رسانه
رسانه

باران :: جستجو



بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

چترها را باید بست.زیر باران باید رفت.فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد.با همه مردم شهر ، زیر باران باید رفت.دوست را، زیر باران باید دید.عشق را، زیر باران باید جست.زیر باران باید با زن خو د.زیر باران باید بازی کرد.زیر باران باید چیز نوشت، حرف زد، نیلوفر کاشت چقدر اینو دوست دارممنبع: http://mytranquility. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

باران که میبارد ... باران که میبارد دل من فرو می ریزد باران که میبارد دل من بغض میگیرد باران که میبارد... هوای دو نفره نیست برایم باران که میبارد مرا عذاب میگیرد مبادا تو باشی در این حوالی باران که میبارد چقدر غریبه میشوم برای خودم باران که میبارد غریبه ها چقدر آشنا میشوند باران که میبارد چقدر نشانه از تو میبارد باران که میبارد غریبه های پیاده رو نشانه های تو را ازم میدزند یکی کفشهایت... یکی چادرت... یکی عطر خی ... یکی... باران که میبارد دلم بغض میکند٬آسمان گریه باران که میبارد خی مرا به دار می کشد مبادا تو خاطرات مرا در این حوالی با غریبه ای ورق می زنی؟! باران که میبارد رویای با تو بودن سیل میشود باران که میبارد احساست بهم آنتن نمی دهد باران که میبارد...منبع: http://shaba13. /





"باران باش"

درخواست حذف اطلاعات

تا به حالا رسم عشق باخ کرده ای؟زیر باران با ستاره ریز ریز نجوا کنان در وجود یک ترانه هم ص کرده ای؟دست هایت رو به بالا نم نم باران عشق تو چرا باران را آسمانی کرده ای؟یک دفعه توی این کوچک ی بن بست باران باش یک وقت دیدی کودکی پای را با دو سه لقمه هوایی کرده ای یا که یک جرعه دو سه حتی چهار یا دل سیر آب در فنجان بنده خ کرده ایتو بیا محض رضای خدا باران باش باران که نباشی یک وقت دیدی تیر سه شعبه رو به جایی کرده ایمنبع: http://differentfictions. /





بزن باران

درخواست حذف اطلاعات

متن آهنگ بزن باران حبیب بزن باران بهاران فصل خون استبزن باران که صحرا لاله گون استبزن باران که به چشمان یارانجهان تاریک و دریا واژگون استبزن باران که به چشمان یارانجهان تاریک و دریا واژگون استبزن باران بهاران فصل خون استبزن باران که صحرا لاله گون استبزن باران که دین را دام دشکار خلق و صید خام دبزن باران خدا بازیچه ای شدکه با آن ب ننگ و نام دبزن باران به نام هرچه خوبیستبه زیر آ وار گاه پایکوبیستمزار تشنه جوباران پراز سنگبزن باران که وقت لایروبیستبزن باران بهاران فصل خون استبزن باران که صحرا لاله گون استبزن باران و شادی بخش جان رابباران شوق و شیرین کن زمان رابه بام غرقه در خون دیارمبپا کن پرچم رنگین کمان رابزن باران که بی صبرند یاراننمان خاموش گریان شو ببارانبزن باران بشوی آلودگی رازدامان بلند روزگارانبزن باران بهاران فصل خون استبزن باران که صحرا لاله گون استبزن باران که دین را دام دشکار خلق





فاز غم

درخواست حذف اطلاعات

باران میبارد و صدای ان مرور نم نم خاطرات با تو بودن از تو سرودن است و تصویر باران تصوری از خاطره با تو بودن را به یادم میاوردچه شیرین گرم بود آن روز های دونفری در زیر باران و چه تلخ است باران چشمم در نبود تومنبع: http://shaghayegh75. /





اشعارم

درخواست حذف اطلاعات

چشم ها را باید شست،جور دیگر باید دیدچتر ها را باید بست، زیر باران باید رفتفکر را، خاطره را، زیر باران باید بردبا همه مردم شهر زیر باران باید رفتدوست را زیر باران باید دید،عشق را زیر باران باید جستسهراب سپهری_______ چشم هایم را شستم جور دیگر هم دیدم این شد که چترم را بستم ،زیر باران رفتم با خود اما همه ی مردم این شهر را بردمو در آن همهمه ی بی خبری همه بودند جز تو، بارها جُستم اما ندیدم عشقی.. خاطراتت خیس شد فکرت نیست شد ،باران بند آمد همه مردم رفتند من ماندم و چتری بسته خاطراتی خیس عشقی دور وفکری نیست... بهاره حجتیانمنبع: http://baharehhojatian. /





باران جان ، اندکی آرام بگیر!

