رسانه
رسانه

حسرت :: جستجو



حسرت بزرگ تو چیست

درخواست حذف اطلاعات

هیچ گاه برای داشتن دارایی و پول حسرت نخورده ام . یا حسرت شغل دیگری را نداشته ام گاهی فقط دلم می خواست در کتابفروشی یا گلخانه کار می . گاهی هم از این که در پاسخ پررویی دیگران نتوانسته ام در جا حاضر جواب باشمحسرت خورده ام گاه شده که دلم هوای ِِ باران کرده است یا دلم انجیر سیاه خواسته است گاهی هم برای دیدن تو در خواب ،ساعت ها با تو در فکرم خلوت کرده ام بگذریم از این که تو هر وقت دلت بخواهد می آیی ، اما به هر حال جزء حسرت هایم بوده ای وقتی دختر نوجوانی بودم ، هم دلم می خواست پسر باشم چون دخترها نه می توانند برف ِِ پشت بام را پارو کنند و نه دار و دسته ای داشته باشند به هر حال بعدها خدا را سپاس گفتم که مصلحتش بر نظرات صدتا یه غاز ما می چربد . حسرت هایم جز یکی از این ها که گفتم ، بزرگ نبوده است با آن هم کنار می آیم . چاره ای نیست مریم منبع: http://zanam. /





صلوات برمحمد و آل محمد

درخواست حذف اطلاعات

روز حسرت: از صادق علیه السلام پرسیدند: یوم الحسره، کدام روز است که خدا می فرماید: بترسان ایشان را از روز حسرت. حضرت جواب دادند: آن روز قیامت است که حتی نیکوکاران هم حسرت می خوردند که چرا بیشتر نیکی ن د. پرسیدند: آیا ی هست که در آن روز حسرت نداشته باشد؟ حضرت فرمودند: آری، ی که در این دنیا مدام بر رسول خدا صلوات فرستاده باشد.





حسرت بزرگ تو چیست ( مریم )

درخواست حذف اطلاعات

هیچ گاه برای داشتن دارایی و پول حسرت نخورده ام . یا حسرت شغل دیگری را نداشته ام گاهی فقط دلم می خواست در کتابفروشی یا گلخانه کار می . گاهی هم از این که در پاسخ پررویی دیگران نتوانسته ام در جا حاضر جواب باشمحسرت خورده ام گاه شده که دلم هوای ِِ باران کرده است یا دلم انجیر سیاه خواسته است گاهی هم برای دیدن تو در خواب ،ساعت ها با تو در فکرم خلوت کرده ام بگذریم از این که تو هر وقت دلت بخواهد می آیی ، اما به هر حال جزء حسرت هایم بوده ای وقتی دختر نوجوانی بودم ، هم دلم می خواست پسر باشم چون دخترها نه می توانند برف ِِ پشت بام را پارو کنند و نه دار و دسته ای داشته باشند به هر حال بعدها خدا را سپاس گفتم که مصلحتش بر نظرات صدتا یه غاز ما می چربد . حسرت هایم جز یکی از این ها که گفتم ، بزرگ نبوده است با آن هم کنار می آیم . چاره ای نیست مریم منبع: http://zanam. /





حسرت

درخواست حذف اطلاعات

حسرت واژه نا آشنایی واسه من نیست. خیلی از آدما شاید می دونن چی میگم. حسرت حتما واسه چیزهای بزرگ اتفاق نمی افته. گاهی ی نگاه حسرت میشه به دل آدم . گاهی ی توجه و گاهییییییی........منبع: http://vahidlovem. /





