رسانه
رسانه

بعضی دیگه :: جستجو



تمام شد برای همیشه

درخواست حذف اطلاعات

بعضي از احوال خیلی غم انگیزن..مثلا حالِ بعد از دعوای با مامانت..مثلاً حالی که خواهرت مشکل داره..مثلاً حالی که پس وُرد این وبلاگ و زدم..مثلاً حالی که اودم و پُست آ و خوندم... مثلاً حالِ پست آ .. مثلاً کلی حرف نگفته و تا ابد نزده..مثلاً کلی سوال بی جواب!مثلاً کلی حرفای بی حساب... کار ندارم به قول شاعر : ديگه گذشتم از دلت کجای کاری بی وفا؟! :) تا ابد..تا ا عُمر شاید یه روز ديگه شاید یه سال ديگه شایدم ١٠ سال ديگه ک زنذه باشم یادم نمیره این تکیه گاهی که خالیشد و من با سر با مغز چنان افتادم زمین که مُردم..نه در جا! نه فوری...کم کم..مث مرگ تدریجی بگم شاید خدا خواست که مس ه س!!اما حالا که اینو خواستی بذار بگم :این انگشتایی ک داره تایپ میکنه این دستی که داره میلرزه فقط آماده ی سیلی زدن به یه که به خودش جرات بده تا ا عمرم جلوی جشام ظاهر شه...چشمایی که نه ديگه سو داره نه سلامتی.. فقط حقِ دیدن سنگ قبر





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

بعضي وقتها یک شرایطی پیش میاد که مجبوری از ی دوری کنی و ازش بگذری ولی این گذشتن معنیش اینه که طرف رو پیچوندی و رفتی جای ديگه!؟لوزوما اینطوری نیست شاید تو تا حدودی از شرایطم اگاه بودی ولی نفهمیدی که بهم چی گذشت و تو چه فشاری بودم ،همه حرفهام رو نگفتم و نفهمیدی درسته که رابطه ات با من از نظر تو میتونست بهترین باشه،ولی همه چیز رو نمیدونستی که... من از خودم گذشتم تا تو اسیب نبینی شاید یک روز دوباره دم یک دکه رو مه فروشی همو ببینیم و اون روز ديگه....... هی خدا،راست میگه فقط من، اون و توییممنبع: http://gozarazabrhabito. /





دنیا

درخواست حذف اطلاعات

بیا جونم ، بیا پیشم ، بیا پیشم بنشین بیا تا مثلِ همون روزاى خوب ، مثل اون روزاى پر شور و پر از آفتاب و نور واسه تو قصه بگم ، دلتو شاد کنم ، قصه آفتاب و مهتاب ، قصه لیلى و مجنون ، قصه من ، قصه تو ، قصه شیرین و فرهاد و بگم صبر کن ، میدونى ، بزار راستشو بگم ، ديگه امروز عزیزم ، دیر شده واسه پرسه توى خاطرات دور ، براى کف به همه حرفاى خوب ، نازنین نه ديگه فرهاد ، نه ديگه مجنونم بقول امروزیا ، من ديگه اعصاب ندارم ، ديگه حسش نیستش ، واسه تو وعظ کنم دست تو یه کلاه کنم ، گوش در آرم ، ديگه دنیا تُنده ، من همون آدم و اون دو تا پاهام ديگه دنیا بمبه ، بمباى راس راسکى ، میکشن بچه ها رو ، آداما رو ، بیخودکى دلم از دنیا پره ، اگه هیچى نمیگم ، آخه هیچکى به ى گوش نمیده ، همه گوشا بسته ، همه چشما کوره منبع: http://pas-tafarda. /





گاهی به همین سادگی میمیریم

درخواست حذف اطلاعات

میشه مُرد!!نه؟اصلا چه اهمیتی داره که چه جوری میشه مُرد...!فقط میشه ديگه زندگی نکرد...میشه هرروز صبح ،منتظر (صبح بخیر)هایش نبودیا هرشب ....میشه ديگه اسمشو صدا نکرد!!که نگه بسه ديگه اه ....میشه ديگه قربون صدقش نرفت ..میشه ديگه به این فکر نکنی که با چی خوشحال میشد......میشه زندگی نکرد نه؟؟؟اصلا سخت نیس!!میشه مُرد.....میشه پایان داد به قصه ای که فکر میکردی پایانش خیلی قشنگتر از این حرفاس.....میشه قربون صدقش بری ولی ديگه صداتو نشنوه...میشه هی نگاهش کنی ولی نفهمه...میشه کنارش باشی ولی غر نزنی بهش ،میشه!!!فقط کافیه ديگه زندگی نکنی...!میشه مُرد به همین سادگی....ای روح مرا تا به کجا میبریم !منبع: http://songhoor. /





