رسانه
رسانه

دلم گرفته ای دوست هوای گریه با من گر از قفس گریزم کجا روم کجا من :: جستجو



دلم گرفته ، ای دوست!

درخواست حذف اطلاعات

دلم گرفته ، اي دوست! هواي گريه با من گر از قفس گريزم کجا روم ، کجا من؟ کجا روم که راهی به گلشنی ندارم که دیده بر گشودم به کنج تنگنا من نه بسته ام به دل نه بسته به من دل چو تخته بر موج رها رها رها من ز من هر آن که او دور چو دل به نزدیک به من هر ان که نزدیک از او جدا جدا من نه چشم دل به سویی نه باده در سبویی که تر کنم گلویی به یاد آشنا من زبودنم چه افزود ؟ نبودنم چه کاهد؟ که گوید به پاسخ که زنده ام چرا من ستاره ها نهفتم در آسمان ابری دلم گرفته ، اي دوست هواي گريه با من





هوای گریه با من

درخواست حذف اطلاعات

ستاره ها نهفته در آسمان ابری دلم گرفته اي دوست هواي گريه با من هواي گريه با منمنبع: http://ahmad76. /





دلم گرفته ای دوست! هوای گریه با من

درخواست حذف اطلاعات

دلم گرفته اي دوست! هواي گريه با منگر از قفس گريزم، کجا روم کجا من؟کجا روم، که راهی به گلشنی ندانمکه دیده بر گشودم به کنج تنگنا، مننه بسته ام به دل، نه بسته به من دلچو تخته بر موج رها رها رها منز من هرآنکه او دور چو دل به نزدیکبه من هر آنکه نزدیک از او جدا جدا مننه چشم دل به سویی نه باده در سبوییکه تر کنم گلویی به یاد آشنا منز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من؟ستاره ها نهفتم در آسمان ابریدلم گرفته اي دوست! هواي گريه با من ... پس نوشت : دلم گريه میخواهد یه گريه درست و درمون که ارومم کنه





شعری از

درخواست حذف اطلاعات

دلم گرفته اي دوست! هواي گريه با منگر از قفس گريزم، کجا روم، کجا من؟کجا روم؟ که راهی به گلشنی ندانمکه دیده برگشودم به کنج تنگنا، مننه بسته ام به دل، نه بسته دل به من چو تخته بر موج، رها، رها، رها، منز من هر آن که او دور، چو دل به نزدیکبه من هر آن که نزدیک، ازو جدا، جدا، من!نه چشم دل به سویی، نه باده در سبوییکه تر کنم گلویی به یاد آشنا، منز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من؟ستاره ها نهفتم در آسمان ابری -دلم گرفته اي دوست! هواي گريه با من...منبع: http://zarezademehrizi. /





رها من

درخواست حذف اطلاعات

دلم گرفته اي دوست! هواي گريه با منگر از قفس گريزم، کجا روم کجا من؟کجا روم، که راهی به گلشنی ندانمکه دیده بر گشودم به کنج تنگنا، مننه بسته ام به دل، نه بسته به من دلچو تخته بر موج رها رها رها منز من هرآنکه او دور چو دل به نزدیکبه من هر آنکه نزدیک از او جدا جدا مننه چشم دل به سویی نه باده در سبوییکه تر کنم گلویی به یاد آشنا منز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من؟ستاره ها نهفتم در آسمان ابریدلم گرفته اي دوست! هواي گريه با من ... از سیمین بانو ( )منبع: http://brightminded. /





ای دوست

درخواست حذف اطلاعات

دلم گرفته اي دوست ، هواي گريه با من گر از قفس گريزم کجا روم ، کجا من ؟کجا روم که راهی به گلشنی ندانم که دیده برگشودم به کنج تنگنا مننه بسته ام به دل ، نه بسته به من دل چو تخته بر موج ، رها ، رها ، رها منز من هر آنکه او دور ، چو دل به نزدیک به من هر آن که نزدیک ، ازو جدا ، جدا من !نه چشم دل به سویی ، نه باده در سبویی که تر کنم گلویی به یاد آشنا منز بودنم چه افزود ؟ نبودنم چه کاهد ؟ که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من ؟ستاره ها نهفتم در آسمان ابری دلم گرفته اي دوست ، هواي گريه با من " " منبع: http://mashgheman. /