درخواست حذف اطلاعات

باران می بارد...با شدت زیاد...انگار میخواهد بگوید هستم ، نمیروم ، همین هست که هست! شهر شما شهر باران است ، بیخود رویای برف را به دل راه ندهید. من اما باور نمی کنم ، مثل هرسال که هوا سوز برف دارد و باران می بارد ، هر نیم ساعت می روم پشت پنجره و از آنجا زل می زنم به نور تیر چراغ برق. زیر آن نور نارنجی راحت میشود فهمید این چیزی که می بارد برف است یا باران. هرچند فعلا که با این صدای شر شر اومیدی به ان آرامش برفی نیست.منبع: http://a-sade. /





بگذار باران ببارد

درخواست حذف اطلاعات

بسم الله الرحمن الرحیمدلم تنگ شده برای شرم شیشه های پنجره هابرای وقتی که از روی حیا عرق میکنندبرای وقت هایی که باران انگشت به صورتشان میزنددلم برای باران تنگ شدهاصلا دارم فراموش میکنم باران چه شکلی استخدایا ، عقوبت آقا و آقازاده ها را بگذار برای آن دنیابگذار باران ببارد ..نکته دان.منبع: http://noktedan. /





باز باران

درخواست حذف اطلاعات

باز باران با ترانهمیخورد بر بام خانهیادم آمد کربلا رادشت پر شور و بـلا راگردش یک ظهر غمگینگرم و خونینلرزش طفلان نالانزیر تیغ و نیزه ها رابا صدای گریه های ک نهو ندرین صحرای سوزانمیدود طفلی سه سالهپر له ، دلش ته ، پای خستهباز باران قطره قطرهمی چکد از چوب محملآخ باران کی بباری بر تن عطشان بارانتر کنند از آن گلو راآخ باران ... آخ باران منبع: http://khanoomkocholoo84. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

باز هم باران بود و دلم تنگ و غریب من در شه ی تو آسمان غرق در اندوه خودش و خدا با ما بود باز هم باران بود آسمان محو تماشای نگاهم و من اندر غم خویش آسمان،شعر،هوای خنک پاییزی من،خیال تو،درختان همگی پای هر شر شر باران همه جان گوش شدیم و خدا با ما بود... باز هم باران بود...منبع: http://baharekhazan9568. /





باران که میبارد تو در راهی....

درخواست حذف اطلاعات

باران آغوش بگشا تا تو را برباید زبان بگشا در این آشوب بازار شرشر باران نم نم اشک هایت را محو میکند بی شک در این باران امنیت را دریاب عاشق شو و عاشق بمان دوست بدار تا ابد :) #بارون_حال_خوب_کن #اینجا_شیراز_جاری_در_باران #کلا_بارون_خوبه :)) #مرسی_خداجون :* منبع: http://baroooonbahari. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

باران بارید! زیاد طول نکشید ولی بارید! بعد از چهار ماه بالا ه درخت ها باران را با دل و جان مکیدند! و انسان ها با لذت بوی خوش باران را داخل ریه هاشان کشیدند:) چه خوش بو بود! الان آسمان شهر خیلی تمیز شده!انگار یه دستی به سر رویش کشیده!هوا هم هوای مورد علاقه من است!ابری! گل کاغذی مان بعد باران گل هایش باز شده:) خدایا شکرت! این هم ع حیاطمان بعد باران:) کلیک منبع: http://es-der-kash. /





من بد شدم

درخواست حذف اطلاعات

باران می بارد من خیس خیس میشوم تو میایی من میروم زیر همان باران چشمانت من بد شدمو رفتم تو زیر باران به آسمان رفتی من خندیده بودم به حرف تو نرو که بی تو میمیرم .... 9:02 شب 95/8/27 منبع: http://ssssakineh. /





ای باران

درخواست حذف اطلاعات

تا ماه شب افروزم پشت این ها نهان استباران دیده ام، همدم شبم یارِ آنچنان استجان می لرزد که ای وای اگر دلم دیگر برنگرددماهم به زیر خاک و دلم در این ظلمت زمان استای باران ای باران از غصه ام آگاهیبزن نم به خاکش ز اشکم نپرسد چرا تنهاییبگو به خاک هم نشین ماهیمی باری بر مزارش خوش به ح که بارانیاز قطره ات چون شکفد به خاکش سبزه همیبوی ماهم کشان ابرِ خاکش، ابرِ بارانمنبع: http://tia75. /





آخ باران...

