رسانه
رسانه

سایه :: جستجو



سایه

درخواست حذف اطلاعات

موضوع :سايه در کلاس اول اگر خورشید بالای سر تان باشد سايه کوتاه و زیر پای شماست اگر خورشید در سمت چپتان باشد، سايه تان در سمت راستتان تشکیل می شود. اگر خورشید در سمت راستتان واقع شده باشد، سايه تان در سمت چپتان شکل می گیرد. کوتاهترین سايه در ظهر و بلندترین سايه در صبح و بعدازظهر تشکیل می شود. منبع: http://akramesharifi. /





مرشد و مارگاریتا

درخواست حذف اطلاعات

"از لحن صحبتت فهمیدم. طوری صحبت می کردی که انگار وجود اهرمن و ظلمت را منکری. فکرش را ؛ اگر اهرمن نمی بود، کار خیر شما چه فایده ای می داشت و بدون سايه دنیا چه شکلی پیدا می کرد؟ مردم و چیزها سايه دارند. مثلاً، این سايه ی شمشیر من است. در عین حال موجودات زنده و درختها هم سايه دارند... آیا می خواهی زمین را از همه ی درختها، از همه ی موجودات، پاک کنی تا آرزوهایت برای دیدار نور مطلق تحقق یابد؟ خیلی احمقی." 401 میخائیل بولگاکف عباس میلانی چاپ چهاردهم





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

وقتی سايه ای می بینی،سوفی، حدس می زنی این سايه ی یک چیزی است. سايه ی حیوانی را مشاهده می کنی. پیش خود می گویی انگار سايه ی اسب است، ولی کاملا مطمئن نیستی. پس سرمی گردانی و خود اسب را می بینی ـ که البته به مراتب زیباتر از سايه ی تیره و تار اسب است و خط و خال آشکارتری دارد. افلاطون به همین روال اعتقاد داشت که پدیده های طبیعی فقط سايه ای از صورت یا مثال جاودانی خود هستند. منتها آدم ها اکثر به زیستن در میان سايه ها دل بسته اند. هیچ وقت به فکر نمی افتند که این سايه از چه به وجود آمده است. تصور نمی کنند چیزی جز سايه هست، و هرگز پی نمی برند که اینها، در حقیقت، سايه است. و بدین قرار فناناپذیری روح خود را از یاد می برند. دنیای سوفی _ یوستین گردر (حسن کامشاد) + کتاب دوم : جاودانگی از میلان درامنبع: http://lady-n. /





بیا بیا که مرا با تو ماجرایی هست...

درخواست حذف اطلاعات

باز آی دلبرا که دلم بی قرار تست وین جان بر لب آمده در انتظار تست در دست این خمار غمم هیچ چاره نیست جز باده ای که در قدح غمگسار تست ساقی بدست باش که این مست می پرست چون خم ز پا نشست و هنوزش خمار تست هر سوی موج فتنه گرفته ست و زین میان آسایشی که هست مرا در کنار تست سیری مباد سوخته تشنه کام را تا جرعه نوش چشمه شیرین گوار تست بی­چاره دل که غارت عشقش به باد دادای دیده خون ببار که این فتنه کار تست هرگز ز دل امید گل آوردنم نرفتاین شاخ خشک زنده به بوی بهار تست ای سايه صبر کن که براید به کام دل آن آرزو که در دل امیدوار تستآقای سايهمنبع: http://barzzakh. /





کوریِِ سفید و کوریِ سیاه!

درخواست حذف اطلاعات

بر بلندای سايه ی سیاه خویش می نگرد و به خود می بالد. چه بلند است سايه ام چقدر از خودم پیشی گرفته است. وه که چه سیاه است و بالاتر از رنگش رنگی نیست. هرچه پیش می رود سايه اش بلندتر می شود و او نیز بیشتر به خود می بالد. ناگهان متوجه مسافری از روبه رو می شود. سايه در پیش ندارد سايه اش پشت سرش می آید. با تعجب به او می نگرد. هرچه به اون نزدیک تر می شود سايه ی خودش بلندتر و سايه ی مسافر کوتاه تر می شود و رویش نورانی تر. در یک نقطه به هم میرسند.مسافر اما هیچ او را نمیبیند زیرا مستقیم به نور می نگرد. امتداد دیدگان مسافر نورانی را می نگرد. آآآآآآآآه این همه مدت به خورشید پشت کرده بود و لحظه به لحظه به سیاهی سايه ی خویش دلبسته بود. حال رو به سوی خورشید می رود و به سايه ی سیاه خویش پشت کرده است. ولی اینبار دیدگانش از نور خیره کننده خورشید کور می شود. با خود فکر می کند: اگر سايه ی سیاه خود را ندیده بود





