رسانه
رسانه

اووووف :: جستجو



اووووف

درخواست حذف اطلاعات

بالا ه از خونه رفتند بیرون اووووف روی اعصاب اند





اووووف

درخواست حذف اطلاعات

مصطفی نون حوصله نداره بیاد بمن زنگ زد که به بگم بیمارستان و بمونه خونه اووووف





می خوام بخوابم

درخواست حذف اطلاعات

بالا ه بابا خان ول کرد اووووف





اووووف

درخواست حذف اطلاعات

با ۱۴ دقیقه تاخیر رسیدم شرکت چ





آخ جون

درخواست حذف اطلاعات

آخیش رفتند منم نرفتم باهاشون اووووف جووووووووون





اووووف

درخواست حذف اطلاعات

حالا دست جمعی اومدیم خونه مرضیه... برای دید و بازدید به زور منو آوردن





اووووف

درخواست حذف اطلاعات

هیچ مامان خانم اومد از خونه مرضیه باید بشینم پیش ش وگرنه میگه همه ش نشستی پای لب تاپ





اثرات قرص

درخواست حذف اطلاعات

چقدر میخوابم لامصب قرص گیج کرده خیلی وقته بیدارم اما نمی تونم از جام بلندشَمِ اووووف





اووووف

درخواست حذف اطلاعات

نمیدونم بازم زد بسرم حالا که از درد خوابم نمی بره گوشی رو فاکتوری ریست کنم مریضی بدی!!! یه زمانی با ویندوز و هارد لب تاپ این کار رو می





اووووف

درخواست حذف اطلاعات

الان هم که مامان خانم رفته بخوابه زده بسرم فدورا نصب کنم لعنت به من هرکاری میکنم برای فرار از کارهای مفید و سودمند





تاپ سی همبر

درخواست حذف اطلاعات

تاپ سی گرفتم برم شرکت راننده داره همبرگر میخوره منم از صبح تا حالا فقط ۳ دونه ما خورده بوی همبرگر پیچیده توی ماشین اووووف





اووووف

درخواست حذف اطلاعات

از ۱۶ آبان ماه که این اپلیکیشن حسابداری رو راه انداختم و هزینه هامو ثبت میکنم ۴۸ هزار تومن پول تا ی داده ام!!! چرا چون صبح ها دیر از خواب بیدار می شم و دیر از خونه میزنم بیرون و دیر میرسم شرکت یا





اووووف

درخواست حذف اطلاعات

اومدم خونه مامان خانم عذا پخته بود خوردم منتظرم فوتبال شروع بشه نمیدونم چی شد کانال رو که ساختم حذف ... شاید دوباره امشب درست لعنت به این وضعیت روحی من





تجربه جدید :)

درخواست حذف اطلاعات

پنجشنبه ظهر قراره ی کاری م ، ی تجربه خیلی جدید ! و استرس زاااااااااگه بشه میام میگم ، اووووف





پووووف

درخواست حذف اطلاعات

#هوش_ عجب الاغی میگه اگر #میان_ترم و #پایان_ترم ۱۰ شدید ۵ نمره پروژه رو اضافه میکنم؟  اووووف با پروژه رو میدن عجب الاغی اوووف!!!!





اووووف

درخواست حذف اطلاعات

الان زنگ زده ام مرکز # خود مسئول انگار گوشی رو جواب داد و همین الان نامه رو گفت ارجاع داده !!!! لعنت بهشون 





اووووف

درخواست حذف اطلاعات

#مامان_خانم بازم بهم گفت یکی رو پیدا کن یا بمن بگو یکی رو پیدا کنم؟  گفت به دوست هات و همکارت بگو یکی رو برات پیدا کنند #مامان_خانم نمیدونم من هیچ دوستی نداشتم و ندارم... اوووف





اووووف

درخواست حذف اطلاعات

آبجی خانم اینا با بابا خان رفتند آبادان هیچ لحظه ای به مامان خانم گزارش میدن الان زنگ زده ضحا دختر آبجی خانم جیغ و داد که فردا مدرسه شون بخاطر آب گرفتگی تعطیل شده ...