درخواست حذف اطلاعات

باز باران با ترانهمیخورد بر بام خانهیادم آمد کربلا رادشت پر شور و بـلا راگردش یک ظهر غمگینگرم و خونینلرزش طفلان نالانزیر تیغ و نیزه ها رابا صدای گریه های ک نهو ندرین صحرای سوزانمیدود طفلی سه سالهپر له ، دلش ته ، پای خستهباز باران قطره قطرهمی چکد از چوب محملآخ باران کی بباری بر تن عطشان بارانتر کنند از آن گلو راآخ باران ... آخ باران منبع: حاج حمیدمنبع: http://montazerankhorshid. /





باز باران بی ترانه

درخواست حذف اطلاعات

باز باران بی ترانه.... باز باران با تمام بی ی های شبانه می خورد بر مرد تنها می چکد بر فرش خانه باز می آید صدای چک چک غم باز ماتم من به پشت شیشه تنهایی افتاده نمی دانم ، نمی فهمم کجای قطره های بی ی زیباست نمی فهمم چرا مردم نمی فهمند که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می لرزد کجای ذلتش زیباست نمی فهمم کجای اشک یک بابا که سقفی از گِل و آهن به زور چکمه باران به روی همسرو پروانه های مرده اش آرام باریده کجایش بوی عشق و عاشقی دارد نمی دانم نمی دانم چرا مردم نمی دانند که باران عشق تنها نیست صدای ممتدش در امتداد رنج این دلهاست کجای مرگ ما زیباست نمی فهمم یاد آرم روز باران را یاد آرم مادرم در کنج باران مرد کودکی ده ساله بودم می دویدم زیر باران ، از برای نان مادرم افتاد مادرم در کوچه های پست شهر آرام جان می داد فقط من بودم و باران و گِل های خیابان بود نمی دانم کجــــای این لجـــــن





تصویرگاه دویست و بیست ونه

درخواست حذف اطلاعات

چراغ دکل های برق یک شهر سایه سار اولین باران پاییزند و تنهایی از آسمان به زمین میبارد این شهر هیچ پنجره ای از نگاه تو به باران ندارد و.ن: باران اول پاییز میراث دار تنهایی همه ی نسل های بشریت استمنبع: http://hezartoyezehn. /





باران معشوقه من است

درخواست حذف اطلاعات

دوباره باران گرفت باران معشوقه ی من است به پیش بازش در مهت می ایستم می گذارم صورتم را و لباسهایم را بشوید اسفنج وار باران یعنی برگشتن هوای مه آلود شیروانی های شاد! باران یعنی قرارهای خیس باران یعنی تو برمی گردی شعر بر می گردد پاییز به معنی رسیدن دست های تابستانی توست پاییز یعنی مو و لبان تو دست کش ها و بارانی تو و عطر هندی ات که صد ام می کند باران ، ترانه ای بکر و وحشی ست ه ی طبل های آفریقایی ست ز له وار می لرزاندم! رگباری از نیزه ی سرخ پوستان است عشق در موسیقی باران دگرگون می شود بدل می شود به یک سنجاب به نریانی عرب یا پلیکان غوطه ور در مهتاب! چندان که آسمان سقفی از پنبه های خا تری ابر می شود و باران می کند من چون نی به دشت می زنم دنبال عطر علف و عطر تو که با تابستان از این جا کوچیده! منبع: http://atrebaroonzade. /





سلام بر حسین ع

درخواست حذف اطلاعات

باز باران، با ترانه مے خورد بر بام خانه یادم آمد ڪربلا را دشت پر شور و بلا را گردش یڪ ظهر غمگین، گرم و خونین لرزش طفلان نالان، زیر تیغ و نیزه هارا با صداے گریه هاے ڪودڪانه واندرین صحراے سوزان مے دوید طفلے سه ساله پر ز ناله، دلشڪسته، پاے خسته باز باران قطره قطره، مے چڪد از چوب محمل خاڪهاے چادر زینب، به آرامے شود گل آه باران ڪے ببارے برتن عطشان یاران تر ڪنند از آن گلو را آه باران! …منبع: http://fekreshab24. /





باران...

