رسانه
رسانه

سایه نوشت های من :: جستجو



بعثت مهربانی حضرت محمد مصطفی (ص) تبریک و تهنیت باد

درخواست حذف اطلاعات

بى خانه زیر سايه ی دیوار خوش ترستدیوانه بین کوچه و بازار خوش ترستاز هر چه بگذرم سخن یار خوش ترستیعنى کلام حیدر کرار خوش ترست:من عاشق محمدم و جار می زنم در باطن سکوت ، عذاب است... شک نکنحرف حساب حرف حساب است... شک نکندنیاى بى رسول اب است.... شک نکناین"حرف" نیست ، چند"کتاب" است... شک نکنمن عاشق محمدم و جار می زنم عبد محمدیم اگر ، نوش جانمانپیوند خورده ایم به دریاى بى کرانفریاد می زند جگرم موقع اذاناى اهل عرش ، اهل زمین ، اهل آسمان:من عاشق محمدم و جار می زنم باید به جاى آه کشیدن دوا نوشتیا ایها الرسول ، به جاى دعا نوشتباید همیشه بعد نبى آل را نوشتمعراج هم که رفت در آنجا خدا نوشت:من عاشق محمدم و جار می زنم جبریل را فرشته نگو نوکرش بگویا نه غلام حلقه بگوش درش بگوبالاتر از همه ست ، نه بالاترش بگوجان نفس نفس زدن دخترش ، بگو:من عاشق محمدم و جار می زنم دو نیم می کند تن هتاک را علىما هم س ایم به شیر





باید نوشت

درخواست حذف اطلاعات

درست است که هیچ چیز نمی تواند جای صحبت را بگیرد....ولی گاهی اوقات خیلی چیزها جلوی صحبت را می گیرد....گاهی اوقات یک سری چیزها را نمی توان گفت....گاهی اوقات میان حرف زدن قدرت برخی کلمات احساس نمی شود....ولی موقع نوشتن و خواندن محسوس تر است....گاهی اوقات دلخوری را باید نوشت....گاهی اوقات که نمی توان گفت دل ش تگی را باید نوشت....خوشحالی را باید نوشت....خنده را باید نوشت....گریه را باید نوشت....خشم را باید نوشت....عشق را باید نوشت....نفرت را باید نوشت....گاه دردها را باید نوشت....گاه حرف ها شنیده نمی شود منبع: http://tavalodidighar. /





” نوشتن “

درخواست حذف اطلاعات

درست است که هیچ چیز نمی تواند جای صحبت را بگیرد؛ ولی گاهی اوقات خیلی چیزها جلوی صحبت را می گیرد... گاهی اوقات یک سری چیزها را نمی توان گفت... گاهی اوقات میان ِ حرف زدن قدرتِ برخی کلمات احساس نمی شود، ولی موقع ِ نوشتن و خواندن محسوس تر است... گاهی اوقات دلخوری را باید نوشت؛ گاهی اوقات که نمی توان گفت دل ش تگی را، باید نوشت... خوشحالی را باید نوشت خنده را باید نوشت، گریه را باید نوشت، خشم را باید نوشت، عشق را باید نوشت، نفرت را باید نوشت... گاه حرف ها شنیده نمی شوند... گاه دیدنِ "seen your m age"دوای درد است... اینکه مطمئن شویم که طرف دیده و فهمیده است. ” کیومرث مرزبان “ --------------------------------------------------------- نوشتیم و آن هم دید و خواند اما آیا درک هم کرد...!؟ دیدن پیام خود مساله ایست اما فهمیدن اصل ماجراست که آن هم به هیچ وجه نمیتوان مطمئن بود که فهمیده شده یا ن





فال

درخواست حذف اطلاعات

دانی که چیست ت یار دیدن در کوی او گ بر خسروی گزیدن... من.نوشت:چرا من به همه پیمان ها دیر میرسم.....رفت..... ب..... من.نوشت:خوابش رو دیدم ب....تو خوابم سرخاکش کلی گریه ...... من.نوشت:پیش کی دلبری میکنی بی من!......منبع: http://kite8. /