اووووف

درخواست حذف اطلاعات

داداش محسن زنگ زده میگه الان میاد ماشین رو می برم، آخه مامان خانم اینا راه می افتند؟ هیچی هم بمن نگفتند؟ نباید هم بگن من اصلا مهم نیستم؟ که بدونم یا ندونم؟ زنگ هم میزنم جواب نمیدن.به جهنم می میخواد بره کی میخواد بیاد کی چی کار میخواد





مرسی #فرقه_تب ار_جمهوری_ ی

درخواست حذف اطلاعات

# _سید_عباس تا پارسال قمه زنی می کرد روضه خوانی میرفتم اما الان که اومده اینجا میگه واقعی وجود ندارد و با عرب هاست! و داره با # _سید_علی م بحث میکنه اووووف مرسی #فرقه_تب ار_جمهوری_ ی





اووووف

درخواست حذف اطلاعات

ذهنم من خیلی احمق الان بلند شدم برم # یه دفعه گفت از دوست دارم متنفرم و بعد لینک شد به جریان #مرجان_سین و این که چطور احمقانه بهش درخواست دوستی از راه دور داده ام چی بهش میگن خارجکی ها لانگ دیستنس... بعد یه دفعه بدون هیچ مقدمه ای پرید روی فوتبال!!!!چرا ذهن من اینقدر احمق ِ؟





اوووف با کلاس ها

درخواست حذف اطلاعات

توی جلسه هستم توی اتاق #آقای_ح،  به خانمی اومده حرف میزنه در مورد تلگرام تبلیغ و این دری وری ها!!!؟؟  بعد زنگ زده باباش میگه پدر!!!! به مادر بگو شب می آییم خونه، به شما سر میزنیم!!؟؟  یاد این بود که پسر ن نا بود و پدرش افتاده بود زندان افتادم!!!!! پدر، پدر!!!!! چقدر اینا با کلاس اند!!!! اووووف





فرمایش آقا

درخواست حذف اطلاعات

مرتضی ۳ تا دختر بزرگ داره اگر اشتباه نکنم هر سه تایی شون بالای ۱۸ ساله باید ۲ ساله پیش یه بچه ی دیگه بدنیا آورده اند بخاطر فرمایش حضرت آقا!!!! اینقدر ابله!!!! این این دختر آ ی داری با صدای بلند قصه ی شنگول منگول تعریف میکنه!!!! اووووف





حالم مشخصه؟؟

درخواست حذف اطلاعات

درست همون وقتی که میخوام بگم دیگه کامپیوتر دوست ندارم، یک آپدیت اووووف واسه ویندوز میاد بعد من یک جوووری .. ذوق میشم که انگار بهتر از این اتفاق دیگه امکان نداره بیفته...! من دروغ میگم اگه بگم دوسش ندارم...عاشق دنیای کامپیوترم ((:منبع: http://barunak. .. /





لعنت به پای چلاق

درخواست حذف اطلاعات

وایستاده بودم کنار میز شرکت چرخیدم پایی سالم بلند شد و حرکت کرد نفهمیدم چی شد پای چلاق م نکشید و کشیده شد روی زمین همین باعث شد پای گیر کنه به سیم تلفن!؟!؟ لعنت به این پای چلاق!؟!؟ تمام سیم ها و پریز ها از توی پریز دراومد داغون شد!!!! همه اومدن چی شده؟ ح خوبه؟ اووووف؟!؟ #آقای_مدیر_عامل گفت ح خوبه نمک بخور شاید خوب شی!؟! لعنت به پای چلاق





گاها....

درخواست حذف اطلاعات

یه مادر بزرگ دلنشینی کنارمون بود تو راه....یه فیلسوف به تمام معنا بود....! یه مادربزرگ عالم....اونجا دلم خواست داشتن همچین آدمی رو ....از دوست داشتنی ترین جاهای عالم اول حرم حسین و حضرت عباس و بعد حرم رضا.... اینکه اینجام جزوه آرامش درونیم میشه. بعد از حدود ۴ یا ۵ ماه استرس های زیاد امروز یه چیزایی گفتم به مامانم اینا. اونقدر وضعم وخیمه که از هیچ دقیقه ایم لذت نمیبرم. اووووف





اووووف

درخواست حذف اطلاعات

دیروز #آقای_حق_مدیر_عامل به #مهران_ب_مدیر_پشتیبانی تلفنی گفته به #برنامه_نویس_آقای_مجتبی_ف بگو به #آقای_رضا دسترسی بدهد به سرور که یه قطعه کد رو که از #برنامه_نویس_خانم_سمانه_عین گرفته رو کپی کنه هیچ دیروز هرکاری که کرده ام نشد الان رفتم پیش #برنامه_نویس_خانم_سمانه_عین بهم میگه داری درست کار کنی اما #برنامه_نویس_آقای_مجتبی_ف بهت دسترسی نداده که بتونی ذخیره کنی و نتیجه کار رو ببینی قشنگ منو میپیچونند





اووووف

درخواست حذف اطلاعات

دیروز که سر کار بودم پستچی نامه شرکت رو آورده خونه نبودیم هیچ یه کاغذ انداخته توی خونه که باید شنبه برم با نامه پست نشاط نامه مو تحویل بگیرم جالبه که روی کاغذ شماره موبایل شو نوشته زنگ زده ام میگه بیا اداره پست نامه تو تحویل بگیر!!! لعنتی مریضی کاغذ شماره تو نوشتید انداختید توی خونه!!!!!!!





