رسانه
رسانه

این روزهاکه نه :: جستجو



دلنوشته

درخواست حذف اطلاعات

روزهای رفته ی سال را ورق میزنم .......چه خاطراتی که زنده نمیشوند.......چه روزهاکه دلم میخواست تا ابد تمام نشوندوچه روزهاکه هر ثانیه اش یک سال زمان میبرد.......چه فکرها که آرامم کرد و چه فکرها که روحم را ذره ذره فرسود.......چه لبخندهاکه بی اختیار برلبانم نقش بست و چه اشک هاکه بی اراده از چشمانم سرازیر شد......چه آدم هاکه دلم راگرم د چه آدم ها که دلم را ش تند......چه چیزهاکه فکرش را هم نمی وشد و چه چیزهاکه فکرم را پرکردو نشد.......چه آدم هاکه شناختم و چه آدم هاکه فهمیدم هیچگاه نمیشناختمشان.......وچه.......و سهم یک سال دیگر هم یادش بخیر میشود.......کاش ارمغان روزهایی که گذشت آرامشی باشد از جنس خدا......آرامشی که هیچگاه تمام نشود......به قول خسرو شکیبایی:عید واقعی از آن ی است که پایان سالش را جشن ب رد، نه آغاز سالی که از آن بی خبر است. ‎ ‎"آ سال تون قشنگ"منبع: http://asmanabe. /





chi shod

درخواست حذف اطلاعات

: روزهای رفته ی سال را ورق میزنم .......چه خاطراتی که زنده نمیشوند.......چه روزهاکه دلم میخواست تا ابد تمام نشوندوچه روزهایی که هر ثانیه اش یک سال زمان میبرد.......چه فکرها که آرامم کرد و چه فکرها که روحم را ذره ذره فرسود.......چه لبخندهاکه بی اختیار برلبانم نقش بست و چه اشک هاکه بی اراده از چشمانم سرازیر شد......چه آدم هاکه دلم راگرم د و چه آدم ها که دلم را ش تند......چه چیزهاکه فکرش را هم نمی وشد و چه چیزهاکه فکرم را پرکردو نشد.......چه آدم هاکه شناختم و چه آدم هاکه فهمیدم هیچگاه نمیشناختمشان.......وچه.......کاش ارمغان روزهایی که گذشت آرامشی باشد از جنس خدا......آرامشی که هیچگاه تمام نشودمنبع: http://amoramor95. /





این روزهاکه نه

درخواست حذف اطلاعات

اين روزها که نه همیشه جویای حال دیگران میشوم دوستان خودم وحتی دوستان قدیمی تو دوست یادشمن بودنشان برایت رانمیدانم اماحالشان رامیپرسم همیشه دربدترین شرایط حتی نخواهندهم دلداریشان میدهم وباخوشی هایشان خوب میشوم درست مثل حال توکه میپرسم ح .. خوب است؟ اماخوشی بعضی هاراهیچ وقت ازیادنمیبرم که شدبرای من غم ولی ولی .. ی چراجویای حال من نمیشود؟. حتی تو همه به فکرخویش اند اه که دنیاچقدربزرگ شدهمنبع: http://asma-14. .. /





وقایع پرستاریه - مدرنیته در بیمارستان...!

درخواست حذف اطلاعات

اين روزهاکه پرستاری خصوصا در استان عزیزم روزهای خوشی را نمیگذراند و به جشن ی ال معوقات نزدیک میشویم بد ندیدم تا طنز کوچکی را تقدیم همکاران گرامی کنم....امروز ع ی در یکی از مراکز توسط همکاران به دست اينجانب رسید که در پایان مطلب ضمیمه خواهد شد....در اين ع ارسالی از جدیدترین وسیله نقل وانتقال بیماران رونمایی گردید....وسیله ای که نام آنرا داشکا گذاشته اند...داشکا در زبان روسی به معنای ماشین میباشد و سالهاست وارد فرهنگ وزبان لانیان شده است....ورود داشکا به بیمارستان را باید به فال نیک گرفت و از مسئولین عزیز جهت اين نوآوری تشکرات فراوان کرد....زیرا بارها شاهد بوده ایم که آسانسور اب گردیده و وسیله ای جهت نقل و انتقال بیماران موجود نیست....فلذا داشکا میتواند اين نقیصه را به خوبی کاور کند....فقط لازم است تا دوره های حرفه ای برای حمل و نقل با داشکا برگزار گردد زیرا سطح جلویی اين وسیله کمی انحنا داش





این روزها...