حسرت دریاچه ی نمک

درخواست حذف اطلاعات

"خوردنی ها رو بخور,کشیدنی ها رو نکش" پدربزرگم همیشه این را به عنوان نصیحت بهم میگفت.کاری ندارم که خیلی گوش نکردیم به حرف هایش.اما با خودم می گفتم حسرت با اینکه خوردنی است نمیشه خوردش و نباید.چرایش معلوم است.اما کاش باز هم به حرفش گوش می .حسرت را یا باید بخوری,یا بارش را به دوش بکشی.اگر یک بار بخوریش دیگر میرود و ردی از وجودش نمیبینی جز گه گاهی دل پیچه های اندک که با چای نبات مادربزرگ از بین میرود.اما وقتی هی مقاومت کنی و بگویی "نه من آدم حسرت خوردن نیستم" مجبوری بارش را به دوش بکشی.آن وقت است که همیشه همراهت است.هر وقت برای استراحت جایی مینشینی اولین چیزیست که میبینی اش!گاهی حسرت خوردن بد نیست.حسرت شعرهایی که گفتم و به ی داده نشد.حسرت خواندن شعرهایی که گفتند و برای ی نخواندم.این را وقتی یادم آمد که این بیت را شنیدم : دریاچه ی نمک ,تو صورتت گمه / تو با نمک تری , دریا توهمهمنبع: http://fimar





bane of the fallen king

درخواست حذف اطلاعات

روزی جوانی حضرت من علیه السلام را بدید که از راهی می گذشت بحالیکه محاسنش سفید و پشتش خمیده و عصایش بدست و فرتوت گشته بود و به سختی تنفس می نمود. عرض کرد : - یا حکیم، در بیست سال عمر که از خدای گرفتی، چه چیز را بیش از همه رنج آور یافتی؟ حضرت فرمود « حسرت، حسرت، حسرت » و بمُرد.منبع: http://cielidiamore. /





فکر

درخواست حذف اطلاعات

از فکر زیاد, گاهی اذیت میشم, از اینکه یه حسرت هایی توی دلم مونده... اذیت میشم . دلم می خواد یه نخ سیگار بزارم گوشه لبم و برم توی حال خودم... اما حسرت همین یه نخ سیگار هم توی دلم می مونه... چون قول دادم نکشم... به ی که دیگه توی زندگیم نیست... به ی که رفت و یه حسرت هایی رو به دلم گذاشت... چی بگم... هر روز بهش فکر می کنم و واسش آرزوی خوشبختی می کنم . اما مرد باید روی قولش باشه ...منبع: http://manly. /





حسرت

درخواست حذف اطلاعات

داشته های بعضیا آرزوی منه........ حسرت بعضی چیزا شاید تا ابد تو دلم بمونه.................. مثل یه کادوی بی مناسبت........ مثل یه خوشحالی بی پابان........ مثل فهمیدنم بدون گفتن......... . . . پ.ن: دوس دارم بخونم....بنویس برام منبع: http://myweteyes75. /





....

درخواست حذف اطلاعات

عزیزترینمچه حسرت بزرگیست نداشتنتو چه حسرت بزرگتریستدیدن عشق پاکتو گذشتن از آنبهترینممن را ببخشو بدانهر کجا باشمو در کنار هر ی،تو را همیشه و تا ابد دوست خواهم داشتو عشق توتکرار نشدنی ترین و شیرین ترین اتفاق زندگیم بود ....منبع: http://maghzeporharf. /





میترسم...

درخواست حذف اطلاعات

میترسم بمیرم و نتوانم تو را در آغوش بگیرم نگذار که با حسرت یک لحظه گرفتن دستهایت بمیرم. میترسم بمیرم و نتوانم به تو ثابت کنم که عاشقت هستم ، میترسم روزی بیایی و بگویی که من لایقت نیستم. مرا در حسرت عشقت نگذار ، بگذار تا زنده ام تو را حس کنم تو را در آغوش بگیرم و نوازش کنم. میترسم بمیرم و نتوانم لبهایت را ببوسم ، نمیخواهم در حسرت طعم شیرین لبهایت بسوزم. دنیا بی وفاست می ترسم این دنیای بی وفا مرا از تو بگیرد، میترسم همین روزها قلبم آرام بمیرد. بگذار در این دو روز دنیا به اندازه ی یک دنیا نگاهت کنم ، بگذار به اندازه ی یک عمر تو را در آغوش بگیرم و با تو درد دل کنم. میترسم همین لحظه ، همین فردا ، همین روزها لحظه ی مرگم فرا رسد. یک مرگ پر از حسرت ، یک مرگ پر از آرزو و امید. تنها حسرت و آرزوی من در آن لحظه تویی و حضورت در کنارم است. تنها حسرت من در آن لحظه نگاه به چشمهای زیباست است. در این دو ر