نوشته محمد رضا شعبانعلی

درخواست حذف اطلاعات

بعضي روزها، شیرینند. زود می گذرند. می ماند خاطره ای برای مرور در آینده دور و نزدیک. مثل یک گردش یک روزه در اطراف شهر بادوستان قدیمی .بعضي روزها، مهم اند. زود می گذرند. اما اثر آنها تا ماهها و سالها باقی می ماند. شاید آن روز مهم را دیگر به خاطر نیاوریم. اما تأثیر آن تاآ ین روزهای زندگی با ما می ماند. مثل روزی که عاشق می شویم .بعضي روزها تلخ اند. اما بازهم زود می گذرند. فراموش می کنیمشان. می ماند خاطره ای دوردست در پس ذهن. مثل روزی که یکی ازنزدیکانمان را از دست می دهیم .بعضي روزها متفاوتند. زود می گذرند. اما بارها و بارها آن ها را در ذهن خود تکرار می کنیم. و بارها با آن روزها زندگی می کنیم. می میریم وزنده می شویم. مثل روزی که با عزیزترین مان می گذرانیم .بعضي روزها سردند. بعضي روزها گرم اند. بعضي روزها، کوتاهند. بعضي روزها طولانی اند .و بعضي روزها، هستند. فقط هستند. می آیند. می مانند. و نمی گ





بعضی دردها

درخواست حذف اطلاعات

بعضي درد ها را باید در صندوقچه ای گذاشت و درش را بست، تا سال ها بعد بازمانده هایتصندوقچه را باز کنند و دردهایت را "شاید" اشک بریزند برای بعضي از درد ها باید آلبوم ع ی ید تا سال ها بعد بازمانده هایت آن را آلبوم قدیمی آقاجون یا مادر جون خطاب کنند و درد هایت را "شاید" اشک بریزند انگار این "بعضي دردها" را درمانی نیست ! آن ها ن ا هستند آن ها تمامی ندارند می شود تا ابد از آن ها گفت تا ابد برایشان اشک ریخت تا ابد از وجودشان دلتنگ شد تا ابد از وجودشان حسرت خورد تا ابد از وجودشان... آه کشید ، تنگی نفس گرفت، داغ شد و گاهی از وجودشان یخ کرد. پی نوشت : بعضي از درد ها را باید "راز" داشت تا روزی بازمانده ایی عزیز آن را کشف کند و برای دیر فهمیدنش "شاید " اشک بریزد.منبع: http://payizekhatereham. /





٠٠:١١

درخواست حذف اطلاعات

میدونی چقد لذت بخشه که بتونی یه آدم ديگه رو خوشحال کنی؟؟؟ مثلا هم اتاقیات بگن ما اصلا نمیتونستیم این خوابگاهو تحمل کنیم تا با ندا آشنا شدیم. یا اینکه دوستت بگه گور بابای حرف بقیه من واسهرچی دوست خوبی مث تو رو از دست بدم؟ یا اینکه یکی ديگه بگه ببین تو اینقد در حق من خوبی کردی که من روزی هزار بار واسه اینکه تو ديگه ح خوبه خدا رو شکر میکنم. و لذت بخش تر از همه اینه که تو میدونی این حرفا واقعا از ته دلشون زده میشه و هیچ ریایی توش نیست. همه ی ایناست که باعث میشه تو خوبتر از روز قبلت باشی، که ديگه آدمایی که نباید مهم باشن واست واقعا ديگه از زندگیت بریزیشون بیرون و از همه ی این لحظه هات لذت ببری.خدایا شکرت بابت همه ی این حسا و وجود آدمای به این خوبی تو زندگیم





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

انقدر ناراحتم که فکر نمیکنم با هیچی خوب شم. یه بار یکی منو برا تولدم سو رایز نکرد. یه بار نشد درو باز کنم چراغا روشن شه همه جیغ بکشن. نشد برم ببینم برام شمع و گل چیدن. یه بلیط هواپیما هدیه بگیرم. یه سفره رویایی نه، معمولی برم. فقط یه سال به دهه ی سی دارم و هیچ کدوم تولدامو دوست نداشتم. امسال ديگه از هر سال بدتر. مثه بارون اشکم میاد. با همه این اتفاقاام ديگه خوب نمیشم. برا هیشکی مهم نیست. ديگه دلم ش ت که ش ت. اصلا روز تولدمو صبح تا شب کار میکنم. هیشکیم نمیخوام ببینم. امسال حتی دوستای سالای قبلم ندارم که با هم باشیم. مطمئنم کادوی دوست داشتنی ای هم نمیگیرم. اصلا ديگه کادوام نمیخوام. خیلی دلم ش ت. بدتر از همه اینکه ديگه دلم خوب نمیشه. از تولد بدم اومد ديگهمنبع: http://jane-jane. /





باور کن دختر بعضی چیزا رو...

