رسانه
رسانه

دلم گرفته ای دوست هوای گریه با من گر از قفس گریزم کجا روم کجا من :: جستجو



هوای گریه با من

درخواست حذف اطلاعات

ستاره ها نهفته در آسمان ابری دلم گرفته اي دوست هواي گريه با من هواي گريه با منمنبع: http://ahmad76. /





شعری از

درخواست حذف اطلاعات

دلم گرفته اي دوست! هواي گريه با منگر از قفس گريزم، کجا روم، کجا من؟کجا روم؟ که راهی به گلشنی ندانمکه دیده برگشودم به کنج تنگنا، مننه بسته ام به دل، نه بسته دل به من چو تخته بر موج، رها، رها، رها، منز من هر آن که او دور، چو دل به نزدیکبه من هر آن که نزدیک، ازو جدا، جدا، من!نه چشم دل به سویی، نه باده در سبوییکه تر کنم گلویی به یاد آشنا، منز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من؟ستاره ها نهفتم در آسمان ابری -دلم گرفته اي دوست! هواي گريه با من...منبع: http://zarezademehrizi. /





رها من

درخواست حذف اطلاعات

دلم گرفته اي دوست! هواي گريه با منگر از قفس گريزم، کجا روم کجا من؟کجا روم، که راهی به گلشنی ندانمکه دیده بر گشودم به کنج تنگنا، مننه بسته ام به دل، نه بسته به من دلچو تخته بر موج رها رها رها منز من هرآنکه او دور چو دل به نزدیکبه من هر آنکه نزدیک از او جدا جدا مننه چشم دل به سویی نه باده در سبوییکه تر کنم گلویی به یاد آشنا منز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من؟ستاره ها نهفتم در آسمان ابریدلم گرفته اي دوست! هواي گريه با من ... از سیمین بانو ( )منبع: http://brightminded. /





ای دوست

درخواست حذف اطلاعات

دلم گرفته اي دوست ، هواي گريه با من گر از قفس گريزم کجا روم ، کجا من ؟کجا روم که راهی به گلشنی ندانم که دیده برگشودم به کنج تنگنا مننه بسته ام به دل ، نه بسته به من دل چو تخته بر موج ، رها ، رها ، رها منز من هر آنکه او دور ، چو دل به نزدیک به من هر آن که نزدیک ، ازو جدا ، جدا من !نه چشم دل به سویی ، نه باده در سبویی که تر کنم گلویی به یاد آشنا منز بودنم چه افزود ؟ نبودنم چه کاهد ؟ که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من ؟ستاره ها نهفتم در آسمان ابری دلم گرفته اي دوست ، هواي گريه با من " " منبع: http://mashgheman. /





ای دوست

درخواست حذف اطلاعات

دلم گرفته اي دوست ، هواي گريه با من گر از قفس گريزم کجا روم ، کجا من ؟کجا روم که راهی به گلشنی ندانم که دیده برگشودم به کنج تنگنا مننه بسته ام به دل ، نه بسته به من دل چو تخته بر موج ، رها ، رها ، رها منز من هر آنکه او دور ، چو دل به نزدیک به من هر آن که نزدیک ، ازو جدا ، جدا من !نه چشم دل به سویی ، نه باده در سبویی که تر کنم گلویی به یاد آشنا منز بودنم چه افزود ؟ نبودنم چه کاهد ؟ که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من ؟ستاره ها نهفتم در آسمان ابری دلم گرفته اي دوست ، هواي گريه با من " " منبع: http://mashgheman. /





دلم گرفته ای دوست

درخواست حذف اطلاعات

نه بسته ام به دلنه بسته به من دلچو تخته بر موجرها رها رها منز من هر آن که او دورچو دل به نزدیکبه من هر آنکه نزدیکاز او جدا جدا مننه چشم دل به سویینه باده در سبوییکه تر کنم گلوییبه یاد آشنا منستاره ها نهفتهدر آسمان ابریدلم گرفته اي دوستهواي گريه با منهواي گريه با من





...

درخواست حذف اطلاعات

دلم گرفته است... از دنیايی که در آن، هیچ چیز در سر جايش نیست! " دلم گرفته اي دوست... هواي گريه با من... هواي گريه با من... "





هوای گریه با من ..