درخواست حذف اطلاعات

بسم رب العالمین اين روزهاکه میگذرد،غرق حسرتــــــــــــــــم مثل قنوت های بدون اجابـــــــــــــتم! بسته ست چشمهای مراغفلت گناه توحاضری منم که گرفتارغـــــــیبتم... سلام خداجونم... سلام بریوسف زهراوشال سیاهش! کاسه های خالی ماراتوپرکن ازوفا...جان زهراجان زینب جان ماآقابـــــــــیابارهادادی سلام ازمن نیامدیک جوابـــــ اين غریبی میدهدچشمان خونت راعذابــــ غربتت را گریه کن آقابه گوش چاه آب! امروزکه عزم رویش دارم کاش میشدبذر شوم وخودرادرخاک پایت پنهان کنم!وتابه آبی ترین نقطه هستی بالاروم...هروقت که روشنایی دعارادرتیر دلم میکارم بهاران آرام،آرام دربرگ هایم می خزدوساقه هایم عاشقانه تورافریادمیزنند... آقای من! به زلال اشک هایم قســــــــــــــــم! درکوچه های غمــــــــــــین وغریب روزگار،تنهادرهوای آینده روشن انتظارنفــــس میکشم!وظهورت رابه انتظارمیکشـــــــــــــــم! کاش میشداين روزهابه د





یک اثر برگزیده از یک طرح

درخواست حذف اطلاعات

نامه ای به خودم ؛ زمانی که مادر می شوم ... اين تیتر ، عنوان مسابقه ای بود که در قالب طرحی مشترک با استانداری به مناسبت روز مادر برای اعضای مکاتبه ای و حضوری مراکز ارسال شد . اثری که می خوانید یکی از آثار برگزیده ی همین طرح است . ******* "برای صنم روی من" حوالی همین بهار ماه را گذاشته ام نگهبان، اينجا گرگ ها درخیال گاز زدن ماه هستند ومن درفکرتو مینویسم برای گرمای تابستان، برای خزان وبرگ ریزان وسیب­های نارس. برای گره به یلدا مینویسم، برای هزار و یک شب، درهزاره اين شب ها فکر می کنم که عزیز کرده ی دلم کی می آید؟ درفصل گلاب ری یا فصل مرگ برگ ها و یا فصل بافتن قصه ها ازغصه ها برای تن سرما. توجایی در درون من رخنه کرده ای و ضربان قلب تو گوش هایم را می لرزاند. به پنچ سال بعد از حال اين روز ها فکر می کنم. نشسته ای روبه رویم پاهایت را بغل کرده ای با چشم هایی که دوروبرش را اب گرفته رفته ای





یک اثر برگزیده از یک طرح

درخواست حذف اطلاعات

نامه ای به خودم ؛ زمانی که مادر می شوم ... اين تیتر ، عنوان مسابقه ای بود که در قالب طرحی مشترک با استانداری به مناسبت روز مادر برای اعضای مکاتبه ای و حضوری مراکز ارسال شد . اثری که می خوانید یکی از آثار برگزیده ی همین طرح است . ******* "برای صنم روی من" حوالی همین بهار ماه را گذاشته ام نگهبان، اينجا گرگ ها درخیال گاز زدن ماه هستند ومن درفکرتو مینویسم برای گرمای تابستان، برای خزان وبرگ ریزان وسیب­های نارس. برای گره به یلدا مینویسم، برای هزار و یک شب، درهزاره اين شب ها فکر می کنم که عزیز کرده ی دلم کی می آید؟ درفصل گلاب گیری یا فصل مرگ برگ ها و یا فصل بافتن قصه ها ازغصه ها برای تن سرما. توجایی در درون من رخنه کرده ای و ضربان قلب تو گوش هایم را می لرزاند. به پنچ سال بعد از حال اين روز ها فکر می کنم. نشسته ای روبه رویم پاهایت را بغل کرده ای با چشم هایی که دوروبرش را اب گرفته رفته