درخواست حذف اطلاعات

خیلی نوشتم...پاک شد...باران است دیگر...همه چیز را پاک میکند و میشورد...همه چیز را...تازه باران که قطع شود خاطره ها شروع به چکه میکنند... خاطره هایی از روز های بی قراری انتظار های من ونیامد های تو... اصلا به گمانم باران آمده تا من تو را آرزو کنم...آمده تا من تو را بخواهم...چقدر نگرانم...حال تشویشی دارند وقتی باران میبارد و سقف...آخ... یا کریم...دست پاچه شده ام...نمیدانم کدام آرزویم را بگویم...آرزوهایم صف کشیده اند پشت چشمانم و دارند با سرعت نور در هوا از مقابلم رژه میروند...آرزوهایی که بوی نم باران گرفته اند...آرزوهای خیس من...دست پاچه شده ام...سلامتی تو را بخواهم تو را بخواهمیا...آرزو های من چه کم حرفند"تو"! برای هادی جانم؛ نمیدانم آسمان را چه شدست! از غم رفتن کریم این چنین بی تاب است یا... باز هم کریم نگاهی بر روزهایم کرده که این چنین باران گرفته است... که اینگونه آسمان سخاوتمند شده...م





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

باز باران با تمام بی ی های شبانهمی خورد بر مرد تنهامی چکد بر فرش خانهباز می آید صدای چک چک غمباز ماتم من به پشت شیشه تنهایی افتادهنمی دانم ، نمی فهممکجای قطره های بی ی زیباستنمی فهمم چرا مردم نمی فهمندکه آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می لرزدکجای ذلتش زیباستنمی فهممکجای اشک یک باباکه سقفی از گِل و آهن به زور چکمه بارانبه روی همسرو پروانه های مرده اش آرام باریدهکجایش بوی عشق و عاشقی داردنمی دانمنمی دانم چرا مردم نمی دانندکه باران عشق تنها نیستصدای ممتدش در امتداد رنج این دلهاستکجای مرگ ما زیباستنمی فهممیاد آرم روز باران رایاد آرم مادرم در کنج باران مردکودکی ده ساله بودممی دویدم زیر باران ، از برای نانمادرم افتادمادرم در کوچه های پست شهر آرام جان می دادفقط من بودم و باران و گِل های خیابان بودنمی دانمکجــــای این لجـــــن زیباستبشنو از من کودک منپیش چشم مرد فرداکه باران هست زیبا از برای م





بارون....

درخواست حذف اطلاعات

باران بارید و باهم وسط کوچه چشمانمان را بستیم باران بارید و همه را ت کردیم تا فقط صدای او باشد که گوشمان را نوازش میکند... باران بارید و چترها رو بستیم باران بارید و دویدن را شروع کردیم... باران بارید و دوباره پریدیم تو چاله ها تا بیشتر قطرات باران را نفس بکشیم... باران بارید و همه چیز را دور ریختیم و از ته دل بلند بلند خندیدیم... باران بارید و قلب هایمان را دوباره برق انداختیم... باران بارید و معجزه ی خدا را تماشا کردیم.... باران بارید و به همه ی مشکلات دنیا پوزخند زدیم... باران بارید و فقط باهم عشق کردیم... باران بارید و نفس های همزمانمان را تجربه کردیم... باران بارید و زندگی را دوباره شروع کردیم.... پ.ن:خدایا عاشقتم...خیلی بارونت عشقه! پی تر نوشت: ب حس تو بارون دویدم همون جا این متنو نوشتم... پی ترین نوشت:چتراتونو ببندین برین زیر بارون...خیلی مخلصم رفقا پی ترترین نوشت:بچه ها تو امکانا





باران ببار .....

