رسانه
رسانه

انسانم اگر تهش چیزی مانده آرزوست :: جستجو



انسانم آرزوست

درخواست حذف اطلاعات

دلم قرص نیستتوش ماشین لباسشویی روشنه!همش این جمله تو کله ام ه که خوبهایی که دل آدم را قرص میکنند بهتر از قرصهایی که حال آدم را خوب میکنند هستند.امشب دقیقا جای خالی اون خوب رو احساس میکنم.خوبی که نمیدونم کی هست!از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست!





انسانم آرزوست

درخواست حذف اطلاعات

بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست بگشای لب که قند فراوانم آرزوست ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر کان چهره مشعشع تابانم آرزوست بشنیدم از هوای تو آواز طبل باز باز آمدم که ساعد سلطانم آرزوست گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا برو آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست وان دفع گفتنت که برو شه به خانه نیست وان ناز و باز و تندی دربانم آرزوست در دست هر که هست ز خوبی قراضه هاست آن معدن ملاحت و آن کانم آرزوست این نان و آب چرخ چو سیل ست بی وفا من ماهیم نهنگم عمانم آرزوست یعقوب وار وااسفاها همی زنم دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست والله که شهر بی تو مرا حبس می شود آوار و کوه و بیابانم آرزوست زین همرهان سست عناصر دلم گرفت شیر خدا و رستم دستانم آرزوست جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او آن نور روی موسی عمرانم آرزوست زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول آن های هوی و نعره





انسانم آرزوست....!

درخواست حذف اطلاعات

وقتی داری با ی درد دل میکنی،درست مثل اینه که بهش یه چک سفید امضا بدون تاریخ میدی تا هروقت هر جور خواست ازش استفاده کنه پس مراقب باش که حرف دلت رو با کی و کجا میزنی...! تنها ی ک راحت میتونم باهاش حرفامو بزنم و میدونم هییییییییییییییییچوقت رنگ عوض نمیکنه همسرم بوده بقیه بی بروبرگرد یه زخمی زدن! انسانم آرزوست....!منبع: http://lovely 22. /





انسانم آرزوست

درخواست حذف اطلاعات

بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست بگشای لب که قند فراوانم آرزوست ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر کان چهره مشعشع تابانم آرزوست بشنیدم از هوای تو آواز طبل باز باز آمدم که ساعد سلطانم آرزوست گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا برو آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست وان دفع گفتنت که برو شه به خانه نیست وان ناز و باز و تندی دربانم آرزوست در دست هر که هست ز خوبی قراضه هاست آن معدن ملاحت و آن کانم آرزوست این نان و آب چرخ چو سیل ست بی وفا من ماهیم نهنگم عمانم آرزوست یعقوب وار وااسفاها همی زنم دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست والله که شهر بی تو مرا حبس می شود آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست زین همرهان سست عناصر دلم گرفت شیر خدا و رستم دستانم آرزوست جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او آن نور روی موسی عمرانم آرزوست زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول آن های هوی و نع





انسانم آرزوست

درخواست حذف اطلاعات

دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست انسانم آرزوست





مهدی جهان دار

درخواست حذف اطلاعات

زلفی گشا که جان پریشانم آرزوستپلکی بزن، تلاطم طوفانم آرزوستچشمی بخند، خنده ی مستانم آرزوست«بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوستبگشای لب که قند فراوانم آرزوست»پُر شد فضای پر زدن عالمی ز ابرلب های تشنه را نرسد شبنمی ز ابرمهتاب سوخت نیمه شبی در ستیز ابر«ای آفتاب حسن، برون آ دمی ز ابرکان چهره ی مشعشع تابانم آرزوست»آهی به دارم و اشکی به دامنمچشمی به دوردست بیابان می افکنمچاهی به عمق درد دل خویش می کَنَم«یعقوب وار وااسفاها همی زنمدیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست»کنج قفس عقابِ رها حبس می شودخورشید، پشت پنجره ها حبس می شوددر کوچه ها نسیم صبا حبس می شود«والله که شهر بی تو مرا حبس می شودآوارگی و کوه و بیابانم آرزوست»از جاده ی بدون مسافر دلم گرفتاز خواب مرغ های مهاجر دلم گرفتاز طعنه های غایب و حاضر دلم گرفت«زین همرهان سست عناصر دلم گرفتشیر خدا و رستم دستانم آرزوست»انسان هَمو که تشنه نشسته کنار نهرانسان همو ک