درخواست حذف اطلاعات

وقتی سفارش هات میرسه و لابلای اونا خمیر دندون کرست میبینی و نمیتونی اشکاتو نریزی یعنی دلت تنگه برا عشق ورزیدن، برای دوست داشتن،برا اینکه یکی باشه که براش انار ببری ،کباب تابه ای،حلوا...بعضي چیزا قلب ادم رو به درد میاره، بعضي چیزا یهو پرتت میکنه به روزایی که نمیدونی رو زمین بودی یا اسمون. خیره شدم به این بسته های خمیر دندون و فک میکنم به اینکه ... میدونی هر طرفش رو که میگیرم از یه ور ديگه... دیروز که دوسم اوند و مجبور شدم باهاش برم ... وقتی ت. ر. ا ک رو دیدم و نتونستم اشکامو کنترل کنم یه شونه میخواستم برا تکیه دادن....دلم میخواست یکی بغلم کنه بزاره تو ک ن.یکی که قد اغوشش باشم... کاش حالم بهتر بود!!! پینوشت ١/ خیلی دوس داشتم برم بالا و ببینم برا کاینات چی نوشتی و چسبوندی... پینوشت ٢/کم کم دارم کنار میام با خودم برا تغییر ظواهری که با تو معنی میشد... پینوشت ٣/یعنی تو چه حالی میشی وقتی بوی ع





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

لوس بازی جدید ایرانیا تو فضای مجازی اینجا کجاست ديگه ؟؟ کی منو ادد کرد ؟؟ مدیر اینجا کیه ؟ میشه منو ریموو کنید؟ خوب لوبیا چیتی لفت بده برو ديگه.منبع: http://shinom. /





نیم نگاهت ما را بس عزیزِ جان

درخواست حذف اطلاعات

شبا چرا اینجوریه؟ انگار یه چیزی تو گلوته میخواد کنه،یا مثلا همه ی خاطره عای خوب این یه سال و أندی گذشته میاد جلو چشمات بعد دلت میخواد زار زار گریه کنی یا مثلا دلت میخواد الان اینجایی که هستی نبودی یا مثلا بافتنی ديگه جوابگوت نیست و باید بغل بپوشی یا مثلا هزار تا چیز مز ف ديگه ! +ديگه نمیدونم چیکار کنم که خدا صدامو بشنوه که فقط یه نیم نگاهش بیوفته بهم،همین ++چیکار باید م ؟شماها بگین!منبع: http://mimznevis. /





جای خالی

درخواست حذف اطلاعات

پنج شنبه بیستم آبان هزاروسیصدونودوپنجلوکیشن:مترودم دروایستاده بودم وداشتم لحظه شماری می که برم خونه سراغم اومدوبه راحتی سرصحبت رابامن بازکردازاون دست آدمای راحت ورهاازهرقیدوبندی زودبابقیه گرم می گرفتنددرست برع من که ازهمه فراری هستم به رسم ادب جواب سوالاتش روبااحترام میدادم آ ش صحبت روکشوندبه درس و ازم پرسیدکه رشته ات رودوس داری گفتم هی کم وبیش ،انگارکه بقیه روتاآ خوند...بهم گفت تازمانیکه جوون هستی هرکاری که دلت میخوادروانجام بده ...نزار ی به جای توتصمیم بگیره وکلی نصحیت های ديگه ...نگاهش که می نمی تونستم جلوی لبخندم رونگیرم داشت حرف دل خودم رومیزدخانم دستفروشی که منتظرخلوت شدن متروبودبه مانگاه می کرداولین باربودکه ازنصیحت یه نفرنه تنهاعصبی وکلافه نمی شدم بلکه خوشم هم اومده بود...ماهردوتامون یه جوری بهم نیازداشتیم اون به یه هم صحبت وشنونده ومن به حرفای امیدوارکننده یه نفر...وقتی که می خواس





#(:

درخواست حذف اطلاعات

+اون چیزى رو بخون که هیچ ديگه نمیخونه به چیزى فکر کن که ديگه اى بهش فکر نمى کنه و کارى رو که هیچ جرأت انجام دادنش رو نداشته باشه! خوب نیست که ذهنتون دائما با آدم ها "هم عقیده باشهمنبع: http://paeiz1378. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

از چند روز ديگه که لباسای پاییزی رو از چمدون و گوشه و کنارمیکشین بیرون اگه لباسی بودکه کلی خاطره رو یادتون میاره بذارین همونجا بمونه یکی ديگه ب ین پاییز به اندازه کافی خاطره داره! باز من بالشتم خیسه :(منبع: http://tak-o-tanha-mande. /





خا تری ...

