رسانه
رسانه

باید :: جستجو



دیدار پدر.....

درخواست حذف اطلاعات

امروز به دیدارِ پدر بايد رفت! بر تربتِ مردِ معتبر بايد رفت! جبرانِ جفا کاریِ ما نیست ولی؛ با پای دل و دیده ی تر بايد رفت! (رسای اصفهانی)





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

هر کارى را بايد با اهلش انجام داد...با دوست نقاشم فقط صحبت از هارمونى رنگ هاى عجیب زندگى لذت دارد...با ان که همه زندگیش را به گذرانده بايد از دیالوگ هاى ماندگار سینما و دنیرو و آل پا چینو گپ زد...با بچه ها بايد بچه شد و پا به پایشان غرق در افکار و بازى هاى ک نه شان شد..دعوت یک ویلونیست به کنسرتش را نبايد از دست داد..!خوردن چاى و شنیدن قصه هاى قدیمى فقط کنار سماور ذغالى مادربزرگ میچسبد..و با یک فیلسوف بايد بنشینى و زندگى را از بیخ و بن به چالش کشید..اما با تو فقط...بايد عاشق شد.. منبع: http://12694. /





#آنا_ الدا

درخواست حذف اطلاعات

بايد یک بار به خاطر همه چیز گریه کرد. آن قدر که اشک ها خشک شوند، بايد این تن اندوهگین را چلاند و بعد دفتر زندگی را ورق زد. به چیز دیگری فکر کرد. بايد پاها را حرکت داد و همه چیز را از نو شروع کرد... #آنا_ الدا #من_او_را_دوست_داشتممنبع: http://light-pink. /





اهمیت و جایگاه کتاب و کتابخوانی از منظر ی

درخواست حذف اطلاعات

کتاب مقوله بسیار مهمی است. البته من به کارهای هنری و تصویری- تلویزیون، سینما، یا این قبیل چیزها-خیلی اعتقاد دارم. اما کتاب نقش مخصوصی دارد. جای کتاب را هیچ چیزی پر نمی کند. کتاب را بايد ترویج کرد... مردم بايد به کتابخوانی عادت کنند و کتاب وارد زندگی بشود. کتاب یدن، بايد یکی از مخارج اصلی خانواده محسوب بشود. مردم بايد بیش از ید بعضی از وسایل تزئیناتی و تجملاتی مثل این لوسترها و میزهای گوناگون و مبل های مختلف و ها و این قبیل چیزها به کتاب اهمیت بدهند و اول کتاب را ب ند. مثل نان و خوراکی و وسایل معیشتی لازمی که در خانه هست، کتاب هم بايد از این قبیل باشد... خلاصه بايد با کتاب انس پیدا کنند. اگر انس پیدا نکنند، جامعه ایرانی به آن هدف و آرزویی که دارد، که حق او هم هست، نخواهد رسید.منبع: http://arminehlibrary6. /





آموزش غوطه وری ، پرش در آب و تنفس در شنا

درخواست حذف اطلاعات

1 - غوطه وری کار آموز شناگر بايد بیاموزد که خود را مطمئن و متناسب در آب متعادل کرده و با اراده خود را به زیر آب کشیده و جهات مختلف را تشخیص دهد . او بايد زمانی که در آب غوطه وراست چشم هایش را باز نگهدارد . در ابتدا کار آموز به محض اینکه سرش را از آب بیرون آورد چشم هایش را تند تند دست می کشد این عمل نشان دهنده ترس زیاداست . با صبر و حوصله و تحمل زیاد می توان این ترس را از کار آموز گرفت . در نتیجه کارآموز بايد ... ادامه مطلب ... منبع: http://swim-learn. /





شهرداری شهر من

درخواست حذف اطلاعات

زندگی برای هیچ آسان نیست. اما که چه؟ بايد پشتکار و از همه مهمتر اعتماد به نفس داشته باشیم. بايد باور کنیم که هر یک برای انجام کاری استعداد داریم و آن کار بايد انجام شود.((ماری کوری))منبع: http://behzadm. /