مهدی جهان دار

درخواست حذف اطلاعات

بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوستبگشای لب که قند فراوانم آرزوست«مولانا» زلفی گشا که جان پریشانم آرزوستپلکی بزن، تلاطم طوفانم آرزوستچشمی بخند، خنده ی مستانم آرزوست«بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوستبگشای لب که قند فراوانم آرزوست»پُر شد فضای پر زدن عالمی ز ابرلب های تشنه را نرسد شبنمی ز ابرمهتاب سوخت نیمه شبی در ستیز ابر«ای آفتاب حُسن، برون آ دمی ز ابرکان چهره ی مشعشع تابانم آرزوست»آهی به دارم و اشکی به دامنمچشمی به دوردست بیابان می افکنمچاهی به عمق درد دل خویش می کَنم«یعقوب وار وا اسفاها همی زنمدیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست»کنج قفس عقابِ رها حبس می شودخورشید، پشت پنجره ها حبس می شوددر کوچه ها نسیم صبا حبس می شود«والله که شهر بی تو مرا حبس می شودآوارگی و کوه و بیابانم آرزوست»از جاده ی بدون مسافر دلم گرفتاز خواب مرغ های مهاجر دلم گرفتاز طعنه های غایب و حاضر دلم گرفت«زین همرهان سست عناصر دلم





پول فراوانم آرزوست

درخواست حذف اطلاعات

یا رب بده که پول فراوانم آرزوستبیمارم و هزینه درمانم آرزوستهم پول باز رگ های بسته امهم پول ارتودونسی دندانم آرزوستاز شغل و این حقوق کم آزرده خاطرمیک جیب پر، چو جیب مدیرانم آرزوستیک دست، بال جوجه و دستی به تنگ دوغیعنی که دوغ و جوجه ارزانم آرزوستاز کاله جوش و اشکنه بدجور دلخورمآن قیمه های خوشگل مامانم آرزوستمادرزنم همیشه به من اخم می کندمادرزنی چو پسته خندانم آرزوستگفتند یافت می نشود گشته ایم مامن آنچه یافت می نشود آنم آرزوسترفتن به کیش و قشم و دوبی را که بی خیالیک ای گذر به لواسانم آرزوستارمغان زمان فشمی





انسانم آرزوست

درخواست حذف اطلاعات

انسانم آرزوست





مهتابم آرزوست

درخواست حذف اطلاعات

همرنگ گونه‌های تو، مهتابم آرزوستچون بادۀ لب تو، میِ نابم آرزوستای ‌ چشم توام باغ‌های سبزدر زیر سایۀ مژه‌ات خوابم آرزوستدور از نگاه گرم تو بی‌تاب گشته‌امبر من نگاه کن، که تب و تابم آرزوستتا گردن سپید تو گرداب رازهاستسر گشتگی به سینۀ گردابم آرزوستتا وارهم ز وحشت شب‌های انتظارچون خندۀ تو، مهر جهانتابم آرزوست... #فریدون_مشیری





(بدون عنوان)

درخواست حذف اطلاعات

همرنگ گونه‌های تو، مهتابم آرزوستچون بادۀ لب تو، میِ نابم آرزوستای ‌ چشم توام باغ‌های سبزدر زیر سایۀ مژه‌ات خوابم آرزوستدور از نگاه گرم تو بی‌تاب گشته‌امبر من نگاه کن، که تب و تابم آرزوستتا گردن سپید تو گرداب رازهاستسر گشتگی به سینۀ گردابم آرزوستتا وارهم ز وحشت شب‌های انتظارچون خندۀ تو، مهر جهانتابم آرزوست... #فریدون_مشیری





