رسانه
رسانه

سیبزمینی :: جستجو



ی سیبزمینی سرخ کرده

درخواست حذف اطلاعات

چقدر زود به رسیدیم! طبق برنامه غذایی بچه ها، صبحانه امروزشون، سيبزميني سرخ کرده ست ^_^ از اونجایی که منم هوسیم و زود دلم می خواد، ب قبل از خواب سيبزمينيا رو پوست گرفتم و نگینی د و تو آب سرد و توی یخچال قرار دادم که سیاه نشن. امروز یه ربع زودتر بیدار شدم. قابلمه ی حاوی روغن رو روی گاز گذاشتم و سيبزمينيا رو که از قبل از یخچال درآوردم و تو آبکش ریختم تا آبشون بره، در روغن داغِ فراوان سرخ . اگه از حال بنده جویا باشید، عارضم خدمتتون که در حال خفه خودم با خوردن سيبزميني سرخ کرده هستم و اون وسط یه نفسی هم می کشم. + تقریبا تموم شده که یادم اومد ع نگرفتم ولی جاتون خالی ^_-





چرا بلاگ اسکای؟

درخواست حذف اطلاعات

بلاک اسکای!! تو دیگر چرا؟! ساعت ۱۰.۴۵  دقیقه است و ایشان شامش را خورده و من هم چند برش هندوانه و بزه خوردم؛  اشاره ای هم نمیکنم به اینکه ظرف پاستیل را خالی . تنها آبیهاش مانده که دوست ندارم! امروز ۷.۴۵ دقیقه بیدار شدم و ایشان رفت و کمی میوه برد برای خودش  و من هم رفتم پا ازی تا ساعت ۹.۱۵. روتختی و ملافه را انداختم توی ماشین چون رد پودر مانده بود. آبمیوه ای خوردم و دوش گرفتم و موهام را درست و آرایش و رفتم آفیس ایشان  و کارم را انجام دادم و برگشتم خانه. میخواستم بروم روبالشی سفید ب م( نباشد ستون زندگی سست است انگار حالا) که پشیمان  شدم  و برگشتم سوی خانه. سرراه از نان و شیرینی گرفتم و یادم آمد سيبزميني ن یدم. برگشتم و از مکدانلدز دو تا سيبزميني یدم  و برگشتم خانه. برگرها رادرست و روی حرارت کم گذاشتم و سيبزميني ها رفت توی فر و یک برگر گیاهی بر





when you hang onto the tastes

درخواست حذف اطلاعات

من وقتی میگم اینارو کشف ، منظورم اینه که مافین انگلیسی بافت و مزه ای شبیهِ تهِ نون بربری های خودمون داره و ماست بالکانی یه چیزی از لحاظ مزه شبیه ماست سون های خودمونه. ایران تنوع غذاییش به تنهایی خیلی خیلی خیلی بیشتر از مجموع یک سری کشورهاست. صرفا هیچوقت یه قدزت امپریالیستی نبوده که کوچکترین چیزشو اونقدر تبلیغ ه و با هربه های دلال معابانه، رسوخشون بده توی ذهن مخاطب. اینجا هر چیزی اسمِ پر تمطراقی داره که گاهی از دیدن خودِ اون حرصت میگیره. مردم صبح ها کشته مرده ی هش براونن که نسخه ی بی مزه ی کوکو سيبزميني خودمونه. ظهر ها خیلی بخوان به خودشون برسن میرن رستورانهای اروپای شرقی و خاورمیانه ای و خاور دوری. جون غذای خودشون محدوده به پنیر و فرآورده های گوشتی. اینها برای هر برشِ سیب زمینی یه اسم دارن و شدیدا معتقدندکه به جاش هم بخورن. مادر بزر اینا مثل ما نمیرن توی آشپزخونه از خامترین مواد ممکن در عر





سیبزمینی _2

درخواست حذف اطلاعات

سلام دیروز 5 بعد از ظهر از اتاقم اومدم بیرون. این مون انقدر سرش شلوغه که دیگه همه چیزم معطل اون شده. مرحله ای هم هست که کار زیادی نمیشه انجام داد و همش تاییدیه های اون مونده. یه درس کارشناسی داره با 250 تا دانشجو فکر کنم یه درس ارشد داره با 30 تا دانشجو یه دانشجوی در حال دفاع داره یه دانشجو ی داره و در آ ین مرحله از لیست اولویتاش :) بنده و چون سال دومشه فکر کنم اینجا زیاد تجربه هندل این همه چیز رو با هم نداره. و خلاصه این وسط ... -----------------------