یکی از نظرهای ارسالی به وبلاگ را برایتان به اشتراک می گذارم دوستان، از دوستی به

درخواست حذف اطلاعات

+ تجربه میکنند - نمیفهمند+ میپرسند- پاسخی نمی یابند+ از سردرگمی و ندانستن بیزارند- از خود میسازند، پاسخی پاسخ وارو چنین است که همگان در توهم صحیح شی اند... میکشند... حکومت میکنند... چون حقشان است... بايد دید... بايد لمس کرد تا فهمید معنای انسان را... معنای زندگی را... معنای فریب را... معنای جهل های خودساخته را...زن نیز... قربانی این جهل های خودساخته است... امّا بايد امید بست...به من، به شما، به ما...به دنیایی عاری از آلودگی های انسانی...منبع: http://warvin. /





بیت ۳۵۶

درخواست حذف اطلاعات

صبح است.گنجشک محضمی خواند.پاییز، روی وحدت دیواراوراق می شود.رفتار آفتاب مفرح حجم فساد رااز خواب می پراند:یک سیب در فرصت مشبک زنبیل می پوسد.حسی شبیه غربت اشیااز روی پلک می گذرد.بین درخت و ثانیه سبز تکرار لاجوردبا حسرت کلام می آمیزد.اما ای حرمت سپیدی کاغذ !نبض حروف مادر غیبت مرکب مشاق می زند.در ذهن حال ، جاذبه شکلاز دست می رود.بايد کتاب را بست.بايد بلند شددر امتداد وقت قدم زد،گل را نگاه کرد، ابهام را شنید.بايد دویدن تا ته بودن.بايد به بوی خاک فنا رفت.بايد به ملتقای درخت و خدا رسید.بايد نشستنزدیک انبساطجایی میان بیخودی و کشف. سهراب سپهریمنبع: http://muhammad73. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

مردم فکر میکنن برای اینکه عاشقِ یه پسر باشی بايد دسته گلای بزرگ و کادوهای خفن و سو رایزای جالب و هر شب بهترین رستورانو داشته باشی. ولی من میگم میشه بعد ازینکه تو ماشین پیتزا خوردین، قبل از رفتن یه ماچه محکم بذاره رو لبات و شیشه ماشینتو واست تمیز کنه. واقعا میتونی فدای دستای مهربونش بشی و دلت از خوشی قنج بره. من عاشقه گل و کادو و رستورانم، اصلا بايد باشه..؛ ولی مجموعِ توجهای کوچیک کوچیکن که آتیشه دله یه دخترو روشن نگه میداره. بايد بدونی لوس بازیات یدار داره و وقتی بداخلاقی یه نفر با حوصله به غرغرات گوش میده. من میگم روزی که یادش بره بوسه خ ظی رو لبات بذاره بايد به یه چیزی تو رابطه شک کرد. کی جای من بوده تا هر بار میخواد گوشی رو جواب بده مطمئن باشه گرمترین صدا و قربون صدقه ها رو میشنوه





✺......✺

درخواست حذف اطلاعات

موندن بهانه می خواد.وقتی تووی دلگیرترین غروب هفته، چشمات رو می بندی،بغضت رو می خوری، دار و ندارت رو می ریزی تووی خودت...یعنی بریدی.وقتی خودت رو صفر می کنی و از خاطراتت می زنی بیرون، یعنی دیگه دلیلی برای موندن نداری.انگار؛ خیلی زودتر از اینها بايد می فهمیدی، بندِ ناف بریده شده رو به زور گره نمی زنن.چقدر دیر فهمیدی؛برای موندن،بايد ی می بود،تا بودنت رو به چنگ و دندون بکشه.اما نبود...بايد ی می بود تا ترس از نبودنت،کابوس همه ی عمرش بشه.اما نشد...چقدر دیر فهمیدی از یه جایی به بعد؛بايد نباشی،بايد نمونی،بايد بری...وقتی "اتفاقِ ی" نیستی....موندن، بهانه می خواست.erمنبع: http://afatemeh793. /





