رسانه
رسانه

خواهرت :: جستجو



.. خواهرت زد تو گوشم

درخواست حذف اطلاعات

.. یاسر دوشنبه و .. ها به خاطر کارش میاد شهرکرد . .. بود که ما ناهار خونه مامان دعوت بودیم . غزل داشت تکلیف هاش را می نوشت حالا نمیدونم چی شد که با پشت دستم زدم تو گوش غزل . غزل گریه و گریه و شکایت به مامان جون . مامان جون هم من را دعوا کرد . سر ناهار نشسته بودیم که غزل یهویی به .. اشت گفت : .. خواهرت زد تو گوشم منبع: http://bihamtayeman. .. /





سر و کله زدن های من!

درخواست حذف اطلاعات

1- همه میگن برادر جان خیلی به من شبیهه، در واقع ایشون یک ورژن پسرونه و خیلی بزرگ تر از منه، البته از لحاظ جسمی فقط! امروز میگفت که به فلافلی جدیدی سر زده، پیرمرد فلافلی با خیره نگاه بهش گفته فامیلت چیه؟! قیافت آشناست، وقتی جواب داده گفته توی فامیلتون دندونپزشک دارین؟! برادر جان هم گفته خواهرم... پیرمرد هم تعریف کرده بود که من بیمار خواهرت بودم و بعد هم گفته به خواهرت بگو یه نوبت برای من بگیره! :-/ قبلا در موردش توی این پست حرف زده بودم. ادامه مطلب





رز

درخواست حذف اطلاعات

از بین گل های دستش یک گل رز سفید انتخاب بعد ازحساب لبخند روی لب هایش نشست ازاوپرسیدم خواهرداری ؟ باص مظلوم گفت :بله خانوم گل را دستش دادم و گفتم:این را از طرف من هدیه بده به خواهرت. چشم هایش برق زد حالا من مانده بودم و بغض گلویم...





امشب

درخواست حذف اطلاعات

امشب یکی از بهترین شبای من بود اخه خونمون مهمون بودین از همه مهم تر تو اینجا بودی تمام امشب حواسم بهت بود وقت شام انقد که نگات می ، نگا جفتیت که خواهرت بود نمی شب خوبی بود منبع: http://hastam77. /





ببخش خواهرم!

درخواست حذف اطلاعات

"برادری " یعنی این که کاری ی که آب در دل خواهرت تکان نخورد! ببخش من را خواهرم! پسر جوانت پنج سال با مرگ جنگید ولی نشد. من نتوانستم مانع لرزش دلت بشوم. تلاش خودم را ولی نشد. زور مرگ از خدا فقط کمی کمتر هست، فقط کمی!!منبع: http://sadeghniam. /





صداقت ام آرزوست

درخواست حذف اطلاعات

بچه که بودم همیشه از خیانت ها بهت زده می شدم می گفتم مگر می شود که دنیا چشم آدم را کور کند ؟ بزرگتر که شدم ، درک میکنم که انسان به گفته دورکیم جامعه شناس فرانسوی، سیری ناپذیر است و به قول جان لاک ......است که پیش بینی ناپذیر است. حال این انسان می تواند پدرت، مادرت، برادرت یا خواهرت یا غریبه باشد!!!!!!!!!منبع: http://adeleh57. .. /





طفلک نوزاد

درخواست حذف اطلاعات

سوفیا، دانشورا! طفل نوزاد پدر پانهادی در جهان کردی ما را با خبر مقدمت را میستایم من در این دنیای دون با سلامت وارهی تو از گزند در بیستون از عدم تو پانهادی در ورای روشنی شعر من تقدیم بادا با قبولِ سیسمونی نگویم من که دنیا شاد کام نیست برای عیش و ع می به جام نیست در این دنیا شروشورفتنه ب است هزاران بشد فدای این خواست یکی با عدل و انصاف نه بگوید دیگر از ظلم و تعدی بهره جوید فساد در هول ما گسترده پایش فساد پیشه بلند باشد مقامش هرآن با سیم و زر آشنا شد غریب مردم به او قامت دوتاشد شرافت و نجابت نیست تفکیک به پول اندازه گردد مسلم و سک دروغگو از سخن پاداش گیرد نه ارزد یک شاهی عقل و د کنون، مقدم هر دوتان مبارک کنید ورد زبان سورهء تبارک (نمایم) خواهرت را راهنما باش زجان و دل برایش آشنا باش گرامی دار مادر هم پدر را که باشد گوهر نایاب پسررا نصیحت ت هشدار گوش کن! زصدق و راستی حلقه به گوش کن که ما دیگ





