسانه
رسانه

از اینا هم هست :: جستجو



#نصایحِ_خواهرزاده! :|

درخواست حذف اطلاعات

" ! این درسا که همش غلط غولوطه! اينا به چه دردی می خورن آخه؟! اینهمه کنکوری؟! اینهمه تو درس نِبِشتی؟! کنکوریه اينا... آخه اينا رو بِلِش کن! من چی کار کنم آخه اينا رو با هم قاطی کنم؟! اینهمه درس داری؟! من چی کار کنم آخه اينا رو با این بزرگا جمع کنم؟! اصن اينا رو می برم خونمون، به معلمم نشون می دم که چقدر درس نِبِشته داری! خانم معلمت میگه که کلی درس نِبِشتی... ايناش که همش بُلَنده! بلنده بلنده بلنده بلنده... " #نصایحِ_خواهرزاده! :| #درحال_بررسی_جزوه ی_fpga :))





#نصایحِ_خواهرزاده!

درخواست حذف اطلاعات

" ! این درسا که همش غلط غولوطه! اينا به چه دردی می خورن آخه؟! اینهمه کنکوری؟! اینهمه تو درس نِبِشتی؟! کنکوریه اينا... آخه اينا رو بِلِش کن! من چی کار کنم آخه اينا رو با هم قاطی کنم؟! اینهمه درس داری؟! من چی کار کنم آخه اينا رو با این بزرگا جمع کنم؟! اصن اينا رو می برم خونمون، به معلمم نشون می دم که چقدر درس نِبِشته داری! خانم معلمت میگه که کلی درس نِبِشتی... ايناش که همش بُلَنده! بلنده بلنده بلنده بلنده... " #نصایحِ_خواهرزاده! :| #درحال_بررسی_جزوه ی_fpga :))





دیوار

درخواست حذف اطلاعات

واسه بابام برنامه "دیوار" رو نصب از دیروز هی میاد تو اتاقم وسیله هامو برمیداره میگه: تو اينا رو میخوای چیکار؟





من...

درخواست حذف اطلاعات

↫ ✘ ی دخترایی هستن #مغرورن... ✘ ↬ زود #عصبی میشن... ✘ ✘ ↬ سرشون تولاک خودشونه... ✘ ↬ تا ی چیزی می تند تند جواب میدن... #لجبازن... ✘ ↬ اينارواذیت نکنین اينا سراسر #احساسن... ✘ ↬ یه دخترایی هستن وقتی از عشقشون و رفیقشون ناراحتن میگن #مهم_نیست در صورتی که درونشون داره #آتیش میگیره.. ✘ ↬ . اينا رو اذیت نکنین اينا سراسر عشقن... ✘ ↬ اينا همونایین که یواشکی عاشق شدن اما نگفتن به ی.. ✘ ↬ . اينا همونایین که فقط ی جا آروم میشن اونم تو بغل #رفیقشون و #عشقشونه... ✘ ↬ اينا حسود میشن فقط واسه #عشقش و #رفقاشون... ✘ ↬ اينا جون میدن واسه دوستاشون... ✘ ↬ اينا همونایین که با آهنگ غمگین گریه میکنن ... ✘ ↬ اينا یه وقتایی میگن خوابم میاد اما تا صبح اهنگ گوش میدن و #اشک میریزن... ✘ ↬ اينارو #اذیت نکنین. ✘ ↬ .. ✘﹏??﹏✓◐ اينا #غصه هایِ_یواشکی دارن... ✘﹏??﹏✓◐ منبع: http://ilove-202. /





10:46

درخواست حذف اطلاعات

از وحشته امتحان از 8:30 بیدارم درسیدم ن ک خیلی مخم بسه دیگه! بل ه موفق شدم سرما بخورم ^_^ رفتم ب موهامو خشک ن تو اتاقه سردم با ی پتو نازک خ دم و بل ه موفق شدم سرماخوردگیه عزیزمو بغل کنم! :)) ب با یه پسمله حرف میزدم نزدیکه یک اينا بود میگفت نه بداخلاقی نه عصبی هرکی گفته بهت بیخود کرده خودش مشکل داشته تو مهربونی و انرژی مثبت ب این اسم سیوت ! منم تنها کاری ک تونستم م ی لبخنده ذوق مرگانه و یه تشکره کوشولو گوگولی مگولی بود! قرار شده با اینکه پایه بابا خوب شده ولی شبا خودم برگردم اخه شبا خیلی اروم و جذابن خیلی کیف میده خودم میام ، درسته طول میکشه 10 اينا میرسم ولی مهم اینه ک شبمو خوب تموم کنم تازه اوندفه ای تو اون سرما ک بارون میومد برا خودم بسدنی پیچ پیچی گرفتم :)) هرکی میدیدم میگفت این کم داره قطعن!منبع: http://baqalam- . /