تهران و زندگی

درخواست حذف اطلاعات

تهران و زندگی تحمل یکدیگر را ندارند ، مردم گمان می کنند که چون باران نمی بارد حال امروزشان خوب نیست اما واقعیت را بايد از زبان گنجشگ ها شنید آسمان هوای دیگری در سر دارد ، تهران بايد دست اهواز را بگیرد تا همراه خوزستان زنده بماند ، تهران بايد دست به دامن البرز شود بلکه دل زاگرس به رحم آید ، تهران بايد رو به قبله ی آفتاب نفس بکشد اگر می خواهد، پُشت اش به دماوند گرم باشد اگر نَفَسِ سیرجان به عشق اسان بند باشد دشت صبور کویر هنوز می تواند سالهای دراز واسطه آشتی شمال و جنوب باشد ، درد تهران و تبریز و اصفهان فقط پدیده وارونگی هوا نیست که وارونگی ِسودای دل است در هوایی به غیر از هوای کوی یار و عشق دلدار ، تهران پیش چشم های ک ن در برابر آلودگی، قربانی می شود ؛ باران بهانه است ، و بی آبی فریاد عطشِ خاک بر سر روزگار بی رحم و مروت است ....علیرضا منبع: http://alirezatabatabai47. /





نم نم باران

درخواست حذف اطلاعات

صدای نم نم باران خواب را از چشمانم ربوده بود . هر کاری نتوانستم چشمان منتظرم را با شهر خواب آلود همراه سازم . از جایم بلند شدم . آرام آرام به سمت حیاط حرکت . صدای چک چک باران نزدیک و نزدیکتر می شد . فضا مملو از بوی باران شده بود . وقتی به حیاط رسیدم با آهنگ باران همراه شدم. چشمها را بايد شست جور دیگر بايد دیدچترها را بايد بست زیر باران بايد رفتفکر را ، خاطره را زیر باران بايد برد با همه مردم شهر زیر باران بايد رفتدوست را زیر باران بايد دید عشق را زیر باران بايد جستهرکجا هستم باشم آسمان مال من است پنجره ، فکر ، هوا عشق ، زمین مال منست وقتی همنفس باران شدم خودم را بدستش سپردم . حال برخورد قطرات باران را به صورتم حس می . هر قطره از باران جان تازه ای به کالبدم می دمید و زخمهای دلم را با هر ترنمش تسکین می داد . سر مست باران گشته بودم احساس عجیبی داشتم یک نوع احساس سبکی … دستانم را به سوی خدا ب





"باید مدتها پیش دیوانه شده باشم"

درخواست حذف اطلاعات

بايد مدت ها پیش دیوانه شده باشم بايد تنم را داده باشم برای دراز کشیدنی ابدی یا که هنوز همان جا روی همان نیمکت مشغول زار زدن باشم نگاه کن من دارم می خندم و می نویسم و کار می کنم و هنوز در پیاده روها می دوم تا به اتوبوس برسم نگران نباش من روی کاغذها ... آدم ها و آسف خیابان گریه ات نمی کنم من تورا می خندم هنوز چون آدم دیوانه ای که تنش بعد ضربات پی در پی بی حس شده باشد من دارم زندگی ام را می کنم همان قدر که هنوز دارم روی آن نیمکت زار میزنم اوه عزیزم نگران نباش من توی تابوت کوچکم دراز کشیده ام و زندگی ام را می کنم منبع: http://differentfictions. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

گاهی دل ادم چیزای میخاد که سهمش نیست اما دلت میخاد تو بايد بجنگی با دلت با ارزوهات با زندگیت بايد بجنگی تا روز مرگت شاید ان دنیا سهمت بشن چیزای که این دنیا به نا حق ازت گرفت شاید تعیین حق از طرف خوده ما باشه که زندگی سخت میکنه اما هر چی باشه این ماییم که بايد با اون مشکل و سختی بسازیم نه ی دیگه کاش میشد پرواز کرد به اینده و زمان را دور زد شاید کمی اروم بگیریم شاید شاید اگه حرفای پر کنایه مردم نبود این همه اذیت خودمونم نبود شاید اگه کمی نسبت به هم مهربون بودیم این سهم ما از زندگی نبود. شاید شاید اگه کمی صبور بودیم ارامشمون بیشتر بود ولی افسوس که این گونه نیستمنبع: http://mamanjoonami. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