«قد قامت نور»

درخواست حذف اطلاعات

من و سايه نحیفم به احترامت ایستاده ایم به شور تا بمانی ای عالم تاب بی تابان غروب نکن تا سايه ام قد نکشد من از ادغام سايه ام با سیاهی وحشت دارم آنها حجم تنهایی ام را گسترش می دهند لبریز شد کاسه صبرم در این سفر بی مقصد شاید تا برآمدن دوباره ات تپش ضربان انتظارم سکوت کند.منبع: http://aminkasharafi. /





بازی سایه ها " درس علوم "

درخواست حذف اطلاعات

بازی سايه ها به اتفاق دانش آموزان به حیاط مدرسه رفتیم و خورشید و جای آن را در آسمان مشاهده کردیم و سايه های خود را دنبال کردیم و تصمیم گرفتیم با استفاده از گچ های رنگی سايه هایمان را بکشیم بعد سايه ها را رها کرده به کلاس رفتیم تا دو ساعت بعد دوباره به حیاط برگردیم. دوساعت بعد به سراغ سايه ها آمدیم و هر کدام سايه ی خود را بررسی د و متوجه شدند که سايه هایشان کوتاه تر شده اند. نگاهی به جای خورشید در آسمان د، خورشید بالاتر آمده بود. دانش آموزان همگی با مشاهده ی دقیق بیان د، صبح که خورشید دورتر است سايه بلندتر و نزدیک ظهر و ظهر که خورشید وسط آسمان است سايه کوتاه تر می شود. منبع: http://talashsch2. /





صد و نوزده

درخواست حذف اطلاعات

سايه ها... سايه ها... سايه ها... این آ ین بازمانده از ما ... ادمها تو فرودگاه همه شکلی دیگرند مثل ا ین روزنه نور که از لای ابرها خودش رو میکشونه بیرون ، چهره هاشون ابر سرگردان اسمونه که نمیدونه بمونه بباره یا بره نور بیاد جاش! ادمها شبیه به بالهای پرنده ای که خیز برداشته برای پ ولی بالهاش باز نمیشه، اصلا میدونی ادمها تو فرودگاه شبیه هیچ نیستند جز خودشون نه میشه چشمهاشون رو ازشون گرفت که وقت تماشا قلبهاشون تو چشمهاشون نتپه و نه دستهاشون رو که وقت گره خوردن اونقدر کور میشه که هیچ جوری نمیشه بازشون کرد و نه وقت خداحافظی بالا می یاد تا بشه تو هوا چرخوندش، ادمها سايه های پس افتاب اند که بی انکه بخواهند با طلوع خورشید سايه هاشان همدیگر را ترک خواهند کرد.منبع: http://raziyanee. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

سلام خوبی؟ انشالله که خوبی. نمیدونم چرا تا نیام اینجا و برات ننویسم دلم اروم نمیگیره. انگار همیشه هستی. حتما خیلی برات بیمعنی و خنده دار شده ی که ٥ ساله ندیدتت، مدعی باشه که دلش ی وقتایی بدجور تنگت میشه یادش بخیر... چه روزایی داشتم. درست مثل رویا نمیدونم چه مرگمه، ولی همون مرگم هست که همیشه بوده و هست تو شدی ی روح خیالی که ١٠ ساله سايه به سايه ذهن من زندگی میکنی و من تو رو با تمااااام وجود حس میکنم حتی لحظه هایی که از ته دل یاد روزگار تلخم میوفتم و آه از دلم بی اختیار کنده میشه... مث روزی که نیومدین خاستگاری و رفتین اول تحقیق کردین و در مورد جد و آبادم بد گفتین... روزایی که نه جوابم رو میدادی و نه هیچی و من هر ثانیه در انتظار تو میسوختم... اومدی و رفتی... دلم برات تنگ شده مجید ی حرفی بزنمنبع: http://rozegari-k-gozasht. /