درخواست حذف اطلاعات

دلم گرفته ، اي دوست! هواي گريه با منگر از قفس گريزم کجا روم ، کجا من؟ کجا روم که راهی به گلشنی ندارمکه دیده بر گشودم به کنج تنگنا من نه بسته ام به دل نه بسته به من دلچو تخته بر موج رها رها رها من ز من هر آن که او دور چو دل به نزدیکبه من هر ان که نزدیک از او جدا جدا من نه چشم دل به سویی نه باده در سبوییکه تر کنم گلویی به یاد آشنا من زبودنم چه افزود ؟ نبودنم چه کاهد؟که گوید به پاسخ که زنده ام چرا من ستاره ها نهفتم در آسمان ابریدلم گرفته ، اي دوست هواي گريه با من    





پاییز

درخواست حذف اطلاعات

پايیز فصل نوشتن است و سرودن، سرودن از مهر و محبت، از بودن و بوییدن و تمناي تماشاي طبیعت بکر گیلان بهشت نما. دیر زمانی که اين دو حرفی م +ن با من است، خب روز از پی شب می آید و از پس آن می رود و یکی یکی من به من نزدیک تر می شوم، به نظرم اينجام دیگه نمیشه راحت نوشت، دلم نمیگره ، دوست دارم هر چی بر من می گذرد رو اينجا بنویسم ولی اون پالسی ها و امنیتی شدن فضا نمیزاره. راستش هیچی براي حفظ وجود نداره... دیگه بايد رفت و در کنار رودی که روبروش کوهی سرو قامت و در سمت دیگر کلبه چوبی قرار گرفته، چاي نوشید و از تضاد دمايی ابری سفید تولید کرد و لذت برد از اين حال خوب زیر نور چراغ فانوسی و نواي سگ نگهبان، آخ که چقدر به خودم نزدیکم و دوست دارم از اين هم نزدیک تر شوم، رها رها رها من. دلم گرفته اي دوست! هواي گريه با منگر از قفس گريزم، کجا روم کجا من؟کجا روم، که راهی به گلشنی ندانمکه دیده بر گشودم به کنج تن





گریه کنم - وحیدی

درخواست حذف اطلاعات

گريه کنم شاعر : وحیدی مرا به یاد بیاور که زار گريه کنمبه شوق آمدنت بى قرار، گريه کنممرا به نام خودت با غزل صدايم کنکه من به نام خودم انتظار، گريه کنممسیرِ آمدنت را چقدر دوره کنم؟!چقدر جان بِکٓنٓم؟!...بى مزار، گريه کنمچگونه رد شوم از روزهاى بعد از تو؟چگونه پٓر بکشم؟!... بى حصار، گريه کنمچقدر خواب تبر؟! زخم هاى پى در پىبه شوق تازه شدن در بهار، گريه کنمچقدر سازِ مخالف شوم به هر بزمى؟به زخمه هاى غم انگیز تار، گريه کنمو باز مثل غزل هاى نیمه کاره ى خودنٓفٓس بگیرم و قبل از فرار، گريه کنمغروب ها بنشینم درون خود، تنهاغریب و بى و بى غمگسار، گريه کنمدوباره مصرع آخِر، دلم گرفته عزیزبیا که تا لبِ ریل و قطار، گريه کنممنبع: http://moraffah. /





فضایی،،،

درخواست حذف اطلاعات

نه بسته ام به دلنه بسته به من دلچو تخته بر موجرها رها رها منز من هر آن که او دورچو دل به نزدیکبه من هر آنکه نزدیکاز او جدا جدا مننه چشم دل به سویینه باده در سبوییکه تر کنم گلوییبه یاد آشنا منستاره ها نهفتهدر آسمان ابریدلم گرفته اي دوستهواي گريه با منهواي گريه با من





701- چون که منو از دوست داشتنشون غمگین نمیکنن

درخواست حذف اطلاعات

من شما رو دوست ندارم. من نارنگی دوست دارم. راه رفتن زیر بارون و لییتیوم گوش دوست دارم. من شما رو دوست ندارم. برگشتنِ به کتابا بعد از چند روز رها شونو دوست دارم. چاي با عطر گل سرخ دوست دارم. خو دن تا ساعتِ ده و بیدار شدن تنهايی رو دوست دارم. من شما رو دوست ندارم. چیزبرگر زغالی دوست دارم. ساعت شنی دوست دارم. من شما رو دوست ندارم. سفر دوست دارم. گريه براي ا رو دوست دارم. خو دن دوست دارم. خو دن و هیچوقت پا نشدن دوست دارم. سگ ها و گربه ها رو دوست دارم. من شما رو دوست ندارم.