همیشه حسرت

درخواست حذف اطلاعات

و ناگهان چقدر زود، دیر می شودحرف های ما هنوز ناتمامتا نگاه می کنی،وقت رفتن استباز هم همان حکایت همیشگیپیش از آنکه با خبر شویلحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شودآی،ای دریغ و حسرت همیشگیناگهان چقدر زود دیر می شود... منبع: http://soltaneman. /





حسرت

درخواست حذف اطلاعات

گاهی دوست داری یه جایی میان گذشته برگزدی و یه چیزهایی را درست کنی و ناتمام هارا تمام کنی و حرفهارا بزنی و اشکها را بریزی و خنده ها را ی و آزاد و رها برگزدی دیگه حسرت نکرده ها و نگفته ها و نریخته ها توی دلت نمونه که بخوای یک عمر با چیزهای دیده و ندیده و چرا اینطوری شد و چرا اونطوری نشد زندگی کنی یه جایی باید بچه ها دوباره برگزدن میان پدرها و مادرهاشون... یه جایی که انگار بهشون بگن که اگه باید حرفی می زدی و کاری می کردی نکردی دیگه تموم شده .دیگه فایده نداره. حالا هر چقدر هم که بخوای ... یه جایی انگار باید برگردیم و ببینیم اگه چی کار می بهتر بود؟ اگه چی می گفتن بهتر بود؟ اگعه دوسش داشتی و نگفتی ، اگه باید می گذشتی و نگذشتی، اگه باید حس می کردی و نکردی... دیگه حسرتش و نخور ولی ما بچه ها شاید تا عمر داریم حسرت کارهای نکرده ی شما ها را بخوریم حسرت بوسه هایی که تو دلتون مونده، حسرت عشقی که نورزی





تنها

درخواست حذف اطلاعات

سفره هفت سین دیدو بازدید جشن و شادی خبر عید را می دادند و من تنها در کنجی نشسته ام آب شدن برف ها باز شدن شکوفه ها برگشت پرستوها نوید بهار را می دادند و من تنها دور از همه در کنجی نشسته ام غم و غصه سکوت و درد نهفته حرف های نگفته حضور دلتنگی را اعلام می ند و من تنها بی همنفس در کنجی نشسته ام ملک الموت با هیبت بی مثالش اجل با ترس و مخوفش خبر مرگ مرا آوردنند و من تنها بی یارویاور در اتاق غمزده ی خود نشسته ام آ ین نفس آ ین لحظه زندگی آ ین نبض نزدیک می شود حسرت آ ین نگاه حسرت آ ین وداع حسرت آ ین دیدار گلویم را خشک کرده بود و من همچنان تنها نشسته ام جلیل میاحےمنبع: http://jalilmayahi. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

ت و سردم و از تو خبری نیست جز شب و تاریکی و نبض سکوتم خبری نیست با خودم در آینه هی با تو صحبت میکنم چند روزیست همینم، جز این هم خبری نیست هی قلم در دست دارم تا دو چشمت وصف گویم خط خطی شد کاغذ اما نشد از شعر خبری نیست سایه ی یک دیو بد ذات دفترم را تیره کرد دل پر از دلتنگی و غم، ماه من را خبری نیست ماه و مهتاب، ابر و آفتاب، ساحل و دریای پر آب این من و دنیای در خواب، همه هیچ و خبری نیست روزگاری در این قافله ی عشق پر از عشق و سرور اینجا دگر از قافله و شاعره و دفتر و شعرم خبری نیست عمریست که در حسرت و حسرت سپری شد ایام اکنون دگر از حسرت و آه و غمم اینجا خبری نیست یک بت سنگی و قلبی که پر از دلتنگی است چند روزیست همینم، جز این هم خبری نیست.... یوسفی. ..23/7/95منبع: http://rahseparm. /