شب مانده است و وهم یک سایه ی خیالی

درخواست حذف اطلاعات

بیداری ،یک کابوس است.دنیای وحشت زده ای ست که از ترس تاریکی به تاریکی پناه میبرد.روح از ترس میگریزداما نمیداندکه بیشتر درآن فرومیرود.عمیق ترباید دیدو بیشتر. نگاهی به من مینگریست.نگاهی بانگاهم غریب .ترسیدم. آنگاه ازچشم هایش به زمین افتادم.سقوط بود وسقوط را انتهایی نبود. زمین گرد نیست. زمین عمیق است. زمین میرهاند. زمین میچسباند مارا به وادی بودن.به زندگی.به مرد شدگی درعین زن بودگی.بودن...نبودن...اسارت...سانسور...سايه.. مشتی واژه در ذهن، بی هدف ،لرزان. واژه های ترسان. مینشینم. ترس نیز کنارم مینشیندو به من لبخندمیزند. دلش چای سبزمیخواهد. دل من نیز. دلم چیزی شبیه مردن میخواهد. شبیه محوشدن ودرعین حال بودن. میخواستم ذهنش را قدم بزنم.باید پنهان میشدم..باید سايه ای میشدم درقاب سايه اش. آنگاه درسايه اش قدم میزدم بی آنکه مراببیند.قدم میزند...یک..دو...سه...می ایستد. سايه ام جدامیشود. سايه ام تنهامیماند





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

سايه های وجودتان را انکار نکنید آنها را به گرمی به آغوش بگیرید ،بپذیرید تا زندگی کنید خوب زندگی کنید پیوست: و چه سخت است این سايه ها را پذیرفتن... و گاهی چقدر سخت تر میشود تحمل این دنیا..منبع: http://khazal. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

در آغوشت میگیرم از من عبور میکنی چشمی برای تماشایت ندارم و لبی تا هم پای تو سیگارم را بگیرد _ من سايه ای جدا افتاده ام _ بارها با تو تا اتاقت آمده ام اما چراغ را خاموش کرده ای ناخنی برای جویدن نیست رگی برای ب و هیچ چیز تاریکی ام را کم نمیکند _ مرگ از سايه ها عبور میکند سايه ها نمیتوانند گریه کنند سايه ها کاری برای انجام ندارند _ سايه ها فقط میتوانند تنها باشند _ #علیرضا_قاسمیان_خمسهمنبع: http://amirdelnevesht. /





مجموعه مستند«سایه های سرد»

درخواست حذف اطلاعات

پخش سری دوم مجموعه مستند سايه های سرد از شبکه خاوران یک شنبه ها ساعت بیست و دو طراح،تهیه کننده و کارگردان:امین کاشرفی تصویر و نور:علی عصمت پناه تدوین و صدا گذاری:هادی ثابتمنبع: http://aminkasharafi. /





سایبان خودرو بدون پایه مزاحم

درخواست حذف اطلاعات

سایبان های خودرو در منازل میتوانند در طرح های مختلف اجرا گردند. سایبان زیر به ابعاد 4 در 5/5 برای یک خودرو در مشهد توسط سايه سازان اجرا گردیده است. لطفا برای مشاهده سایر نمونه های سایبان های اجرا شده به وبسایت اصلی سايه سازان به نشانی www.sayesazan.com مراجعه فرمایید یا اینجا کلیک کنید.منبع: http://saye-sazan. /





سایبان خودرو بدون پایه مزاحم

درخواست حذف اطلاعات

سایبان های خودرو در منازل میتوانند در طرح های مختلف اجرا گردند. سایبان زیر به ابعاد 4 در 5/5 برای یک خودرو در مشهد توسط سايه سازان اجرا گردیده است. لطفا برای مشاهده سایر نمونه های سایبان های اجرا شده به وبسایت اصلی سايه سازان به نشانی www.sayesazan.com مراجعه فرمایید یا اینجا کلیک کنید.منبع: http://saye-sazan. /