رها من

درخواست حذف اطلاعات

دلم گرفته اي دوست! هواي گريه با منگر از قفس گريزم، کجا روم کجا من؟کجا روم، که راهی به گلشنی ندانمکه دیده بر گشودم به کنج تنگنا، مننه بسته ام به دل، نه بسته به من دلچو تخته بر موج رها رها رها منز من هرآنکه او دور چو دل به نزدیکبه من هر آنکه نزدیک از او جدا جدا مننه چشم دل به سویی نه باده در سبوییکه تر کنم گلویی به یاد آشنا منز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من؟ستاره ها نهفتم در آسمان ابریدلم گرفته اي دوست! هواي گريه با من ... از سیمین بانو ( )منبع: http://brightminded. /





ای دوست

درخواست حذف اطلاعات

دلم گرفته اي دوست ، هواي گريه با من گر از قفس گريزم کجا روم ، کجا من ؟کجا روم که راهی به گلشنی ندانم که دیده برگشودم به کنج تنگنا مننه بسته ام به دل ، نه بسته به من دل چو تخته بر موج ، رها ، رها ، رها منز من هر آنکه او دور ، چو دل به نزدیک به من هر آن که نزدیک ، ازو جدا ، جدا من !نه چشم دل به سویی ، نه باده در سبویی که تر کنم گلویی به یاد آشنا منز بودنم چه افزود ؟ نبودنم چه کاهد ؟ که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من ؟ستاره ها نهفتم در آسمان ابری دلم گرفته اي دوست ، هواي گريه با من " " منبع: http://mashgheman. /





دلم گرفته ای دوست

درخواست حذف اطلاعات

نه بسته ام به دلنه بسته به من دلچو تخته بر موجرها رها رها منز من هر آن که او دورچو دل به نزدیکبه من هر آنکه نزدیکاز او جدا جدا مننه چشم دل به سویینه باده در سبوییکه تر کنم گلوییبه یاد آشنا منستاره ها نهفتهدر آسمان ابریدلم گرفته اي دوستهواي گريه با منهواي گريه با من





...

درخواست حذف اطلاعات

دلم گرفته است... از دنیايی که در آن، هیچ چیز در سر جايش نیست! " دلم گرفته اي دوست... هواي گريه با من... هواي گريه با من... "





قرار بیقراری

درخواست حذف اطلاعات

دلم گرفته اي دوست، هواي گريه با من گر از قفس گريزم، کجا روم، کجا من؟کجا روم؟ که راهی به گلشنی ندارمکه دیده بر گشودم به کنج تنگنا مننه بسته ام به دل، نه بسته دل به من چو تخته بر موج، رها... رها... رها... منز من هرآن که او دور، چو دل به نزدیکبه من هر آن که نزدیک، از او جدا جدا مننه چشم دل به سویی، نه باده در سبوییکه تر کنم گلویی، به یاد آشنا منز بودنم چه افزون؟ نبودنم چه کاهد؟که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من؟ستاره ها نهفتم، در آسمان ابری دلم گرفته اي دوست ، هواي گريه با من # منبع شعر:http://www.bookcity.org





ازتو کجا گریزم

درخواست حذف اطلاعات

اي توبه ام ش ته از تو کجا گريزم؟ اي در دلم نشسته از تو کجا گريزم؟ اي نور هر دو دیده بی تو چگونه بینم؟ وی گردنم ببسته از تو کجا گريزم؟ اي شش جهت ز نورت چون آینه ست شش رو وی روی تو خجسته از تو کجا گريزم؟ دل بود از تو خسته جان بود از تو رسته جان نیز گشت خسته از تو کجا گريزم؟ گر بندم اين بصر را ور بگسلم نظر را از دل نه اي گسسته از تو کجا گريزم؟ m&a منبع: http://bitotanham001. /