زمان

درخواست حذف اطلاعات

المومنین علی (علیه السلام) فرمودند: نَفَسُ المَرءِ خُطاهُ اِلی اَجَلِهِ نفس کشیدن انسان گام های او به سوی مرگ اوست. موقعی که مرگ میاد یا شوق رهایی از قفس هست یا ندامت یا حسرت حسرت چیزهایی که نبود و نشد... ندامت از کارهایی که نباید می کردی و کردی! یا شوق رهایی. شاید شوق رهایی از حسرت ها و ندامت ها. و زمان جاری و نفسها در تکرارند... ----------------------------------------------------------------------------- کاش ب موقع دخیل بستن به پنجره فولاد می شنیدم که چه مقدر شده و چه عطا شده. صلی الله علی ال الرئوف علی بن موسی الرضا. منبع: http://shamime1shahid. /





need joker's scars

درخواست حذف اطلاعات

تو سنی بودم که بهش نیاز داشتم ولی نبود. الان هست. الان هست ولی شاکیه از سرد بودنم. چیزی نمیگم. فقط ناخداگاه به یه نقطه ی نا معلوم خیره میشم و صحنه هایی از گذشته میاد توی ذهنم. همون روزای سرد، روزای سردی که دم در مدرسه بین پدرهایی که منتظر بیرون اومدن بچه هاشون وایمیستادن، دنبالش میگشتم ولی هیچوقت پیداش نمی . چون اصلا اونجا وجود نداشت که بخواد پیدا بشه، فقط گونه هام خیس میشد و رده ی خیس بودنش یخ میزد و سردم میشد. پوزخند حسرت پوزخند حسرت پوزخند حسرت پوزخند پوزخند پوزخند. صدای خندمو میتونی بشنوی؟ ازون خنده های جوکر مانند.. منبع: http://wolfish. /





حسرت

درخواست حذف اطلاعات

حسرت یعنى ** تـــو ** .....!! کـــه در عـــین ** بــــــودنت ** ** داشتنت ** را .............. ** آرزو ** مـــى کـــنم .....!!* پ ن: حسرت خیلی روزها توی دلم هست که باید یه روز بهشون برسم، باید تو یه کاری کنی که به همه اون روزهایی که دوست دارم برسم منبع: http://rahamande. /





یاد کن

درخواست حذف اطلاعات

در حریم عاشقی، ما عاشقان را یاد کن با قدمهایت همه جاماندگان را یاد کن هر چقدر چاره گزیدم تا بیایم، گر نشد پیش ارباب جهان، بیچارگان را یاد کن جای من در اربعین، کنج عمود حسرت است جا به جا در اربعین حسرت بران را یاد کن عقل از شوق دیدارش شده زایل ز من در همان دارالشفا ، دیوانگان را یاد کن گر فراموشت شود یادی کنی از حال ما زیر قبه، منجی مستضعفان را یاد کن اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج مهدی کویر اربعین سال ۱۳۹۵منبع: http://mahdikavirpoems. /





حسرت باقی

درخواست حذف اطلاعات

رفتی و در دل هنوزم حسرت دیدار باقی حسرت عهد و وداعم با دل و دلدار باقی عقده بود اشکم به دل تا بیخبر رفتی ولیکن باز شد وقتی نوشتی یار باقی کار باقی آمدی و رفتی اما با که گویم این حکایت غمگسارا همچنان غم باقی و غمخوار باقیمنبع: http://taza. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

ساعت ده زنگ زدم مطب روانپزشک... هر کی بود بوقای آ برداشت...وقتی خیلی مظلومانه و خج زده گفتم وقت میخوام گفت باید عصر زنگ بزنی...اینم از عصر...تمام جونم از شدت گریه ورم کرده...تمام وجودم درده...هنوز جای کتک ها درد میکنه...گفت از هر ی که میشناسه بدبخت ترم...ولی نگفت خودشو و مادر و پدرش اینکارو بام ...همه حسرت زندگی منو میخوردن...ولی حالا من حسرت هر آدمی رو میخورم...راستی با من از خدا حرف نزنید هرگز...منبع: http://samirabadbakht. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