سرگردان

درخواست حذف اطلاعات

━━━┅═❂═┅┅──┄ خودش را به هر دری می زندسر از خیابانی بی انتها در می آوردفکر کنچقدر تنهاستکه به سايه ی نداشته اش می خندد ودست می اندازددور گردن تمام رهگذرها سرگردانم؛چون بادهاییکه معلوم نیستاز کجا دل کنده اند وبه کجا می روند ... ━━━┅═❂═┅┅──┄منبع: http://majidkakvan. /





« حصار مودّت » و « سایه سار محبّت » / 442

درخواست حذف اطلاعات

#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(442) « حصار مودّت » و « سايه سار محبّت » من درخت را « نماد بزرگواری » و « نمود نیک انگاری » دیدم؛ زیرا حتّی به تَبَر - دشمن بزرگ خود -« تکیه گاه » و در سايه سار لطف خود « پناه » می دهد. درخت را « سنگش می زنند » و « دَنگش می افکنند» اما او « نیوه سنگ » را با « میوه آذرنگ » پاسخ می دهد! بیاییم چون درخت در برابر « آفتاب تموز سختی ها» و « اضطراب جانسوز بدبختی ها» همه را در « حصار مودّت » و « سايه سار محبّت » خود پناه دهیم. #شفیعی_مطهر ------------------------- دَنگ : شالی کوبی نیوه: وش آذرنگ: آتش رنگ،روشن تموز: تابستان ،موسم گرما،در عربی ماه هفتم مقدمتان گلباران در گاه گویه های مطهر telegram.me/amotahar منبع: http://avayeneh. /





« حصار مودّت » و « سایه سار محبّت » / 442

درخواست حذف اطلاعات

#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(442) « حصار مودّت » و « سايه سار محبّت » من درخت را « نماد بزرگواری » و « نمود نیک انگاری » دیدم؛ زیرا حتّی به تَبَر - دشمن بزرگ خود -« تکیه گاه » و در سايه سار لطف خود « پناه » می دهد. درخت را « سنگش می زنند » و « دَنگش می افکنند» اما او « نیوه سنگ » را با « میوه آذرنگ » پاسخ می دهد! بیاییم چون درخت در برابر « آفتاب تموز سختی ها» و « اضطراب جانسوز بدبختی ها» همه را در « حصار مودّت » و « سايه سار محبّت » خود پناه دهیم. #شفیعی_مطهر ------------------------- دَنگ : شالی کوبی نیوه: وش آذرنگ: آتش رنگ،روشن تموز: تابستان ،موسم گرما،در عربی ماه هفتم مقدمتان گلباران در گاه گویه های مطهر telegram.me/amotahar منبع: http://modara. /





دلبستگی سیصد و سی و چهارم

درخواست حذف اطلاعات

از چین خوردگی های کلیدر، از یال و گرده تپه ماهورها، از ژرفای دره ها و گودال ها، روز روشنایی خود برچیده بود. جای پای روز به جا بود. سايه، سايه ای خنک و خوش نسیم، دم خا تری خود بر همه جا، همه پستی و بلندی ها، همواری و ناهمواری ها گسترده بود . تیره تر در ژرفناها و سبک تر بر فرازه ها. این، خودِ غروب بود. نه روز و نه شب. نه خورشیدی گواه روز، نه ستاره ای گواه شب. همانی بود که به گفته ای روستایی " گم" خوانده می شود. زیرا در این دم گریزپای، آسمان و زمین رنگ درهم می آمیزند. فریبکارانه چندان که رنگ از رنگ تمیز نتوان داد. هر رنگ هست و هیچ رنگ نیست، این آشتی کنان روز و شب. چهره چوپانی به شولایی د یچیده. چوپان، چوپان است. اما به چهره چوپان نیست. گم است. نمایی گنگ. سنگ، سوار می نماید و سوار، سنگ. هر چیز رنگ خود درمی بازد. گربه، سمور است. هر جنبنده، سايه ایست و هر سايه جنبنده ای می نماید. در دویست قدمی خ