ابرها

درخواست حذف اطلاعات

خدا آنقدر نوشت نوشت نوشت مچاله کرد مچاله کرد مچاله کرد که شعرهايش امروز بارور شده؛ ابرها☁☁☁ کاغذهاي مچاله شده ای هستند که هزاران هزار نوشته شده اند تا یکی شعر باران





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

اولین شعرِ خزان را آ ِ آبان نوشتپنجره از باغِ زرد و کوچه ی گریان نوشت قافیه شد هم قسم از ابتدا با قسمت امبر تنِ برگی دلم...از شعرِ بی پایان نوشتصالح.قhttps://telegram.me/salehghadakzadehمنبع: http://salehghadakzadeh. /





(:

درخواست حذف اطلاعات

همینکه یه سقف بالا سرمونه. همین که تنمون سالمه...همین که کنار هم تخمه میش یم و تی وی میبینیم همین که شام کنار هم سیب زمینی با رب محبوبمون رو خوردیم کافیه تا از ته ته دلم خداروشکر کنم.تا بگم خوشبختم. *** تندتند نوشت/در کنار همسر نوشت/با یه عالمه حس خوب نوشت/منبع: http://maanvin. /





(:

درخواست حذف اطلاعات

همینکه یه سقف بالا سرمونه. همین که تنمون سالمه...همین که کنار هم تخمه میش یم و تی وی میبینیم همین که شام کنار هم سیب زمینی با رب محبوبمون رو خوردیم کافیه تا از ته ته دلم خداروشکر کنم.تا بگم خوشبختم. *** تندتند نوشت/در کنار همسر نوشت/با یه عالمه حس خوب نوشت/منبع: http://maanvin. /





سایه

درخواست حذف اطلاعات

موضوع :سايه در کلاس اول اگر خورشید بالای سر تان باشد سايه کوتاه و زیر پای شماست اگر خورشید در سمت چپتان باشد، سايه تان در سمت راستتان تشکیل می شود. اگر خورشید در سمت راستتان واقع شده باشد، سايه تان در سمت چپتان شکل می گیرد. کوتاهترین سايه در ظهر و بلندترین سايه در صبح و بعدازظهر تشکیل می شود. منبع: http://akramesharifi. /





....

درخواست حذف اطلاعات

هزار زن و مرد متاهل تو این شهر هست که دلش پیش دیگه ای و خودش عقد یکی دیگه...... من.نوشت:عجیب ازم فرار میکنه...اون شده جن و من بسم الله....به شوخی طعنه زد که عاشقت شده و باید به عقد یکی دیگه دربیاد...میترسه وابسته ات بشه.....تلخ خندیدم....به سرنوشت مشابهش با خودم... من.نوشت: خدایا پیشگیری بهتر از درمانه ها......نذار این تقدیرها رو سرنوشت هامون.....نذار...خدایاااا میشنوی.... من.نوشت:بزرگتر که شدم زندگی تلخ تر شد.... منبع: http://kite8. /





....

درخواست حذف اطلاعات

و خ که در این است.... من.نوشت:گفتی باید به خودش بیاد تا زندگیش برعس بشه...و اون باید غرورش و کنار بذاره تا بشه..اونی که باید بشه...... من.نوشت:عشق اول منی....تک و تنهاي توام.....منبع: http://kite8. /





مرشد و مارگاریتا

درخواست حذف اطلاعات

"از لحن صحبتت فهمیدم. طوری صحبت می کردی که انگار وجود اهرمن و ظلمت را منکری. فکرش را ؛ اگر اهرمن نمی بود، کار خیر شما چه فایده ای می داشت و بدون سايه دنیا چه شکلی پیدا می کرد؟ مردم و چیزها سايه دارند. مثلاً، این سايه ی شمشیر من است. در عین حال موجودات زنده و درختها هم سايه دارند... آیا می خواهی زمین را از همه ی درختها، از همه ی موجودات، پاک کنی تا آرزوهايت برای دیدار نور مطلق تحقق یابد؟ خیلی احمقی." 401 میخائیل بولگاکف عباس میلانی چاپ چهاردهم