درخواست حذف اطلاعات

غصه می سوزد مرا ، باران ببار کوچه می خواند تو را ، باران ببار ابرها را دانه دانه جمع کن بر زمین دامن گشا ، باران ببار خاک اینجا تشنه ی دلتنگی است آسمان را کن رها ، باران ببار باغبان از کوچه باغان رفته است ابر را جاری نما ، باران ببار موج میخواهد بیابان سکوت با خوِد دریا بیا ، باران ببار تا بیاید آن بهار سبز سبز تازه تر باید هوا ، باران ببار ام آشوب و دل خونابه است غصه می سوزد مرا ، باران ببارمنبع: http://parisaaa1999. /





شب بارانی

درخواست حذف اطلاعات

صدای اولین باران پاییزی بوشهر ... باران تنها غریبه ای ست که باآمدنش اتفاق قشنگی در زندگی ام می افتد... آرزویم این است باران من میآید... دعای من این است که باران امشب خبرازاستجابت دعای من دارد... الهی به حق باران رحمتت ...ای مهربانترین مهربانان. منبع: http://ahoorezaee72. /





آی باران

درخواست حذف اطلاعات

غم بی بارانی خدایا شیر مهرت، بازتر کن بیاور ابر و آن را بارور کن بباران، مهربان ،باران رحمت لب خشک درخت تشه تر کن زلالی خوشگواری، آی باران هزاران طعم داری، آی باران بدم در خاک مرده زندگی را پر ازنبض بهاری، آی باران توباخود بوی گندمزار داری هوای باغ وچشمه ساری داری فدای خاک پایت آی باران پیام زندگی؟,سرشار داری گذشت آبان ومهمانی نیامد صدای پای بارانی نیامد پیام نازنین قرص نانی برای هیچ دهقانی نیامد دعا کن،گریه کن، باران ،بیاید پیام نان ،به دهقانان ،بیاید دعاکن،گریه کن،شاید دوباره خدا ،یاد مسلمانان ،بیاید ستم خیلی به روی خاک، د طرفداری هر هتاک، د نگردد محو باران ،تا رد جرم ملایک، ابرها را پاک، د چه فرصتها که د اییز ،بگذشت نکرد ابر غریبی تر، لب دشت اگر بارون نبارد،آی بلبل کجا خواهیم رفت امسال گلگشت،؟ نه ابری و نه بارانی نه بادی نکردی ،ازخلایق هیچ یادی نه خیر این رسم بنده پرو





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

باران شبیه خاطرات توست که از در و دیوار می بارد از آسمان هر چند می ریزد ریشه درون چشم من دارد شر شر صدایش باز می پیچد خود را به سقف خانه می کوبد یک سایه بر می خیزد از جایش روح و روانم را می آشوبد آرامشم را می دهد بر باد آرام توی خانه می چرخد از او شدم مست و خیالاتی دور سرم پروانه می چرخد! باران که می بارد صدای تو توی سرم یک ریز می پیچد با صورت زرد و لب قرمز در چهره ام پاییز می پیچد باران که می بارد چه خوشبختم کابوس ها آرام می خوابد باران که... بند آمد! کجا رفتی؟! نفرین به خورشیدی که می تابد!!!! منبع: http://sanaz88. /





نم نم باران

درخواست حذف اطلاعات

صدای نم نم باران خواب را از چشمانم ربوده بود . هر کاری نتوانستم چشمان منتظرم را با شهر خواب آلود همراه سازم . از جایم بلند شدم . آرام آرام به سمت حیاط حرکت . صدای چک چک باران نزدیک و نزدیکتر می شد . فضا مملو از بوی باران شده بود . وقتی به حیاط رسیدم با آهنگ باران همراه شدم. چشمها را باید شست جور دیگر باید دیدچترها را باید بست زیر باران باید رفتفکر را ، خاطره را زیر باران باید برد با همه مردم شهر زیر باران باید رفتدوست را زیر باران باید دید عشق را زیر باران باید جستهرکجا هستم باشم آسمان مال من است پنجره ، فکر ، هوا عشق ، زمین مال منست وقتی همنفس باران شدم خودم را بدستش سپردم . حال برخورد قطرات باران را به صورتم حس می . هر قطره از باران جان تازه ای به کالبدم می دمید و زخمهای دلم را با هر ترنمش تسکین می داد . سر مست باران گشته بودم احساس عجیبی داشتم یک نوع احساس سبکی … دستانم را به سوی خدا ب





من تنهای تن ها .......

