رسانه
رسانه

راهی به سوی نور :: جستجو



یا نصیب و یا قسمت

درخواست حذف اطلاعات

سلام اگر قسمت باشد برای زیارت اربعین راهي کربلایم. دعایم کنید و حلال طبق قرار به نیت تمام دوستان حقیقی و مجازی سلامی می دهم و زیارتی می کنم. ان شاالله یکشنبه بعد از ساعت کاری راه می افتیم و شب را همدان می خو م و صبح راهي مهران می شویم و شب ان شاالله کاظمین یا نجف یا کوت. اگر کاظمین باشیم بعد از زیارت می رویم سامرا که امیدوارم تا آن روز باز شود. بعد هم نجف و سلامی و به راه می افتیم سمت کربلا. این سال ها که توفیق همراهم شده است در راه پیاده روی دفترچه تلفن گوشی ام را مرور کرده ام و اسم تک تک دوستانم را خوانده ام و یادشان کرده ام. دوستان شبکه های اجتماعی را هم همین طور. حالا امیدم به خداست و طلب حضرات معصومین و دعای شما یا علی منبع: http://anjoman-atlas. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

بیشتر از همه چیز دوست داشتم نویسنده میشدم یا حتی بهتر، مثلا شاعرهمیشه تلاطم امواج مغزی ام را حس می کنم که با ضربه های مهلک خود را به دیوارهء شقیقه هایم می کوبنداما من میدانم که منشاء دردهایم همین حرف های ناگفته است که همیشه در کنج قلبم مسدود شده و راهي برای وج نمی یابدمیدانم زندگی را آنقدر فهمیده ام که زیادی اش گاهی سر ریز میشود از دریچه های گیجگاهی!عروق بیچارهء مندرگیر چه حملات عجیب و غریبی میشوند گاهی و بهای سرریز شدن محتویات دریچه های باز مغزم را آنها باید بدهند... چه غم انگیز زمانی که راهي برای وج نمی یابند و سرتاسر، کوچه های بن بست در مقابل چشمانشان رژه میروند...#آذیــــــــــن منبع: http://aziin24. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

بیشتر از همه چیز دوست داشتم نویسنده میشدم یا حتی بهتر، مثلا شاعرهمیشه تلاطم امواج مغزی ام را حس می کنم که با ضربه های مهلک خود را به دیوارهء شقیقه هایم می کوبنداما من میدانم که منشاء دردهایم همین حرف های ناگفته است که همیشه در کنج قلبم مسدود شده و راهي برای وج نمی یابدمیدانم زندگی را آنقدر فهمیده ام که زیادی اش گاهی سر ریز میشود از دریچه های گیجگاهی!عروق بیچارهء مندرگیر چه حملات عجیب و غریبی میشوند گاهی و بهای سرریز شدن محتویات دریچه های باز مغزم را آنها باید بدهند... چه غم انگیز زمانی که راهي برای وج نمی یابند و سرتاسر، کوچه های بن بست در مقابل چشمانشان رژه میروند...#آذیــــــــــن منبع: http://aziin24. /





عتاب یار:علیرضا قربانی

درخواست حذف اطلاعات

قدرم نداند فریاد اگر، از کوی خود وز رشته گیسوي خود بازم رهاند. دیدی که رسوا شد دلم غرق تمنا شد دلم در پیش بی دردان چرا؟ فریاد بی حاصل کنم گر شکوه ای ز دل با یار صاحب دل کنم وای به دردی که درمان ندارد فتادم به راهي که پایان ندارد از گل شنیدم بوی او، مستانه رفتم سوي او تا چون غبار کوی او، در کوی جان منزلم کنم وای، به دردی که درمان ندارد فتادم به راهي که پایان ندارد دیدی که رسوا شد دلم غرق تمنا شد دلم دیدی که در گرداب غم، از فتنه گردون رهی افتادم و سرگشته چون امواج دریا شد دلم دیدی که رسوا شد دلم غرق تمنا شد دلمآقای رهی معیری منبع: http://barzzakh. /