لیست ید

درخواست حذف اطلاعات

مادر بزرگم کیفشو اورد و چند ورقی ازش خارج کرد و گفت : مسter ببین اينا چی نوشته روشون گفتم جواب آزمایشاته ... بعد یه برگه دیگه از ته کیف پیدا کرد داد دستم گفت این چی نوشته ؟! گفتم هیچی لیست یده





بیشعوری

درخواست حذف اطلاعات

بعضیام هستن که خیلی بیشعورن!!!! اينا هیچی حالیشون نیس... نه موقعیت... نه حرفای طرف.. نه زمان.. نه مکان... خلاصه اينا درک هیچیو ندارن به جز خودشون... اينا درمورد اینکه ناخن تو بزرگتره یا ناخن منم تز میدن میگن نه ناخن من خیلی وخ پیش از مال تو بزرگتر بود مال من مادرزادیه اصن مال من ناخنام خیلی خاصه هیشکی مث من ناخن نداره که خدا منو از سرتاپا خاص آفریده..بیا برو تو جیبم بابا..چی میگی.. اينا حتی در موارد اضطراری ام تز میدن!!! مثلا میگ نهههههه من از بچگی کلا تو موارد اضطراری بزرگ شدم! بعد انقد تز میدن...انقد تز میدن ک کلهم اجمعین منم ک فقط تو دنیا عقل دارم... بعد گند میزنن به همه چی... حتی ب خودشون... به سرتاپای خودشون... هر چیم بگی بابا تو گند میزنی ت باش...نمیفهمه ک...!!! خلاصه اينا موجودات نادر کل زمین بودن و هستن و مث اينا خیلی کم پیدا میشه... هر ده قرن یه دونه!!!و هر کی ک دور برشونه... و هر





کارتون روز: ید تلویزیون 100 اینچی!

درخواست حذف اطلاعات

فقر فرهنگی یعنی وقتی برای خونه می خوای وسیله ب ی ، از لج اکبر آقا اينا و شهین خانوم اينا ب ی...





فرشته

درخواست حذف اطلاعات

این لینک رو بخونید. مو به تنم سیخ کرد. اگه اينا آدمن ما چی هستیم و اگه اينا فرشته ان ...





امشبم اینطوری بگذره

درخواست حذف اطلاعات

امشب دلم گرفت از همه چیز. از این حجم از مریضی از این امتحانا از این دوندگی برای نرفتن سر جلسه امتحان و مریضی هاش. از همه اينا دلم بدجور گرفت حتی از چیزای کوچیک تر از اينا.علتش معلوم بود برام ضعف جسم ضعف روح میاره و به قول یه انسانی تا روحت مریض نباشه جسمت مریض نمیشه همه اينا از همون روحه شروع شد.خلاصه که خواستم بگم بله شبا نمیتونم بخوابم. گاهیم دلم میگیره اصنم مهم نیست که دارم فقط از بدبختیام میگم فعلا زندگیم اینطوریه.





post 213

درخواست حذف اطلاعات

نه ،،، خودم میدونم ، دلیلش اينا نیسحس انفجار لعنتیقفسه م تنگ می شه ، کوچیک می شه ، قبر میشه برای کودکی هفت ساله ، قلبم دردش میگیره !اغت ، شورش ، تشویش ، اضطراب ، هیجان ، غصه ، حس مرگیدن !نمیتونم شرح بدم وقتی با این آهنگ لعنتی ( مون آمور - ریچارد آنتونی ) تورو مرور میکنم و کنارت زندگی ،،،منبع: http://soonaeid. /