درخواست حذف اطلاعات

تسلیم .... یه جاهایی کم میاری ديگه رسیدن برات معنا نداره ، نه اینکه هدفت رو فراموش کرده باشی یا بی ارزش شده باشه نه ... منظورم این نیست ،، بلکه اینقدر تو راه رسیدن به هدفت دست و پا میزنی که ديگه خسته میشی ، خودت واقعیت رو نمیتونی گول بزنی تنت خسته میشه از شنیدن صدای بلند و ... آروم میشینی و فراموشی پیشه می کنی میشی آدم الان و همین دم ديگه دنبال چیزی نمیری و بی تفاوت میشی به سیاهی و سپیدی ... حتی اون چندتار سپید موی سپید هم آزارت نمیده وتو آیینه بهشون دهن کجی می کنی ...منبع: http://tamamesokotam. /





جای خالی

درخواست حذف اطلاعات

پنج شنبه بیستم آبان هزاروسیصدونودوپنجلوکیشن:مترودم دروایستاده بودم وداشتم لحظه شماری می که برم خونه سراغم اومدوبه راحتی سرصحبت رابامن بازکردازاون دست آدمای راحت ورهاازهرقیدوبندی زودبابقیه گرم می گرفتنددرست برع من که ازهمه فراری هستم به رسم ادب جواب سوالاتش روبااحترام میدادم آ ش صحبت روکشوندبه درس و ازم پرسیدکه رشته ات رودوس داری گفتم هی کم وبیش ،انگارکه بقیه روتاآ خوند...بهم گفت تازمانیکه جوون هستی هرکاری که دلت میخوادروانجام بده ...نزار ی به جای توتصمیم بگیره وکلی نصحیت های ديگه ...نگاهش که می نمی تونستم جلوی لبخندم رونگیرم داشت حرف دل خودم رومیزدخانم دستفروشی که منتظرخلوت شدن متروبودبه مانگاه می کرداولین باربودکه ازنصیحت یه نفرنه تنهاعصبی وکلافه نمی شدم بلکه خوشم هم اومده بود...ماهردوتامون یه جوری بهم نیازداشتیم اون به یه هم صحبت وشنونده ومن به حرفای امیدوارکننده یه نفر...وقتی که می خواس





روحت شاد

درخواست حذف اطلاعات

بعضي روزها هست که حک شده توی مغزت. نمیتونی پاکش کنی. نمیتونی لحظه لحظه های تلخش رو در وجودت از بین ببری. بعضي روزها هست که هرچقدر سعی میکنی محکم و قوی باشی، نمیتونی و دلت نازک میشه و روحت شکننده.بعضي روزها هست که همش بی ت . از اول هفته سعی کردی بهش فکر نکنی ولی وقتی روزش رسیده، دوباره خاطرات تلخش برات زنده شده. حتی اگه بیش از ده سال از اون روز گذشته باشه. حتی اگه با لبخندی کذایی در موردش صحبت کنی. ولی همچنان از درون داره داغونت میکنه.ای کاش میشد بعضي خاطرات و بعضي روزها رو با اختیار خودت از ذهنت پاک کنی.تا ديگه یادت نیاد چه روز تلخی بود اون روز که پدرت رو برای همیشه از دست دادی.تا ديگه یادت نیاد سالهاست ديگه پدری نیست که براتون شب یلدا هندوانه ب ه.تا ديگه یادت نیاد تموم اون اتفاق های بد بعد از رفتن بابا رو.تا ديگه یادت نیاد بعد از اون روز حتی یک روز هم آدم قوی و شاد و سرحال قبل نشدی که نشد





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

اى بابا دنیا تو خسته نشدى بس که واسه من یکى ضدحال شدى ؟ والا من از جانب تو و ممارستى که میکنى هم خسته شدم اما از من ديگه گذشته انقدر چیزاى باارزش تر از دست دادم که ديگه ککم هم نمیگزه یادش بخیر قدیما چقدر واسه از دست دادن بعضى چیزا ناراحت میشدم اما الان کم مونده بشکن بزنم نمیدونم هیجانات لحظه ایه یا واقعا زده به سرم؟ یا از اون مدل ناراحتیاس که چند روز بعد اثرشو نشون میده شاید به هر حال دنیاى عزیز من یکى ديگه مقاوم شدم هیچى پشتمو نمیلرزونه مث ه اى شدم که نسبت به همه ه کشا مقاوم شده و به یه گونه جدید تبدیل شده حالا هى واسه من روش جدید رو کن منبع: http://niloufarlovely. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