قصه یه مرده که از تو دلسرده تو بن بست گیر کرده ولی باز میگرده دنبال راه ، روی لب آه / خودش مثه مرداب تو حسرت ماهدر پی سوزن تو انبار کاه / تلقین بودن همیشه تو گناه یک لحظه شاد ، یک لحظه رنگی / یک لحظه روشن ، بقیه سیاهسوال تو سرش زیاد از کی بپرسه / هنوز نمیدونه کجاست ولی میترسه گم شههه ، آره میترسه گم شه چون دل سیر میشه / چشم هست همیشه گشنهپشتش به هیچی گرم ، درد توی زیاد و حسرتمیزنه به روحش چنگ بعد / وقتی همه زوجن اون میمونه فردمنبع: http://nozadepir. /





حرف دل(205)

درخواست حذف اطلاعات

دیروز بهم گفتی که هرکه از دیده رور از دل برود،این حرفت بهم آتیش زد،آتیش زد چون تو بزرگترین حسرت منی،حسرت من چون بی شک با تو خوشبخت ترین بودم و لی از داشتنت خودمو بی نصیب ،بی نصیب چون لیاقتتو نداشتم،چون خوشبختی تو از خوشبختی من مهم بود و هست،و حالا هر روز برای چندمین بار این حسرت رو برا خودم هی یادآور میشم،بعضی وقتا به ندرت وقت هایی که خودخواه میشم به خودم حق میدم و میگم حق نداشتم خودمو از چشات بی نصیب کنم ،ولی با این وجود فرشته زمینی من هر لحظه دارمت،دارمت چون تو گوشت و خون من ریشه انداختی و من به این داشتنت میبالم،خوشحالم که روزاهام رو با دلتنگی برای تو میگذرونم،کاش دیدنت برای هر لحظه میسر بود تا این دل بی قرارم رو اندکی سامان میدادم،اما مهم نیست،مهم بیقرار های من نیست ،مهم دلتنگی های من نیست ،مهم و مهم فقط تویی،مهم شادی و لبخند توست،بخند و شاد باش که غیر این به من مدیونیمنبع: http://love





میراث مادری 1

درخواست حذف اطلاعات

می خواستی برای بچه ات یه ارث بذاری..... که بچه ات بدون ارث مادری نباشه.... تا مثل حسرت ارث دیگرانو نخوره..... خوب ..... خیلی جالبه ..... آخه می دونی آ سر چی براش ارثیه گذاشتی؟ حسرت نداشتن مادر..... یتیمی...... حسرت آغوش خودت..... اضطراب از رفتارهای آینده ات...... خاطرات ظلمهایی که بهش و به من کردی..... درد تنهایی ...... خاطره ترس تنهایی های شبانه..... خاطره رنج بیماری زمانی که هیچ کنارش نبوده .... حتی تو !!! ....... می ارزید..... می خوای براش یه آپارتمان بذاری.... که مطمئنم نخواهی گذاشت ..... زیرا پول دوستی ترا کور کرده و خودت خبر نداری..... فقط می خواهی دل خودت رو خوش کنی..... اما هرچیزی بهایی داره..... اگه زمانی هم این آپارتمان رو بهش بدی .... بهاشو فرزندمون پرداخته.... قبلا و البته قسط هاش رو هم ثانیه به ثانیه تا آ عمر خواهد پرداخت و اون تمام رنج هایی است که می بره..... و این تمامی ارثی