ازتو کجا گریزم

درخواست حذف اطلاعات

اي توبه ام ش ته از تو کجا گريزم؟ اي در دلم نشسته از تو کجا گريزم؟ اي نور هر دو دیده بی تو چگونه بینم؟ وی گردنم ببسته از تو کجا گريزم؟ اي شش جهت ز نورت چون آینه ست شش رو وی روی تو خجسته از تو کجا گريزم؟ دل بود از تو خسته جان بود از تو رسته جان نیز گشت خسته از تو کجا گريزم؟ گر بندم اين بصر را ور بگسلم نظر را از دل نه اي گسسته از تو کجا گريزم؟ m&a منبع: http://bitotanham001. /





شانه هایت

درخواست حذف اطلاعات

سر به روی شانه هاي مهربانت میگذارم عقده ی دل می گشايد، گريه ی بی اختیارم از غم نامردمی ها بغض ها در دارم شانه هايت را براي گريه دوست دارم دوست دارم شانه هايت را براي گريه دوست دارم دوست دارم بی تو بودن را براي با تو بودن دوست دارم دوست دارم خالی از خودخواهی من برتر از آلايش تن من تو را بالاتر از تن برتر از من دوست دارم شانه هايت را براي گريه دوست دارم دوست دارم عشق صدها چهره دارد عشق تو آیینه دارد عشق را در چهره ی آیینه دیدن دوست دارم در خموشی چشم من را قصه ها وگفت وگو هاست من تو را درجذبه ی محراب دیدن دوست دارم من تو را بالاتر از تن برتر از من دوست دارم شانه هايت را براي گريه دوست دارم دوست دارم بی تو بودن را براي با تو بودن دوست دارم دوست دارم در هواي دیدنت یک عمر در چله نشستم چله را در مقدم عشقت ش تن دوست دارم بغض سر گردان ابرم قله ی آرامشم تو شانه هايت را براي گريه دوست دارم من تو ر





پاییز

درخواست حذف اطلاعات

پايیز فصل نوشتن است و سرودن، سرودن از مهر و محبت، از بودن و بوییدن و تمناي تماشاي طبیعت بکر لان بهشت نما. دیر زمانی که اين دو حرفی م +ن با من است، خب روز از پی شب می آید و از پس آن می رود و یکی یکی من به من نزدیک تر می شوم، به نظرم اينجام دیگه نمیشه راحت نوشت، دلم نمیگره ، دوست دارم هر چی بر من می گذرد رو اينجا بنویسم ولی اون پالسی ها و امنیتی شدن فضا نمیزاره. راستش هیچی براي حفظ وجود نداره... دیگه بايد رفت و در کنار رودی که روبروش کوهی سرو قامت و در سمت دیگر کلبه چوبی قرار گرفته، چاي نوشید و از تضاد دمايی ابری سفید تولید کرد و لذت برد از اين حال خوب زیر نور چراغ فانوسی و نواي سگ نگهبان، آخ که چقدر به خودم نزدیکم و دوست دارم از اين هم نزدیک تر شوم، رها رها رها من. دلم گرفته اي دوست! هواي گريه با منگر از قفس گريزم، کجا روم کجا من؟کجا روم، که راهی به گلشنی ندانمکه دیده بر گشودم به کنج تنگن





هوای گریه بامن ....