اهنگ شاد مهدی یاریان بنام قر بده مخصوص عروسی

درخواست حذف اطلاعات

اهنگ شاد مهدی یاریان بنام قر بده  مخصوص عروسیمتن ترانه:بیا بیا بیا بیا بیا خانوما دست دست خانومم اينا دست دست پریا دست دست هومن اينا دست دست همه ی اينا دست دست رزی و اينا دست دست رژینا دست دست رومینا دست دست داوودو مینا دست دست آرش اينا دست دست همه ی شما دست دست فرزان اينا دست دست خانوم همچینو همچونش کن آقا دل بده داغونش کن موهاتو پریشونش کن قر بده لرزونش کن قر بده لرزونش کن , قر بده لرزونش کن آخ بمیرم فدات شم خوشگلی خنده هات شم میخوام که با تو باشم دیوونه ی نگات شم دیوونه ی نگات شم , دیوونه ی نگات شم حالا مبینا اينا دست دست مامان سینا دست دست فهینو اينا دست دست نیلو اينا دست دست همه ی اينا دست دست همه ی اينا دست دست تویی که تکی دست دست با نمکی دست دست ماله منکی دست دست شده الکی دست دست همگی بگین دست دست همگی بگین دست دست خانوم همچینو همچونش کن آقا دل بده داغونش کن موهاتو پریشونش کن





٠٠:١٥

درخواست حذف اطلاعات

این فکر که نکنه همه ی اينا یه بازی کثیف باشه مث خوره افتاده به جونم و شاید به خاطر این باشه که مدت ها با یه آدم پارانوید و روانی سر که اینجوری دارم فکر میکنم. ولی هرجور که به قصیه نگاه میکنم نمیتونم خودمو راضی کنم که ازش نپرسم. امروز شاید بیشتر از صد بار تایپ ولی پشیمون شدم که بفرستم ولی آ ش به ضایع ترین شکل ممکن همون لحظه ای که نوشتم میتونم یه سوال بپرسم نتم قطع شد





دیدیم همو یه جایی شاید ولی افسوس یادت نمیاد

درخواست حذف اطلاعات

شه زنک زد کفت من از تو بخوام با من همکار شی نمیشی داشتم نارنکی میخوردم یهو خندم کرفت برید تو کلوم کفت عزیزم مکه جطور؟ کفت اینجوری اونجوری و کلی تعریف کفتم فدات شم الان بول تو این کاراست ولی اينا منو نمیکنه من باید طراحی کنم، خط بکشم ... خیلی عقب افتادم کفت کفت کفت و تا اینکه کفتم انقدر جا بزرکه من سرمایه ندارم کفت جا از دوستمه کارم از سه تامون کفتم کجا هست حالا یهو دیدم من من کرد منم به خنده و مس ه بازی کفتم مثلا الان میکه فردیس کفت عااااااااشقتم کفتم درووووووغ میکی کفت عاشقتم که لااقل تهران حدس نزدی کفتم کمشوووووو، من میمیرم دوباره این راه لعنتیو بیام همون هشتکرد برای هفتاد بشتم بس بود کفت حالا اکه میکفتم قزوین اینهمه بارم نمیکردیا کفتم فدات شم آخه خودتو بذار جای من کفت بیا بیش من بمون کفتم احیانا که بدیده خانواده ام نیست کفت خب تو که عاشق مستقل شدنی کفتم دارو ندار من هوتوتو شد کجای کاری





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

عصری (شبی!؟) که رفتیم خونه اسماعیل بیگ، عبیری هم اومد. البته ظهر پ بهش زنگ زد و احوالپرسی و اينا، گفتش عصری میخوایم بریم اونجا، اونم گفت میام اونجا منم که ببینمت. خلاصه که حس جالبی بود که افرادی که یه زمانی آدم بودن، حالا در مقام همکار کنارت قرار بگیرن و اون ابهت و فاز قبلی عوض شه یهو. اونم این دو تا که اینقدددد جدی بودن زمان دانشجوییمون! اسماعیل بیگ اولش هنوز یه کم درگیر سلسله مراتب بود، کلا هم البته آدم رسمی ای هست، ولی عبیری خیلی خودمونی و ریل وارد شد، البته خب وقتی ما کشور قبلی بودیم هم یه بار اومده بود و سر ماجرای پول که قرضش داده بود پ قبل از که چنج کنه، یا برده بود گردونده بودشون، خیلی احساس میکرد. البته اسماعیل بیگ با اونم زیاد ریل نبود و هنوز توی چارچوب خودش بود، ولی وقتی اون رفت، یخش بیشترتر هم باز شد و صمیمی تر شد! جالب بود.زنش کلاً صمیمی و گرم بود. خیلی دوسش داشتم.دو تا دختر تق





امروزو زندگی کن ، فردا دیگه دیره ...