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

دلم گرفته اي دوست ، هواي گريه با من گر از قفس گريزم ، کجا من ؟ کجا روم ؟ که راهی به گلشنی ندارم که دیده بر گشودم به کنج تنگنا من نه بسته ام به دل ، نه بسته دل من چو تخته بر موج ، رها...رها...رها...من ز من هر آن که او دور ، چو دل به نزدیک به من هر آن که نزدیک ، از او جدا جدا من نه چشم دل به سویی ، نه باده در سبویی که تر کنم گلویی ، به یاد آشنا من ز بودنم چه افزون ؟ نبودنم چه کاهد ؟ که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من ؟ ستاره ها نهفتم ، در آسمان ابری دلم گرفته اي دوست ، هواي گريه با من منبع: http://tanha76m. /





وهم نوشت ۱۲

درخواست حذف اطلاعات

به قول شاعر گفتنینبسته ام به دلنبسته به من دلچو تخته بر موج رها رها رهام من...زمن هر آن که او دورچو دل به نزدیکاز او جدا جدا من....ستاره ها نهفتهدر آسمان ابریدلم گرفته اي دوستهواي گريه با من.....+درسته که همه لحظهاي سخت میگذرن همه لحظها میگذرن... و اين تنها خوبیه اين دنیاس که اونقدرا هم خوب نیس ولی خب واقعیت اينه که امشب بدجور بهم فشار آورد یه سری حسا ولی دارم باهاشون میجنگم احتمالا فردا همه چی بهتره ولی کاشکی زودتر صب بشه چون الان همه چی بدتره.....منم خیلی وقته هواي گريه دارم و اونطوری گريه ن . ولی میدونم که امشبم بغض لنتی نمیترکه......





ارحَم مَن راسَ مالِهِ الرجاء و سلاحُهُ البُکاء.

درخواست حذف اطلاعات

مثلا یهو مستر بهت بگه اگه دوست داری بچه ها رو نگه میدارم، خودت دو روزه با مامانت برو کربلا و برگرد... +بعد من بشینم گريه کنم و گريه کنم و گريه کنم. :(( با اينکه خیلی به مامانم حق میدم که قبول نکنه فشرده بیاد ولی دوست دارم گريه کنم و گريه کنم و گريه کنم..:(( +رحم کن بر ی که سرمايه اش امید است و سلاحش اشک...





عاشقانه های بی پایان

درخواست حذف اطلاعات

دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم حسینم دوست دارم همه م دوست دارم نفسم دوست دارم عمرم دوست دارم زند م دوست دارم دارو ندارم دوست دارم وجودم دوست دارم قلبم دوست دارم جیگرم دوست دارم یکی یدونم دوست دارم دوردونم دوست دارم سی لپ قرمزی من دوست دارم ذوق و شوق من دوست دارم متحول من دوست دارم عشق اول و آ وهمیش من دوست دارم صبورم دوست دارم مهربونم دوست دارم قلقلی من دوست دارم نفسم دوست دارم همسرکم دوست دارم عزیزکم دوست دارم جون من دوست دارم بی پايان همسفرم حسین من حسین من شیرینه مهرش به دل میشینه وقتی میخواد بشینه تو قلب من میشینه





یه دوست هم نداریم که...