راهی

درخواست حذف اطلاعات

واسه قربون تو رفتن باید با غصه راه اومد باید قید غرور و زد شاید قسمت کوتاه اومد رسیدن به تو مقصد نیست من عمدن راهو گم میخواستم بیشتر دورت بگردم گم شدم کم کم می دونم که دیگه تا بافتن موهات راهي نیست می دونم که دیگه تا لمس ابروهات راهي نیست بمن نزدیک تر شو تا ببینی هیچ جز من تک و تنها به سمت آرزوهای تو راهي نیست از اول کل این راهو به امید تو طی قرار اینه : نباشی آ ش دیوونه برگردم بگو نه ؛ ذل بزن توی چشامو ؛ مطمین تر کن صدامو ؛ دوستت دارم دیگه راهي نداری چون: می دونم که دیگه تا بافتن موهات راهي نیست می دونم که دیگه تا لمس ابروهات راهي نیست بمن نزدیک تر شو تا ببینی هیچ جز من تک و تنها به سمت آرزوهای تو راهي نیست غلامرضاپیرعلی فروردین ۱۳۹۵ منبع: http://gholamrezapirali. /





((پادشاه و ن نا ))

درخواست حذف اطلاعات

پادشاه و ن نا مرد ن نایی زیر درختی نشسته بودپادشاهی نزد او آمد، ادای احترام کرد و گفت:قربان، از چه راهي میتوان به پایتخت رفت؟»پس از او نخست همین پادشاه نزد مرد ن نا آمد و بدون ادای احترام گفت:آقا، راهي که به پایتخت می رود کدام است؟ سپس مردی عادی نزد ن نا آمد، ضربه ای به سر او زد و پرسید: احمق، راهي که به پایتخت می رود کدامست؟هنگامی که همه آنها مرد ن نا را ترک د، او شروع به خندیدن کرد.مرد دیگری که کنار ن نا نشسته بود، از او پرسید: برای چه می خندی؟ن نا پاسخ داد:اولین مردی که از من سووال کرد، پادشاه بود.مرد دوم نخست او بود و مرد سوم فقط یک نگهبان ساده بود.مرد با تعجب از ن نا پرسید:چگونه متوجه شدی؟ مگر تو ن نا نیستی؟ن نا پاسخ داد: « رفتار آنها مشخص بود پادشاه از بزرگی خود اطمینان داشت و به همین دلیل ادای احترام کرد… ولی نگهبان به قدری از حقارت خود رنج می برد که حتی مرا کتک زد. او باید با سختی





((پادشاه و ن نا ))

درخواست حذف اطلاعات

پادشاه و ن نا مرد ن نایی زیر درختی نشسته بودپادشاهی نزد او آمد، ادای احترام کرد و گفت:قربان، از چه راهي میتوان به پایتخت رفت؟»پس از او نخست همین پادشاه نزد مرد ن نا آمد و بدون ادای احترام گفت:آقا، راهي که به پایتخت می رود کدام است؟ سپس مردی عادی نزد ن نا آمد، ضربه ای به سر او زد و پرسید: احمق، راهي که به پایتخت می رود کدامست؟هنگامی که همه آنها مرد ن نا را ترک د، او شروع به خندیدن کرد.مرد دیگری که کنار ن نا نشسته بود، از او پرسید: برای چه می خندی؟ن نا پاسخ داد:اولین مردی که از من سووال کرد، پادشاه بود.مرد دوم نخست او بود و مرد سوم فقط یک نگهبان ساده بود.مرد با تعجب از ن نا پرسید:چگونه متوجه شدی؟ مگر تو ن نا نیستی؟ن نا پاسخ داد: « رفتار آنها مشخص بود پادشاه از بزرگی خود اطمینان داشت و به همین دلیل ادای احترام کرد… ولی نگهبان به قدری از حقارت خود رنج می برد که حتی مرا کتک زد. او باید با سختی





دو راهی

درخواست حذف اطلاعات

یکی از سخت ترین دو راهي ها دو راهي بین اخلاق و منفعته اصلا کاریش نمیتونی ی اخلاق که خوب مهمه ولی رفاه چی پس؟ یک دیالوگ ددپول داشت که می گفت چندتا تصمیم هستن که مشخص میکنن کی هستی و ازت قهرمان می سازن!!! منم سعی میکنم انتخاب های بعدیم حواسم باشه ... #فرصادمنبع: http://farsad. /





راهی دیار دوست....