درخواست حذف اطلاعات

دلم گرفته ، اي دوست! هواي گريه با منگر از قفس گريزم کجا روم ، کجا من؟ کجا روم که راهی به گلشنی ندارمکه دیده بر گشودم به کنج تنگنا من نه بسته ام به دل نه بسته به من دلچو تخته بر موج رها رها رها من ز من هر آن که او دور چو دل به نزدیکبه من هر ان که نزدیک از او جدا جدا من نه چشم دل به سویی نه باده در سبوییکه تر کنم گلویی به یاد آشنا من زبودنم چه افزود ؟ نبودنم چه کاهد؟که گوید به پاسخ که زنده ام چرا من ستاره ها نهفتم در آسمان ابریدلم گرفته ، اي دوست هواي گريه با من #





دلم گرفته ای دوست /هوای گریه با من

درخواست حذف اطلاعات

دلم گرفته دلم ی سوپ ذاغ میخواد یا ی بستنی (تضاد و دارین(من وقتايی که ناراحتم پر خور میشم بر خلاف بقیه که اشتها شون رو از دست میدن.) از همه مهمتر یه دوست پايه که تو اين هواي سرد بستنی بخوره من از اين دیوونه بازیا خوشم میاد ****بايد خودم رو ببخشم ولی کی اين اتقاق میوفته نمیدونم تاخودمو نبخشم امکان نداره که حالم خوب بشه بغض دارم نارااحتم خسته ام اوفففففففف به منمنبع: http://baharbaano. /





هوای گریه با من ..

درخواست حذف اطلاعات

دلم گرفته ، اي دوست! هواي گريه با منگر از قفس گريزم کجا روم ، کجا من؟ کجا روم که راهی به گلشنی ندارمکه دیده بر گشودم به کنج تنگنا من نه بسته ام به دل نه بسته به من دلچو تخته بر موج رها رها رها من ز من هر آن که او دور چو دل به نزدیکبه من هر ان که نزدیک از او جدا جدا من نه چشم دل به سویی نه باده در سبوییکه تر کنم گلویی به یاد آشنا من زبودنم چه افزود ؟ نبودنم چه کاهد؟که گوید به پاسخ که زنده ام چرا من ستاره ها نهفتم در آسمان ابریدلم گرفته ، اي دوست هواي گريه با من    





دلم گرفته ای دوست /هوای گریه با من

درخواست حذف اطلاعات

دلم گرفته دلم ی سوپ ذاغ میخواد یا ی بستنی (تضاد و دارین(من وقتايی که ناراحتم پر خور میشم بر خلاف بقیه که اشتها شون رو از دست میدن.) از همه مهمتر یه دوست پايه که تو اين هواي سرد بستنی بخوره من از اين دیوونه بازیا خوشم میاد ****بايد خودم رو ببخشم ولی کی اين اتقاق میوفته نمیدونم تاخودمو نبخشم امکان نداره که حالم خوب بشه بغض دارم نارااحتم خسته ام اوفففففففف به منمنبع: http://baharbaano. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

دلم گرفته اي دوست! هواي گريه با من گر از قفس گريزم، کجا روم کجا من؟ کجا روم، که راهی به گلشنی ندانم که دیده بر گشودم به کنج تنگنا، من نه بسته ام به دل، نه بسته به من دل چو تخته بر موج رها رها رها من ز من هرآنکه او دور چو دل به نزدیک به من هر آنکه نزدیک از او جدا جدا من نه چشم دل به سویی نه باده در سبویی که تر کنم گلویی به یاد آشنا من ز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟ که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من؟ ستاره ها نهفتم در آسمان ابری دلم گرفته اي دوست! هواي گريه با من ...منبع: http://unforgivendady. /