خیال باف ؟ اختیار دارید ،چرا ندانم ؟ من خودم خیالبافم ! بعضي وقت ها که پهلوى مادر بزرگم نشسته ام نمى دانید چه خیال ها به سرم مى آید! جلوى خی را که باز گذاشتى هرجور فکرى که بگویى به سرت می آید . عروس امپراطور چین هم میشوم ... بعضي وقت ها رویا پردازى خیلی چیز خوبی است ! + روشن - فیودور داستایفسکیمنبع: http://hidik-a. /





پایان روز چهاردهم

درخواست حذف اطلاعات

باورت میشه امروزم هیچی نخوندم؟ ی برنامه توپ ریختم البته بااااااا کار قبل خوابم که لغت زبان بود منتظر باب بودم رفت رستوران غذا بخوره ع غذاشم فرستاد اما ديگه جواب نداد،یک ساعته منم ديگه میخوام بخوابم دیر شده، ب به اندازه کافی براش بیدار موندم من یک درس زبانو خوندم هنوز تموم نکرده غذاشو؟! مهم نیس عزیزم ،جبران میکنی،البته نه فردا،بالا ه منم سال ديگه تهران قبول شدم و میرم رستوران هرموقع حال ج میدم . خب فردا هم ک برنامه مشخصه ١٢ ساعت خوب بخو رتبه یک خانم تهران منبع: http://arameshe-esbat. /





یاد بعضی نفرات روشنَم می دارد قوّتم می بخشد ره می...

درخواست حذف اطلاعات

یاد بعضي نفرات روشنَم می دارد: قوّتم می بخشد ره می اندازد و اجاقِ کهنِ سردِ سَرایم گرم می آید از گرمیِ عالی دَمِشان. نام بعضي نفرات رزقِ روحم شده است. وقت هر دلتنگی سویشان دارم دست جرئتم می بخشد روشنم می دارد.منبع: http://modareslib. /





مقایسه

درخواست حذف اطلاعات

همین الان یه جایی خوندم که "آرزو نکن جای ِ ديگه ای بودی، آدما بزرگ ترین مشکلاتشون رو به هیچ نمی گن." و "باطن زندگی خودت رو با ظاهر زندگی ی مقایسه نکن." و باز هم اینکه "آواز دهل از دور خوش است." خودمو میذارم جای ی که فقط ع ای اینستاگرام منو میبینه. از چشم اون من عجب زندگی دارم! اونوقته که منم دلم میخواد جای خودم بودم!!! یک سال ديگه گیرم. و دلم گیر تر. منبع: http://tehrangeles. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

خوبه یه دنیای ديگه هست که میتونیم اونجا حداقل اونجوری که دلمون میخواد زندگی کنیم، یا حداقل امیدوارم باشه، تو این دنیا که جز جبر چیز ديگه ای در جریان نیست. حداقل آدم تو یکی از این دو دنیا باید بتونه اونجوری که دوست داره زندگی کنه قاعدتا. این دنیا که نشد...منبع: http://b-noghte. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

ظهر خونه عموبهرام...خیلی جالب بود! به طرز تلاشگرانه ای سعی کرده بودن مهمونیشون در حد همون مهمونی ای باشه که ما بهشون دادیم! کلا این همه تلاش برا تلافی یا جبرانشون چه در فاز مثبت و چه ضعیف همیشه برام جالب یا شایدم خنده داره! : مهمونی دادم چون مهمونی دادید! خداحافظی ن چون خداحافظی نکردید! :))))- پسرک هم کمی سرماخورده بود، با کلی تلاش تونستیم از معظم وقت بگیریم براش. بعد از ناهار رفتیم و برگشتیم دوباره. برا دخترک هم باهاش م ، خیالم راحت تر شد (برا مصرف قرص حین زمان تب احتمالی). اول قرار بود ببریمش پیش پیشوا، کامران فهمید و قرارشد اون وقت بگیره، اینقدددر وقت گرفتن از پیشوا رو گنده کرد و بعد دید دختر خودش نمیخواد بره، با هزار سختی و خودتو جای من جابزن و اصلا بگو این منظورش من بودم وقتی وقت گرفته و از این جور چیزا گفتن که دیدم تهش فقط منتش میمونه! ترجیح دادم این بشر حداقل کاری برام نکرده باشه. ه