نئشه ی طبیعی

درخواست حذف اطلاعات

بی نظیرترین ، زیباترین، هنرمندانه ترین ، معناگراترین، هیجان انگیزترین، و از لحاظ داستان ، دیالوگ ، و شخصیت پردازی ، «غنی ترین»، ی بود که دیدم. الآن دیگه میتونم راحت بمیرم! :) -------------------------------------------------------------- + پ ن 1 : شاید به دلیل سازگاری بیش از حد با تمام تصوراتم ... (باو ذیر یا غیر باو ذیر! همه اش در نظرم مجسم بود! ممکن است گفته شود «معما چو حل گشت آسان شود!» اما مهم نیست! باو ذیر یا غیر باور پذیر! این همونی بود که میخواستم. دقیقا.حتی چیزی بیش از اون. میتونم برای اثبات تعمق در تمام لحظاتش به تمام جملات تمام پستهای این وب فلاش بک بزنم ولی وقت ندارم! .... آره وقت ندارم! وقت ندارم! وقت ندارم! میخوام خوشحالی کنم فعلاً :) ....خوشحااااااااااااااااالی! .... آه این منم؟! نئشه ی طبیعی!!! ) + پ ن 2 (حاشیه ی کم ارزش) : فکر خل شدم نمیتونم تشخیص بدم ، اینکه حس یک بازیگر





خاطره بازی

درخواست حذف اطلاعات

دخترکم یادمه پارسال نه خدای من دو سال پیش.....بود که این موقع تو خودت رو به مادر نشون دادی و حس خوشحالی و ترس به سراغم اومد.یادمه خواهرت از شدت خوشحالی گریه کرد و پدرت گفت چه عالی و البته یه جمله نچسب هم میگفت که ما رو اب برده و تو هم روش.... امروز رفتم پارک قدیمی شهر که ع بگیرم از برگهای پاییزی که همه رو جمع کرده بودن یاد تو افتادم که تو رو داشتم و شب بود و من و پدرت و خواهرت اومدیم این پارک و با برگهای پاییزی تلنبار کلی ع گرفتیم و من همش ژست زنهای حامله رو میگرفتم و صورتم عین فرشته ها شده بود.باور کن.....همه میگفتن چقدر مادری بهت میاد.... ولی من تو وجودم ترس داشتم از اومدن بی موقع تو.من هم دوست داشتم هم نه....ولی خوب گفتیم ما رو که اب برده تو هم روش.....اره یادمه اذر بود و تو گفتی که مامان من هستم.... امروز تو پارک هیچ نبود...فقط من و خاطره بازی....که میبینی داستان دخترک هم داره تو اغوش





پرنده

درخواست حذف اطلاعات

نفس نفس ترانه ام ... به عشقت آشیانه ام ... تو ه ن خانه ای ... به بوسه ای نفس بگیر .... به لطف مهربانی ات ... فدا کنم جوانی ام ... شوم چو پله ای عمود ... به آسمان تو پر بگیر .. . زمانه بال و پر دهد ... به ات سپر دهد ... و من همان دو پله ام ... که مانده خانه ای اسیر ... گذشته های دور من ... شکوه پر غرور من ... نشسته گوشه ای به خاک .... ش ته ام از این کویر ... به خنده های بی سبب....سوال من شود طلب ... جوانه می زند دلت ... صدا زنی مرا چو پیر ... مرا نه خواهرت بخوان ... نه جای مادرت نشان... جدا کن این بهانه را ... به لطف تو شدم فقیر ... روم ز چشمت آشکار ... به طعنه ات شوم شکار ... تو هم رها کن این قفس .... رضایتت ز من بگیر ... به هر دری که می روی .... دگر مگو ز نام من ... بگو که او خودش ش ت ... چو برگ زرد بی مسیر ... رضا





روزنوشت

درخواست حذف اطلاعات

1 خالم یه سوال پرسید خواهرت چطوره؟! الان یه ساعته بحثه.. هرچی میگم مادربزرگ غلط کرد شکر خورد.. ول نمیکنه... الان دقیقا رسیده به اصلاحات ارزی.. نشستم کتاب جلومه دونه دونه دارم موهامو میکنم.. مادربزرگ شکررررررخورد ول کن:/ این پیر چرا انقد حرف میزنن:||| 2 امتحان قبلیم شنبه بود.. بعدی فرداست.. من تازه شروع بخونم:|





به جای توجه و مراقبه بر اع ان ، به سراغ دعانویس ها میروند!