پاییز

درخواست حذف اطلاعات

پايیز فصل نوشتن است و سرودن، سرودن از مهر و محبت، از بودن و بوییدن و تمناي تماشاي طبیعت بکر گیلان بهشت نما. دیر زمانی که اين دو حرفی م +ن با من است، خب روز از پی شب می آید و از پس آن می رود و یکی یکی من به من نزدیک تر می شوم، به نظرم اينجام دیگه نمیشه راحت نوشت، دلم نمیگره ، دوست دارم هر چی بر من می گذرد رو اينجا بنویسم ولی اون پالسی ها و امنیتی شدن فضا نمیزاره. راستش هیچی براي حفظ وجود نداره... دیگه بايد رفت و در کنار رودی که روبروش کوهی سرو قامت و در سمت دیگر کلبه چوبی قرار گرفته، چاي نوشید و از تضاد دمايی ابری سفید تولید کرد و لذت برد از اين حال خوب زیر نور چراغ فانوسی و نواي سگ نگهبان، آخ که چقدر به خودم نزدیکم و دوست دارم از اين هم نزدیک تر شوم، رها رها رها من. دلم گرفته اي دوست! هواي گريه با منگر از قفس گريزم، کجا روم کجا من؟کجا روم، که راهی به گلشنی ندانمکه دیده بر گشودم به کنج تن





فضایی،،،

درخواست حذف اطلاعات

نه بسته ام به دلنه بسته به من دلچو تخته بر موجرها رها رها منز من هر آن که او دورچو دل به نزدیکبه من هر آنکه نزدیکاز او جدا جدا مننه چشم دل به سویینه باده در سبوییکه تر کنم گلوییبه یاد آشنا منستاره ها نهفتهدر آسمان ابریدلم گرفته اي دوستهواي گريه با منهواي گريه با من





گریه کنم - وحیدی

درخواست حذف اطلاعات

گريه کنم شاعر : وحیدی مرا به یاد بیاور که زار گريه کنمبه شوق آمدنت بى قرار، گريه کنممرا به نام خودت با غزل صدايم کنکه من به نام خودم انتظار، گريه کنممسیرِ آمدنت را چقدر دوره کنم؟!چقدر جان بِکٓنٓم؟!...بى مزار، گريه کنمچگونه رد شوم از روزهاى بعد از تو؟چگونه پٓر بکشم؟!... بى حصار، گريه کنمچقدر خواب تبر؟! زخم هاى پى در پىبه شوق تازه شدن در بهار، گريه کنمچقدر سازِ مخالف شوم به هر بزمى؟به زخمه هاى غم انگیز تار، گريه کنمو باز مثل غزل هاى نیمه کاره ى خودنٓفٓس بگیرم و قبل از فرار، گريه کنمغروب ها بنشینم درون خود، تنهاغریب و بى و بى غمگسار، گريه کنمدوباره مصرع آخِر، دلم گرفته عزیزبیا که تا لبِ ریل و قطار، گريه کنممنبع: http://moraffah. /





شانه هایت را برای گریه .. دوست دارم...

درخواست حذف اطلاعات

سر به روی شانه هاي مهربانت میگذارم عقده دل می گشايد گريه بی اختیارم از غم نا مردمی ها بغض ها در .. دارم شانه هايت را براي گريه .. دوست دارم شانه هايت را براي گريه .. دوست دارم بی تو بودن را براي با تو بودن دوست دارم خالی از خودخواهی من برتر از آلايش تن من تو را بالاتر از تن برتر از من دوست دارم شانه هايت را براي گريه .. دوست دارم بی تو بودن را براي با تو بودن دوست دارم عشق صدها چهره دارد عشق تو آینه داره عشق را در چهره آینه دیدن دوست دارم در خموشی چشم ما را قصه ها و گفتگوهاست من تو را در جذبه محراب دیدن دوست دارم من تو را بالاتر از تن برتر از من دوست دارم شانه هايت را براي گريه .. دوست دارم بی تو بودن را براي با تو بودن دوست دارم در هواي دیدنت یک عمر در چله نشستم چله را در مقدم عشقت ش .. تن دوست دارم بغض سر گردون ابرم قله آرامشم کن شانه هايت را براي گريه .. دوست دارم من تو را بالاتر از تن