درخواست حذف اطلاعات

باز دلم هوای شما را کرده آقا کوله بارم را بسته ام راهي ام .... راهي دیار دوست... مهربان خدای من،شاید آنجا به تو نزدیکتر باشم یا نزدیکتر شوم، شاید فاصله ها را ضامن آهو برایم جبران کند،شاید ضامن من هم شود،گرچه تو همیشه کنارم هستی،اما این منم که....منبع: http://yaanisamanlaanisala. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

تقویم های جا مانده اعتراف های نیمه پنهان لباس های نو زیر سایه آفتاب خشمگین تابستان من از سر دو راهي می آیم دو راهي به سمت بی نهایت به سمت مرگ به سمت خویشتن دو راهي را تو آورده بودی با موهای مایی ات با انگشتان بلندت که من آرام آرام پیر شدم و سفید شدم، زیر برفی که هرگز نیامد و تو نیامدی و تو نیامدی که بیایی که آمده باشی آهنگ پیشنهادی: verses - chopin project - ólafur arnalds / alice sara otمنبع: http://shurom. /





پیاده بیا پیاله بگیر ...

درخواست حذف اطلاعات

ایستادم، تا پیاله طلب کنم، گفتند:پیاده برو ! تا لب مرز بوسه راهي نیست آمدم کفش بپا کنم ، پیاده شدم ، ولی از راه جا ماندم و مُهر بغضِ ش ته ای اعتبار گذرنامه را در جیب کوله ام باطل کرد و دیگر هیچ ... علیرضا منبع: http://alirezatabatabai47. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

یک زمانهایی خودت رو تو موقعیتی میبینی که هرگز فکرش رو نمیکردی، یه دوست عزیزی میگفت هر تصمیمی بهتر از اینه که هیچ تصمیمی نگیری.، نمیدونم از روی لجبازی خودم رو تو این موقعیت قرار دادم، یا اینکه واقعا به دوراهي رسیدم. هرچند هر تلاشی کنم یکی از راه ها بستست.ومن راهي ندارم جز اینکه مسیر دیگه ای رو انتخاب کنم ، انتخاب ن هم که به فتوای دوست عزیزتر از جان جایز نیست





اعتماد به نفس

درخواست حذف اطلاعات

⭕️➕مدیر شرکتی روی نیمکتی در پارک نشسته بود و سرش را بین دستانش گرفته بود و به این فکر می کرد که آیا می تواند شرکتش را از ورش تگی نجات دهد یا نه. بدهی شرکت خیلی زیاد شده بود و راهي برای بیرون آمدن از این وضعیت نداشت. ... برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب مراجعه فرماید.منبع: http://fa2000. /





void main (void) 64

درخواست حذف اطلاعات

راهي که من می روم راه تنهایی است ... راه جدا شدن از همه ... از روشنفکر ها جدا شدن ... از مذهبی های مریض جدا شدن ... از ها و حزب اللهی ها جدا شدن ... از ضد انقلاب ها جدا شدن ... راه حق را رفتن راهي است که در آن ... نه کافر را دارم ... نه مسلمان را ... نه و حزب اللهی با من است ... نه ضد انقلاب با من است ... هیچ ی را ندارم .... جز خدا .... هیچ .. هیچ ندارم جز خدا .... این راه ، راهي است که چه بخواهی چه نخواهی باید از همه و همه جدا شوی ... و ببری ... باید طاقت این را داشته باشی که همه علیه تو باشند در حالی که تو خیر همه را می خواهی ... این راه ... راه غربت است ... راهي که علی ابن طالب در آن قدم نهاد ... آماده باش برای تنها شدن ... کم کم دارم می فهمم چرا می گویند شهید بهشتی غریب بود ...چرا ... به خواب مادرشان می آیند می گویند برو به آقا بگو اینقدر آرزوی مرگ نکن ... منبع: http://line-1. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

فلسفه هر مرحله متوسط دیگر است که از یک سو زمینه ای برای آمادگی حضور در طرف دیگر ایجاد می کند، و از سوي دیگر از آنجا که قیامت برای همه انسان های طول اعصار، در یک روز تحقق می یابد راهي جز آن نیست که آنهایی که مرده اند در عالمی به انتظار باشند تا به همراه انسان های دیگر به عرصه قیامت وارد شوند.منبع: http://nasim2222. /





شبی تنها میان کوره راهی

درخواست حذف اطلاعات

شبی تنها میان کوره راهي نشسته عاشقی با قلب خسته کشد او انتظار دلبرش را اگر چه قلبش از عالم ش ته خدایا عشق من رفت و نیامد مگر بند دلش از من گسسته به هر جا می رود همراه او باش که عمری بر ره لطفش نشسته همی گویم که یارم باز آید چگونه سر کنم با چشم بسته دلم را خانه او می نمایم که از راهي رسد تنها و خسته 1395/08/22 14:25منبع: http://aliryas5. /