می دانی ؟یک وقت هایی بايدروی یک تکه کاغذ بنویسیتـعطیــل است !و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت بايد به خودت استراحت بدهیدراز بکشیدست هایت را زیر سرت بگذاریبه آسمان خیره شویو بی خیال ســوت بزنیدر دلـت بخنــدی به تمام افـکاری کهپشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اندآن وقت با خودت بگویـی :بگذار منتـظـر بمانند ! حسین پناهیمنبع: http://kafeeshgh. /





بازاری احساسی

درخواست حذف اطلاعات

در بازار امروز شرکت ها بايد قادر باشند نه تنها خواسته هایی را که یک مشتری در ذهن دارد پوشش دهند بلکه بايد احساس فرد را نیز درک کنند. مشتریان انسان هستند و انسان ها به محرک های احساسی 3000 بار سریعتر از محرک های عقلایی جواب می دهند پس آنان بیشتر از اینکه تابع ذهن خود باشند تابع احساس خود هستند. و آنان بشتر به سوی محصولاتی کشیده می شوند که احساس لذت بخشی را برای آنان تداعی کند. بازاریابان جدید بايد بدانند به جای تمرکز بر فروش یک کالا یا خدمت به مشتری بايد درک کنند که مشتری نسبت به محصول یا خدمت ما چه احساسی دارد؟ ویسندگان: پیام پاسلاری عضو هیات علمی آزاد ی واحد بندرلنگه فاطمه تقی پور بالکانلو دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت اجرائی آزاد ی واحد بندرعباسمنبع: http://hatefi-m. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

احساس میکنم بايد پیرمردى شومعصا بدست و با همین پیراهن خاطراتت روزها و شبها را در انتظار غروب قدم بزنمیا شاید بنشانم تو را در قاب ع ى کهنه بر دیوار نگاهم وذره ذره ببینم بى رنگى را در نگاه تو احساس میکنم بايد به باد بسپارمتمام لبهاى به سخن باز شده رازیرا که عشق سالها پیش مرده بود ومن همچنان در کوچه هاى شهر بدنبال تو مى گشتمشهرى که نامش در هیچ کتابى به ثبت نرسیده . منبع: http://joujouyeman. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

صب با ی خواب بیدار شدم ساعت ٤:٣٠ ،و بالا ه پاشدم و یک ساعت کلیپ زیست و نگاه و خوب بود ولی بعد یک ساعت ساعت ٦ خسته شدم و دلم خواب میخواست فهمبدم که مغز منطقیم دلش میخواد که بخوابم و سختی نکشم برا همین با بهونه عادت نداشتن و گرسنه بودن منو خوابم کرد و بايد بگم که من اصلا فعلا نمیتونم کوتاه مدت بخوابم و بايد. خودمو با این میاله گول نزنم خب بعدش هم ٨:٣٠ بیدار شدم و بعد بیرون رفتم و باز سر کار نرفتم و از اون جا ا اج شدم و تمام





نمونه برداری و ارسال نمونه :