درخواست حذف اطلاعات

از اينا که این روزا از همه بیشتر باید تمرینشون کنم از اينا که همش باید یادم باشه از اينا که قبلا فقط شعار نبود ، با تموم وجود زندگیم همین روالو داشت ... از اينا که باید باشم ، که باید دوباره بشم ...





آ ایمر 2

درخواست حذف اطلاعات

دست می کنم تو جیبم یه 500 تومنی درمیارم میگم از اينا دادی بهش؟ میگه نه یه 5 هزاری درمیارم میگم از اينا دادی ؟ میگه : نه بابا 500 تومنی دادم !!! بابام دست می کنه تو جیبش یه تراول 50 تومنی در میاره میگه از اينا دادی میگه آره از این 500 تومنی ها دادم و ما همه فیس بهم نگاه می کنیم :||| و روزی میرسه که خدا تمام نعمت هایی که بهت داده ازت میگیره پس واسه چی خودتو میگیری !!! والا....





اینایی که میگن می ترسن بعد ج ،

درخواست حذف اطلاعات

اينایی که میگن می ترسن بعد ج ، ی رو راه بدن توو حریم شون، در واقع از اومدن آدم جدید نمی ترسن... اينا می ترسن آدم جدید بتونه جوری دوستشون داشته باشه که بتونن آدم قبل رو فراموش کنن! اينا نمی خوان مدل دوست داشته شدن شون رو حضور یه غریبه عوض کنه... اينا می دونن هر چی که بود همون بود که بود... همون دوست داشته شدن و دوست داشتنی که نه هورمونا توش دخیلن و نه مقتضیات زمونه... !





محرم

درخواست حذف اطلاعات

اینم از محرم امسال که پیش همسری بودمیکشنبه با قطار رفتم مقصد بدک نبود.از دو سال قبل راحت تر و بهتر بود.ساعت چهار صبح رسیدم.شوهری اومد سراغم منو رسوند خونه بابابزرگم اينا.نذری حلیم داشتن.مامان واسه شوهری نذری گذاشت که ببره.یه ذره استراحت بعدش پا شدم با عمم رفتیم بازار بعد شوهری زنگ زد گف میخوام بیام سراغت.یه ساعت بعدش آماده شدم شوهری اومد دنبالم تو ماشین که نشستم بهم گفت خیلی خوشگل شدی.دوس داشتم بپرم بغلش بوسش کنم.ولی داشت رانندگی میکرد.خلاصه رفتیم خونه شوهری اينا مادر شوهری و پدر شوهری بودن احوال پرسی و رو بوسی کردیم باهم بعد رفتیم تو اتاق شوهری باهم کلی حرف زدیم شیطنت کردیم.بعد رفتیم واسه ناهار خیلی کیف داد.ناهار که خوردیم باز با شوهری حرف زدم تا اینکه تو بغلش خوابم برد.یه ساعت فک کنم خو دیم.خیلی چسبید بعد که پا شدیم به شوهری گفتم بریم زیارت.رفتیم زیارت زاده ع م گرفتیم خیلی خوش گذشت.برگشت





ماجراهای میان ترم های من

درخواست حذف اطلاعات

امروز میان ترم دارم پنج صبح بیدار شدم که مرور کنم فکر نکنین خونم. از من این چیزا بعیده. شب ده خو دم (نه و نیم اينا) و دیروزم داشتم مقاله ریپورت و اينا نمینوشتم و پرزنتیشن آماده می . صبح پاشدم ضربتی فرمولها رو حفظ کنم :)))) برای من دعا شود :))) لطفا :)





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

بیمارستان... دخترک... غش یا به قول اينا تشنج! قلبم کنده شده، نفسم حبسه، جونم داره در میره. خو ده، ولی از خوابش هم میترسم. از حرف نزدن و ثابت شدن نگاهش میترسم. جزء به جزء لحظه های سیاه امروز جلوی چشمم و توی ذهنمه، ولی نمیخوام حتی بنویسمش. با حتی فکر بهش قلبم میترکه، میترکههههه... خدااااا... باهات عهد بستم، میدونم عهد مس ه ای بود، ولی میدونم تو بخشنده تر از اونی که من تصور کنم و قبول میکنی حتی این عهد رو. خداااا بچم...منبع: http://livemoments. /