در افغانستان با یی ها نمی جنگد

درخواست حذف اطلاعات

افراد وابسته به گروه تروریستی در افغانستان برنامه ای برای درگیری با نظامیان یی و افغان ندارند بلکه آنها با استفاده از این کشور بدنبال یافتن راهي برای نفوذ در دیگر کشورها هستند. منبع: http://diyarafghan. /





اموزنده

درخواست حذف اطلاعات

مردی ن نا زیر درختی بر سر دو راهي نشسته بود!پادشاهی نزد او آمد، از اسب پیاده شد و ادای احترام کرد و گفت: قربان، از چه راهي میتوان به پایتخت رفت؟»پس از او پادشاه نزد مرد ن نا رسید و بدون ادای احترام گفت: آقا، راهي که به پایتخت می رود کدام است؟ سپس سربازی نزد ن نا آمد، ضربه ای به سر او زد و پرسید: احمق، راهي که به پایتخت می رود کدامست؟؟؟هنگامی که همه آنها مرد ن نا را ترک د، او شروع به خندیدن کرد. مرد دیگری که کنار ن نا نشسته بود، از او پرسید: به چه می خندی؟ن نا پاسخ داد: اولین مردی که از من سووال کرد، پادشاه بود. مرد دوم او بود و مرد سوم فقط یک نگهبان ساده بود.مرد با تعجب از ن نا پرسید: چگونه متوجه شدی؟ مگر تو ن نا نیستی؟ ن نا پاسخ داد: فرق است میان آنها، پادشاه از بزر خود اطمینان داشت و به همین دلیل ادای احترام کرد… ولی نگهبان به قدری از حقارت خود رنج می برد که حتی مرا کتک زد.طرز رفتار. هر





صعود به قله زیبای قزل ارسلان واقع در غرب تویسرکان

درخواست حذف اطلاعات

باعرض سلام در روز 95/08/21ساعت 5:30 دقیقه صبح جهت برنامه راهي روستای زیبای ورد آورد شدیم وبعد از30 دقیقه به این روستای زیبا وسر رسیدیم واز آنجا راهي قله زیباو سن قزل ارسلان شدیم و طی 2 ساعت کوهپیمایی به آ ین چشمه موجود در مسیر رسیدیم و سفره صبحانه راپهن نمودیم و پس از صرف صبحانه راهي پناهگاه قزل ارسلان و دایم برف شدیم . پس از طی دوساعت کوهپیمایی سرانجام در ساعت 11:30 دقیقه به پناهگاه قزل ارسلان رسیدم وبعداز صرف نهار وکمی استراحت وتجدید قوا راهي قله شدیم وبعداز ثبت خاطرات ،جهت عزیمت به شهرودیار خود راهي شدیم و در ساعت 18:30 برنامه را در پایتخت گردوی ایران شهرستان تویسرکان به پایان رس م. سپاس از دوستان وهمونوردان گرامی آقایان مهدی سل ، حسن فتحی ،محسن سوری ،محمد سوری ،آرشام فتحی،حسن یار وخانم های علی و بهنامفرمنبع: http://fatemiyunalpine. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

امشب شوهر خواهرزاده ام راهي کربلا شد وقتی بی ت و گریه ی خواهرزادمو واسه همسرش دیدم وقتی دیدم بعد از شش سال هنوز،انگار روز اول آشناییشونه وقتی نگاه عاشقانه شونو دیدم خیلی حسودیم شد آقاجون میخوام مال من باشی دوست داشته باشم دوسم داشته باشی میخوام نگرانت باشم اصن میخوام واست بمیرم پی نوشت :خیلی خوشحالم که تو نمیری کربلا





راهی سفر کربلااا

درخواست حذف اطلاعات

ایشالله به برکت صلوات بر محمد و ال محمد هفته ی دیگه راهي کربلای حسین هستیم! شاید از سفر برنگشتیم! و اگر برنگشتم.....یعنی این ا ین پست وبلاگم بوده.... وبلاگی که .... هیچ ی ازش خبر نداره!! جز وب گر که ...منو نمیشناسن! ایشالله که خیره! الفاتحه....... سوي کبوتری که شد فرامووووش میشه دوباره وا کنی تو آآآاغغووووششش منبع: http://tanhaainja. /