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

داشتم میگفتم شدم زنش و انگار دیگه راه برگشتی واسم وجود نداره من همیشه تو این کتابا میخوندم بعد اولین رابطه طرف کلی نگران زنش میشه قربون صدقش میره ولی اینم یه حسرت یا عقده شد واسه من الان پیش خودتون نگین چه شوهر بدی شوهرم خیلی خوب بود ولی با این کاراش با بعضی از حرفاش واقعا دل منو ازار داده که هنوز بعد 2 سال من نه تنها که همه ی کاراشو فراموش ن بلکه واسم عقده، کینه یا شاید حسرت شده میتونم بگم اگه 3 روز عالی بوده با یه ساعت همه رو دود کرده رفته هوامنبع: http://eshghozendegim. /





قامت یار

درخواست حذف اطلاعات

نیست در لوح دلم جز الف قامت یار... ..................... رنگ واقعیت چه رنگیه؟ واقعیتی که باعث دوری بشه... دوری از ی که دوسش داری... این واقعیت و دوس ندارم... در هر صورت به خودم و عشقم افتخار میکنم. به گذشته ام... گذشته اسم مناسبی نیست براش ، چون تموم نشده ، همیشه جاش تو قلبمه هر ساعت هر دقیقه... البته کتمان نمیشه کرد حسرت خوردنو... و این حسرتو همیشه توی دلم خواهم داشت... یه حسرت دائمی، میشه داغ روی دلت ،میمونه جاش برای همیشه... حسرت دوباره دیدنش، دوباره شنیدنش... چقدر حاضری براش هزینه کنی؟ یا اون چقدر حاضره؟ یا اصلا امکانش هست؟ و و و و ... بعد یه مدتی ذهنت آماس میکنه... اسمشو گذاشتم ورم ذهنی. دقیقا ذهنت ور میاد، قریب به یک سال دوری و بی خبری. و اینکه هروز و هرشب توی فکرت و قلبت باشه باعث میشه دچار ورم مزمن ذهنی بشی... طبیبا بر بالینم بیا...منبع: http://youngmedic. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

حرف های کوچکی در زندگی هست که ... حسرت های بزرگی بر دلت میگذارند.. جملات ساده ای در زندگی هست که... آرزوی دوباره شنیدنشان... که حسرت یک بار دیگر تکرارشان اشکت را در میآورد... دلت میخواهد بشنوی شان... از زبان همان ی که میخواهی بشنوی..! اما آن نیست که دوباره برایت بگوید : صبح بخیر عزیزم " بگوید : کجایی؟چرا دیر کردی؟" بگوید بخور غذایت سرد شد ! یا این که بگوید این رنگی بهم می آید؟؟" نیست نه ، آن نیست که دوباره برایت تکرار کند : چرا به حرفهایم گوش نمیکنی.. بگوید مردها سروته یه کرباس اند ..! و ... حرف هاس ساده ای هست که آرزوهای بزرگت میشوند... خیلی حرف های ساده را دیگر نمیشنوی.. و حسرت دوباره شنیدنشان جانت را میگیرد... دلت میخواهد در عمق خواب باشی... نصفه شب با ارنج به پهلویت بزند.. و با صدای گرفته بگوید : یک ل





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

خدا پدرت مثل ما نباشد خدااااااااااااااااااااااااا چقد حسرت وقتی پدرت نباشد پسرت تکیه گاه ندارد دخترت دیگر ارامش ندارد خداااااااااااااااااااااا چقد حسرت بخوریم خدااااااآاااااااااااا امشب ازت جواب میخوام وقتی تکیه گاه نباشد یعنی دختر بعد ازدواج برده میشود همیشه تو سر خور شوهر میشود خدااااااااااااااااا سوالهای بی جواب من بده چقد سکوت در برابر این همه .....! خدا بی پدری سخته خدااااااااااااا.تا حالا طعم یتیمی کشیدی خدااااااااا.نه نکشیدی خدا خیلیییییییییییییی بی انصافیه خداااااااااااااا ازت گله دارم خیلیییییییییییییی...منبع: http://kiyarash021. /





دوست داشتن بی پایان یا نفرت بی پایان!