من مالک جهانم

درخواست حذف اطلاعات

یکی از خوبیای دانشگام اینه که باشگاه بدنسازیش مفتیه میفهمی یعنی چی؟؟؟ مفتییییییهههههههههههه خب ديگه کار تمومه...ارنولد و فرانکی ه کین بعدشم..ی چیز ديگه ایی که هست..سلف دانشگا روزانه 5 نوع غذا میده صبونه که ی نوع میده ولی ناهارو شام دونوع غذا میده که انتخ ه..... من ظهرا هر دونوعو میگیرم..شبا هم بعضي وقتا دو نوع میگیرم.... خب اینم از وضعیت ارشد من....میخام تا ا عمرم ارشد بخونم...خخخخ والا به خدا...مگه هدف ما از درس خوندن چیزی جز رفتن سر کارو پول در اوردن و ا سرم پر این شکم نازو قشنگه؟خخخخخ من از همین الان به هدفم رسیدم....زنم که نمیگیرم..بگیرم که هی غر بزنه و جی بخاد؟؟؟ واه واه واه تو این موقعیت میتونم بگم من مالک دنیاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام جیغ و دست و هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااامنبع: http://shad72. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

صبح پزشک متخصص هم اومد دیدش و گفت خوبه، فقط یه سری آزمایش خون باید بده، اگه اونا اوکی باشه ترخیصه. یهو ه رو که دیدم، کی بود؟ بعله! همون فک و فامیلای عموسعدی! ديگه برا اطمینان بیشتر هم از پرستارا اسمشو پرسیدم، دیدم اشتباه نمی . ديگه رفتم آشنایی دادم و اون هم گفت آره آشنا بودین برام... و کلی چیزها رو برام باز کرد و از نگرانی دراورد من رو... پرستارا هم که دیدن آشنا از آب درومدیم، بعد از اون برخوردشون عوض شد! جواب آزمایشا خوب بود، نهایتا دوازده و نیم از حسابداری هم نجات اومدیم و خلاص... - دخترک خوبه، ولی هنوز ضعف داره چشماش. میترسم نیگاش کنم، ترس توی جزء به جزء وجودمه. بند بند بدنم دردددد میکنه... خداااااا.... - هفت و بی دقه شب خو د. فکر کنم از ٨-٩ صبح که برا دارو بیدارش ديگه نخو ده بود... حق داشت اینقد بی حال باشهمنبع: http://livemoments. /





چهل رو زگذشت

درخواست حذف اطلاعات

+ چهل روزگذشت از ا ین دیدار +چهل رو گذشت از ارامش گرفتنتون +چهل روزشده نبودنتون +چهل روزه که ديگه تو خونتون هیچ ی نمیگه ت باشین اقا جان خوابه +چهل روزه که هروقت میام خونتون نیستین که باهاتون دست بدم هردو تامون دست های همو فشار بدیم و نه من کم بیارم و نه شما +چهل روز شده که هر هفتش به جای خونتون میایم بهشت رضا +چهل روزه که ح ون رو ديگه نمی تونیم بپرسیم +چهل روزه که ديگه وقتی زنگ میزنم نیستین که سر به سرم بزارین +چهل روز که هر ما رو میبینه بهمون تسلیت میگه +چهل روزه که رفتین و هنوز بعضي وقت ها یادم میشه نیستین........ منبع: http://zeytoooon. /





اولین عید...

درخواست حذف اطلاعات

راستی بعد چند سال اولین عید بود کنارم نبودی اما یه نفر اینقدر تبریک گفت که وقتی تلفن قطع نشستم گریه ....دلم فقط تبریک یه نفر رو میخواست که کنارم نیست ديگه مال من نیست مال یه نفر ديگه است کلی خاطراتم و مرور یاد تموم خاطراتم افتادم و اشک ریختم...:(((منبع: http://sunny -1996. /





دلی که دیگه دل نیست

درخواست حذف اطلاعات

خدایا....... خداجون ترو به حق این ماه محرم و صفر که ديگه ا اشه به حق عزیزایی که این دوماه مظلومانه شهید شدن قسمت میدم خدایا خودت کار هیچکیو گیر بنده هات ننداز مخصوصا نذار دل ادم پیش یه بنده بی رحم و بی احساست گیر بیوفته که هرجور دلش بخواد اون دلو نابود کنه.................... خدایا بنده هات بدجور دلمو ش تن تکلیف این دل ش ته بی قرارو خودت روشن کن یا ارحم الراحمینمنبع: http://dako2430. /





عشقم پدرم مادرم !