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

من اینجام تو کنارم دلم رژ لب سرخ جیغ میخاد و یه سايه دودی و بدن نما ترین لباسی ک دارم الان من ب اینا احتیاج دارم شاید بتونم با این ن هاي مس ه توجه تویی که پهلو به پهلوی من چسبیدی رو جلب کنم * تو اما نه رژ لب سرخ جیغ دوست داری نه سايه دودی و نه ... نه صبر کن لباس بدن نما دوس داری:) ** یجا رو میخام که بشه هر خزعبلی رو توش نوشت هر چیزی ک ب ذهنم میاد هر چقدر سخیف هرچقدر مستهجن و هر چقدر هجومنبع: http://psychologist- . /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

من اینجام تو کنارم دلم رژ لب سرخ جیغ میخاد و یه سايه دودی و بدن نما ترین لباسی ک دارم الان من ب اینا احتیاج دارم شاید بتونم با این نگی هاي مس ه توجه تویی که پهلو به پهلوی من چسبیدی رو جلب کنم * تو اما نه رژ لب سرخ جیغ دوست داری نه سايه دودی و نه ... نه صبر کن لباس بدن نما دوس داری:) ** یجا رو میخام که بشه هر خزعبلی رو توش نوشت هر چیزی ک ب ذهنم میاد هر چقدر سخیف هرچقدر مستهجن و هر چقدر هجومنبع: http://psychologist- . /





نصف شب نوشت...

درخواست حذف اطلاعات

آسمان همچو صفحه ی دل من، روشن از جلوه هاي مهتابست... امشب از خواب خوش گریزانم، که خیال "تو" خوشتر از خواب است، خیره بر سايه هايِ وحشیِ بید، می خزم در سکوت بستر خویش، باز دنبال نغمه ای دلخواه، مینهم سر به روی دفتر خویش، آه باور نمی کنم که مرا، با تو پیوستنی چنین باشد، نگه آن دو چشم شور افکن، سوی من گرم و دلنشین باشد، بی گمان زان جهان رویایی، زهره بر من فکنده دیده ی عشق، می نویسم به روی دفتر خویش: جاودان باشی ای سپیده ی عشق... پی نوشت:گول بخورید و فکر کنید به خاطر گزارش کار کارآموزیم نیست که تا اینموقه شب بیدار موندم... پ.ن۲:الکی مثلن خانم امینی خیلی وقت بهمون داده واسه گزارش کار:( پ.ن۳:بیا گاهی وقتا،اتفاقی همدیگه رو ببینیم.خب؟منبع: http://zirederakhtearezu. /





پی نوشت نظرات اقای ....

درخواست حذف اطلاعات

هرچند که پی نوشت را باید در پایان همان پست نوشته شود ،ولی خوب اینجوری دوست داشتم.. پی نوشت نظراتی که اقای "...." خان میگذارند دریکی از پستهايم برایت نوشتم که دوست دارم نویسنده دوم بشی یا حداقل حرفی یا خاطره ای داری را برام تو نظرات بزاری اما جو ندادی در ثانی نظراتت زیباست برایش هزارن حرف دارم وبعضی هايش هم... منبع: http://03152. /





پی نوشت نظرات اقای ....

درخواست حذف اطلاعات

هرچند که پی نوشت را باید در پایان همان پست نوشته شود ،ولی خوب اینجوری دوست داشتم.. پی نوشت نظراتی که اقای "...." خان میگذارند دریکی از پستهايم برایت نوشتم که دوست دارم نویسنده دوم بشی یا حداقل حرفی یا خاطره ای داری را برام تو نظرات بزاری اما جو ندادی در ثانی نظراتت زیباست برایش هزارن حرف دارم وبعضی هايش هم... منبع: http://03152. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

چشم وا و دیدم خبر از رویا نیست هیچ این همه اندازه ی من تنها نیست..... من.نوشت: اولین شب برفی .... ی امشب روبه رویم نشست تا عشق را از چشمانش بخوانم....و من سربرمیگردانم تا خودم را به ندیدن بزنم...... من.نوشت:خدایا....این چه پیمان هايی که داری ازم میگیری.... چرا همیشه دیر باید برسم....منبع: http://kite8. /