پند و نصیحت

درخواست حذف اطلاعات

مردی ن نا زیر درختی بر سر دو راهي نشسته بود! پادشاهی نزد او آمد، از اسب پیاده شد و ادای احترام کرد و گفت: قربان، از چه راهي میتوان به پایتخت رفت؟» پس از او پادشاه نزد مرد ن نا رسید و بدون ادای احترام گفت: آقا، راهي که به پایتخت می رود کدام است؟ سپس سربازی نزد ن نا آمد، ضربه ای به سر او زد و پرسید: احمق، راهي که به پایتخت می رود کدامست؟؟؟ هنگامی که همه آنها مرد ن نا را ترک د، او شروع به خندیدن کرد. مرد دیگری که کنار ن نا نشسته بود، از او پرسید: به چه می خندی؟ ن نا پاسخ داد: اولین مردی که از من سووال کرد، پادشاه بود. مرد دوم او بود و مرد سوم فقط یک نگهبان ساده بود. مرد با تعجب از ن نا پرسید: چگونه متوجه شدی؟ مگر تو ن نا نیستی؟ ن نا پاسخ داد: فرق است میان آنها، پادشاه از بزرگی خود اطمینان داشت و به همین دلیل ادای احترام کرد… ولی نگهبان به قدری از حقارت خود رنج می برد که حتی مرا کتک زد. طرز رف





نسل ما...

درخواست حذف اطلاعات

نسل مز فی بودیم ......!!!!نسل انتخاب بین بد و بدتر ......!!!!به ما که رسید رودخانه ها خشکید ، جنگل ها سوخت ،و ابر ها نبارید .....دل به هر دادیم ، قبل از ما دل داده بود .....نسلی هستیم از بیرون تحریم شده !!!!!از داخل .....هم از می ترسیم هم از پلیس !!!!!حیف ؛نسل دیدن و نداشتن ،خواستن و نتوانستن ،رفتن و نرسیدن .....نسل آرزو های که تا آ ش بر دل ماند !!!!!نسل آهنگ های سو ک .....نسل طلاق هفتاد درصد ....نسل درد و دل با هر ی .....نسل ماندن سر بی راهي .....نسلی که ناله های همو فقط لایک می کنیم !!!!!نسل کادو های یواشکی .....یادمان باشد وقتی به جهنم رفتیم ،بگوییم یادش بخیر آن دنیا هم جهنمی داشتیم ....!!!!!!سگ دو زدیم برای آغاز راهي که قبل از ما هزاران نفر به آ خطش رسیده بودند ....!!!!!!منبع: http://torsheiz. /





جا مانده از کاروان

درخواست حذف اطلاعات

فرصتی نیست از این جاده گذر باید کرد/ همتی کن که دگرباره خطر باید کرد// کاروان آمد و بگذشت وتو جا م باز/ زود برخیز که تا عرش سفر باید کرد// یک طرف بوی حسین است و دگر سو / جز رهِ عشق ز هر سوي، حذر باید کرد// یک نفس گر بدَوی قافله را می بینی/ سوي معشوق زتن جان، بدر باید کرد// با سلامی به حسین ، ن راهي شو/ که در این جاده به معشوق نظر باید کرد// گر درنگی کنی از قافله جا می مانی/ بی حسین در صف بسر باید کرد// ذکر یا رب به لب از جای بپاخیز، عزیز/ وقت تنگ است و از این جاده گذر بایدکرد//منبع: http://abdolrezapalizdar. /





جا مانده از کاروان

درخواست حذف اطلاعات

فرصتی نیست از این جاده گذر باید کرد/ همتی کن که دگرباره خطر باید کرد// کاروان آمد و بگذشت وتو جا م باز/ زود برخیز که تا عرش سفر باید کرد// یک طرف بوی حسین است و دگر سو / جز رهِ عشق ز هر سوي، حذر باید کرد// یک نفس گر بدَوی قافله را می بینی/ سوي معشوق زتن جان، بدر باید کرد// با سلامی به حسین ، ن راهي شو/ که در این جاده به معشوق نظر باید کرد// گر درنگی کنی از قافله جا می مانی/ بی حسین در صف بسر باید کرد// ذکر یا رب به لب از جای بپاخیز، عزیز/ وقت تنگ است و از این جاده گذر بایدکرد//منبع: http://abdolrezapalizdar. /