روزای ،کنار تو،بهترینم

درخواست حذف اطلاعات

‎امروز دوباره ست،فدات شم! ها اگه بخوای هم نمیذارم بری سر کار! حواست باشه،سلامتی تو از همه چیز واجب تره،مهربونم،سايه ی سرم تو باید سالم باشی ،سايه ات بر سرم مستدام باشه همیشه ،باید سالم باشی تا من سالم باشم،باید خوب باشی تا خوب باشم،باید شاد باشی تا شاد باشم،همه م،به قول خودت آدم باید خودخواه باشه،خودخواه باش تا حالم خوب باشه،بهترینم!!!! امروز همون روزیه که کل هفته انتظارشو میکشیم،تو تکیه دادی به کاناپه و من روی پاهات دراز کشیدم،ما داریم با پلی استیشن ،فوتبال بازی میکنیم،من از بازی سر در نمیارم و الکی ‎دکمه ها رو فشار میدم که یه دفعه میبینم گل زدم بهت ،کلی خوشحالی میکنیم و میپرم بغلت،من فهمیدم تو اجازه دادی بهت گل بزنما،ولی تو اصلا به روی خودت نمیاری! آخه قهرمان من،پسر خوش قلب،فرشته ی خوشگلم!!! ‎بعد از اینکه نتیجه ی بازی 22بر 1به نفع تو شد،یه دفعه بلند میشم و تو میگی چی شد؟کجا خانومم؟برم غذ





« حصار مودّت » و « سایه سار محبّت » / 442

درخواست حذف اطلاعات

#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(442) « حصار مودّت » و « سايه سار محبّت » من درخت را « نماد بزرگواری » و « نمود نیک انگاری » دیدم؛ زیرا حتّی به تَبَر - دشمن بزرگ خود -« تکیه گاه » و در سايه سار لطف خود « پناه » می دهد. درخت را « سنگش می زنند » و « دَنگش می افکنند» اما او « نیوه سنگ » را با « میوه آذرنگ » پاسخ می دهد! بیاییم چون درخت در برابر « آفتاب تموز سختی ها» و « اضطراب جانسوز بدبختی ها» همه را در « حصار مودّت » و « سايه سار محبّت » خود پناه دهیم. #شفیعی_مطهر ------------------------- دَنگ : شالی کوبی نیوه: وش آذرنگ: آتش رنگ،روشن تموز: تابستان ،موسم گرما،در عربی ماه هفتم مقدمتان گلباران در گاه گویه های مطهر telegram.me/amotahar منبع: http://amotahar. /





مزه گس

درخواست حذف اطلاعات

کوچه پس کوچه های سنگ لاخ را در دل تاریکی پشت سرگذاشتم تنها سیاهی بود و تاریکی و سوی چراغی که همچون دشنه ای تاریکی را می شکافت و پیش می رفت پیچ اول را که رد خواست که ماشین را نگاه دارم و سر ماشین را به سمت راست بچرخانم درخت ها با سايه های بلندشان با فاصله اینجا و آنجا از زمین سر درآورده بودند و در زیر نور چراغ ها خودنمایی می د سکوت بود و سايه های وهمناک با دقت که نگاه میوه های فانوس مانند درختان بودند که بر درختان جلوه فروشی می د واسه چی اینجااومدیم؟دنبال اینجا ؟!آره چی ؟ مالوصبح که اومده بودم کلی مالوی رسیده و کال از درخت چیده شده بود و تو کیسه ریخته بودند حتمن هر کی بوده می آد تا مالو ها رو ببره.اینبار با دقت بیشتری نگاه راستی که باغ داری چه کار سختیست همیشه عده ای چشم خوابانده اند که دسترنجت را به یغما ببرند شاید همین الان انی هم در حال تماشای ما بودند بچه که بودم هر موقع اسم این میوه ب





هرگز... نفهمیدیم....نپرسیدی

درخواست حذف اطلاعات

. ندانستیم و دل بستیم.... نپرسیدیم و پیوستیم... ولی هرگز نفهمیدیم...شکار سايه ها هستیم.. سفر با تو چه زیبا بود!!به زیبایی رویا بود!! نمیدیدیم و میرفتیم..هزاران سايه با ما بود! سکوتت را ندانستم!نگاهم را نفهمیدی! نگفتم گفتنی ها را...تو هم هرگز نپرسیدی...!!!منبع: http://taza. /