درخواست حذف اطلاعات

شخصی گرفتاری و مشکل مهمی برایش پیداشده بود. ی به او عملی یاد داده بود که چهل روزانجام دهد تا مشکلش حل شود. عمل را انجام میدهد و چهل روز تمام میشود اما مشکل برطرف نمیشود.میگوید: روزی اضطر دردلم افتاد و از منزل خارج شدم، پیرمردی به من رسید و گفت: آن مرد را میبینی (اشاره کرد به پیرمردی که عبا به دوش داشت و عرقچین سفیدی بر سر) ؛ گفت:مشکلت به دست او حل میشود! (بعدا معلوم شد که آن شخص آقاشیخ رجبعلی خیاط است)آقاشیخ رجبعلی آدم خاصی بود، خدابه او عنایت کرده بود.مجتهدین خدمت او زانو میزدند و ماس می د نظری به آنها د!میگوید: خودم را باسرعت به شیخ رساندم و مشکلم را گفتم!تا سخنم تمام شد گفت : چهار سال است که شوهر خواهرت مرده و تو یک سری به خواهرت نزده ای! توقع داری مشکلت حل شود!؟میگوید: رفتم به خانه ی خواهرم ، بچه هایش گریه د و گله د؛ بالا ه راضیشان و خوشحال شدند و رفتم.فردا صبح اول وقت مشکلم حل شد.تمام





اربعین از راه میرسد.

درخواست حذف اطلاعات

روضه حضرت زینب سلام الله علیها *** اربعین تو رسیده است و ز راه آمده است خواهرت با قد خم گشته و آه آمده است زینب از وادی شام آمده چشمت روشن از کجا تا به کجا آمده ؟ چشمت روشن آه ای یوسف صد تکه ی بی پیراهن پیرهن بافته ات را بگرفت از دشمن به لبش ناله ی محزون اخ العطشان است روضه خوان حرم و آن بدن است مو پریشان شده و زن و نالان است به دلش سوز نهان ، دیده ی او گریان است زینبی که سر بازار معطل شده است بهر او چشم حرامی است که معضل شده است ازدحام هلهله ها خنده ی مردم دیده ناسزا در همه ی راه چقدر بشنیده سایه ی بر سر خود را به روی نی دیده در کنار سر نورانی او می دیده کوفه با خطبه ی خود ، شام چه غوغا می کرد خواهرت در همه جا م ی ب ا می کرد خطبه اش تیغ شد و یک تنه یک لشگر شد گاه چون فاطمه و گاه خود حیدر شد منبع: http://imamkhomeynigandoman. /





یا حسین بسر فاطمه

درخواست حذف اطلاعات

یک اربعین گذشته و داغ توروی دلمه هر روز سال برای من روز دهه محرمه این چل روزه برام گذشت مثل چهل سال آزگار بلند شو از جا و روی زخم دلم مرهم بذار سکینه باچشای خیس خیلی سوال شده براش قبر عموعباس چرا انقدرکوچیک شده داداش؟ پاشو ببین کبودیا مونده هنوز روی تنم هرجاکه بردم اسمتو با تازیونه زدنم ببین که زینب اومده با یه دلی زغصه چاک باور نداشتم که باشی ت خاک ومن روخاک این مردم خدا نترس به والله که خیلی بدن وقتی منو بی تو دیدن را به را هی سیلی زدن تافهمیدن مرد نداریم جسور شدن حرامیا رفتن باسوت و هلهله به سمت خیمه ی هول وولا افتاده بود توی دلای بچه هاتوقتی که برگشت دشمنت بادست پر از خیمه هات اومدم اینجا که بگم چه خبر از روی سنان؟ قربون زخمای لبت خوب شده جای خیزران؟ حالا که اومده داداش زینب به بالای سرتفقط یه خواهشی دارم چیزی نپرس از دخترت زخم زبون وکینه ها میزد به زخمامون نمک جلوی چشم خواهرت رقیه تو





یه روزی میاد...