بنمای رخ

درخواست حذف اطلاعات

بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست بگشای لب که قند فراوانم آرزوست ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر کان چهره مشعشع تابانم آرزوست بشنیدم از هوای تو آواز طبل باز باز آمدم که ساعد سلطانم آرزوست یک دست جام باده و یک دست جعد یار ی چنین میانه میدانم آرزوستمنبع: http://clerck. /





بنمای رخ

درخواست حذف اطلاعات

بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست بگشای لب که قند فراوانم آرزوست ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر کان چهره مشعشع تابانم آرزوست بشنیدم از هوای تو آواز طبل باز باز آمدم که ساعد سلطانم آرزوست یک دست جام باده و یک دست جعد یار ی چنین میانه میدانم آرزوستمنبع: http://clerck. /





بهنوش بختیاری: خوش به ح که بزرگ نشدی/ نوید محمدزاده:انسانم آرزوست

درخواست حذف اطلاعات

واکنش برخی از هنرمندان نسبت به مرگ دردناک کودک دسال، آتنا اصلانی.





بیابانم آرزوست...اصلا انسانم آرزوست

درخواست حذف اطلاعات

یه لحظه از عصبانیت داشتم میلرزیدم سر چيزي که اصلا بهم ربطی نداشت تا مرز گریه م رفتم ... نمیدونم این داستانها کی درست میشه... یکی دیگه میمیره جنگ و دعواش مال ماست یکی دیگه عروسی میکنه دعواش مال ماست یکی دیگه یه کاری میکنه ناراحتیش واسه منه به معنای واقعی کلمه کشش ندارم دیگه... این وقتا دلم میخواد بتونم از همه دل م سر بذارم به بیابون پ.ن: خیلی ناراحتم خدایا خودت بخیرکن واقعا عاجزانه ازت طلب میکنم این قضیه رو بخیر تمومش کن





انسان

درخواست حذف اطلاعات

بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست بگشای لب که قند فراوانم آرزوست ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر کان چهره مشعشع تابانم آرزوست بشنیدم از هوای تو آواز طبل باز باز آمدم که ساعد سلطانم آرزوست گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا برو آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست وان دفع گفتنت که برو شه به خانه نیست وان ناز و باز و تندی دربانم آرزوست در دست هر که هست ز خوبی قراضه هاست آن معدن ملاحت و آن کانم آرزوست این نان و آب چرخ چو سیل ست بی وفا من ماهیم نهنگم عمانم آرزوست یعقوب وار وااسفاها همی زنم دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست والله که شهر بی تو مرا حبس می شود آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست زین همرهان سست عناصر دلم گرفت شیر خدا و رستم دستانم آرزوست جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او آن نور روی موسی عمرانم آرزوست زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول آن های هوی و نعره مستانم آرزوست گوی





خلوت (عراقی)

درخواست حذف اطلاعات

در خ چنان، که نگنجد ی در آن یک بار خلوت خوش جانانم آرزوست ایمان و کفر من همه رخسار و زلف توست دربند کفر مانده و ایمانم آرزوست





انسان

درخواست حذف اطلاعات

از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست...





آرزوست...

درخواست حذف اطلاعات

بوی عیدی که به مشامم میرسد بالا و پایین پ م آرزوست صدحیف که گذشت زمانه و شادزیستنم آرزوست ته کشید خنده ها و قهقه هایمان بعد از آن تلخی، شیرینی ام آرزوست بعداز آن سیاهی شبهای تار سپیدی روزم آرزوست حال که جوجه ها را شمرده اید آبادی میهنم آرزوست... زهراقندی





انسانم آرزوست...