درخواست حذف اطلاعات

به منظور آگاهی از نوع سویه های در چرخش بیماری تب برفکی و آگاهی بموقع از تغییرات آنتی ژنتیکی آن و بکارگیری آن در ساخت وا ن مطابق با ویروس در گردش ،نمونه برداری و ارسال صحیح و مناسب آن از gecmj بسیار زیادی برخوردار است.نمونه بايد از دامهای تب دار ، طاول های نترکیده و یا تازه ترکیده برداشت شده باشد.نمونه بايد به اندازه کافی و حداقل یک گرم باشد.نمونه بايد در بافر مخصوص انتقال نمونه تب برفکی و در کنار یخ به آزمایشگاه ارسال گردد.انتقال نمونه و شروع آزمایشات نبايد بیشتر از 48 ساعت طول بکشد.در انتقال نمونه بايد از ظروف مخصوص که سبب ایجاد آلودگی نشود، استفاده نمود، تا بتوان از آزمایشات نتایج مثبت اخذ گردد. در آزمایشگاه ، نمونه بايد به روش استاندارد ( الیزا ) آزمایش و آزمایشات تکمیلی جداسازی و شناسائی ویروس انجام گیرد.چنانچه مسائل فوق انجام نگیرد پاسخ های بسیاری از نمونه ها منفی خواهد بود در شرایطی





بعد از تو...

درخواست حذف اطلاعات

م گفته بايد وابستگیهایم را کم کنم. به دارو،قرص، به اینترنت،به فضاى مجازى ،به اعصاب هیستریک ،به تو...اصلا گیرم که بشود از همه آن "به" ها دست شست اما مگر میشود از تو هم دل کند؟تو...تو...تو... م نگفته اما من از نگاههایش خوانده ام گفته " تو " را بیندازم دور و به فکر پیدا فلانىِ جدید زندگیم باشم !من هم نگفته ام اما زل زدم به چشمهاى و با چشمهاى وق زده ام گفتم فلانى داشتن هم مثل رسیدن به آزادى ، در این واهه بى سامان است...بعد سرم را انداختم پایین و فهمید که کار تمام است...که تمام شده ام... او هم فهمید تو تمام مرا برده اى و تمامم کرده اى!!بايد دلبستگیهایم را هم کم کنم... ورق نزنم تقویم بى رج دیروز را...بايد بگذرم و بگذارم فلانیها سر بیرون بیاورند از گوشه و کنار زندگیم!!خوب میدانم!بايد ...اما...*****من پیش از تو یه ه خوبه اما با منه پیش از تو خیلى فرق داره... منِ پیش از تو با منِ بعد از تو هزار توف





عیب جو

درخواست حذف اطلاعات

♦️روزی پادشاهی به اطرافیانش گفت که اگر از ی عیب و ایرادی ببیند، آن شخص بايد یک درهم تاوان بدهد.یکی از شحنه ها (نگهبان) مردی را دید و گفت: بايد به دستور پادشاه یک درهم بپردازی.مرد گفت: چه....چه...چرا بايد بدهم؟!شحنه گفت دو درهم بايد بدهی چون لکنت هم داری. شحنه گریبان مرد راگرفت؛ او خواست دفاع کند، معلوم شد دستش هم بالا نمی آید. شحنه گفت حالا بايد سه درهم بدهی! در این گیر و دار کلاه از سر مرد افتاد و آن مرد کچل بود. شحنه طلب چهار درهم کرد. مرد بینوا خواست بگریزد، کاشف به عمل آمد که لنگ و چلاق هم هست. شحنه گفت از جایت تکان نخور که تو گنجی بسیار پر بها هستی.!!!⭐️ متأسفانه برخی در پیدا عیب و ایراد در دیگران چنان مشتاق و جدی هستند که انگار گنجی را جست و جو می کنند ⭐️ منبع: http://khasare. /





٠٠:١٩

درخواست حذف اطلاعات

هی خودشو بهت نزدیک تر میکنه. اونقدری نزدیک میکنه که یهو نمیفهمی چی شد که اصن داری میبوسیش! بعد که منتظری یه حرفی بزنه برمیگرده میگه ببخشید یه حس گذری بود! بدتر از همه این قسمتش درد داره. این جایی که اومده حسااا احساستو قلقلک داده بعد میگه از سر هوس بود! وای خدا واقعا دیگه دارم میترکم. یعنی این همه دختر توی این شهر حتما بايد واسه هوست سراغ من میومدی؟ حتما بايد با احساس من بازی میکردی؟منبع: http://banafsh. /





یادم باشد......