درخواست حذف اطلاعات

نفرت از جایی شروع میشود که انسان نپذیرد دوست داشتن تمام شده است...!! مرور هر روزه ی خاطرات از دست رفته هر بار حسرت باور این عشق جنون امیز را در من زنده میکند... اتش این حسرت شعله ور میشود...میسوزاند،خا تر میکند... و عشق میسوزد... و درد جایش را میگیرد... و درد چاره ای جز کشیدن آه های پی در پی ندارد... و خلق تنگ میشود... و عشق می شکند... و عشق میمیرد... و عشق را خاک میکنم... و پای مزارش نفرت کاشته میشود.... وباز عشق تازه ای نفرت را میبلعد... و تو اینگونه هر روز در من زاده میشوی... و این دوست داشتن را پایانی نیست حتی مرگ....منبع: http://khialbafeashegh. /





حسرت شهادت

درخواست حذف اطلاعات

#شهید_ماه آبان؛مصطفی احمدی روشن/۲۵





آهنگ حسرت با صدای کامران خلیلی

درخواست حذف اطلاعات

آهنگ مازندرانی حسرت با صدای کامران خلیلی آهنگ مازندرانی جدید با خوانندگی زیبای کامران خلیلی به نام حسرت آهنگ با تنظیم می و مسترینگ: رضا غلامی / نوازنده کیبرد : حسین آرامیده / پخش از : شمال موزیک پخش شده از : شمال موزیک / بروزترین سایت پخش و آهنگهای مازندرانی آهنگ مازندرانی حسرت با خوانندگی کامران خلیلی کیفیت ۱۲۸ خواننده حجم کامران خلیلی ۴٫۷۲ mb منبع: http://mazan . /





حسرت

درخواست حذف اطلاعات

پرچین سبزسادگی هایم کو ؟ نهر پاک زلالی هایم کی خشکید ؟ مرا فرصت نفسی پاک کشیدن نیست در این ناحیه می ترسم برای یک پنجره آسمانی آبی روزی همه در کوچه حسرت بکشیم . > حسین پیرتاج





بی تو

درخواست حذف اطلاعات

حسرت همیشگی حرف های ما هنوز ناتمام...تا نگاه می کنی:وقت رفتن استباز هم همان حکایت همیشگیپیش از آنکه با خبر شویلحظه عزیمت تو ناگزیر می شودآی...ای دریغ و حسرت همیشگیناگهان چقدر زوددیر می شودمنبع: http://yad-yad. /





به وجود آمدم که داغت را؛ پشتِ دستان خود نگه دارم....

درخواست حذف اطلاعات

دلم آشفته آن مایه ناز است هنوز مرغ پرسوخته در پنجه باز است هنوز جان به لب آمد و لب برلب جانان نرسید دل به جان آمد و او برسر ناز است هنوز گرچه بیگانه زخود گشتم و دیوانه زعشق یار عاشق کش و بیگانه نواز است هنوز خاک گردیدم و بر آتش من آب نزد غافل از حسرت ارباب نیاز است هنوز گرچه هر لحظه مدد می دهدم چشم پرآب دل سودا زده در سوز و گداز است هنوز همه ند به غیر از من و پروانه و شمع قصه ما دو سه دیوانه دراز است هنوز گر چه رفتی ، زدلم حسرت روی تو نرفت در ِ این خانه به امید تو باز است هنوز این چه سوداست عمادا که تو در سر داری؟ وین چه سوزی است که در ساز است هنوز آقای عماد اسانیمنبع: http://barzzakh. /





حسرت نخورید!

درخواست حذف اطلاعات

ایا تا به حال به این توجه کرده اید که خانم ها در تابستان حسرت اقایان را می خورند! ان ها در ان هوای گرم وبا ان حجاب می بینند که اقایان خیلی راحت با استین نصفه در خیابان ها گردش می کنند و از هوای مطبع لذت می ربرند! اما من بهشما می گویم که صبر کنید اکنون که فصل سرماست آقایون حسرت بانوان را می خورند و ارزو دارن که چنین حج داشتند تا در مقابل سرما از ان ها مراقبت کند! به هر حال از قدیم گفتند گهی زین به پشت و گهی پشت به زین!منبع: http://roozejaleb. /