درخواست حذف اطلاعات

اسماعیل رمضانی: «یه دوست دارم که دوست داره با دوست تو دوست بشه، تو دوست داری با دوست من که دوست داره با دوست تو دوست بشه، دوست بشی؟» مشکل دقیقا از همین جا شروع شد که ما به اين سؤال پرطمطراق پاسخ مثبت دادیم.





vay vay sevmiüdüm

درخواست حذف اطلاعات

صداي زندگیو گوش دادین تاحالا؟ صداي خنده و گريه زندگی.... صداشو گوش کن داره خیلی آروم میخونه برات اونقدر با آرامش و آروم داره میخونه که براي گوش دادن بهش بايد آروم باشی... زندگی اي که همش وابسته به زمان و مکانه توی هر لحظه هر مکانی داره آروم عشق میکنه . دوست داشتن.از دوست داشتن خودت گرفته یا دوست داشتن ايی که ارزشمندن.دوست داشتن صداي آرومِ زندگیه حالا شما بگین من چطوری بتونم اعتماد کنم به دوست نداشتنم وقتی زندگی دوست داشتنه؟ 





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

دلم گرفته بود اي دوست و هواي گريه با من بود پ ن:عمیقا بر اين باورم که هر از گاهی "بايد" گريه کنیم و هق هق کنیم،نه اينکه فقط اشک بریزیم ها! گريه ی عمیقی که پالايش شیم،پاک شیم، بال هامون سبک بشه،سنگینی روحمون برطرف بشه تا بتونیم ادامه بدیم اين زندگیِ...لا اله الله!.. پ ن:سر شبی قشنگ حس می وزن روحم به تُن رسیده! واقعا حس سنگینی وحشتناکی تو وجودم بود پ ن:..و نیز حسِ خلاءِ یک آغوش دوستانه و دلگرم کننده و هق هق درآر! پ ن:یا رقیّه،درود و سلام و رحمت خدا بر تو و پدر نازنینت منبع: http://06031300. /





بغضم گرفته وقتشه ببارم چه بی هوا هوای گریه دارم

درخواست حذف اطلاعات

یکی بود که براي دلاي عاشق و ش ته و خسته و تنها  میخوند .  شايد هم فقط  براي دله خودش میخوند ولی هر ی که به آهنگاش گوش میداد فکر میکرد براي اون خونده .براي همین توی دله همه جا داشت . هنوز مرگش رو باور ندارم ...  شايد شفا گرفتنش به واسطه دعاي مردم همان رفتنش بود.براي مردم عزیز بود .  عزیز از دنیا  رفتن سعادت بزرگیه .خوش به ح که عزیز همه بودی و همه دوست داشتن. بغضم گرفته وقتشه ببارم چه بى هوا هواى گريه دارم…  باز کاغذام با تو خط خطى شد خدا اين حس و حالو دوست ندارم! نامش  پرآوازه و یادش گرامی  





من...

درخواست حذف اطلاعات

هیچ درد را دوست ندارد،زجر کشیدن را دوست ندارد...اما انگار من به طرز عجیبی خود آزارم!!!یک روز دردی افتاد به جانم،یک چیزی دوید زیر پوستم،رسید به مغز استخوانم...دردش شیرین بود! مثل یک بوسه عمیق و طولانی...من راضی نبودم به درمان اين درد!من دوست داشتم اين درد دیوانه کننده را...من عادت به آن چیز لطیفی که بین سلولهايم رشد می کرد،تقسیم می شد،تکثیر می شد!من گريه هاي وقت و بی وقت،تپش هاي معنی دار قلبماز دیدن یک "او"بغض هاي شبانه،هق هق هاي توی بالش...من اين بیماری لاعلاج!اين توده ی بدخیمی که کل تنم را گرفته...من اين سرطان دوست داشتنی که قصد جانم کرده را دوست دارم...اصلا خدا مرا ساخته براي اينکه عاشق یک "او" باشم...#نسترن_علیخانیمنبع: http://deltangihayenatamam. /





من...