درخواست حذف اطلاعات

پائیز شروع شد بی هیچ حس خوش آیندی از جانب تو و من به گول زدن خودم ادامه میدهم که تو نیز خواهرت را دوست داری و غرق کلمات ناشناست میشوم اما برادرانه ای نمیابم چه رسمی ست نمیدانم اما گمانم برای دخترکان دیوانه ی تیر ماه است که جای زخم ها و دردها روی بدنشان هر روز زیادتر میشود اما باز هم ایستاده ماندن را ترجیح میدهند با اینکه رفتن برایشان از هر چیزی آسان تر است... کاش هنوز برادر بودی برای منی که هنوز خواهرم... یا زینب کبریمنبع: http://aramtarinam. /





پرنده

درخواست حذف اطلاعات

نفس نفس ترانه ام ... به عشقت آشیانه ام ... تو ه ن خانه ای ... به بوسه ای نفس بگیر .... به لطف مهربانی ات ... فدا کنم جوانی ام ... شوم چو پله ای عمود ... به آسمان تو پر بگیر .. . زمانه بال و پر دهد ... به ات سپر دهد ... و من همان دو پله ام ... که مانده خانه ای اسیر ... گذشته های دور من ... شکوه پر غرور من ... نشسته گوشه ای به خاک .... ش ته ام از این کویر ... به خنده های بی سبب....سوال من شود طلب ... جوانه می زند دلت ... صدا زنی مرا چو پیر ... مرا نه خواهرت بخوان ... نه جای مادرت نشان... جدا کن این بهانه را ... به لطف تو شدم فقیر ... روم ز چشمت آشکار ... به طعنه ات شوم شکار ... تو هم رها کن این قفس .... رضایتت ز من بگیر ... به هر دری که می روی .... دگر مگو ز نام من ... بگو که او خودش ش ت ... چو برگ زرد بی مسیر ... رضامنبع: http://jirjirak58. /





با ما چه کار کردی ؟

درخواست حذف اطلاعات

سلام .... آره با تو ام..... کارتو انجام دادی .... و فکر کردی عاقبتی نداره...... می خواستی حرفتو به کرسی بشونی..... طلاق خواهرتو ب ری .... زند ما رو بپاشونی..... گفتی خدا رو داری با اون همه کار می کنی !!! خوب انجام شد..... خسته نباشی ..... فقط یه قدم دیگه تا طلاق خواهرت مونده...... زند مشترک من و خواهرت که از بین رفته...... سلامتی روحی اون هم که فک می کنم از بین رفته باشه..... مامانت چطوره ؟؟ ..... تا حالا فک کردی چه بلایی سرش اوردی .... من از خونواده خودم بهت نمی گم...... چون برات معنا نداره...... راستی حال خواهرت چطوره ؟ چه آینده ای براش می خواهی درست کنی .... گفتی که ازدواج منو اون از اول اشتباه بوده..... خوب ببینم چه سرنوشت خوبی می خواهی براش رقم بزنی...... هممون به جهنم..... جواب پسرم رو می خواهی چی بدی ؟؟؟ - کابوس هایی که در شب می بینه ..... - دلتن هایی که برای مامانش می کنه..... - حس





× یلدای لعنتی من ×

درخواست حذف اطلاعات

چه سخت است خواهرت برود برود و دست یکی دیگر را ب رد و دیگر نیاید شب ها را با دیگری سر کند خنده هایش شیرینی زند دیگری باشد و شانه های ی دیگر ، تکیه گاهش باشد در بغل دیگری گریه کند و ی دیگر دلیل خنده هایش باشد . . . بگذریم ، چه سخت است خواهر باشی اما خواهر نداشته باشی ..منبع: http://blue-a. /





(بدون عنوان)

درخواست حذف اطلاعات

وقتی ظهر به خواهرت میگی بیا وسایل یاس رو بچینیم و نمیاد و میگه الان حوصله ندارم و میره میخوابه و شب میبینه با جاریش وسایل رو تا حدی چیده و بعد تو رو صدا میکنه میگه بیا داریم میچینیم بهترین جواب اینه که بگی سرم درد میکنه حوصله ندارم از اتاق بیای بیرون همین الانم دوباره اومد گفت گفتم خستم عشق من و مهدیه همه میدونن چه قدر زیاده اما این دلیل نمیشه که من با همین چیزهای کوچیک علاقم رو نسبت به یاس از دست ندم و واقعا نمیتونم بگم تا اذر ماه که به دنیا نیومده برام خیلی مهمه





× یلدای لعنتی من ×

درخواست حذف اطلاعات

چه سخت است خواهرت برود برود و دست یکی دیگر را بگیرد و دیگر نیاید شب ها را با دیگری سر کند خنده هایش شیرینی زندگی دیگری باشد و شانه های ی دیگر ، تکیه گاهش باشد در بغل دیگری گریه کند و ی دیگر دلیل خنده هایش باشد . . . بگذریم ، چه سخت است خواهر باشی اما خواهر نداشته باشی ..منبع: http://blue-a. /





ای کاش...