دارکوب

درخواست حذف اطلاعات

دیروز با صفا رفتیم سینما استقلال دارکوب رو دیدیمبا بازی جمشید آریا و امین حیایی و مهناز افشار و اينا سیاه و بدبختی که ارزش هنری بالایی نداشت ولی بدم نبودیکم از سازمان حرف زدیم یکم از کنسرت و و اينا





تابستون هم مدرسه

درخواست حذف اطلاعات

ای خدا کی از دست اون مدرسه کوفتی راحت میشم. اونایی که نمره نگرفتن و خیلی درسشون ضعیف بوده الان دست به یکی و زدن تو کار اعتصاب و اينا. دیگه ببین اوضاعشون چقدر اب بوده که من به وان همه آدم نمره دادم اينا نتونستن نمره بگیرن. بعد من نمیفهمم چرا اينا نمیان شهریور اممتحان بدن؟ چرا این قدر میترسن و دلشون میخواد همون داد قبول بشن؟ عجیبه به خدا. امروز مدیر دوباره زنگ زد و منو در جریان تمام هایی که بهم دادن قرار داد. نمیدونم چرا اینقدر این زنیکه خل و چله. آخه احمق بچه میاد هزار تا  حرف میزنه تو که نباید همه رو به من انتقال بدی. منو از ع هایی که تو اینستاگرام گذاشتم میترسونه و میگه اينا میرن وزارت خونه. خوب برن الان رییس جمهور از اینستاگرام استفاده میکنه که هیچ، خود نمایندگان مجلس از استفاده میکنن که کلا قانونی نیست. بعد ما رو از سر بریده میترسونن.





شهسوار ظلم

درخواست حذف اطلاعات

اينا که برای زن شرط میذارن بعد ازدواج نه تحصیل و نه شغل، فازشون چیه؟!؟ فک میکنن شهسوار آرزوها اند و دختره له له میزده برا از راه رسیدنشون و تاحالا واسه رفع بیکاری مشغول ب تحصیل بوده؟! . . اينا که شخصیت مستقلی برا زن قائل نیستن,آخه چرا هنوزم زنده ان ؟!؟





مسافرت عروسییی

درخواست حذف اطلاعات

فردا حنابندون و پس فردا عروسی دخترعموی اوشونه...ما قرار نبود حنابندون بریم که مامان باباشم با عموش برن خلاصه از زنعموش پرسیدم گفت تالاره بیاینو اينا منم مسودو راضی که بریم که غلط یعنی به این جماعا خوبی نیومده...گفت باشه پس زنگ میزنم باباينا باما بیان من مشکلی نداشتم باباشم گفت نه من قرار گذاشتم ما امشب میریم شما فردا خودتون بییان ..کلی خوشحال بودم که یه مسافرت دو نفره ام به حساب میاد..تااینکه سر شام مامانش زنگ زد که ما با شما بیایمو اينا اینم گفت نه برید شما ما فردا دیر راه میفتیم شما برین..تا آ شب که باباش زنگ زد که ما از اونا جا موندیم با شما میایم درصورتیکه کاملا دروغه اونا اگه میخواستن دنبال اينا بیان جلوی درشون میومدن ...خیلی خورد تو پرم بهش گفتم به مامانت بگو وسیله هارو خودش بیاره من از اینجا میوه و تنقلات نمیارم دیگه حسابشم چک که اگه با پول خودش ید بزنم تو سرش...مسود رفت خونشون منم





honeymoon

درخواست حذف اطلاعات

x-box  یدم و به محض اینکه میام خونه میرم پاش می شینم و همونجا غذا می خورم و همونجا دراز می کشم و تا نصف شب مشغولم. با اينا زمستونو سر می کنم، با اينا خستگیمو در می کنم یا عیشم مدام است از لعل دلخواه.