درخواست حذف اطلاعات

هیچ درد را دوست ندارد،زجر کشیدن را دوست ندارد...اما انگار من به طرز عجیبی خود آزارم!!!یک روز دردی افتاد به جانم،یک چیزی دوید زیر پوستم،رسید به مغز استخوانم...دردش شیرین بود! مثل یک بوسه عمیق و طولانی...من راضی نبودم به درمان اين درد!من دوست داشتم اين درد دیوانه کننده را...من عادت به آن چیز لطیفی که بین سلولهايم رشد می کرد،تقسیم می شد،تکثیر می شد!من گريه هاي وقت و بی وقت،تپش هاي معنی دار قلبماز دیدن یک "او"بغض هاي شبانه،هق هق هاي توی بالش...من اين بیماری لاعلاج!اين توده ی بدخیمی که کل تنم را گرفته...من اين سرطان دوست داشتنی که قصد جانم کرده را دوست دارم...اصلا خدا مرا ساخته براي اينکه عاشق یک "او" باشم...#نسترن_علیخانیمنبع: http://deltangihayenatamam. /





روزگار من....

درخواست حذف اطلاعات

من روزگار غربتم را دوست دارم اين حس و حال و ح م را دوست دارم یک ع کوچک توى جیبِ کیفِ پولم تنها ترین هم صحبتم را دوست دارم بر ع آدم هاى دل بسته به دنیا هر تیک و تاکِ ساعتم را دوست دارم امروز دوباره خاطرت مهمان من بود مهمانى بى دعوتم را دوست دارم هر چند باعث مى شود هر روز ببارم اما دل کم طاقتم را دوست دارم عادت شده اين گريه هاى بى تو ، هر چند مى خندى امّا من عادتم را دوست دارم "مهران" منبع: http://bavareghalat. /





یه جای خیلی دور ....

درخواست حذف اطلاعات

نمی دونم چرا دلم گرفته ، چرا ناراحتم دلم می خواد گريه کنم، دلم میخواد برم جايی که هیچ رو نشناسم، غصه هیچ رو نخورم فقط نگران دخترم هستم، اينکه اگه نباشم چی می شه، اگه نباشم شايد یه وقتی دلش ب ره، غصه بخوره وگرنه اصلا اين دنیا رو دوست ندارم نمی دونم دلم می خواد خیلی گريه کنم علت خاصی نداره فکر کنم افسرده ام . تنهايم ، دلم گرفته .چ منبع: http://blackflower. /





دلم گرفته ای دوست... هوای گریه با من... هوای گریه با من

درخواست حذف اطلاعات

از صبح ساعت ۸ از خونه زده ام بیرون نرفتم حوصله شو نداشتم بامترو رفتم سمت محل کار وقتی پیاده شدم دوباره سوار شدم و به برگشتم سمت خونه چند ايستگاه هم از خونه رد شد قطار، از اون ايستگاه تا محل کارتان اتوبوس اومدم! روز خوبی نیست برم سمت کار ببینم اونجا اوضاع چه طوری!  ب که اوضاع خوب بود همه چیز بر وفق مراد بود اما صبح که نمیخواستم از رختخواب جدا بشم مامان و بابا خونه نبودن می خو دم تا اين حس بی انگیزگی شسته بشه بره پايین! توی اتوبوس بود آبجی خانم پیام داد من ع دختره  رو  دیدم خیلی از تو سرتره! بیام فردا بریم بیشتر حرف بزنید!من به چه زبون به اين بفهمونم من حوصله ی خودمم ندارم. بودن بد دردی





من با تو زندگى مى کنم.

درخواست حذف اطلاعات

تو نیستى، اما من برايت چاى مى ریزم. دیروز هم نبودى که برايت بلیت سینما گرفتم. دوست دارى بخند، دوست دارى گريه کن. یا دوست دارى مثل آینه مبهوت باش. مبهوت من و دنیاى کوچکم. دیگر چه فرقى مى کند باشى یا نباشى... من با تو زندگى مى کنم. رسول یونانمنبع: http://younglove. /





دوست داشتن

درخواست حذف اطلاعات

"دوست داشتن" عضوی از بدن است. درست است که همه فوراً به فکر "قلب" می افتند ولی من می گویم که " دوست داشتن " دندان آدم است دندان جلویی که هنگام لبخند برق می زند ...حالا تصور کنید روزی را که " دوست داشتن " آدم درد می کند! آرام و قرار را از آدم می گیرد! غذا ازگلویت پايین نمی رود، شب ها را تا صبح به گريه می نشینی ...آن قدر مقاومت می کنی تا یک روز می بینی راهی نداری جز اينکه دندان " دوست داشتن" ات را بکشی و بیاندازی دور! حالا ... دندان دوست داشتن را که کشیده باشی، ح .. خوب است، راحت می خو .. ، راحت غذا می خوری و شب ها دیگر گريه ات نمی گیرد ولی ...همیشه جاي خالی اش هست، حتی وقتی از تهدل می خندی... طلايی کوچک نوشته ی :دیل کارنگیمنبع: http://hamid1400. .. /