درخواست حذف اطلاعات

کاش هوا بودم و نفس میکشیدیم.کاش خورشید بودم و بهت میت دم. ای کاش صمیمی ترین دوستت بودم و با هم تمام شهرو میگشتیم.کاش پدرت بودم بدون اینکه ی فکر بد کنه بغلت می میگفتم تو زیبا ترین دختر روی زمینی.کاش خواهرت بودم و دستاتو میگرفتم میگفتم تو فهمیده ترین خواهر دنیایی.ای کاش مادرت بودم تا بدون این که من چیزی بگم خودت با علاقه میومدی بغلم میکردی.ای کاش لا اقل این دسته نوشته هایم را میخو و میگفتی بدک نبود.ای کاش،کاش گفتن هایم سودی داشت.ای کاش...منبع: http://moloodeyalda. /





با ما چه کار کردی ؟

درخواست حذف اطلاعات

سلام .... آره با تو ام..... کارتو انجام دادی .... و فکر کردی عاقبتی نداره...... می خواستی حرفتو به کرسی بشونی..... طلاق خواهرتو بگیری .... زندگی ما رو بپاشونی..... گفتی خدا رو داری با اون همه کار می کنی !!! خوب انجام شد..... خسته نباشی ..... فقط یه قدم دیگه تا طلاق خواهرت مونده...... زندگی مشترک من و خواهرت که از بین رفته...... سلامتی روحی اون هم که فک می کنم از بین رفته باشه..... مامانت چطوره ؟؟ ..... تا حالا فک کردی چه بلایی سرش اوردی .... من از خونواده خودم بهت نمی گم...... چون برات معنا نداره...... راستی حال خواهرت چطوره ؟ چه آینده ای براش می خواهی درست کنی .... گفتی که ازدواج منو اون از اول اشتباه بوده..... خوب ببینم چه سرنوشت خوبی می خواهی براش رقم بزنی...... هممون به جهنم..... جواب پسرم رو می خواهی چی بدی ؟؟؟ - کابوس هایی که در شب می بینه ..... - دلتنگی هایی که برای مامانش می کنه...





مرثیه حضرت زینب سلام الله علیها

درخواست حذف اطلاعات

السلام علیک یا ثار الله و ابن ثاره دیگر چه زینبی ؟ چه عزیزی؟ چه خواهری؟ وقتی نمانده است برایش برادری تا نیزه ات زدند زمین خورد خواهرت با تو چه کرده اند در این روز آ ی؟منبع: http://gheybatekobra. /





اداش

درخواست حذف اطلاعات

خیلی وقته راجبت ننوشتم .الانم که دارم مینویسم با اشک مینویسم. یه خاطره بازی باید .. م از چند هفته پیش که به خاطر روضمون اومدی خونمون . تو اتاق بودم پیش خواهرت که یهو سر رسیدی .داشتم چایی میخوردم خودمو جمو جور .. اومدی نشستی تو اتاق تا براتون شام بیارن بعدشم که داشتی میخوردی من رو تخت روبروت نشسته بودم سرم تو گوشی بود ولی حواسم پیش تو بود بعد از رفتن مهمونام که همه جمع شدن تو اتاق ادا دراوردن تو شروع شد چادر مامانتو سرت کردی و مس .. ه بازی درمیوردی .اخ که چقد خندیدم به کارات نفسممنبع: http://hastam77. .. /





ای کاش...