درخواست حذف اطلاعات

انسانم آرزوست تن آدمی شریف است به جان آدمیت نه همین لباس زیباست نشان آدمیت اگر آدمی به چشم است و دهان و گوش و بینی چه میان نقش دیوار و میان آدمیت خور و خواب و خشم و شغبست و جهل و ظلمت حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت به حقیقت آدمی باش وگرنه مرغ باشد که همین سخن بگوید به زبان آدمیت مگر آدمی نبودی که اسیر دیو م که فرشته ره ندارد به مقام آدمیت اگر این درنده خویی ز طبیعتت بمیرد همه عمر زنده باشی به روان آدمیت رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت طیران مرغ دیدی تو ز پای بند به در آی تا ببینی طیران آدمیت نه بیان فضل که نصیحت تو گفتم هم از آدمی شنیدیم بیان آدمیت شعر از سعدی شیرازمنبع: http://herfe-rszy. /





حکایت

درخواست حذف اطلاعات







پرواز ...

درخواست حذف اطلاعات

بهشتم ... آرزوست ...رنجورم از خود و همرهان رنجورم ... پروازم آرزوست ... از تنگ و بی قواره قفس زندگی ! بال نگشوده ... اوج پروازم آرزوست !!





328. انسانم آرزوست....

درخواست حذف اطلاعات

کم کم اون دیدگاه خوبی که نسبت به پزشکا داشتم رو دارم از دست میدم، واقعا اونا تحصیل که به مردم خدمت کنن یا عیاشی کنن؟ اکثرشون هم هنوز مساله ی محرم بودن واسشون درست و حس تعریف نشده! طرف دندانپزشکه که توی تهران درس خونده، درخواست دوستی میده به خیال اینکه چون الان دندانپزشکه هر دختری حاضره براش هرکاری انجام بده، بعد درخواست آشنایی میده و انتظار داره طرف خودشو با اون محرم بدونه! واقعا چرا؟ جدیدا یا رشته ی تحصیلی عوض اینکه سواد آدم ها رو زیاد کنه اونا رو احمق تر میکنه یا شهری که توش درس میخونن ( یعنی تهران!) واقعا این رفتار ها شده معضل! وقتی تحصیل کرده ش آدم احمقی هست چه انتظاری هست از سایرین؟ بعد از اینکه کارشناسیمو گرفتم و تصمیم گرفتم دوباره کنکور شرکت کنم برا رشته ی مورد علاقه م، از خدا خواستم اگه اون رشته قراره منو عوض ( !) کنه تا آ عمرم هم اگه حتی سالها تلاش هیچوقت موفق نشم، آدم بودن خیل





به رای هم شما باید گیر بدین؟؟؟

درخواست حذف اطلاعات

ینی شک ندارم اگه الان از حمایت کرده بود همه به به چه چه می و میگفتن ببین رو!ببین با خواننده زیر زمینی هم خوبه!احتمالا با سالار عقیلی و حجت اشرف زاده هم میبردش مشهد کنسرت بذاره!! اونم دوست داره به عنوان یک فرد رای بده به رئیسی!حالا اصلا به هر دلیلی! به این ملت بیکار چه؟! #انسانم آرزوست





انسانم آرزوست

درخواست حذف اطلاعات

در اساطیر یونان باستان، از شخصیتی افسانه ای به نام پروکروستس نام برده شده است.او همه مسافرانی که قصد ورود به آتن را داشتند، روی تختی می خواباند و اگر مسافری، کوتاه تر از اندازه تخت بود، آنقدر او را می کشید تا اندازه شود یا اگر هم بلندتر بود پاها یا دستهایش را قطع می کرد!*از نظر پروکروستس تنها اشخاصی درست و کامل بودند که به اندازه تخت او بودند!داستان این تخت داستان هر روز زندگی ماست...در حقیقت تک تک ما آدم ها که خود را جزو افراد روشن و باسواد می دانیم، دیگران را با تخت پروکروستس خود می سنجیم ...تختی که ابعادش اعتقاد، باور، ثروت، قدرت، زیبایی و... است!اگر فردی در این چهارچوب قرار نگیرد، نه تنها باعث افتخار نیست; بلکه ما به عنوان یک آدم بازنده، بی عرضه و بی کفایت به او نگاه می کنیم و آنقدر او را می کشیم یا له می کنیم، 





با تو انسانم

درخواست حذف اطلاعات

در زمانی که وفا قصه ی برف به تابستان است و صداقت گل نای ست به چه باید گفت.... با تو انسانم و خوشبخت ترین.... "مهدی اخوان ثالث"





از دیو و دد ملولم و ...