هوای گریه

درخواست حذف اطلاعات

  نه بسته ام به دل نه بسته به من دل چو تخته بر موج رها رها رها من ز من هر آن که او دور چو دل به نزدیک به من هر آنکه نزدیک از او جدا جدا من نه چشم دل به سویی نه باده در سبویی که تر کنم گلویی به یاد آشنا من ستاره ها نهفته در آسمان ابری دلم گرفته اي دوست هواي گريه با من هواي گريه با من    





خدا گریه اش گرفت

درخواست حذف اطلاعات

سم اللهبر ساحل شکافته، پهلو گرفته بودماهی که از ادامه ی شب رو گرفته بودآرامشی عجیب در اندام سرو بودگویی تنش به زخم تبر خو گرفته بودبرخاست، رو به سمت بهاری که رفته بودآهو عجیب بوی پرستو گرفته بوددستی به دستگیره ی دروازه ی بهشت...دست دگر بر آتش پهلو گرفته بودآن شب چگونه مرگ به بانو جواز داد؟او که همیشه اذن ز بانو گرفته بودپشت زمین ش ت، خدا گريه اش گرفتوقتی علی دو دست به زانو گرفته بودامید مهدی نژاد. کتاب رجز ـ مویه





سکوت حرف ا ه

درخواست حذف اطلاعات

بمون ولی به خاطرِ غرور خسته ام برو برو ولی به خاطرِ دل ش ته ام بمون به موندن تو عاشقم، به رفتن تو مبتلا ش ته ام ولی برو، بریده ام ولی بیا چه گیج حرف می زنم، چه ساده درد می کشم اسیر قهر و آشتی میون آب و آتشم! چه عاشقانه زیستم، چه بی صدا گریستم چه ساده با تو هستم و چه ساده بی تو نیستم تو را نفس کشیدم و به گريه با تو ساختم چه دیر عاشقت شدم، چه دیرتر شناختم تو با منی و بی توأم، ببین چه گريه آوره سکوت کن سکوت کن، سکوت حرف آ ه ببین چه سرد و بی صدا، ببین چه صاف و ساده ام گلی که دوست داشتم، به دست باد داده ام بمون که بی تو زندگی تقاص اشتباهمه عذاب دوست داشتن، تلافی گناهمه...منبع: http://khodemonieh. /





باران هم قهرش گرفته.

درخواست حذف اطلاعات

بارون چیز خوبیه. یعنی انگار توی دنیا ايی که بارونو مثل الانی که من دوست دارم دوست دارن، میتونن دوستاي خوبی براي هم باشن. من اون دوست داشتناي "واي بریم زیرش خیس بشیم" یا "الوغ زیرش قدم بزنیم اونوره، بارونی آبی قشنگتو بپوش مه شغ"  رو نمیگم.من اون دوست داشتنايی رو میگم که وقتی صداي بارون میاد، دلت میلرزه و گريه ات میگیره. از اونايی که شايد دلت نخواد بری ببینیش چون بارون فقط مال توئه، حق توئه، سهم توئه_غیرتم سوخت که محبوب جهانی!_...و اين وسط همه بگن: "واي بیا بارونو ببین!"_خنده هاي الکی_ولی تو ح به هم بخوره از حضور نا مانوسشون وقتی داره بارون میباره.(لیکن، روز و شب عربده با خلق خدا نتوان کرد!)از اون دوست داشتنايی میگم که اگه صدا و بو و رطوبتش حین عشق بازی با مردی توی تنت بپیچه، میتونی کاملا متقاعدش کنی که عاشقشی. از اون دوست داشتناي آقاي باقری  و توتش. د