در آستانه سال نو

درخواست حذف اطلاعات

فردا سال تحویله فردا سال نود و پنج تموم میشه سال نود و پنج رو دوست نداشتم فکر کنم سال نود و چهار رو هم که اصلا دوست نداشتم الان اما اين صفحه رو باز ن که بگم کدوم سال رو دوست داشتم و کدوم رو نه .الان فقط اومدم بنویسم که دلم گرفته ،زیاد هم گرفته .اين دور بودن از حال و هواي عید و همه تکاپوهاي دوست داشتنیش ، یکهو و بی خبر عصری غمگینم کرد از سر کار که بر می گشتم تو مسیر برنامه رادیویی ايرانی اينجارو گوش و جالبه که همه حرفهاي بهاری و آهنگهاي شاد و با حال و هواي عیدی که داشت هی غصه ریخت تو دلم ،هی غصه ریخت...  





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

دلم گرفته اي دوست ، هواي گريه با من گر از قفس گريزم ، کجا من ؟ کجا روم ؟ که راهی به گلشنی ندارم که دیده بر گشودم به کنج تنگنا من نه بسته ام به دل ، نه بسته دل من چو تخته بر موج ، رها...رها...رها...من ز من هر آن که او دور ، چو دل به نزدیک به من هر آن که نزدیک ، از او جدا جدا من نه چشم دل به سویی ، نه باده در سبویی که تر کنم گلویی ، به یاد آشنا من ز بودنم چه افزون ؟ نبودنم چه کاهد ؟ که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من ؟ ستاره ها نهفتم ، در آسمان ابری دلم گرفته اي دوست ، هواي گريه با من منبع: http://tanha76m. /





وهم نوشت ۱۲

درخواست حذف اطلاعات

به قول شاعر گفتنینبسته ام به دلنبسته به من دلچو تخته بر موج رها رها رهام من...زمن هر آن که او دورچو دل به نزدیکاز او جدا جدا من....ستاره ها نهفتهدر آسمان ابریدلم گرفته اي دوستهواي گريه با من.....+درسته که همه لحظهاي سخت میگذرن همه لحظها میگذرن... و اين تنها خوبیه اين دنیاس که اونقدرا هم خوب نیس ولی خب واقعیت اينه که امشب بدجور بهم فشار آورد یه سری حسا ولی دارم باهاشون میجنگم احتمالا فردا همه چی بهتره ولی کاشکی زودتر صب بشه چون الان همه چی بدتره.....منم خیلی وقته هواي گريه دارم و اونطوری گريه ن . ولی میدونم که امشبم بغض لنتی نمیترکه......





ای دوست

درخواست حذف اطلاعات

دلم گرفته ، اي دوست! هواي گريه با من گر از قفس گريزم کجا روم ، کجا من؟ کجا روم که راهی به گلشنی ندارم که دیده بر گشودم به کنج تنگنا من نه بسته ام به .. دل نه بسته .. به من دل چو تخته .. بر موج رها رها رها من ز من هر آن که او دور چو دل به .. نزدیک به من هر ان که نزدیک از او جدا جدا من نه چشم دل به سویی نه باده در سبویی که تر کنم گلویی به یاد آشنا من زبودنم چه افزود ؟ نبودنم چه کاهد؟ که گوید به پاسخ که زنده ام چرا من ستاره ها نهفتم در آسمان ابری دلم گرفته ، اي دوست هواي گريه با من .. منبع: http://flight19. .. /





عاشقانه های بی پایان

درخواست حذف اطلاعات

دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم حسینم دوست دارم همه م دوست دارم نفسم دوست دارم عمرم دوست دارم زند م دوست دارم دارو ندارم دوست دارم وجودم دوست دارم قلبم دوست دارم جیگرم دوست دارم یکی یدونم دوست دارم دوردونم دوست دارم سی لپ قرمزی من دوست دارم ذوق و شوق من دوست دارم متحول من دوست دارم عشق اول و آ وهمیش من دوست دارم صبورم دوست دارم مهربونم دوست دارم قلقلی من دوست دارم نفسم دوست دارم همسرکم دوست دارم عزیزکم دوست دارم جون من دوست دارم بی پايان همسفرم حسین من حسین من شیرینه مهرش به دل میشینه وقتی میخواد بشینه تو قلب من میشینه