صعود به قله زیبای قزل ارسلان واقع در غرب تویسرکان

درخواست حذف اطلاعات

باعرض سلام در روز 95/08/21ساعت 5:30 دقیقه صبح جهت برنامه راهي روستای زیبای ورد آورد شدیم وبعد از30 دقیقه به این روستای زیبا وسر سبز رسیدیم واز آنجا راهي قله زیباو سنگی قزل ارسلان شدیم و طی 2 ساعت کوهپیمایی به آ ین چشمه موجود در مسیر رسیدیم و سفره صبحانه راپهن نمودیم و پس از صرف صبحانه راهي پناهگاه قزل ارسلان و دایم برف شدیم . پس از طی دوساعت کوهپیمایی سرانجام در ساعت 11:30 دقیقه به پناهگاه قزل ارسلان رسیدم وبعداز صرف نهار وکمی استراحت وتجدید قوا راهي قله شدیم وبعداز ثبت خاطرات ،جهت عزیمت به شهرودیار خود راهي شدیم و در ساعت 18:30 برنامه را در پایتخت گردوی ایران شهرستان تویسرکان به پایان رس م. سپاس از دوستان وهمونوردان گرامی آقایان مهدی سلگی ، حسن فتحی ،محسن سوری ،محمد سوری ،آرشام فتحی،حسن یار وخانم های سبزعلی و بهنامفرمنبع: http://fatemiyunalpine. /





اشعارم

درخواست حذف اطلاعات

دیوار های اتاقم گویی دندان دَر آورده اندمدتیست درصدد آنند مرا بِبَلعَندبه راستی حضور دخترکی تنها در میان خلوتشانآزارشان میدهدراه فراری نیست جز فرار از کنجی به کنجی دیگر جز یک قلم و دفتر برای ثبت آ ین پرش های نور مهت اتاقم...راهي نیستراهي ندارم جز صبر برای بلعیده شدن..بهاره حجتیانمنبع: http://baharehhojatian. /





وجودم خاک کف زائران ومحبینت باشه

درخواست حذف اطلاعات

بسلامتی واشتیاق فراوان زائران حرم حسینی مان راه افتادند...........خدا به همراهتان است والبته دل غمین وعاشق ما .....اقاسیدال اشک چشمانم گواه عاشقی من است مارا هم راهي کن ........به پدر ومادرم گفتم به جای ماقدم بردارند وسلام مارا به حضرت اقا برسانند همین اما تو دلم هزاران حرف وغوغا واقیانوس گریه وموجهای سن ن دلتن واسه زیارت واقاو حرم ومشایه هست که ناگفته ماند وبه حرف نمیاد.................بقیه زائران هم این هفته راهي هستند برخی از بچه های هیاتمان هم رسیدند واز واتس اپ تماس وتصویر جا ومکانشانشان را نشان دادند به بقیه ....این افراد سلامشان به من رسید بسلامتی........باز دلتنگتم چه کنم دلم می خواهد امسال فاطمه مان را راهي کنی بیاد کربلا اقا جان خواهشمندم سخت که عنایتی کنی به جان مادرت س که راهي بشه وتو این دریا غرق شده وسرمست برگرده ...........دلم فرش راه مشایه های تو باد اقاجان وجودم خاک کف زائ





آثار و فواید عفو و گذشت

درخواست حذف اطلاعات

آداب بخشش و چشم پوشی عفو و گذشت، راهي میانبر به سوي مقامات انسانی و عرفانی -قسمت دوم و پایانی در نخستین بخش از مقاله حاضر فضیلت عفو و گذشت به عنوان یکی از ارزشهای والای انسانی و الهی مورد بررسی قرارگرفت و علل و عوامل و نیز اجر و پاداشهای مترتب بر آن واکاوی شد. در دومین و آ ین بخش این نوشتار آثار و فواید و آداب و عفو و گذشت تشریح شده است که با هم آن را ازنظر می گذرانیم: منبع: http://amir-hoosein66. /





موضوع امروز چگونه کارایی جذب کود را در گیاهان افزایش دهیم

درخواست حذف اطلاعات

فرض بفرمایید که ما یک درخت مرکبات داریم و به ان کود داده ایم، قدری نزدیکتر و به درون خاک میرویم، حال این کود در چه فاصله ای از ریشه باید باشد که گیاه بتواند أنرا جذب کند. ایا ملوکول کود شیمیایی قادر به جابجا شدن در خاک هست که خود را به ریشه نزدیک کند و یا ایا راهي هست که ما ریشه را به ان ملوکول نزدیک کنیم هدف از این پست صرفا طرح سوال بود، سوالاتی که با مطالعه یک پایان نامه کارشناسی ارشد در رشته اکولوژی در دهنم إیجاد شد، البته جواب سوال اصلی را یافتممنبع: http://plantago. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