شونه هایت را برای گریه دوست دارم

درخواست حذف اطلاعات

شونه هايت را براي گريه دوست دارم ** شونه هايت را براي گريه دوست دارم شونه هايت را براي تکیه دادن دوست دارم چشم هايت رابراي آب نوشیدن دوست دارم من لبانت را براي باده نوشیدن دوست دارم ** من مونده ام با – یک دنیا تنهايی من مونده ام با اشک هايه تنهايی من مونده ام با غم هايه شی من مونده ام با یک دنیا رسوايی ** حسن بذرگری(آیین نیشابوری) توضیحات: سرايش95/6/10منبع: http://hb139113491. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

زن ها قدرتی دارند که همه را متحیر می کند. سختی ها را بهتر تحمل می کنند. بار زندگی را به دوش می کشند، ولی شادی، عشق و لذت به فضاي خانه می پراکنند. وقتی می خواهند جیغ بزنند، با لبخند می زنند. وقتی می خواهند گريه کنند، آواز می خوانند. وقتی خوشحالند گريه می کنند. و وقتی عصبانی اند می خندند. براي آنچه باور دارند می جنگند. در مقابل بی عد ی می ايستند. وقتی مطمئن اند راه حل دیگری وجود دارد، « نه » نمی پذیرند. بدون کفش نو سر می کنند، که بچه هايشان کفش نو داشته باشند. براي همراهی یک دوست مضطرب، با او به می روند. بدون قید و شرط دوست می دارند. وقتی بچه هايشان به موفقیتی دست پیدا می کنند گريه می کنند و وقتی دوستانشان پاداش می گیرند، می خندند. در مرگ یک دوست، دلشان می شکند. در غم از دست دادن یکی از اعضاي خانواده اندوهگین می شوند، با اين حال وقتی می بینند همه از پا افتاده اند، قوی، پابرجا می مانند.





من او را دوست داشتم

درخواست حذف اطلاعات

او شعر را دوست داشتخیال پردازی و سفر رامن او را دوست داشتماو شب را دوست داشتآوازِ جیرجیرک و صدايِ بغضِ شمعدانی رامن او را دوست داشتماو مویِ بافته دوست داشتعطر قهوه و سیگار رامن او را دوست داشتماو باران را دوست داشتپايیز را و رنگین کمان رامن او را دوست داشتممن او را دوست داشتممن او را دوست داشتمو او شنیدنِ اين جمله راحامد نیازی





(بدون عنوان)

درخواست حذف اطلاعات

نمیدونم چمه درد قفسه ام دوباره شروع شده دلم گريه زیاد و شدید میخواد دلم میخواد جیغ بزنم همه چی درد داره برام خونه دانشکده کتاب آهنگ غروب شب صبح خوب نیستم نمیتونم بفهمم هر حرفی زجرآوره برام هر حرفی خوب نمیشم غصه دارم غصه ام زیاده دوست دارم برم ازینجا دوست دارم برم ازین بعد زمانی دوست ندارم بمونم اينجا دلم از همه چیز گرفته کاش آدم ناراحته بفهمه از چی ناراحته...خوده مرگه اينجور حال بدیاي مجهول العلت! بايد دیازپام بخورم





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

اوضاع اب و هواي اين ابادی صداي ناله و غرولندهايم را داشت به اوج میبرد که امروز غافلگیرانه تسکینی داد اين روح نا ارامم را . امروز خبری از خورشید خانم اين دوست نه چندان خوش مشرب نبود ... ابرها و نم نمک ها جايش را گرفته بودند . امروز کت که یده بودم رو توی اين هواي معرکه میخواندم تو فضاي سبز ، نم نم هم میزد .حال من خوب بود مثل اينکه اسمان حالش را قربانی من کرده بود حس گرفته بود ... منبع: http://avaytanhaii. /





دوست

درخواست حذف اطلاعات

دوست خوب، حال آدم را خوب می کنددوست بامعرفت، هر وقت دل آدم برايش تنگ شد، زنگ می زنددوست مهربان، مهربانی اش را به همه هدیه می دهد.دوست صمیمی، با فکر به او، دلت آرام می شود...کلادوستمعقوله پیچیده اي هست.هر چندبراي دخترهیچ خواهر نمی شود.