تو دیگر سایه فرزند را بر در نخواهی دید

درخواست حذف اطلاعات

تلنگر می زند بر شیشه ها ه نجه باراننسیم سرد می خندد به غوغای خیابانهادهان کوچه پر خون می شود از مشت خم فشار درد می دوزد لبانش را به دندانهازمین گرم است از باران خون امروززمین از اشک خون آلوده خورشید سیراب استببین آن گوش از بُن کنده را در موج خون مادرکه همچون لاله از لالای نرم جوی در خواب استبمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادرکه باران بلا می باردت از آسمان بر سربمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادرکه باران بلا می باردت از آسمان بر سردر ماتم سرای خویش را بر هیچ مگشایکه مهمانی بغیر از مرگ را بر در نخواهی دیدبمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادرزمین گرم است از باران بی پایان خون امروزولی دلهای خونین جامگان در ها سرد استمبند امروز چشم منتظر بر حلقه این درکه قلب آهنین حلقه هم آکنده از درد استبمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادرکه باران بلا می باردت از آسمان بر سرنگاه خیره را از سنگفرش کوچه ها





چشم های فرورفته

درخواست حذف اطلاعات

چشم ها با این مدل، ممکن است کمی کوچک بنظر برسند، اما این مسئله با سايه چشم حل میشود. خط چشم گربه ای تان را نازک نگه داشته و آنرا در امتداد مژه هایتان بکشید تا پلک بالاییتان پر بنظر برسد، و از یک سايه تیره تر زیر چشم هایتان استفاده کنید تا حدود پلک پایینیتان را مشخص کند و چشم را به تعادل برساند.منبع: http://beautysalon-faryal. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

خودت بگو غرور دوست داشتنیت !چقدر می ارزید ؟؟که سرت را از سايه ی چنین عشقی محروم کردی ...حالا برو خودت را خوب بپوشانو هیزم اجاقت رادوبرابر کن !شبهای سردی پیش رو داریگرم قلب سنگی اتکار دشواریست ....منبع: http://asheghebaran64. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

در مورد عشقش می گفت ، این که نه سايه داره نه تاریکی. اما من فکر می کنم که سايه ها و تاریکی های عشقم رو هم می تونم بپذیرم، دلم می خواد دستش رو بگیرم و باهاش تا نور برم، وقتی تاریکی نداشته باشه پس عشق من به چه کارش میاد؟ نه !فقط تاریکی هاش رو نمی پذیرم ، تاریکی هاش رو دوست دارم، چون ما دو تا انسان ناکاملیم که نواقصمون ما رو به سمت هم جذب می کنه. همه جوره دوستش دارم.منبع: http://sarnevesht-e-eva. /





سلاح های سبک سایه اژدها

درخواست حذف اطلاعات

این سبک جدیدرزمی بر70درصد سلاح سرد و30درصد تکنیک وحرکات نمایشی ب ااست ،سلاح های سبک سايه اژدها:نانچیکو .چهار چیکو .تیغه رزمی.خنجر.تبررزمی.چوب دستی .شمشیر .کمان مخصوص سبک و 24تاسلاح سرد دیگر که اغلب مخصوص این سبک است وسلاح های تخصصی بنیانگذار این سبک است نحوه مبارزه و تمرین این سبک کاملا با سبک های دیگر متفاوت بوده وهیچگونه وابستگی به سبک های دیگر ندارد البته بنیانگذار این سبک از هر گونه سبک رزمی وورزشی سر رشته دارد و به جز سبک کشتی وزور خانه از هر سبکی برای اشنایی بیشتر شاگردان با رشته های رزمی استفاده کرده است ولی تکنیک ها وفرمهای این سبک کاملا با سبک های دیگر متفاوت است. معنی واقعی اینکلمه سايه اژدها یعنی :خوب در رزم اژدها به معنی برتر است اما نام این سبک سايه اژدها است به معنی اینه در اینه:یعنی وقتی که یکی از شاگردان سبک دیگر بخواهد باسبک سايه اژدها مبارزه کند شاگردان این سبک هم با هما





وف و خسوف

درخواست حذف اطلاعات

وف و خسوف خورشید گرفتگی ( وف) زمانی رخ می دهد که ماه بین زمین و خورشید قرار گیرد، در این صورت سايه ماه روی زمین می افتد و ناحیه ای از زمین که در سايه کامل ماه قرار می گیرد، کاملاً تاریک می شود. به این تاریکی که در سايه کامل قرار دارد وف کامل گفته می شود. در ماه گرفتگی (خسوف) نیز زمین بین خورشید و ماه قرار می گیرد و سايه زمین روی ماه تشکیل می شود. منبع: http://danesh222. /