باورت میشه اینا با خ ر ؟

درخواست حذف اطلاعات

مجموعه: هنر و هنرمند در ابتدا مطمئنا این آثار را با ع اشتباه گرفته اید. ولی در واقع این آثار فقط با استفاده از یک خود کار عادی و توسط هنرمندی به نام خوان فرانسیسکو کاساس (juan francisco casas) طراحی شده اند . او در نمایشگاه هر یک از آثارش را در حدود 3700 پوند قیمت گذاری کرده است. منبع:iraniang hic.com از دنیای هنر و هنرمندان بیشتر بدانید آشنایی با هنر نقاشی هنرنمایی جالب و دیدنی با مداد 5 راه برای تقویت نوازندگی پیانو هنر مجسمه سازی شنی 11نمونه دیدنی ازمشبک کاری روی تخم پرندگان! مجسمه هایی عجیبی که گویی درحال حرکتند!! [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]





خجلت زده میشم وقتی میام اینا رو می نویسم :))

درخواست حذف اطلاعات

من نمی دونم تعریف بیشعور از نظر دیگران دقیقا چیه، ولی از نظر من بیشعور دقیقا یه که سه کتاب واسه سوال طرح داره که توش مباحثی مثه اسید و باز و اينا مطرح شده و صاف میاد از «بیشتر بدانید» سوال در میاره. حقیقتا بهت زده شدم.





ارزویم رفتن به کربلاست

درخواست حذف اطلاعات

من و گلی چند دقیقه است از خانه مادرشوهر برگشتیم! بچه ها فوتبال بازی می د و گلی داشته آب میخورده و توپ خورده ب لیوان و دندان جلوی او کمی ش ته! !! دیوانه شدم !!!!! گلی چند روزه مریضه مریضه! ناراحت هستم. خداوند بزرگ کمک کنید. این روز ها مادر من تنهاست .داداشم اينا چهارشنبه ای که گذشته از کربلا آمدند. محمد اينا هم به احتمال زیاد بیست و چهارم اردیبهشت میروند کربلا. ما که قابل نیستیم. هنوزم نرفتیم انشاالله برویم .مادر شوهر الکی گیر داده بود که قابلمه ها ی شما داغونه !!!!!!! من گفتم نه من پنج تا قابلمه دارم و خیلی هم مواظب هستم !مادر مهران اينا نیامده بود





کاملا غُرگونه و فاقد ارزش.

درخواست حذف اطلاعات

بعد یسری دوست مجازی بودن؛ ما اولای تابستون که تلگرامو از رو گوشی پاک کردیم، اينا دیلیت اکانت کرده بودن. بعد الان که ما دوباره لاگین کردیم رو گوشی، دیدیم عه اينا تلگرام دارن. بعد این مدّت ارتباطمون تقریبا به صفر میل کرده بود : )) حسّاس و اينام هستن بعد و احتمالا شاکی که چرا انقد بی معرفت شدیم و اينا، حالا الان من برم بگم سوء تفاهم شده ؟ :-؟ آخه اگه سر این موضو خودشون پی ام ندادن و از ما بُ بدین سادگی هم، الان من باید شاکی باشم و اينا :)) و دیگه نخام این دوستی مس ه رو که البته قبلش هم رو به زوال هم می رفت. (بعد از چار پنج سال !) حالا حقیقتا تضمینی هم ندارم راجب خودم که اگه اینطور نشده بود، روابطمو گرم و صمیمانه ادامه داده بودم : )) شاید همین میشد تهش. + بسیار مس ه ست موضو و البته موقّت خاهد بود :/ ولی جدّا شوکّه شدم و باید یجا میگفتم.





هیچ کجا خونه خود آدم نمیشه

درخواست حذف اطلاعات

نمیدونستم اینقدر دوستش دارم :)))))))))))) خونمون رو میگم، مدتها بود خونه نرفته بودیم و خونه مامان اينا لنگر انداخته بودیم، خب هم پله نمیخواست برم بالا اونم 3 طبقه و نیم، هم شام و ناهارمون آماده بود و هم تو خونه ساعت ها تنها نبودم و......... که همه اينا هم به درخواست مامان و همسر بود هرچند من دلم میخواست برم خونموناما حالا که مامان اينا مهمون دارن ما اجبارا میریم خونمون هرچند در حد شب رفتنه :))))) ولی خب همینشم عالیههههههههههههههههههههههههه. ب به همسر میگفتم علاوه بر اینکه دلم واسه خونه تنگ شده بود گویا طی این مدت،  خیلی هم دلم برای شما تنگ شده بوده گویا که بازم متوجه نبودم





اونچه به ذهن من میاد

درخواست حذف اطلاعات

من با زبون خودم در مورد و وج از می نویسم. اينا نظر منه. قطعا کلی اشکال داره. ولی من به زبون خودم اينا رو بلدم.  [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]