درخواست حذف اطلاعات

کاش هوا بودم و نفس میکشیدیم.کاش خورشید بودم و بهت میت دم. ای کاش صمیمی ترین دوستت بودم و با هم تمام شهرو میگشتیم.کاش پدرت بودم بدون اینکه ی فکر بد کنه بغلت می میگفتم تو زیبا ترین دختر روی زمینی.کاش خواهرت بودم و دستاتو میگرفتم میگفتم تو فهمیده ترین خواهر دنیایی.ای کاش مادرت بودم تا بدون این که من چیزی بگم خودت با علاقه میومدی بغلم میکردی.ای کاش لا اقل این دسته نوشته هایم را میخو و میگفتی بدک نبود.ای کاش،کاش گفتن هایم سودی داشت.ای کاش...منبع: http://moloodeyalda. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

من تازه میفهمم حضرت زینب چی کشید ؟ من تازه میفهمم دلتنگ برادر بودن یعنی چی؟ داداش خدا رو هزاران مرتبه شکر که سالمی ،درسته طول کشید ولی اومدی چون میدونستی که خواهرت اگه تو هم (زبونم لال) بری پشت سرت میومد داداش گلم امیدوارم زودتر بیای ... اخیش امشب میتونم بالا ه یکم با ارامش خاطر بخوابم داداش بردی مبارزه رو .....تو یه علی اکبر دیگه ای که اهل اسمونا بوجودت افتخار میکنناین پیروزی رو هم به تو و هم به خودم تبریک میگم....اجازه بده کره ای ازت تشکر کنم....اوپا کام ساهام نیدا کریگو کمااولمنبع: http://darmadineh. /





اربعین آمد سلامت می کنم الگوی عشق...

درخواست حذف اطلاعات

اربعین آمد سلامت می کنم الگوی عشق تا که شاید با نگاهت باز گردم سوی عشق دست هایم گرچه دور افتاده از دامان توکاش هرگز جا نماند قلب من از کوی عشقنهر خشکم چشم امیدم به باران شماستعاشقم کن تا که سیرابم کنی از جوی عشق خواهرت عاشق ترین بانوی عاشورای توستعشق او سرچشمه اش زهراست آن بانوی عشقکاروان در روز عاشورا اگر تنها شده ستاینک اما شیعه تنها نیست در اردوی عشق حسن عباسیمنبع: http://eideh. /





اربعین

درخواست حذف اطلاعات

چهل روز راه امدم تا باز ګردم در برت امدم تنها نباشم همرهم با مادرت ده ندا جان برادر بر من مسکین مظتر جایګاه قاسم و عباس و عون و اکبرت چهل روز روضه خوانم به کوفه وشام مرده ان لحظه هایم بر نی بدیدم اصغرت چهل روز با من همسفر بودی برادر برفراز نی تابان بود خورشید سرت رفتګان باز امدند جز یکی ای بی کفن شرمسارم در حضورت از نبود دخترت چهل روز دوری امروز پایان ګرفت ولی چهل سال طی شد از عمر خواهرت -------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- اربعین شد بهر دیدارت چه بیتاب امدم با لبی تشنه با مشک پر اب امدم اب را اورده ام تا لبی زان تر کنی یا اګر خواهی همه را پیش کش اصغر کنی اصغرت در خواب ناز است بهتر است جان اخی رو سوی میدان روی تر لب اکبر کنیمنبع: http://khosravi3806. /





اربعین

درخواست حذف اطلاعات

چهل روز راه امدم تا باز ګردم در برت امدم تنها نباشم همرهم با مادرت ده ندا جان برادر بر من مسکین مظتر جایګاه قاسم و عباس و عون و اکبرت چهل روز روضه خوانم به کوفه وشام مرده ان لحظه هایم بر نی بدیدم اصغرت چهل روز با من همسفر بودی برادر برفراز نی تابان بود خورشید سرت رفتګان باز امدند جز یکی ای بی کفن شرمسارم در حضورت از نبود دخترت چهل روز دوری امروز پایان ګرفت ولی چهل سال طی شد از عمر خواهرت -------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- اربعین شد بهر دیدارت چه بیتاب امدم با لبی تشنه با مشک پر اب امدم اب را اورده ام تا لبی زان تر کنی یا اګر خواهی همه را پیش کش اصغر کنی اصغرت در خواب ناز است بهتر است جان اخی رو سوی میدان روی تر لب اکبر کنیمنبع: http://khosravi3806. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

اتفاق خوبی نیست. اینکه اطرافیانت، خواهرت، برادرت، مادرت، پدرت در حاشیه زندگیت قرار بگیرن. اینکه در برنامه ای که برای هر روزت داری جایی برای گرفتن دستانشان، بوسیدن پیشانی شان، و خوشحال شان خالی نگذاری… اینکه هر روز از صبح تا شب پشت سیستم بنشینی و هر وقت ی صدایت کرد با ابروهای گره خورده و نگاهی که به زحمت از مانیتور برمیداری جواب سربالا بدهی و حتما با لحنی جواب میدهی که بداند مزاحمش شده ای اتفاق خوبی نیست این همه همدیگر را تنها گذاشتن ..منبع: http://bistemehr. /