عاشقانه های بی پایان

درخواست حذف اطلاعات

دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم حسینم دوست دارم همه م دوست دارم نفسم دوست دارم عمرم دوست دارم زندگیم دوست دارم دارو ندارم دوست دارم وجودم دوست دارم قلبم دوست دارم جیگرم دوست دارم یکی یدونم دوست دارم دوردونم دوست دارم سی لپ قرمزی من دوست دارم ذوق و شوق من دوست دارم متحول من دوست دارم عشق اول و آ وهمیشگی من دوست دارم صبورم دوست دارم مهربونم دوست دارم قلقلی من دوست دارم نفسم دوست دارم همسرکم دوست دارم عزیزکم دوست دارم جون من دوست دارم بی پايان همسفرم حسین من حسین من شیرینه مهرش به دل میشینه وقتی میخواد بشینه تو قلب من میشینه





یه دوست هم نداریم که...

درخواست حذف اطلاعات

اسماعیل رمضانی: «یه دوست دارم که دوست داره با دوست تو دوست بشه، تو دوست داری با دوست من که دوست داره با دوست تو دوست بشه، دوست بشی؟» مشکل دقیقا از همین جا شروع شد که ما به اين سؤال پرطمطراق پاسخ مثبت دادیم.





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

دلم گرفته بود اي دوست و هواي گريه با من بود پ ن:عمیقا بر اين باورم که هر از گاهی "بايد" گريه کنیم و هق هق کنیم،نه اينکه فقط اشک بریزیم ها! گريه ی عمیقی که پالايش شیم،پاک شیم، بال هامون سبک بشه،سنگینی روحمون برطرف بشه تا بتونیم ادامه بدیم اين زندگیِ...لا اله الله!.. پ ن:سر شبی قشنگ حس می وزن روحم به تُن رسیده! واقعا حس سنگینی وحشتناکی تو وجودم بود پ ن:..و نیز حسِ خلاءِ یک آغوش دوستانه و دلگرم کننده و هق هق درآر! پ ن:یا رقیّه،درود و سلام و رحمت خدا بر تو و پدر نازنینت منبع: http://06031300. /





بی ت ..

درخواست حذف اطلاعات

دل من سیاس ولی آبی رو خیلی دوست دارمروزاي روشن آفت .. رو خیلی دوست دارمبا هواي تو توی کوچه هاي دلواپسیغروب مبهم سرخ .. رو خیلی دوست دارمباخیال تو اگه باشه خیالی ندارمشب تا صبح گريه و بی خو .. رو خیلی دوست دارممیدونم یه روز میاي عمریه بی قرارتمانتظار تو و بی ت .. رو خیلی دوست دارمدوست دارم طناب ماه رو بگیرم بالا برمواسه اين شباي مهت .. رو خیلی دوست دارمدوست دارم طناب ماه رو بگیرم بالا برمواسه اين شباي مهت .. رو خیلی دوست دارممنبع: http://paniz-n. .. /





آ ین جملات

درخواست حذف اطلاعات

.دوست دارم، ولی نمیخوام حق انتخابو ازت بگیرم.شايد منتظرموندی و نشد..اين وقتی میشه که ما باهم ارتباط نداشته باشیم.اگه لازم باشه، مجبوریم..دوست دارم.منم دوست دارم ماه من..گريه.گريه





بغضم گرفته وقتشه ببارم چه بی هوا هوای گریه دارم

درخواست حذف اطلاعات

یکی بود که براي دلاي عاشق و ش ته و خسته و تنها  میخوند .  شايد هم فقط  براي دله خودش میخوند ولی هر ی که به آهنگاش گوش میداد فکر میکرد براي اون خونده .براي همین توی دله همه جا داشت . هنوز مرگش رو باور ندارم ...  شايد شفا گرفتنش به واسطه دعاي مردم همان رفتنش بود.براي مردم عزیز بود .  عزیز از دنیا  رفتن سعادت بزرگیه .خوش به ح که عزیز همه بودی و همه دوست داشتن. بغضم گرفته وقتشه ببارم چه بى هوا هواى گريه دارم…  باز کاغذام با تو خط خطى شد خدا اين حس و حالو دوست ندارم! نامش  پرآوازه و یادش گرامی  





من...