چه آسان می شود

درخواست حذف اطلاعات

چه آسان می شود از یاد ها رفت ... درون غربت دریا به صحرا ها رفت چه آسان می شود با آسمان از درد ها گفت ... ولیکن راز پیدا را از آدم ها نهفت چه آسان می شود حرف را به بادی سپرد ... تنِ رنجور شب را به آفتاب فردا سپرد چه آسان می شود نام خیابان ها را از نو نوشت ... سرنوشت دیگری در تقدیر آدم ها نوشتمنبع: http://aurora. /





=/

درخواست حذف اطلاعات

خنده من از سر ذوق نیست....از سر بی خیال شدن وحشتناکمه....اینبار بیشتر از گذشته میگم اشتباه ....اشتباهی با هم تصادف کردیم....تقدیر کشکه درست مثه حضور تو پی نوشت: من فرصت سر زدن به وبلاگ یو ندارم پس تازه واردا به امید نظر گرفتن نظر نذارن که بسی کار بیهوده ایست... پی نوشت: ببخش که دیگه حوصلتو ندارم....منبع: http://hobute1hava. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

خوب به سلامتی... #سنجش است #مردشور کنکورو ببرن. بعدا نوشت: خوب قسمت خوب قضیه اینه که لازم نیست یه سال دیگه هم این کابوس لعنتی رو ادامه بدم و قسمت بد قضیه هم... almost anything else. -_- بعداتر نوشت: باید واکنش منطقی دیگه ای به جز دم به ساعت پاک تلگرام وجود داشته باشه. i'm seeking for wisdom...منبع: http://randomevents. /





نامه ام به دوست...

درخواست حذف اطلاعات

دوست من! اگر تنها بودی سايه ات خواهم بود... اگر چشمانت خیس بود من شانه ات خواهم بود... اگر نیاز به آغوش داشتی من بالشتی نرم خواهم بود... اگر گاه خواستی شاد باشی بی شک،لبخندت خواهم بود.... ولی... هرگاه جای یک دوست کنارت خالی بود،متاسفم!من فقط قادرم خودم باشم پ.ن:جو دخترونه نباشه ها این برا آقا پسرا هم هست پی تر نوشت:اینو به بهترین دوستاتون مخصوصا اونایی که باهاشون قهرید یا باهاتون قهرن و میخواین آشتی کنین بدین پی ترین نوشت:این متن یا شعر رو من برای یکی از دوستام که چن روز بود باهاش قهر کرده بودم و میخواستم آشتی کنم نوشتم...جدا جواب داد! پی ترترین نوشت:مخلص همگیمنبع: http://yeganehstory. /





نازلی

درخواست حذف اطلاعات

او نمی نوشت با چشمهاي سیاهش اتش میزد او نمی گفت با سکوتش فریاد میزد و من مثل بید با هر نگاهش میلرزیدم و شرم می ای کاش میدانست که با نگاهش و صدایش و با هر دیدارش من غرق میشدم و ای کاش میدانست که با هر مهرش بار انداز میکرد قلب ش ته ام را و ای کاش به حقیقت نزدیک می شد و اینبار می نوشت منبع: http://sereish. /