خدا هست دگر غصه چرا

درخواست حذف اطلاعات

امشب غم دیروز و پریروز و فلان سال و فلان حال و فلان مال و که بر باد فنا رفت نخور …به خدا حسرت دیروز عذاب است.مردم شهر به هوشید…؟ هرچه دارید و ندارید بپوشید و ب ید و بخندید که امشب سر هر کوچه خدا هست. روی دیوار دل خود بنویسید خدا هست.نه یک بارو نه ده بارو صدبار به ایمان و تواضع بنویسید خدا هست …خدا هست … امشب همه میکده را سیر بنوشیدبا مردم این کوچه و آن کوچه بجوشیددیوانه و عاقل همگی جامه بپوشیددر شادی این کودک و آن پیر زمین گیر و فلانبسته به زنجیر و زن و مرد بکوشید.امشب غم دیروز و پریروزو فلان سال و فلانحال و فلان مال و که بر باد فنا رفت …نخور ای جان برادر به خدا حسرت دیروز عذاب است.مردم شهر به هوشید…؟منبع: http://mkm2. /





حسرت

درخواست حذف اطلاعات

سالهاست دلم می خواهدمادر پسری باشمکه اسمش حسین است آه ه ه ه امروز سید حسین را بعد از مدت ها دیدمپسر همکارم که می رود کلاس آمادگیانگار همین دیروز بود که به دنیا آمدو دیدار هر روزه اش حسرت مدام مرا شلعه ور تر کردمنبع: http://hshahed. /





حسرت بزرگ

درخواست حذف اطلاعات

اون شب ک فرزادع پروفایلشوع علیرضاکرده بودوگف این پسره چ خوشگله من خییییلی احمق بودم.اصن نفهمیدم ع کیه.فقط باخودم گفتم بازفرزادداره اذیتم میکنه!





همنفسم

درخواست حذف اطلاعات

هنوز در لابلاى حسرت هاى نافرجام منچشمانى نگران من استنگران خستگى من هنوز در سراب این غربت بى پایانمن همنگران تو امنگران اشک هاى بى بهانه اتآمدم با دلمنشد که بمانم ... از رفتن اما پشیمانم !و یک حسرت که رهایم نمیکندو نیز یک آرزوکه مانده در دل صد آرزوى نشکفته ام !منبع: http://sazedel1. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

خانم عزیز فکر نمیکنین که بجایی اینکه هر روز داستان جدیدتونو بذارین بهتربود ب قولتون عمل میکردین و آ هفته بقیه حسرت شیرین رو میذاشتین؟آخه این درسته که دنبال کننده ها هر روز بیان ببینن که خبری از رمان نیست.البته این نظر من و دوستام بود. ما که دنبال نمیکنیم امیدوارم موفق و پیروز باشین .ممنون بخاطر همون ۲۲ قسمت. وب سایت ایمیل بیست و دوم رمان حسرت شیرین خانوم نرگس رمان حسرت شیرین رو من یک سال پیش نوشتم و کامل نیست اما بخاطر نظر شما خواستم داداشم از کامپیوترم توی خونه ای که الان دسترسی بهش ندارم برام بفرسته اما لحن شما به حدی تند و زمخت بود که پشیمونم کرد . موید باشین منبع: http://fatemehashkoo. /





حسرت فینال از 40 سال می گذرد

درخواست حذف اطلاعات

جوانان ایران به فینال جوانان آسیا نرسیدند تا حسرت ایران برای رسیدن به فینال جوانان آسیا به بیش از 40 سال برسد . به گزارش "ورزش سه"، آ ین باری که ما فینال را تجربه کردیم مربوط به بازی سال 1356 بود که در آن مسابقات در تهران برابر عراق 4-3 باختیم. ایران امسال به فینال نرسید و حالا مابرای رسیدن به فینال هم باید یک مقطع 2 ساله را تجربه کنیم،2 سال دیگر هم فاصله بین فینال 1977 یعنی سال 1356 تا سال 1397 به 41 سال بسیار تلخ خواهد رسید. منبع: http://sid7. /