شروع با تاخیر

درخواست حذف اطلاعات

نمی دونم این متن رو به زودی خواهی خوند یا نه. ولی فک شرحی از احوالاتی که در تنهاییم تجربه می کنم برایت بنویسم. ب که با پسر ات بیرون رفتیم خودت اصلا راضی نبودی. از اولش که خواهرت کنسل کرد(با بهانه اینکه من اون رو دیدم) خودتم راضی نبودی. جالبه که خواهرت این حق رو داره که ی که نمی خواد ببینه رو انتخاب کنه ولی تو این حق رو نداری(و صد البته من هم به تبعیت از تو این حق رو ندارم). بماند که وقتی پسر ات رو می بینی همه اش حرص می خوری و غرش ماله منه. و بماند که پسر ات با خطاب من به صورت " کل"، و بعد در حالیکه با تلفن حرف می زنم به صورت"نکنه بازم ه" نیاز به احترام من رو جلوی گروهی که اولین بار بود میدیدم به خطر مینداخت. و باز هم بماند که برنامه سینما رفتن بود و وسط ماجرا تبدیل شد به فست فود خوردن بدون اینکه م بشه با ما. طبیعتا اصلا هیچ کدوم از اینها نباید خوشایند شما هم باشه، اما در کمال تعجب تو باز





ش .. ت قوانین

درخواست حذف اطلاعات

چون خواهرم مجبور است یلداى امسال را با خانواده همسرش بگذراند، مامان در یک اقدام خودجوش امشب را شب یلدا اعلام کرد و غذاى یلدایى به ما داد و هندوانه و انار و شیرینى .بعد هم همه یلدا را به هم تبریک گفتند و فقط من خیلى ملایم اعتراض .. : - ولى امشب که یلدا نیست آخه! و شنیدم: - مى دونم ولى بخاطر خواهرت مجبور بودم امشب رو یلدا حساب کنم!





امروزی

درخواست حذف اطلاعات

پسر عشقم یه ع .. خوشگل ازخودت برام بفرست دختر چشم ولی تومحظ احتیاط یه ع .. از خواهرت بفرست .. ایستاده بود برای دختر کف مرتبی زد پسر بدون معطلی ع .. .. سابقش رابرایش فرستاد دختر وای مرسی عزیزم الان ع .. خودمو میفرستم ودختر ع .. .. برادرش رافرستادبرایش پسر خوشحال شد وقتی تصویر راباز کرد ع .. خواهرش رادید .. نگاهی به آسمان کرد وگفت خدایا روزگار بندگانت راببین میگن باهردستی بدی باهمون دستم پس میدی دنیا دار مکافاته .. مردمو ب بازی نگیرید تا .. خودتون حفظ بشه.... دست بالا دست بسیار است "یدالله فوق ایدیهم" خدای بالای همه ی دستهاست...منبع: http://hejabvzibayi. .. /





خواهرانه

درخواست حذف اطلاعات

از آنجایی که همه خواهرا خیلی هوای هم دیگر رو دارن نرگس خانم ما هم خیلی حواسشون به خواهر جونش هست چند روزه قبل یه نفر از دوستان، نازنین زینب رو بوسیدن نازنین هم به اشتباه می خواست رد بوس رو از صورتش پاک کنه نرگس خانم سریع گفت :آبجی من بوس رو پاک نکرده گرفته تو مشتش که برا خودش نگه داره یه روز هم دختر مون روی سفره نشسته بود آقای پدر بزرگ گفتن نرگس خانم بیا خواهرت رو بگیر روی سفره نشسته نرگس خانم هم گفتن چون باد کولر سفره رو جمع میکرد خواهرم نشسته تا سفره جمع نشه حالا من نمیدونم کی باد کولر سفره رو جمع کرده!!!!!!!! منبع: http://maadarane. .. /