+فک کنم تو وجود هممون استعداد بازیگری هست... +هرسال ک میگذره "آرزو"ی سال های قبل رو بیشتر دوست دارم... +با اینکه آدم احساساتیم اما تو ابراز احساساتم افتضاحم...البته هروقت احساساتمو نشون دادم پشیمون شدم...میشه ب عنوان یه صفت خوب ازش یاد کنم +واقعا متنفرم وقتی بین دو راهي گیر کنم و بدتر از اون اینکه ورودم ب هر راهي یه آینده کاملا متفاوت رو برام رقم میزنه...اما راه سختو باید تو دوراهي ها انتخاب کرد فقط حسش نیس :)منبع: http://mydreamskillme. /





وجودم خاک کف زائران ومحبینت باشه

درخواست حذف اطلاعات

بسلامتی واشتیاق فراوان زائران حرم حسینی مان راه افتادند...........خدا به همراهتان است والبته دل غمین وعاشق ما .....اقاسیدال اشک چشمانم گواه عاشقی من است مارا هم راهي کن ........به پدر ومادرم گفتم به جای ماقدم بردارند وسلام مارا به حضرت اقا برسانند همین اما تو دلم هزاران حرف وغوغا واقیانوس گریه وموجهای سنگین دلتنگی واسه زیارت واقاو حرم ومشایه هست که ناگفته ماند وبه حرف نمیاد.................بقیه زائران هم این هفته راهي هستند برخی از بچه های هیاتمان هم رسیدند واز واتس اپ تماس وتصویر جا ومکانشانشان را نشان دادند به بقیه ....این افراد سلامشان به من رسید بسلامتی........باز دلتنگتم چه کنم دلم می خواهد امسال فاطمه مان را راهي کنی بیاد کربلا اقا جان خواهشمندم سخت که عنایتی کنی به جان مادرت س که راهي بشه وتو این دریا غرق شده وسرمست برگرده ...........دلم فرش راه مشایه های تو باد اقاجان وجودم خاک کف





اشعارم

درخواست حذف اطلاعات

دیوار های اتاقم گویی دندان دَر آورده اندمدتیست درصدد آنند مرا بِبَلعَندبه راستی حضور دخترکی تنها در میان خلوتشانآزارشان میدهدراه فراری نیست جز فرار از کنجی به کنجی دیگر جز یک قلم و دفتر برای ثبت آ ین پرش های نور مهت اتاقم...راهي نیستراهي ندارم جز صبر برای بلعیده شدن..بهاره حجتیانمنبع: http://baharehhojatian. /





خداوندااا

درخواست حذف اطلاعات

اصلاچه فرقی می کندکه تمام چراغ های آرزودردلم خاموشند؟ دیگرچه باک که تمام غصه های عالم گاه وبیگاه قصدحانم می کنند؟ ی چه می داند؟شایدراه آرزوهایم برای این بسته است که اصلا راه نیستبیراهه است. شایدهم خوب شدنگذاشتی بیراه بروم ی چه میداند؟ خیالی نیست توباش بگذارهمه حسرت هایی که بردلم مانده بازهم بماند مگرنه اینکه درکنارهمه این درهای بسته وچراغ های خاموش وحسرت های بردل .. ودرکنارهمه این بن بست هاتوبودی وتوهستی... همیشه راه توهست....راهي که بیراهه نیست....راهي که انتهایش خودت هستیوخودت...راهي که سنگ دارد،خاردارد،بالاوپایین دارد،امااگرصبروتحمل این راه راازخودت بخواهم دیگرچه فرقی میکندکه پای رفتنم همیشه زخمی است؟ آیاهمین که هستی کافی نیست؟؟؟؟منبع: http://edukellar. /





راهی شهادت

درخواست حذف اطلاعات

" فقط مردها غیرت ندارند "... باورکن زنها هم رگ غیرتی دارند... که اگر گل کند ....! همه ی مردانگی ات زیر سوال میرود ...!!! . غیرت این زن هاست که همسرشان فرزندشان و تن شان را راهي سفر شهادت می کنند... منبع: http://taksavar-jangnarm. /