آرزوها

درخواست حذف اطلاعات

از خدا میخواهم آنچه را که شایسته است به شما ارزانی دارد ، نه آنچه که آرزو دارید زیرا گاهی آرزو هاي شما کوچک و شایستگی هاتان بسیار است . ﮐﻔﺶ ﮐﻮﺩکی ﺭﺍ ﺩﺭﻳﺎ ﺑﺮﺩ...!ﮐﻮﺩﮎ ﺭﻭی ﺳﺎﺣﻞ ﻧﻮﺷﺖ: ﺩﺭﻳﺎی ﺩﺯﺩﺁﻥ ﻃﺮﻑ ﺗﺮ ﻣﺮﺩی ﮐﻪ ﺻﻴﺪ ﺧﻮبی ﺩﺍﺷﺖ ﺭﻭی ﻣﺎﺳﻪ ﻫﺎ ﻧﻮﺷﺖ: ﺩﺭﻳﺎی ﺳﺨﺎﻭﺗﻤﻨدﺟﻮﺍنی ﻏﺮﻕ ﺷﺪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻧﻮﺷﺖ: ﺩﺭﻳﺎی ﻗﺎﺗﻞ. ﭘﻴﺮﻣﺮﺩی ﻣﺮﻭﺍﺭﻳﺪی ﺻﻴﺪ ﻛﺮﺩ ، ﻧﻮﺷﺖ: ﺩﺭﻳﺎی ﺑﺨﺸﻨﺪﻩﻣﻮجی ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺷﺴﺖ ﺩﺭﻳﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﮔﻔﺖ: ﺑﻪ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺍﻋﺘﻨﺎ ﻧﻜﻦ ﺍﮔﺮﻣﻴﺨﻮﺍهی ﺩﺭﻳﺎ ﺑﺎشی...!! منبع: http://baharestan2h1. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

سنش به26 میخورد... وقتی گفتم دیر اومدین...گریه کرد...براش اکوکاردیوگرافی نوشته بودن... انگار تا اومدن به اینجا هر احتمال مز ف رو برای بیماری قلبی به زندگیش داده بود که با یه حرف کوچیک من زد زیر گریه....دلم نیومد براش کاری نکنم........ من.نوشت:دیگران را هم غم هست به دل...غم من لیک،غمی غمناک است...... من.نوشت: یا اون شخص تویی...یا بقیه......آخ از دست بقیه ای که این روزا احتمال بودنشون بیشتر از تو.....منبع: http://kite8. /





توهم یا واقعیت....

درخواست حذف اطلاعات

توهم نبود واقعا حس نگاه هاي خیره ای ی رو...... و انتظارش برای روبرگردوندن و گفتن.... سلام... من.نوشت:سلام شاید زیباترین واژه است برای دونفر که حس میکنن ارتباط نامرئی بینشون هست ولی حرف مشترکی ندارن..... من.نوشت:درسته بودن من امروز یهویی شد ....ولی لبخند یهویی اونم واقعا غافل گیر کننده بود....منبع: http://kite8. /





به جنگ با دل من ...

درخواست حذف اطلاعات

براش نوشتم:«خونه ای؟» نوشت:«نه.چطور؟» نوشتم:«هیچی.احتیاج به بغل داشتم.» نوشت:«عزیزم.» ودونقطه ستاره فرستاد.نوشت:«تا ۱۲ میام.دل اندرونم به هم ریزه شدید.مجبور بودم برای یه چلسه بیام.» و باز نوشت:«جای بغلو خالی نگه دار تا بیام.»و دو نقطه ستاره فرستاد. و باز نوشت:«یوگا نداشتی امروز» نوشتم:«اومدی خونه بیا پیشم.» نوشت:«باشه،یک یا سه؟» نوشتم: «چرا . فکرکنم همون یوگا اینجوری ریختتم به هم. زدم زیر گریه وسطش.» و نوشتم : «سه» نوشت:«یه سطل خالی هم بزار دم دست لازمم ممکنه بشه.» و نوشت:«ای ووووی!خیلی بغل لازم داری که!»و دو نقطه ستاره فرستاد. من دونقطه و دوتا پرانتز باز فرستادم. و نوشتم:«بیا! چیزی که زیاده این روزا حجم خالیه ... » و گریه .گریه . وارفته ام روی مت یوگا.پتو را انداخته ام روی دوشم و نشسته ام به اشک.به یک عالمه اشک. این شب ها باز ی مدام صدام می زند. نمی گذارد بخوابم. بیدار می شوم و می بینم ج