اووووف

درخواست حذف اطلاعات

گرامی #هوش_ هفته پیش نمود حالا میگه هفته ای دیگه بعد تایم کلاس  بیائید برای تحویل پروژه!!!! 





پلیدِ درون

درخواست حذف اطلاعات

فکرمی بعد از تمام این دردهادیگه هرگز از ش ت ی خوشحال نشمولی انگار نه!متاسفانه واقعا خوشحالم از باخت آلمان:|تمام طول مدتی که زیرچشمی و بی تفاوت به تلوزیون نگاه می استرس خونم اونقدر زیاد بود که قلبمو تو حلقم حس می حتی سی ثاتیه آ بازی برام سه سال گذشت تا سوت داورو بشنومبا توجه به این وضعیت...پس مسیر پیش روم برای آدم شدن! همچنان خیلی طولانیه...+پلیدِ درونم خیلی زنده و سرحاله! تنها تفاوتم این بود که جیییییغ و هورا نکشیدم بعد سوت پایان و فقط اینجا دارم میگم مردممممممم از خوشحالیاووووفاوووووووفاوووووووووووف+اهدنی صراط الحق:|





لعنت به آدم احمق

درخواست حذف اطلاعات

لعنت به من احمق من دراز کشیده بودم پای فوتبال حسن پسر بهجت ا شد در گوشم گفت من بخاطر اینکه میخوایی بیمه عمر بشی اومدم!!! گفتم بخاطر من؟ اووووف هیچ الان هم کلید از مامان خانم گرفت با حسین پسر مرضیه رفتند بیرون شب نشینی!!!! چرا من نرفتم چون اصلا خوشم نمیاد توی چنین جمع های باشم، هرکاری می کنند و تهش به قول خودشون به روضه میرند و یا یه کربلا همه چیز حله!!!!به مامان خانم گفتم هیچ به خاطر من هیچ جایی نمیاد این برنامه شو چیده بود و از روستا اومده؛ بهجت به مامان خانم زنگ زد که مامان خانم بهش بگه بره دنبال کار بگرده!!!!





سردرگمم

درخواست حذف اطلاعات

حالا باید چیکار کنم؟کادوی تولدمو از دوستم گرفتم همون کادویی ک منو به تو وصل میکنه... اما... الان باید دقیقا چیکار کنم هومن؟احسای میکنم تو دو قدمیتم و نمیتونم کاری .. م ...یه سد به اندازه یه دنیا جلومه... اخه خدایا قربونت برم چرا اذیتم میکنی؟نه اینکه اذیت ها ولی خب هرچی میخوام نصفه بهم میدی اخه این چ وضعشه؟ اوووووف اووووف میبینی هومن چ وضعیتی دارم؟به خدا دارم دیوونه میشم همشم تقصیر توعه....دوروز راحتم بزار ببینم باید چیکار کنم با این وضعیت الانم هووووف فعلا همینمنبع: http://zendegi-h. .. /





بازنویسی « باران سرب » تمام شد

درخواست حذف اطلاعات

داریوش غذبانی با بیان اینکه بازنویسی « باران سرب » به پایان رسیده است، از آغاز برداری آن در ابتدای سال ۹۶ گفت. داریوش غذبانی کارگردان سینما درباره آ ین وضعیت تولید سینمایی « باران سرب » اینگونه گفت: این مربوط به روزهای اول جنگ است که هنوز عراق وارد خاک ایران نشده بود و سپس در طول داستان می بینیم که عراق کم کم سعی می کند نیروهای خود را وارد ایران کند. در واقع ما در این به روزهای اولی که مردم هنوز اطلاعی از درگیری ها نداشتند، می پردازیم. بازنویسی نامه این اثر به پایان رسیده اما تا زمان دریافت پروانه ساخت ی ری جزییات دیگر نیز به آن می افزاییم و ماه آینده درخواست پروانه ساخت می دهیم. آبادان، مشهر و تهران لوکیشن های اصلی این سینمایی هستند و با توجه به اینکه های جنگی همیشه پروداکشن های خاص خود را دارند برای ساخت «باران سرب» تجهیزات نظامی و هزینه زیادی لازم است اما با ارگان های مختلفی صحبت کرده