درخواست حذف اطلاعات

هیچ درد را دوست ندارد،زجر کشیدن را دوست ندارد...اما انگار من به طرز عجیبی خود آزارم!!!یک روز دردی افتاد به جانم،یک چیزی دوید زیر پوستم،رسید به مغز استخوانم...دردش شیرین بود! مثل یک بوسه عمیق و طولانی...من راضی نبودم به درمان اين درد!من دوست داشتم اين درد دیوانه کننده را...من عادت به آن چیز لطیفی که بین سلولهايم رشد می کرد،تقسیم می شد،تکثیر می شد!من گريه هاي وقت و بی وقت،تپش هاي معنی دار قلبماز دیدن یک "او"بغض هاي شبانه،هق هق هاي توی بالش...من اين بیماری لاعلاج!اين توده ی بدخیمی که کل تنم را گرفته...من اين سرطان دوست داشتنی که قصد جانم کرده را دوست دارم...اصلا خدا مرا ساخته براي اينکه عاشق یک "او" باشم...#نسترن_علیخانیمنبع: http://deltangihayenatamam. /





دلم گرفته

درخواست حذف اطلاعات

امروز صبح تا بیدار شدم بهش اس دادم و همش چشم انتظار جوابش بودم.با بابا رفتم بیرون.تو راه برگشت آهنگ حمید عسگری را پخش شد. نتونستم خودم و کنترل کنم زدم زیر گريه هواي گريه دارم ، امشب دلم گرفته اينقده هق هق زدم ببین صدام گرفته اين شبا به جاي تو با خودم حرف میزنم با مرور خاطراتت به خودم ضرب میزنم اين روزا با کی میخنــــــدی وقتی تو گريه میســـــــــوزم حتی با وجود اين درد ، من به فکرتم هنوزم پلکاي خسته و بی خواب خبر از حال بدم داشت تنها ع .. تو کنارم که منو تنها نمیذاشت تو خیابونا چقد تنهايی قدم زدم تو خیالم تورو بخشیدم و باز بهم زدم باورم نمیشه که اينقد ازم دور شدی نگو قسمت اين بود ، نگو مجبور شدی بابا آهنگ قطع کرد و گفت چته..دلت واسه کی تنگ شده.منم فقط گريه می .. .چ روز تولد مز .. فی . گفتم چیزی نیس دلم گرفته .شک کرد ولی اخه چی بگم بهش..بگم تمام .. ب و بیدار بودم غصه خوردم . بگم عاشق شدم د





کاش هیچ وقت حقت را نخورم...

درخواست حذف اطلاعات

ما بزرگ تر ها نامرد ترین آدم هايیم در حق خواهر و برادر کوچکمان قبل از اينکه به پختگی پدر و مادر شدن برسیم جفت پا می پریم توی تربیتشان - به اسم اينکه فاصله نسلی کمتری داریم و بهتر می فهمیمشان- لوسشان می کنیم ظلم می کنیم بهشان بعد انتظار داریم بتوانند به تنهايی دنیا را جا به جا کنند دست کم می گیریمشان چند سال بزرگتریمان باعث می شود یادمان برود سهممان از پدر و مادر ی ان است امروز به خودم به همسرم قول دادم نگذارم هیچ کداممان حق خواهر و برادرهاي کوچکترمان را از پدر و مادر بخوریم چه وقتی سايه شان بر سرمان ست چه وقتی براي همیشه غم نداشتنشان کمرمان را خم می کند منبع: http://nanooshak. /