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

من از جهان بی تفاوتی فکرها و حرف ها و صداها می آیم و این جهان به لانه ی ماران مانند است و این جهان پر از صدای حرکت پاهاي مردمیست که همچنان که تو را می بوسند در ذهن خود طناب دار تو را می بافند ... فروغ فرخزاد پی نوشت : امروز نمی خواستم چیزی بنویسم. ولی این جور وقت هاست که اتفاقا نباید ت بود ... کاش حالا که به قومی معروفیم که رفتگان رو عزیزتر از زمانی میدونیم که در بینمون هستن حداقل به همینم پایبند باشیم. روز رفتنِ یک عزیز از دست رفته ، روز عقده گشایی نیست. متن داریم تا متن، تعریف داریم تا تعریف. یکی تعریف می کنه تا اون عزیز از دست رفته رو بالاتر ببره یکی تعریف میکنه تا یه نفر دیگه رو پایین بیاره ... من ازش خج کشیدم ، شما هم خج بکشید. پی نوشت 2 : و مار ها چه معصوم هستن در مقابل خیل آدم ها. پی نوشت 3 : آدم ها رو نه نوع کفششون ، نه مدل لباس پوشیدنشون ، نه کتاب هاي کتابخونه شون ، نه طرز برخورد





روز نوشت 27 مهر

درخواست حذف اطلاعات

آقا ی مدت زیادیه نه شعر خوندم نه شعر گفتم !! نه ساز زدم !! نه کتاب خوندم !! شدم یک انگل اجتماع ب تمام معنا پی نوشت : میمردی یکم دیگه وا میستادی بعد میرفتی ک من چشمه شعرم نخشکه :( تفو بر این چرخ چاچی منبع: http://mrkahrobaee. /





2- دلتنگی های نقاش خیابان چهل و هشتم ( نُه داستان)

درخواست حذف اطلاعات

شروع مطالعه : 25/ 8 / 95 وضعیت مطالعه : یک دور خوانده شد اتمام و زمان مطالعه : 25 آبان - 50 دقیقه / ------------------------------ نویسنده : جی. دی. سالینجر شرح مختصر کتاب : خواهم نوشت نظر شخصی : خواهم نوشت نقل قول هاي مستقیم از کتاب : خواهم نوشت منبع: http://mumeshki-ketab. /





1- اعترافات یک رمان نویس جوان

درخواست حذف اطلاعات

شروع مطالعه : 13 / 8 / 95 وضعیت مطالعه : یک دور خوانده شد اتمام و زمان مطالعه : دورِ اول - 25 آبان - 4 ساعت / ------------------------------ نویسنده : اومبرتو اکو شرح مختصر کتاب : خواهم نوشت نظر شخصی : خواهم نوشت نقل قول هاي مستقیم از کتاب : خواهم نوشت منبع: http://mumeshki-ketab. /





3 - یک روز خوش برای موز ماهی (نُه داستان )

درخواست حذف اطلاعات

شروع مطالعه : 26/ 8 / 95 وضعیت مطالعه : یک دور خوانده شد اتمام و زمان مطالعه : 26 آبان - 17 دقیقه / ------------------------------ نویسنده : جی. دی. سالینجر شرح مختصر کتاب : خواهم نوشت نظر شخصی : خواهم نوشت نقل قول هاي مستقیم از کتاب : خواهم نوشت منبع: http://mumeshki-ketab. /





4- عمو ویگیلی در کانه تی کت (نُه داستان )

درخواست حذف اطلاعات

شروع مطالعه : 28/ 8 / 95 وضعیت مطالعه : یک دور خوانده شد اتمام و زمان مطالعه : 28 آبان - 30 دقیقه / ------------------------------ نویسنده : جی. دی. سالینجر شرح مختصر کتاب : خواهم نوشت نظر شخصی : خواهم نوشت نقل قول هاي مستقیم از کتاب : خواهم نوشت منبع: http://mumeshki-ketab. /





5- پیش از جنگ با اسکیموها (نُه داستان )

درخواست حذف اطلاعات

شروع مطالعه : 28/ 8 / 95 وضعیت مطالعه : یک دور خوانده شد اتمام و زمان مطالعه : 28 آبان - 20 دقیقه / ------------------------------ نویسنده : جی. دی. سالینجر شرح مختصر کتاب : خواهم نوشت نظر شخصی : خواهم نوشت نقل قول هاي مستقیم از کتاب : خواهم نوشت منبع: http://mumeshki-ketab. /