درخواست حذف اطلاعات

یادم باشد حرفی نزنم که دلی بلرزد... خطی ننویسم که آزار دهد ی را یادم باشد که روز و روزگار خوش است ....وتنها دل ما دل نیست.... یادم باشد جواب کینه را با کمتر از مهر ؛ و جواب دو رنگی را با کمتر از صداقت ندهم.... یادم باشد بايد در برابر فریادها سکوت کنم و برای سیاهی ها نور بپاشم.... یادم باشد از چشمه درسِِ وش بگیرم و از آسمان درسِ پـاک زیستن.... یادم باشد سنگ خیلی تنهاست... یادم باشد بايد با سنگ هم لطیف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند ..... یادم باش





جهان شما چقدر است

درخواست حذف اطلاعات

جهان شما چقدر است؟ همه ما بار ها این جمله را شنیده ایم که هی فلانی جهانت را بزرگ کن. اما این سوال یعنی چه؟جواب این سوال را در چه حیطه ای بايد جست،یا منظور از جهانی که بايد بزرگ شود چیست؟ برای ما که جهان دارد خلاصه میشود در محدود تربن چیزها ، یعنی روزمره مان،میشود تلگرام و اینستاگرام و تا حدی مان و رفقایمان ،چطور میشود جهان را بزرگ کرد؟منبع: http://neastan. /





نیم نگاهت ما را بس عزیزِ جان

درخواست حذف اطلاعات

شبا چرا اینجوریه؟ انگار یه چیزی تو گلوته میخواد کنه،یا مثلا همه ی خاطره عای خوب این یه سال و أندی گذشته میاد جلو چشمات بعد دلت میخواد زار زار گریه کنی یا مثلا دلت میخواد الان اینجایی که هستی نبودی یا مثلا بافتنی دیگه جوابگوت نیست و بايد بغل بپوشی یا مثلا هزار تا چیز مز ف دیگه ! +دیگه نمیدونم چیکار کنم که خدا صدامو بشنوه که فقط یه نیم نگاهش بیوفته بهم،همین ++چیکار بايد م ؟شماها بگین!منبع: http://mimznevis. /





کنترل خشم از دیدگاه وروانشناسی

درخواست حذف اطلاعات

از دیدگاه که دین توحیدی است، ابتدا بايد از خود سوال کنیم که نیروی خشم و غضب را خدای متعال برای چه به انسان داده است؟ برای اینکه از خودخواهی های خود دفاع کند یا برای اینکه در برابر دشمنان خدا بایستد و از دین خود دفاع کند؟ کاربرد خشم آیا داخلی است یا خارجی؟ از نظر معیار خشمگین شدن، خدا است. قرآن کریم می فرماید : محمد رسول الله و الذین معه اشداء على الکفار رحماء بینهم. اصولا کارکرد خشم در مقابله با کفار و دشمنان خدا و اولیای خدا است و نسبت به مومنان خشمگین شدن خطا است، زیرا خشم ما در حقیقت به خداوند باز می گردد. ریشه خشم بايد ایمانی باشد و تعصب انسان مومن نسبت به خداوند است. اگر ی به ساحت خدا بی حرمتی کند و یا به ساحت مومنان به خدا، آنگاه جای خشم و غضب است و در غیر این صورت خشم انسان خدا پسندانه نیست. را ار درمان واقعی خشم روش توحید است. از دیدگاه توحید مردم دو دسته اند : دوستان خدا و دشمنان





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

گاهی وقتا هم بايد بگی بیخیالبیخیال همه چیزبیخیال هر چی که داریمو هرچی که نداریمبیخیال هر چه که بايد باشه و نیستبیخیال هر چی ارزوستبیخیال هر چی رویاستبیخیال هر ی که دوستمون داره و بیخیال هر ی که ما دوستش داریمبیخیال همه رفت هابیخیال خاطرات کشنده و عذاب دهنده گذشته بیخیال خاطرات خوب عذاب دهنده گذشتهبیخیال گل و سبزه و بوته و جنگل و کوه و دشت بیخیال خودمان اصلاچه میشود ادمی یکبار هم بیخیال خودش شودبیخیال همه دنیای اطرافبیخیال همه ادم هاهمه ادم های منبع: http://varta74. /