آموزش راهی برای رسیدن به جهانی آری از خشونت

درخواست حذف اطلاعات

آموزش راهي برای رسیدن به جهانی آری از خشونت آموزش و شناخت منابع خشونت، راهي برای دستی به جهانی عاری از خشونت است. امروزه نمی توان خشونت را در جنگ و تیر و تفنگ خلاصه کرد؛ بلکه باید توجه داشته باشیم خشونت در فرهنگ عمومی مردم جهان وارد شده و بردگی های جسمی و و روحی در حال افزایش است. به گزارش روابط عمومی جمعیت هلال احمر استان تهران؛ در بررسی خشونت ها چه از نوع فرهنگی و اقتصادی و چه از نوع جنگ و خونریزی باید به عدم تکریم انسان ها توجه شود که منبع این همه خشونت ها چه می تواند باشد؟ منبع: http://porseshmehr9517. /





یک نواختی

درخواست حذف اطلاعات

تابستون بود که از افسرد م غر میزدم و میخواستم سر زمین و زمان خودمو خالی کنم . من از یک نواختی متنفرم ! همین باعث میشه یک نواختی ازم یه آدمی بسازه که هی جلو دارش نیست . جالبه هیچ راهي هم نمیشناسم که زند مو از این یک نواختی دربیاره . متنفرم از نظر های روانشناسی که میگن تو اتفاقات یک نواختی که برات میوفته ، باید دیدتو تغییر بدی تا زند ت تبدیل به یه چیز مهیج بشه :/ سال جدیدی و تو زند م شروع . نمی ذارم این هم مثل سال قبلی به یغما بره ! بلا ه که یه راهي پیدا می کنم زند م از این ح دربیاد! ")منبع: http://maryamts. /





سلطان قلبمی اما...

درخواست حذف اطلاعات

عشق تو واسه من مرده وقتی تو دلبسته میشی باغ من پاییزی اما تو به گل وابسته میشی توهنوز اول راهي راهي که صد سال رفتم میری این راه و اما خیلی زود خسته میشی اما سکوت این روزامم پرعشق دیگریه مغلوب غروب احساس از طلوع رفته میشی راستی اما عشق دیروز پام نسوزی که یه روزی مث من ش ته میشی داغت سخته حتی وقتی عشق مرده سلطان قلبمی اما از دل من رونده میشی منبع: http://sham-e-shima. /





پیام مهم به الهام

درخواست حذف اطلاعات

پیام مهم به الهام به گزارش آ ین نیوز، رو مه آرمان نوشت: در هفته های گذشته و پس از نهی برای ک داتوری در انتخابات، گمانه های زیادی درباره آینده او مطرح شد به نحوی که حجت ال غلامرضا مصباحی مقدم، سخنگوی جامعه ت مبارز، درباره احتمال معرفی ک دا از سوي ، بیان کرد: «بعید می دانم حرکتی خلاف نظر رهنمودهای انقلاب از سوي اصولگرایان صورت گیرد، اما باز هم نمی توانم در این مورد که آیا حامیان آقای ک را معرفی می کنند یا خیر، قضاوت کنم. » پس از این اظهارات بود که گمانه زنی درباره شخصیتی که قرار است از سوي در انتخابات ثبت نام کند، آغاز شد و برخی سایت های حامی او نوشتند برخی اصولگرایان درصدد استفاده از ظرفیت رای وی در انتخابات در قالب حمایت او از نامزد اصولگرایان هستند. نکته قابل تامل این است که یا نزدیکان حلقه اول او اقدام به تکذیب این خبر ن د و ظاهرا برایشان خوشایند بود که تا چند زمانی نام مطرح خواهد مان





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

بهتراین ست که زائر اگر آمد به حرمدوقدم عشق بورزد، سه قدم فکر کند به کف صحن،به گنبد، به غم گوهرشاد. زیر این قبه به هستی، به عدم فکر کند سلام آقاجانم.قربون بزرگیت برم که دوباره من راهي کردی.فدای کرمت.میدونم دل خیلیا برات تنگه و خیلیا بیشترازمن به دیدن و پابوسیت نیاز دارن بحق جوادت همشونو راهي کن و ارومشون کن . فدای تو بشم که بهترین ارباب دنیایی.بخداقسم نمیتونم ازت تشکرکنم از بس مهربونیات از سرمن زیاده.بازم ممتون رضای من .رضای دل پردردم منبع: http://majnoneyazdi. /