اللهم عجل لولیک الفرج

درخواست حذف اطلاعات

آن روز که سهراب نوشت: تا شقایق هست زندگی باید کرد. خبری از دل پر درد گل یاس نداشت. باید این گونه نوشت : چه شقایق باشد، چه گل پیچک و یاس، جای یک گل خالیست، تا نیاید مهدی، زندگی دشوار است .....منبع: http://bia-yad-khoda-bashim. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

مینا بابا عاشق بود، هر کی میخوند زش جدا نمیشد تا ش تموم بشه اگر غذا میخورد یا هر کاری که میکرد تا یکی میرفت سمت جا بد بدو میرفت سراغش و به من نگاه میکرد بیشتر اوقات اگر دو رو بر من نبود روی جا مینشست پی نوشت : تلنگر دوست 2 : این رو چند سالی بود یادم رفته بود بخاطر همین دچار دچار شدم " ز پی رد و قبول عامه خود را مکن، زان که کار عامه نبود جز ی یا ی" ادامه نوشت: سنایی در ادامه میگه : منبع: http://mohammadsamin. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

میگن:« از یه جایی به بعد،نه بزرگتر میشی،نه پیرتر بلکه،مدام می میری» از چهارده مرداد نود و پنج پی نوشت: واقعا نمیتونم کنار بیام. اصلا کلام: جامانده ایم،حوصله شرح قصه نیست. اربعین نزدیکه هرروز با صدای رادیو اربعین بیدار میشیم. و انگار ماهم اونجاییم. قلب درد لعنتی... پی نوشت بعدن تر: پیدا آدم آدمتری را . شانه هاي محکم محکم تری را. سید مهدی (فقط همین یه جمله)(هیچ کدوم از احرای جمله به من ربطی نداشت. حتی حال و هواش. )منبع: http://tarane-javid23. /





آموزش پانویس و پی نوشت درکتاب و مقالات (نکته های ویراستاری)

درخواست حذف اطلاعات

پانویس به توضیح، اظهار نظر، یادداشت و یا ارجاعی گفته می شود که بیرون از متن در پایین هر صفحه می آید. نوشته هاي پانویس، معمولاً کوتاه است؛ مانند نشانیِ مرجع نقلِ قول، نام لاتین اشخاص یا کتاب ها یا معادل خارجی اصطلاحات و مانند آن. در محلی که نیاز به پانویس یا پی نوشت دارید باید روی آ ین کلمة جملة نقل شده، عدد تُک (شماره ریز بالاتر از خط زمینة متن1) بگذارید و همان شماره را در پانویس همان صفحه تکرار کنید و مطلب پانویس را بنویسید. پانویس ها بر حسب نوع اطلاعاتی که در آن هاست به سه دسته تقسیم می شوند: پانویس هاي توضیحی، پانویس هاي ارجاعی، پانویس هاي ترکیبی. پی نوشت در پایان متن می آید. برای پرهیز از درازگویی و گسستگی متن نوشتار، اطلاعات و آگاهی هاي فرعی و لازم و مطالب طولانی تر و توضیحات تفصیلی دربارة هر نکته ای از متن را به پی نوشت منتقل می کنند. جای پی نوشت ها در مقالة پژوهشی، پیش از بخش کتاب ش





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

یک رو مه مصری دیروز نوشت ....آیا میدانید ؟





نویسنده بودن

درخواست حذف اطلاعات

ادبیات خواندن و نویسنده بودن نوشتن داستان هاي عاشقانه ی عامیانه نیست. نویسنده بودن هدف میخواهد دنیای متفاوت میخواهد یعنی باید واقعیت باشی و واقعیت ببینی نه به رویاها فکر کنی نه به... نویسنده که باشی تویی و خودت هیچ تو را نمیفهمد هیچ نمیداند تو فرق داری رفتارشان فرق نمیکند حرف که میزنی مس ه ات میکنند کتاب که میخوانی میگویند چرندیات است از نوشته هايت سر در نمی اورندو تو محکوم میشوی به تنهايی و باید خودت بمانی و خودت... رقیه نوشت... درد ودل نوشت...منبع: http://tanhatarinam1373roq. /