00:05

درخواست حذف اطلاعات

ب اینقدد خسده و بیهوش بودم ک نشد اصن بنویسم خاب و ب هرچیزی ترجیح دادم و شیرجه زدم زیره لاحافه گرمم و خاب دیروز یک امتحانه مز فی بود قشنگ نمودم حیفه خابه صبم که بخاطرش نصفه گذاشتمش :/ تو کلاس هم خیلی سعی ک جدی باشم ولی خب نشد r.a میگفت تروخدا بسه اصن وقتی پیشت میشینم میرم خونه اینقد خندیدم دل و روده هام درد میکنن! اینم از محسنات بنده برا ایی که دوسشون دارم و نمیخام ازم خبر داشده باشن. وایی اینو بگم وسطه کلاس دیدیم نمیکشیم اینقد گفتم خسده نباشید ب که یه انتراک داد سریع پیچیدیم تو خیابون ولیعصر دنباله بسدنی پیچ پیچی مثه این خلا کلی راهمونو دور کردیم رفتیم بسدنی خوردیم دوباره برگشتیم سره کلاس خیلی کیف داد ^_^ واسه اینکه اون امتحان بیخودرو ندیم دس ب هرکاری زدیم تا زیرمیزی هم پیش رفتیم ولی خب همش بی فایده بود. اوه اوه اینو بگم داشتیم تو سلف با اقای ت. میخندیدیم که یهو یه اقاهه گفت ممکنه چن لحظه





بر اون پدرشون لعنت

درخواست حذف اطلاعات

ای خدا این اصحاب رسانه دیگه چه جانورایی هستن. یعنی از اينا من فلان فلان شده  تر ندیده بودم. اون مردک که دنبال کانالش میگشتم زد لپتاپم رو داغون کرد. تو توییترش دنبال لینک کانالش میگشتم تو نگو لینک یه ربات رو گذاشته و هر صفحه ای تو موزیلا باز میکنم اون لامصب لینکه میاد بالا. دیوانه شدم از دستش. عجب مردم فلان فلان شده ای هستن به ابالفضل. قدیما یکی دیگه بود که تو وبلاگش نوشته بود اگر با حرفای من موافق نیستین دکمه زیر را فشار دهید. منم فشار دادم لپتاپم خاموش شد. به خدا اينا نمک ریختن نیست. اينا یدن برای پدرشونه. من که هی دارم میدم.





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

تعریف بیشعوری جز این نیست که برای شادی و خوشحالی و اسایش خودتون هر غلطی ید و هر کی و خواستید ازار بدین و پاتون و روی هر خط قرمز و اخلاقی بزارین.. دفعه دیگه که با خودتون گفتین اينا همه اش شعار، ادم باید به فکر خودش باشه و اینکارارو کردین تبریک میگم شما وارد دنیای بیشعورا شدین و بزرگترین لطفی هم که میتونین ین اینه که بپذیرین و هی نخواین ثابت کنین شما خوبین.. این خودش مرحله بعدی بیشعوریه اینقد سریع جلو نرین..منبع: http://the-blue-z. /





شومینه

درخواست حذف اطلاعات

خوب فک کنم دیگه از این سفر چیزی نخوام، خونه زیگول رفتیم کباب درست کردیم. اگرچه همراه با مهدی اينا و نسرین اينا. کباب درست م به من و سینا سپردن. تو اون سرما. ما هم تلافیشو سر کبابای روی منقل در آوردیم. بدون عذاب وجدان. لب دریا هم بالا ه موفق شدم آتیش درست کنم. ب هم تنها خونه مامان اينا بودم، میخواسم اسکوپیلد ببینم که خواهرزاده ها به زور اومدن کنارم خو دم، برنامم کنسل شد. شب هم با لگد ممول یک بیدار شدم. الانم با جوسی دعا تو بهارخواب کنار شومینه در حال درست آبگوشت هیزمی هستیم. از سرما پام رو زیر شومینه. انشالله بی دردسر برگردیم.منبع: http://mox. /





شطرنجی می شود

درخواست حذف اطلاعات

لکن طوری نباشد که فصل اختلالات و انحرافات ِ آسیب شناسی روانیتان را بخوانید و هی یاد های سابقتان بیفتید! پی نوشت: اينا رو چرا به همه ی آدما یاد نمی دن؟ من توی نوجوونی هیچی از اينا نمی دونستم و سال ها متوجه نشدم اونی که باهاش تو رابطه ام شیلنگه! بله! طرف مشکل داشت و من نمی فهمیدم.