درخواست حذف اطلاعات

باران می آید ... اینجا بیش از آنکه باید باران می آید بی آنکه حساب دل ما را کند ... اینجا باران بیاید و نیاید ، دلتنگی هست ... تنهایی هست و شاید هم گاه تن هایی ... اینجا آدم ها پی دوست نمی دوند ... نمی دانم شاید دوست خودش می آید ... منبع: http://mahtabeshabhayebimah. /





باران

درخواست حذف اطلاعات

دیروز زیر باران ماندم ی ره به زمین و زمان می دادم امروز بدن درد و احوال ناخوش زمین گیرم کرده دارم به احساسات شاعرانه و ادبیم نسبت به باران فکر میکنم چقدر ما آدم ها متفاوتیم با آنچه می شیم از آنچه به زبان می آوریم و آنگونه که عمل می کنیم منبع: http://rooze-ensaniat. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

ا ین باران پاییر میرسد از راه کمی دیگر صدای شرشر باران نم نم احساس صدای خش خش برگان جا مانده به هر سو میروم یک رخ، رخی از دوست میبینم به باران و درختان و صدای زخمی احساس و اهنگی که بلبل از فراق گل میخواند خدا را میشود حس کرد همین جا در کنار شرشر ناودان همین جا زیر احساس نم باران کنار خاطره از خیسی باران چقد بوی خدا دارد این باران پاییزی ک رخت بسته سودای سفر دارد ک بارانش بشوید از همه برگ های جا مانده در پاییز برگ ریزان ک شاید گریه ی پنهان میان خیسی باران ش ت بغض بی فرجام از رفتن مسافر شد چه زود اما که باور میکند اتمام قطار عمر سفر دارد با سرعت و ایستگاهی برا زندگی کوتاه مرورم میشود یک شب،شب باران ،طلوع صبح دم فردا که شاید فرصت ماندن همین باشد نم باران پاییزی پایانمنبع: http://raisi74. /





بارونی باش

درخواست حذف اطلاعات

بامن بارونی باش.از چتری دونفره بگو.از رازهای مگوی درگوشی شبانه در هوای بارونی.ازخش خش برگ های پاییزی زیر پاهایمان.بعضی حرف ها را باید زیر باران شنید.بعضی حرفها را زیر باران باید گفت.چه زیباست نگاهت، هنگام روان شدن باران در صورتت.یک دنیا حرف دارد با من این نگاه بارونی تو....منبع: http://tabam . /





دلتنگی و باران...

درخواست حذف اطلاعات

میزند باران به شیشهمثل انگشت فرشته قطره قطره رشته رشتهخاطراتم همچو باران در گذار از کوهسارانحاصل این بذر کشتهعشق حق بر دل سرشتهای دریغ از عمر رفتهسوز و سودای گذشته....منبع: http://10121379zd. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید واژه ها را باید شست واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد چترها را باید بست زیر باران باید رفت فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد با همه مردم شهر ، زیر باران باید رفت دوست را، زیر باران باید دید عشق را، زیر باران باید جست زیر باران باید با زن خو د زیر باران باید بازی کرد زیر باران باید چیز نوشت، حرف زد، نیلوفر کاشت زندگی تر شدن پی در پی زندگی آب تنی در حوضچه “اکنون”است. رخت ها را آب در یک قدمی است. روشنی را بچشیم شب یک د ده را وزن کنیم، خواب یک آهو را گرمی لانه لکلک را ادراک کنیم روی قانون چمن پا نگذاریم در موستان گره ذایقه را باز کنیم و دهان را بگشاییم اگر ماه در آمد و نگوییم که شب چیز بدی است و نگوییم که شب تاب ندارد خبر از بینش باغ… منبع: http://mohitzistt. /





باران اگر ببارد

درخواست حذف اطلاعات

بسم الله الرحمن الرحیمدر زمان حمله آ ین محمود به ایران (از 84 تا 92 شمسی) قرار بود توی بنزین ها متانول(الکل) بریزند برای اینکه اکتان اش برود بالافکر کنم ریخته باشند برای اینکه وقتی باران نمیبارد همه خماریم و وقتی باران هست همه مست میشویم از الکلی که ماشین ها توی هوا دود کرده اند ..نکته دان.منبع: http://noktedan. /