سلام حضرت سلطان

درخواست حذف اطلاعات

رضا سلامبامرام سلامضامن اهو سلامغریب نواز سلامفقیر نواز سلامامین سلامخوش قول.سلام رو به حرمت نشستمازت عاجزانه میخوام کمکم کنی عشقم را از دست میدم و مناامید میرم از در خونتوناین ا ین زوزه های این سگتون دم در استخونی.بدید برهیا الرحمهشما ببین چشماموکمکم کن شاه اسانکمکم کنیه بی پدر دست دراز کرده طرفتون.کمکم کنیدیا رضابه دست نرسیده خواهرت به دستهات قسم میدم میدونی چقد ب دردیهدستمونو رها نکنیا رضا چشمهای اهوی منو ببین ارزش ضمانت داره بخدااقا رو سفیدم.کندست رد نزن به سینممنبع: http://fatemeeshgham. /





حصار

درخواست حذف اطلاعات

سلام دخترکم؛ میدونی این روزها به چی فکر میکنم؟ جلسه مدرسه خواهرت بود مثل همیشه با بی میلی فراوان رفتم...هندفری رو اماده که حرف های تکراری گوش ندم....که نسخه تکراری نشنوم...ولی این بار قیافه سخنران انگار میگفت یه چیزی بارش هست...پرسید هفته گذشته بین شماها چند نفر به همسرش ابراز علاقه کرده...مثلا با جمله عاشقانه....از بین تقریبا 80 نفر دوازده نفر دستشون رو بردن بالا ...اول همه خندیدن وگفتن رومون نمیشه بگیم و مردها که عشق و علاقه سرشون نمیشه و از این جنس حرفها.... میدونی دخترم چی ازارم داد؟ که چرا هنوز حصارهای غلط ش ته نشده....تو چیزهای دیگه خوب ش دیم و در رفتیم ولی اصلی ترین ها هنوز گیره سنت مونده...داشتم خانوم های تو جلسه رو نگاه می .. چند نفرشون طراوت و شاد یه زن سرزنده رو داشتن....اغلب که بچه های کوچولو داشتن و دستهای زمخت و صورت کرم نخورده....داشتم فکر می چند نفرشون هیکل خودشون رو دوست





سخت ترین مسئله ....

درخواست حذف اطلاعات

سلام دوستان امید وارم حال و هوای دلاتون خوب و خوش بوده باشه درباره ع نوشته بالا من تضمین میدم قطعا سخت ترین مسئله دنیا هم میتونه آسون باشه خیلی خوبه به خاطر یه نفر نگاهتو به زندگی عوض کنی و فقط از زاویه هایی که زندگی جذ ت داره دنیاتو ببینی و زندگی کنی و چه بهتر این فردی که باعث تغیر نگاهت شده هم رفیقت باشه هم داداش یا خواهرت داداشیم مرسی که هستی و باعث رها شدن فکرم از خیلی چیزا میشی





خواهرانه

درخواست حذف اطلاعات

خواهــر که داشته باشی اگه یه دنیا دشمنت باشن خواهرت رفیقته...خواهــر که داشته باشی یعنی یه پناهگاه همیشگی داری...خواهــر که داشته باشی دل گیری نداری.....خواهــر که داشته باشی اصلا غم نداری....خواهــر که داشته باشی یکی هست اشکو از صورتت پاک کنه...خواهــر که داشته باشی انگاری دنیا رو داری





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

(۱۳:)حضرت نوح(ع) ابتدابه اذن الله بدن مطهرحضرت آدم(ع)که درکوههای ابوقبیس مکه دفن شده بود،همراه خودبرداشت وبه داخل کشتی بردند(ارزقی،کتاب اخبارمکه،ج۱،ص۵)(تاریخ انبیا/ص۱۲۵)پس ازایستادن کشتی برکوه جودی(سوره مبارکه هود/۴۴)آن پیکرراباخودحمل کردوبه سمت کوفه بازگشت،به سمت نجف اشرف رفتندودرآنجاسه قبرکندند،یکی برای حضرت آدم(ع)یکی برای خودشان،یکی برای وصی آ ا مان یعنی علی(ع)(اثبات الوصیه لل علی بن طالب/ص۲۴۱)بعدهامردم به امیداینکه روزی وصی مهربان آ ا مان آنجادفن خواهدشد،اموات خودراآنجادفن دوآن مکان وادی السلام ،قدیمیترین قبرستان جهان نام گرفت که هم اکنون نیزآنجامکان دفن اموات است.وداخل ضریح حضرت علی(ع)سه نفر:حضرت آدم(ع)،حضرت نوح(ع)وحضرت علی(ع)دفن شدندبه خاطرهمین موقع زیارت حرم حضرت علی(ع)میبایست شش رکعت زیارت خواند.منبع: http://hadafkhelgat. /