درخواست حذف اطلاعات

فضای سایبری ارتباط‌ها را گسترده، ولی انسان‌ها را از هم دور کرده است. شناخت افراد از هم ظاهری و در واقع کمتر شده است. کمتر ی در شهٔ کشف گوهر باطنی انی‌ست که نزدیک اویند و او آن‌ها را نمی‌بیند. نگاه‌ها همه ابزاری شده. چه بسیار افرادی که در فضای مشترکی می‌زیند، ولی هم‌دیگر را نمی‌شناسند. و چه اندک انی که چراغ به‌دست در شهر بگردند و بگویند: از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست.





( گرداب)همرنگ گونه های تو مهتابم آرزوست(فریدون مشیری)

درخواست حذف اطلاعات

گرداب همرنگ گونه های تو مهتابم آرزوستچون باده لب تو می نابم آرزوست ای چشم توام باغ های در زیر سایه مژه ات خوابم آرزوست دور از نگاه گرم تو بی تاب گشته امبر من نگاه کن که تب و تابم آرزوست تا گردن سپید تو گرداب رازهاستسر گشت به گردابم آرزوست تا وارهم ز وحشت شبهای انتظارچون خنده تو مهر جهان تابم آرزوست فریدون مشیری از کتاب : ابر و کوچهمنبع: http://fereydoon-moshiri. /





ذکروتوسل

درخواست حذف اطلاعات

نیمه شب ذکروتوسل نزدیکتا آرزوست/دوری ازحب وستایش بهردنیا آرزوست/در کمند عشق بازی یاد ایزد مرهم است/دوستداری قیامت فکرعقباآرزوست/اشکها مانند زمزم قلب راآرامش است/بندگی با بصیرت روز وشبها آرزوست/عزت دنیاوعقبا در ولایت محوری است/جایگاه او همیشه مهر دلهاآرزوست/بهرمهدی یک ظهوری هست تقدیرجهان/گلشن روز فرج هم بهر فردا آرزوست/





از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

درخواست حذف اطلاعات

به نام یگانه خالق هستی بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست بگشای لب که قند فراوانم آرزوست زین همرهان سست عناصر دلم گرفت شیر خدا و رستم دستانم آرزوست دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست یادش بخیر اون زمان که این شعر رو توی کتابهای درسی میخوندیم بعضی وقتها توی ذهنم تصور می .. که پیرمرد ریش سفید با فانوس نفتی توی تپه های اطراف شهر نصفه شب داره قدم میزنه و ... اما الان که هر روز بیشتر از روز قبل این دروغ، دغل و .. ی، ریاکاری و فریب همنوع و هموطن و خیلی وقت ها فریب خواهر و برادر رو فقط برای بدست آوردن چندهزار تومان می بینم بیشتر به درد مولانا پی میبرم. تازه نکته جالب اش اینه که اون زمان تمام مردم مسلمان نبودند در واقع از همه ادیان و مذاهب بودند اما الان که ادعا میکنند کشور مسلمان و متدین و خداترس و م .. ع حرم اهل بیت توی کشورهای همسایه هستیم. تحمل این همه درد و ظلم و





«کمی انسانم و بسیار گنجشک » منتشر شد

درخواست حذف اطلاعات

مجموعه دوبیتی های سیدحبیب نظاری با عنوان «کمی انسانم و بسیار گنجشک « برای نوجوانان منتشر شد.