پاییز را با بارانش میشناسم

درخواست حذف اطلاعات

اوایل مهر که شد هوا خنک و تابستانی بودو هر روز با فکر اینکه امروز دیگر باران میبارد و پاییز خودش را نشان میدهد سپری شد رفتیم و باران هم نیامد.باید اعتراف کنم تنها ی که منتظر باران بود خودم بودم مثلا هرگاه به دوستانم میگفتم "به نظرت امروز بارون میاد؟" میگفتد عی خدا نکنه آرایشم پاک میشه و از این دست خزعبلات،هر شب موقع رفتن به آبریزگاه وسط حیاط بین درختانِ می ایستادم و به ماه میگفتم میشود به معشوقت بگویی زودتر ببارد؟ درحسرت بارانِ پاییز مُردیم! اوهم پتوی ابری اَش را روی تنش میکشید ومیگفت "برو بخواب عزیزم بارون بامردم شهر قهره" شاید ماه راست میگفت اصلا بجز من آدم دیگری برای آمدن باران دعامیکرد؟!! من هم اگر بودم و فیس و افاده ی مردم را هنگام بارش باران میدیدم خب نمیبا . حالا بروید در حسرت آمدنم بسوزید (با پوزخند ؛ باران)منبع: http://one-psychologist. /





تغزلی در باران

درخواست حذف اطلاعات

یک شب هوای گریه یک شب هوای فریاد امشب دلم ، هوای تو را کرده است فوج اثیری درناها در باران شعری مهاجر است که می­گذرد و آن صدای ­وار که لحظه لحظه ، به من، نزدیک می­شود، آهنگ بال بال شعرم شعرم هوای نشستن دارد. شب را تا صبح مهمان کوچه­ های بارانی خواهم بود و برگ برگ دفتر غمگینم را در باران خواهم شست آن گاه شعر تازه­ ام را ـ که شعر شعرهایم خواهد بود ـ با دست­های شاعرانه­ ی تو، بر دفتری که خالی است خواهم نوشت ای نام تو تغزل دیرینم، در باران! یک شب هوای گریه یک شب هوای فریاد امشب دلم هوای تو را کرده است. حسین منزوی منبع: http://ruybenmayo. /





آخ باران.....

درخواست حذف اطلاعات

باز باران با ترانه می خورد بر بام خانه یادم امد کربلا را دشت پرشور و بلارا گردش یک ظهرغمگین گرم و خونین لرزش طفلان نالان زیرتیغ و نیزه ها را باصدای گریه های ک نه وندرین صحرای سوزان می دود طفلی سه ساله پر ز ناله. دل ش ته. پای خسته باز باران قطره قطزه می چکد از چوب محمل آخ باران کی بباری برتن عطشان یاران ترکنند از آن گلورا آخ باران... آخ باران...منبع: http://majidpanahiyan. /





.......

درخواست حذف اطلاعات

دیدنت در زیر باران در خزان قسمت نشدبودنم با عشق تو در این جهان قسمت نشد عاشقم بودی و من هم بوده ام شیدای توعاشقم بودی ولی در این میان قسمت نشد درد دوری از تو بد دردی شده در قلب منچون خدا مایل نبود پس بی گمان قسمت نشد بین مرگ و زندگی من مانده بودم از غمتبی تو اما از غمت با این و آن قسمت نشد از غمت در زیر باران می شوم دلتنگ تودیدنت در زیر باران در خزان قسمت نشد.منبع: http://elhamshahrivare1362. /





باران احساس...(دلنوشته)

درخواست حذف اطلاعات

باران می بارید!چَترم را بر سَرِ احساسم گرفتم... اما باز هم قطره های باران بر گونه های احساسم جاری بود..!دَوان دَوان به سوی ایوانِ قلبم رفتم...از سماور عشق،دو فنجان قهوه ریختم...برای دلتنگی و دستانم...قهوه یخ کردو هنووووز قطره های باران بر گونه های احساسم جاریست!ماه و ستاره ها هم نظاره گر این باران احساس هستند و من...، غرقِ صدایِ این باران...!!!منبع: http://khaterehaa1393. /





هنگامه بیست و چهارم

درخواست حذف اطلاعات

وارد خانه که شدم پدر از سفر برگشته بود...خوشحال شدم.پتو را کشیده بود روی سرش.رفتم بالای سرش آرام پتو را جا به جا و گفتم: یعنی الان خ ؟؟؟ افتاد به خنده و گفت من نمی فهمم تو از کجا میدونی من خابم یا نیستم ...هردو خندیدیم.وسط خندیدن خم شدم ببوسمش،هلم داد و گفت برو بچه لوس نشو.... تو زنگ زدی از خاب پ ده ثانیه اول را مکث کرد.توی خابم گیر کرده بودم.بعد از سلام گفتی پاشو باروووووونه..... پدر بوی باران میدان یا باران بوی پدر....نمیدانم.اما اولین باران امسال با پدر شروع شد....منبع: http://aryanaayna. /