دیگر نگران نباشید

درخواست حذف اطلاعات

باسخنان دیروز ی و نامه به ایشان برهمگان مسلم شد که انتخابات 96 درآسایش و آرامش ت فعلی برگزارخواهدشد. ت فعلی که از ابتدای خود بنارا به ت یب ت نهم و دهم گذاشته بود و این روزها بیشتر از همیشه دلواپس انتخابات 96 و حامیان بیشمار بود امروز آزادورها می تواند به 5 سال آینده ایران بی شد. امروز واپس داده های ارزش های انقلاب می توانند با خیال راحت به دلواپسی خود در بی شند. مردم و علی الخصوص حامیان انقلاب از امروز محکم ترواستوارتر حق خودرااز تی طلب می کنند که به لطف یمین و یسار چهارسال دیگر هم مهمان گوش ها و چشم های مردم شد. آقای و تیم ایشان بايد بدانند بزرگترین ارزوی ما موفقیت آنان و در نهایت موفقیت ملت ایران است. اینکه ما از امروز بیشتروبیشتر نقدشان می کنیم معنای آن خوشحالی از زمین خوردن آنان نیست. امروز روزی است که بايد بساط دروغ و فتنه و تهمت از کشور برای همیشه جمع شود. بايد انی که هشت سال شعاروی





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

فرو رفتم آنچنان عمیق که امیدی به نجاتم نیست. هر چه بزرگتر شدم امیدم هم کمتر شد، کوچکتر که بودم مطمئن بودم ی را خواهم یافت یا او مرا خواهد یافت که نجاتم دهد. اما الان میدونم که ی در کار نیست. خودم هستم و تنها منم که بايد حل کنم. اما من دو تا مشکل دارم، مشکل أولم اینه که نمیدونم مشکل از کجاست و مشکل دومم اینه که نمیدونم مشکل أولم رو چه طوری بايد حل کنم.منبع: http://b-noghte. /





هوا

درخواست حذف اطلاعات

امروز از آن روزهای تعطیل است. از آن روزهایی که بايد بنشینی پشت پنجره، یک نوشیدنی گرم بگیری دستت به بیرون نگاه کنی و خیال ببافی. این روزها حتی اگر محل کار باشم حتی اگر یک عالمه کار داشته باشم، باز مثل روزهای تعطیل است. حالم خوب است. حال هوای گرفته ی ابری با باران ریز ریز. حتی اگر غمگین ترین آدم روی کره ی زمین باشم این هوا آرامم می کند. هوای خیال انگیزیست. بايد نشست کنار پنجره و خیال بافت.منبع: http://tabloyekhatkhati. /





چرا دخترها آسیب پذیرتر هستند؟!

درخواست حذف اطلاعات

افسردگی و اضطراب دختران جوان از استرس های زندگی در زمان های خاص به وجود می آید. اگر دقیق تر به این قضیه نگاه کنیم، متوجه می شویم دخترها نسبت به این شرایط آسیب پذیرتر هستند و بیشتر اوقات فراموش می کنند چگونه بايد رفتار کنند و حتی چه چیزهایی را بپذیرند. زمانی که دخترها دچار افسردگی ناشی از اضطراب می شوند، بايد در محیطی آرام باشند و با شخصی صحبت کنند تا به آرامش برسند. این محیط آرام همان خانه است که همه احساس آرامش بیشتری در آن می کنیم. این دختران هرچه در سنین پایین تر باشند تاثی ذیرتر هستند، طوری که با کوچک ترین ضربه ای تمام رویاهای شان به خا تر تبدیل می شود. در چنین شرایطی، دخترها سعی می کنند به نوعی بر احساسات شان غلبه کنند و بدون آن که مهارتی در این زمینه داشته باشند یا حتی برای خود دوستی انتخاب می کنند ولی نمی دانند که چگونه بايد با دوستان شان بمانند.منبع: http://olom2t. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

گاهی بايد رد شد بايد گذشت گاهی بايد در اوج نیاز، نخواست گاهی بايد کویر شد و با همه ی تشنگی منت هیچ ابری را نکشید گاهی برای بودن بايد محو شد بايد نیست شد گاهی برای بودن بايد نبود گاهی بايد چترت را برداری و رهسپار کوچه هایی شوی که خیلی وقت است رهگذری از آن عبورنکرده گاهی بايد نباشی





رینگ...