( گرداب)همرنگ گونه های تو مهتابم آرزوست(فریدون مشیری)

درخواست حذف اطلاعات

گرداب همرنگ گونه های تو مهتابم آرزوستچون باده لب تو می نابم آرزوست ای چشم توام باغ های سبزدر زیر سایه مژه ات خوابم آرزوست دور از نگاه گرم تو بی تاب گشته امبر من نگاه کن که تب و تابم آرزوست تا گردن سپید تو گرداب رازهاستسر گشتگی به گردابم آرزوست تا وارهم ز وحشت شبهای انتظارچون خنده تو مهر جهان تابم آرزوست فریدون مشیری از کتاب : ابر و کوچهمنبع: http://fereydoon-moshiri. /





غزل نا تمام

درخواست حذف اطلاعات

حالا که رفته ای نم باران قشنگ نیست غرب و شمال و مرکز ایران قشنگ نیست! « آورده بود چشم سیاهت یقین به من »۱ آه این یقین قاتل ایمان قشنگ نیست « از دیو دد ملولم و انسانم آرزوست »۲ وقتی که نیست در خور انسان قشنگ نیست هر روز با نبودن تو خیس می شوم رگبار های آ آبان قشنگ نیست... ... باران شعر های پر از درد، درد باش! تا لحظه های آ این مرد، مرد باش! ... ۱) علیرضا بدیع(آورده است چشم سیاهت یقین به من) ۲) دیوان شمس مولوی





انسانم آرزوست ...

درخواست حذف اطلاعات

ای داد و بیداد از این نفس سرکش که اگر مهارش نکنی تو را به ناکجا آباد خواهد برد ... سرکش است و سرکش ... افسارش را رها کنی باخته ای ... بد زمینت میزند ... و آن وقت تو میمانی و یک وجود بی وجود ... انسان به انسانیتش زیباست ... به خواستن و توانستنش زیباست ... به وجود محکم و با صلابتش زیباست از این پس می جن م ای نفس ... تن به تن ... تو بگو شکم پرستی من میگویم نه ؛ تو بگو کاهلی و پرخو من میگویم نه ؛ تو بگو هوس من میگویم نه ... این نه گفتن ها تو را می شکند و به آنجایی می رساند که دیگر میدانی در من نافذ نخواهی بود ... و آن روز پیروزی من است ... خدایا در این راه بس دشوار کمکم کن ...منبع: http://tanha-to-bedan. /





کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

درخواست حذف اطلاعات

میگویند جهان رو به انبساط است کدام نظریه بود که میگفت : اگر جهان منقبض شود ، زمان به عقب بر میگردد .، نمیدانم ولی هی به ذهنم میارد که بگذار زمان به عقب برگردد شاید خدا دست هایش را بشوید و تصمیم تازه ای بگیرد ... داشتم فکر می چقدر پدیده های تصادفی و آشوب واری در اطرافم هست ، چقدر همه چیز آشفته ست ! ولی همه برای دنیای انسان هاست ... در طبیعت هیچ کدام را نمیبینم اینجاست که مو بر تنم میایستد !





محمدمهدی سیار / موسیقی متن سریال حانیه ♫♫

درخواست حذف اطلاعات

(شعر تیتراژ سریال حانیه با موسیقی فرید سعادتمند و صدای سالار عقیلی) ... با تو نگفته بودم/ از گریه های هر شب عشقت نشسته بر دل/ جانم رسیده بر لب من بی تو سرگردان/ من بی تو حیرانم شرحی ز گیسویت/ حال پریشانم بی تابم این شبها/ بی خوابم ای رؤیا از تو چه پنهان من/ گم کرده ام خود را پیدایم کن/ شیدایم کن آزادم کن از این سکوت بی پروا بی تابم این شبها/ بی خوابم ای رؤیا از تو چه پنهان من/ گم کرده ام خود را چشمی بگشا/ بشکن شب را تا با تو بگذرم از این همه غوغا پیدایم کن/ شیدایم کن آزادم کن از این سکوت بی پروا محمد مهدی سیارمنبع: http://jeyhoon20. /