درخواست حذف اطلاعات

ب که همین چند ساعت پیش باشه فهمیدم خواهرام خونه مامانم هستند منم رفتم که با هم همه رو ببینم . پدرم چای نبات برام اورد و مادرم هم یک موز بهم داد ، از وقتی برگشتم حس بدی دارم که میدونم چند روز ديگه خوب میشم اما درس عبرت شد ديگه وقتی این خواهرم اونجاست نرم یا اگرم میرم عاقلانه عمل کنم ، اولیش که بابام خوشحال بود و در باره زایمان خواهرم که فردای حرف مسزد اما من چون خواهرم درخواست کرده بود بافتنی یادش بدم و بابا هم دوس نداره سرمون تو لاک هم باشه و بافتنی کنیم رفتیم تو اتاق و وقتی بیرون اومدم بابام رفته بود خو ده بود از دست خودم ناراحتم فکر میکنم اینطوری بابام رو تحویل نگرفتم از طرف ديگه مامانم باهام حرف میزد که خواهرم هم با من حرف زد و چیزی رو تو اینستا داشت نشونم میداد که من مجبور شدم به حرف خواهرم گوش بدم و ديگه مامانم منتظر موند حرف خواهرم تموم بشه که چون طول کشید ديگه یادش رفت و ادامه ش منت





تا حالا شده عاشق بشی....

درخواست حذف اطلاعات

تا حالا شده عاشق بشی؟؟؟ میدونی معشوق چه کار میکنه با قلب عاشق؟؟؟ میدونی ...؟؟؟ وقتی یه روز دیدی خودت اینجایی و دلت یه جای ديگه … بدون که کار از کار گذشته و تو عاشق شدی!!! همه چی با یک نگاه شروع میشه! این نگاه مثل نگاهای ديگه نیست ، صبح که از خواب بیدار میشی نه می تونی چیزی بخوری نه می تونی کاری انجام بدی ، فقط و فقط اونه که توی فکر و ذهنت قدم می زنه .....منبع: http://eshge. /





تا حالا شده عاشق بشی....

درخواست حذف اطلاعات

تا حالا شده عاشق بشی؟؟؟ میدونی معشوق چه کار میکنه با قلب عاشق؟؟؟ میدونی ...؟؟؟ وقتی یه روز دیدی خودت اینجایی و دلت یه جای ديگه … بدون که کار از کار گذشته و تو عاشق شدی!!! همه چی با یک نگاه شروع میشه! این نگاه مثل نگاهای ديگه نیست ، صبح که از خواب بیدار میشی نه می تونی چیزی بخوری نه می تونی کاری انجام بدی ، فقط و فقط اونه که توی فکر و ذهنت قدم می زنه .....منبع: http://sellena78. /





تا حالا شده عاشق بشی....

درخواست حذف اطلاعات

تا حالا شده عاشق بشی؟؟؟ میدونی معشوق چه کار میکنه با قلب عاشق؟؟؟ میدونی ...؟؟؟ وقتی یه روز دیدی خودت اینجایی و دلت یه جای ديگه … بدون که کار از کار گذشته و تو عاشق شدی!!! همه چی با یک نگاه شروع میشه! این نگاه مثل نگاهای ديگه نیست ، صبح که از خواب بیدار میشی نه می تونی چیزی بخوری نه می تونی کاری انجام بدی ، فقط و فقط اونه که توی فکر و ذهنت قدم می زنه .....منبع: http://eshge. /





تقوا

درخواست حذف اطلاعات

مرحوم حضرت آیت الله خوشوقت : تقوا برنامه ندارد : برنامه اش خواندن رساله و یاد گرفتن واجب و حرام است.هر وقت واجب پیش آمد کرد، انجام بدهی و حرام پیش آمد ترک کنی،این برنامه شخصی شماست. از رساله باید یاد بگیرید، الآن ظهر می شود گفته اند باید بخوانید. فردا ماه رمضان است باید روزه بگیری، بیرون می روی زن نامحرم می آید باید نگاه نکنی، حرف می زنی باید دروغ نگویی؛این ها برنامه ای است که در شئون زندگی پیاده ش واجب و لازم است.مال بعضي ها زود پیش می آید، مال بعضي ها دیر پیش می آید. و بعضي ها زیاد پیش می آید و بعضي ها کم، اشخاص مختلفند.یک ی در یک ماه در محیط زندگی اش یک زن نمی بیند، یک ی با کم و زیادش روزی هزار تا می بیند، شخص وظیفه اش را باید در هر صورت انجام دهد.منبع: http://twe12imam. /





تقوا

درخواست حذف اطلاعات

مرحوم حضرت آیت الله خوشوقت : تقوا برنامه ندارد : برنامه اش خواندن رساله و یاد گرفتن واجب و حرام است.هر وقت واجب پیش آمد کرد، انجام بدهی و حرام پیش آمد ترک کنی،این برنامه شخصی شماست. از رساله باید یاد بگیرید، الآن ظهر می شود گفته اند باید بخوانید. فردا ماه رمضان است باید روزه بگیری، بیرون می روی زن نامحرم می آید باید نگاه نکنی، حرف می زنی باید دروغ نگویی؛این ها برنامه ای است که در شئون زندگی پیاده ش واجب و لازم است.مال بعضي ها زود پیش می آید، مال بعضي ها دیر پیش می آید. و بعضي ها زیاد پیش می آید و بعضي ها کم، اشخاص مختلفند.یک ی در یک ماه در محیط زندگی اش یک زن نمی بیند، یک ی با کم و زیادش روزی هزار تا می بیند، شخص وظیفه اش را باید در هر صورت انجام دهد.منبع: http://twe12imam. /