در سایه سار شب

درخواست حذف اطلاعات

درین سرای بی ی ی به در نمی زند به دشت پُر ملالِ ما پرنده پَر نمی زند یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کُند ی به کوچه سارِ شب درِ سحر نمی زند نشسته ام در انتظارِ این غبارِ بی سوار دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند گذرگهی ست پُر ستم که اندر او به غیرِ غم یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند دلِ ابِ من دگر اب تر نمی شود که خنجرِ غمت ازین اب تر نمی زند! چه چشمِ پاسخ است ازین دریچه های بسته ات؟ برو که هیچ ندا به گوشِ کر نمی زند! نه سايه دارم و نه بر، بیفکنندم و سزاست اگر نه بر درختِ تر ی تبر نمی زند.منبع: http://simorghsorkh2. /





سایه های هجوم

درخواست حذف اطلاعات

ذهن من خسته از ادراک نبودن هاست.وهمهمه های پیچ در پیچ کرکننده بی پایان... به جبر فرو میبرم بوی عطر وحشی غربت را......دیری است که سامان گم کرده ام وآن را در ابه های دلتنگی می جویم.ازدوردست ها صدای آشنایی به گوش نمی رسد.....راست گفتی .نفرین تو آسمان وزمین را به هم دوخته....سايه های هجوم نبودنهایت سردم می کنند.با من حرف بزن وبگو که اکنون پشت کدامین کوه بی رحمی ن شده ای ؟..........منبع: http://tabam . /





در سایه ی دوازده خلیفه

درخواست حذف اطلاعات

شیعه - و اهل سنت - بر این باورند که ، بقا و عزت دین را تا روز قیامت در سايه دوازده خلیفه پس از خود اعلام کرد. اهل سنت در معرفی این افراد ناتوان شدند؛ ولی نزد شیعه، این دوازده خلیفه الهی معلوم و مشخصند. با بررسی تاریخ زندگی ایشان، متاسفانه «فشار حکومتهای ظلم» باعث شد "ولادت آ ین حجت الهی" همچون حضرت ابراهیم و موسی «مخفیانه» اتفاق افتد!





حبیب رفت

درخواست حذف اطلاعات

متن این شعر به شرح زیر است: نفسم گرفت ازین شب در این حصار بشکندر این حصار جادویی روزگار بشکن چو شقایق از دل سنگ برآر رایت خون به جنون صلابت ص ه ی کوهسار بشکن تو که ترجمان صبحی به ترنم و ترانهلب زخم دیده بگشا صف انتظار بشکن ... سر آن ندارد امشب که برآید آفت ؟تو خود آفتاب خود باش و طلسم کار بشکن بسرای تا که هستی که سرودن است بودنبه ترنمی دژ وحشت این دیار بشکن شب غارت تتاران همه سو فکنده سايهتو به آذرخشی این سايه ی ار بشکن ز برون ی نیاید چو به یاری تو اینجاتو ز خویشتن برون آ سپه تتار بشکنمنبع: http://jahan-juneghan. /





در سایه سار شب

درخواست حذف اطلاعات

درین سرای بی ی ی به در نمی زند به دشت پُر ملالِ ما پرنده پَر نمی زند یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کُند ی به کوچه سارِ شب درِ سحر نمی زند نشسته ام در انتظارِ این غبارِ بی سوار دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند گذرگهی ست پُر ستم که اندر او به غیرِ غم یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند دلِ ابِ من دگر اب تر نمی شود که خنجرِ غمت ازین اب تر نمی زند! چه چشمِ پاسخ است ازین دریچه های بسته ات؟ برو که هیچ ندا به گوشِ کر نمی زند! نه سايه دارم و نه بر، بیفکنندم و سزاست اگر نه بر درختِ تر ی تبر نمی زند.منبع: http://simorghsorkh2. /





نحوه اموزش در اردوها وجاهای دیگر درسبک سایه اژدها...