درخواست حذف اطلاعات

آرام آرام قدم هایم را برمیداشتم و از پله هاى رینگ بالا میرفتم،چه مبارزه اى بشود،مشت تماشاگران از من گره کرده تر بود انگار میخاستن یکى شوند با این زندگى سخت و مرا طورى بکوبند بر زمین که ناک اوت بشوم،زندگى است دیگر،مثل بچه ى شیطون،گوش نمیدهد،تا من سرم گرم این زندگى و مشت هاى گره کرده بود بر زمینم زده بود این حریف چغر و بد بدن،جور دیگرى بايد به مبارزه برخواست،شاید روزى که زمین دارد نفس نفس میزند،کمى جا براى نفس تلخ کشیدن من پیدا شود،چه بايد کرد،زندگى است دیگر...منبع: http://mahramane1414. /





افسار لعنتیه ذهن من!

درخواست حذف اطلاعات

معمای سرگشتگی همان است که تو شنیدی و من لمس ...به دنبال چه میروی که چنین حیران و مبهوت در این دایره بی انتها مانده ای؟ وفای به بی وفایی؟ عهد و پیمان در ازای چه؟ تحمل درد و سرمای امروز؟ چه را به جان می ی؟ با که سخن میگویی؟ به کجا مینگری؟ گذشته را گذاشتند و رفتند، چه حالی امروز؟ چه چیز را ردیف میکنی و قافیه ها تنظیم میکنی؟ ما را چه شد؟ هوای تو ما را به این روز انداخت...قلم در دست دارم و بی هیچ وقفه ای مینویسم و جملات را پی در پی میکشم، درست مانند تویی که بی هیچ وقفه ای میخوانی تا که بفهمی ته حرف من چیست...سخت بايد اشتباه دانست که سرگشتگی را انتهایی باشد...همین است...استمرار است...بايد بود، بايد شنید، بايد لمس کرد...سراب بی پایان زمانه امروز ما را چنان به دنبال خود میکشد که گویی به دنبال انتهایی روشن ایم، غافل از آنکه انتهایش را همان میداند که امروز جان در روح من جاری ساخته است و باقی همه خیا





این زندگی من است

درخواست حذف اطلاعات

بايد به خودم کمک کنم. بايد چراغ بردارم و بروم درون خودم و فرو بروم و پایین بروم و به سرچشمه های آب های سرد و منبع قندیل های تیز و بلورهای شفاف و غارهای تاریک برسم. می خواهم احساسم را بگیرم دستم و خوب نگاهش کنم. توی نور بچرخانمش و همه ی شیارها و ش ت ها و برش هایش را نگاه کنم تا بدانم کیستم، چه می خواهم باشم، چه می توانم باشم. موضوع و موضع تنها دوست داشتن او نیست. دوست داشتن تنها یک حس نیست، یک غریزه نیست که با هورمون بالا و پایین بشود، یک پدیده است که همه ی زندگی را تحت تاثیر قرار می دهد. دوست داشتن او، تاثیر مستقیم بر کار و بارم دارد، چرا که شغل من جوری است که از احساساتم تغذیه می کند و اگر من نتوانم احساسم را زنده و جوان نگه دارم، اگر چهره ی احساسم برای خودم محو و نامشخص باشد، دیگر نمی توانم آن را ج کنم، چون نمی دانم دستم را که توی کیسه می کنم، چی بیرون می آورم. روح برای من، مثل جسم است ب