تذکری بایسته

درخواست حذف اطلاعات

روش بعضي از مریدان ، پرداختن به یک رشته عملهاست که کمترین ارتباطی با طریقت ما ندارد دروغ و ناصحیح و فریبکاری و موجب تضییع وقت و انحراف از حقیقت این طریقت است؛ از آنجمله ادعای بعضي از آنها ، به تعبیر خواب و آگاهی از أمور غیبی و نوشتن دعاهایی که ارتباطی با اص طریقه ما نداردمنبع: http://yakasnazan. /





اولیت هااا

درخواست حذف اطلاعات

برای چیزهایی خسته ام که نه از دست تو نه از دست هیچ کاری ساخته نیست بعضي موقع ها فکر میکنم این توقع منه، که زیاد شده از زندگی یا این منم که دارم اشتباه میرم همه چی رو منم که اشتباه قضاوت میکنم راجع به همه چی بعضي موقع ها فکر میکنم شاید تو اگه بیشتر حواست بهم میبود اگه واقعا میخواستی برام درست میشد همه چیز بس که با تو میشد فراموش کرد بس که با تو مهم نبود جز تو هیچ چیز . منبع: http://h-fereshteh. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

خوشحالم که دارى پیشرفت میکنى خوشحالم که دقیقا الان همه چیز برات بهشته خوشحالم که فقط من مانع پیشرفتات بودم الان که اینجورى شد, همه چیز سر جاش اومد؟ نه؟! همه چیز حل شد؟ فقط من بودم که نباید میموندم کنارت نه؟ الان ديگه آرامشت تکمیله ؟ همه چیز آرومه ديگه؟ خب خدا رو شکر که براى یکیمون این وسط خوب شد خدا رو شکر که اقلا یکیمون به بهشت رسید خدا رو شکر واقعا خوشحالم که همه چیز براى تو ایده آل و خوب شد جهنمش مال من بهشتش مال تو دلتنگیا و حال بدش مال من, پیشرفت و آرامشش مال تو خاطره هاش مال من, بى تفاوتی مال تو انگار همه چیز خوب تقسیم شده داشتم امروز برمیگشتم فکر دیدم توى این چهار سال همه چیز تغییر کرده و انگار فقط من ثابت موندم هر چیزى انگار سر جاى خودشه به جز من تو, دوستام, حتى آسف خیابون, حتى مغازه ها, حتى..... همه چیز توى این چهار سال عوض شده, فقط منم که هنوزم مث همون روزام و باو





ترانه صد و چهارده : دنیاى بى وفا

درخواست حذف اطلاعات

فرشته کوچولوم دوباره تب کرده اونم بعد از خوردن یک هفته آنتى بیوتیک !! حرصم داره در میاد از دست ش .... نگرانم هستم براى تب دوباره اش نمى دونم باید چى کار کنم .... فردا اولین جلسه مدرسه مهربانه ... باید برم ولى با این بچه تب دار .... ديگه ناراحت نیستم که براى ى اهمیت ندارم .... ديگه ناراحت نیستم که براى ى مهم نیستم .... از این تنهایى ناراحت نیستم .... از این غربت ناراحت نیستم ..... ديگه هیچ چیزى برام مهم نیست ... هیچ چى .... باید مراقب بارى که خدا روى دوشم گذاشته باشم .... باید سالم تحویل بدم تا اجرت بیشترى بگیرم .... اون بیشتر از همم منو دوست داره ..... اون منو مى بینه .... صدام رو میشنوه .... حرف دلم رو هم میشنوه .... منو دوست داره .... کیف مى کنم وقتى منو دوست داره .... زبونم بند میاد چیزى بگم .... چون خودش داره منو مى بینه ....منبع: http://greenroz. /





رفیقم کجایی

درخواست حذف اطلاعات

نیستی چقد تو خودمم نیستی چقد تو خلوتام گم میشم نیستی ديگه ديگه اگ طوری بشه دی ماه من ندارمت ک بریزم بیرون جلوت همه چرک و خون های غمامو نیستی رفیق میکردی رفیقم کجایی دقیقا کجایی؟ میخوام بیام جلو درتون ببینمت. نیستی وقتی دو تا رفیقو میبینم ک پیش هم دارن حرف میزنن چقد گم میشم تو روزایی ک دستتو میگرفتم از جمع میزدیم بیرون من حرف تو حرف دقیقا کج ؟منبع: http://rohjanss. /