درخواست حذف اطلاعات

سبک سايه اژدها درهر دوهفته یک اردوی صحرایی ودر هر دوهفته یک اردوی تفریحی وزیارتی دارد که جهت اشنایی بیشتر باسبک و ان برای شاگردان برگزار میگردد و در این اردو ها فقط تفریح نیست مخصوصا در اردوی صحرایی که کاملا رزمی میباشد،دراین اردوها افراد زیادی حضور دارن که هر یک از این افراد جهت یک عملیات ویا یک کار حضور دارد،سبک سايه اژدها در هر جایی برای اموزش شاگردان خود تلاش میوند،جمع این شاگردان و ان کاملا صمیمی است اما این صمیمیت موجب بی احترامی به شاگرد ویا نمیشود،،،منبع: http://abasmardanlo. /





به کدام بهار دل ببندد باران؟

درخواست حذف اطلاعات

افسوس! به کدام بهار دل ببندد باران به کدام درخت پناه گیرد پرستو درجنگلی که چنارها تبر می شوندو تبرها تدبیر درچنین سال های سیاه که باد های افسونگر سايه به سايه ی سیاهی ها راه را بر پرستوی بسته اند.1387 حمید رضا بوستانی / زیرچترشعر zirechatresher منبع: http://zirechatresher. /





توضیح سبک سایه اژدها

درخواست حذف اطلاعات

سبک سايه اژدها:بنیانگذار:اسماعیل خسروی،دبیر سبک :احمد سلمانی ، ان :مهرداد قاسمی ،امین سلمانی ،میثم علی پور....سال تاسیس:1392شاگردان ارشد سبک سايه اژدها:عباس مردانلو ،محمد هادی پولادی ،ابراهیم بهرانی این سبک بیشتر بر مبنای سلاح سرد بوده وتنها 30درصد این سبک تکنیک ودیگر حرکات است این سبک اخیرا کلاس های رزمی خواهران رانیز بر پا کرده وبا استقبال خیلی زیادی مواجه شده است تمامی این ان با زحمت خود واساتیدی از شاگردانشان این سبک جدید را بر پا کرده و حتی از کوچکترین حمایت مالی محروم بوده اند این سبک علاوه بر اینکه شاگردان بسیار زیادی دارد در شهر های دیگر نیز با علاقه شدید مردم وهمچنین رزمیکاران مواجه شده استمنبع: http://abasmardanlo. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

من اینجام تو کنارم دلم رژ لب سرخ جیغ میخاد و یه سايه دودی و بدن نما ترین لباسی ک دارم الان من ب اینا احتیاج دارم شاید بتونم با این ن های مس ه توجه تویی که پهلو به پهلوی من چسبیدی رو جلب کنم * تو اما نه رژ لب سرخ جیغ دوست داری نه سايه دودی و نه ... نه صبر کن لباس بدن نما دوس داری:) ** یجا رو میخام که بشه هر خزعبلی رو توش نوشت هر چیزی ک ب ذهنم میاد هر چقدر سخیف هرچقدر مستهجن و هر چقدر هجومنبع: http://psychologist- . /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

من اینجام تو کنارم دلم رژ لب سرخ جیغ میخاد و یه سايه دودی و بدن نما ترین لباسی ک دارم الان من ب اینا احتیاج دارم شاید بتونم با این نگی های مس ه توجه تویی که پهلو به پهلوی من چسبیدی رو جلب کنم * تو اما نه رژ لب سرخ جیغ دوست داری نه سايه دودی و نه ... نه صبر کن لباس بدن نما دوس داری:) ** یجا رو میخام که بشه هر خزعبلی رو توش نوشت هر چیزی ک ب ذهنم میاد هر چقدر سخیف هرچقدر مستهجن و هر چقدر هجومنبع: http://psychologist- . /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

میتونى عذابى که میکشم رو وزن کنى ؟! بوى کشیدن هایى رو که میکشم .. و لجنى که درش میلولم و سايه هایى که روى ع میلغزد ُ میماسد زندان نامرئى هاى چاق ُ لاغر مغزم + شکر کن که معتادی به ، از مرگ پدرت خوشحال باش ، و براى خوشبختى هات گودباى پارتى بگیر که اوضاعت هر چى که باشه از عایسان بهتره منبع: http://paranoid. /