بیمی نیست

درخواست حذف اطلاعات

ب دیر خو دم و خواب دیدم شب به قبرستان  میروم و در قبرستان بسته بود و پیچکهای خشکیده همه در را گرفته بودند. درست شبیه در مجلس قدیمی بود. هوا تاریک بود یک سری پشت سرم میگفتند نمیترسی! برگرد. نمیترسیدم تنها  در بسته بود که نرفتم. نیمه  شب دیدم فرشته خودش را توی بغلم جا کرد و از آن  زمان بیدار بودم تا صبح.  برای هر ی که به فکرم رسزد آرزوی تندرستی  و پیروزی . ۷ مدیتیشنی و بلند شدم. برای  ایشان یک تست کره و عسل درست با نارنگی که ببرد. برای ناهارش هم از ب ماکارانی با با سالاد. ماشین را خالی و دوش گرفتم وآماده شدم و رفتم و خامه،  ماست،  مایونز،  غذای فرشته،  تخم مرغ،  کراکر،  گرفتم و یدها را برگرداندم خانه و خودم رفتم سر کار. پیش از آغاز کارم رقتم لیوان نی داری کهدیروز یده  بودم را پس دادم و یکی دیگر یدم چون ترک داشت و دو ت





چهارشنبه سوریتان مبارک

درخواست حذف اطلاعات

از خانه تکانی فقط دمش مونده یعنی پرزهای دمش! کار چندانی ندارم  فقط یک تمیزکاری حس  که صبح انجام میدهم تازه باید ماهی برای سبزی پلو و گل هم ب م. سبزه هام تند تند قد میکشند. سمنوم آماده و خوشمزه توی یخچاله. ایشان میرود و من مدیتیشن میکنم. امروز مادرم زنگ زد و کوتاه  با پدرم حرف زدم  و کمی تمیز کاری . میخواستم تا هوا گرم نشده بروم پیاده روی ولی دلم نیامد و با مادرم حرف زدم و کارهام را هم انجام میدادم. نزدیک ۹ بود رفتم و دوستم را دیدم و کمی فرشته ها جفتک پرونی د و۱۰.۳۰ برگشتم خانه.برای خودم آب انگور گرفتم و صبحانه ام شد. به مادر دوستم زنگ زدم که اگر دوست دارد همراه من باشد. فوری قبول کرد. آشپزخانه را مرتب . و دوش گرفتم؛  لباسها را بیرون پهن و سری سوم را ریختم توی ماشین و سمنو و قلمه هاش را برداشتم و رفتم دنبالش. رفتم نانوایی و نان سنگک گرفت با شیرمال. به آرایشگرم





چاقو

درخواست حذف اطلاعات

سلام همونطور که احتمالا در جریان هستید همه توصیه میکنن که چاقو رو اینجوری دست بگیریم (مخصوصا چاقو بزرگ و تیز رو)موقع خوردن سيبزميني پیاز قارچ هرچیزی. .. امروز داشتم یکم قارچ خورد می و اینجوری نبود دستم با شست و انگشت اشاره و وسطی گرفته بودم قارچو داشتم فکر می که چقدر مگه ممکنه آدم انقدر حواسش پرت باشه که مثلا انگشتاشو با چاقو زخمی کنه که اینا انقدر سخت میگیرن با خودشون و دستشون رو اینجوری میکنن. همینجوری داشتم قارچه رو نگاه می و خورد می یهو دیدم چاقو یه تیکه خیلی کوچیک از شستم رو برید :)) البته چون خیلی ریل و آروم داشتم خورد می خیلی اتفاق خاصی نیفتاد و فقط یکم پوستم رو زخمی کرد. نتیجه این که یه چیزی هست که این همه توصیه میکننش دیگه شمام اگه درست نمیگیرید درست بگیریدش!





پوتین

درخواست حذف اطلاعات

سلام امروز رفتم غذای معروف کانا تحت عنوان پوتین رو خوردم ع شو مشاهده میکنید واقعا چیز خاصی نبود که خیلی جالب باشه سيبزميني gravy که فکر کنم آب گوشت تغلیظ شده و یه چیزای دیگه ایه پنیر و خب فکر می هیچ وقت نتونم امتحانش کنم. ولی یه رستوران لبنانی پیدا که اینو داشتو حلال بود. سيبزمينياش مونده بود یکم ولی خب 5 6 دلار کانادا حداقل قیمتیه که برای غذای بیرون میتونه آدم پیدا کنه. این 6 دلار بود فکر کنم. برای همین چسبیدن به غذای تو خونه خیلی خیلی بصرفست، مخصوصا برای ماهایی که فاندمون کمه و صرفه جویی باید کنیم! که کم نیاریم تو خونه حداکثر 3 تا 4 دلار ج هر وعده میشه. اگه خود کشی کنید با غذا. دیف حدود 2 دلار. حتی کمتر یکم.





جوک های قومیتی در این وبلاگ ممنوع است

درخواست حذف اطلاعات

می گویند خوب است با هم بخندیم نه بر هم. این یک قاعده اخلاقی و انسانی است که به ویژه با آموزه های دین مقدس نیز کاملاً سازگار است. اما چه می شود که با اندکی تأمل در فرهنگ عامیانه جامعه ای اصیل و مذهبی نظیر ایران، با سیل انبوهی از جوک های قومیتی مواجه می شویم که مضمون اکثر آنها به تمس گرفتن یکی از قومیت های داخل کشور و نسبت دادن برخی صفات ناپسند به آنان و سپس خندیدن است؟!!! #متن بخشی از مجله اینترنتی سبزواری ها بود:) 1.یه جوری گلوممممم میسوزه که خدا میدونه نمیدونم چرا وقتی سرما میخورم یا اینجوری میشم و گلوم میسوزه،همش غذاهای سرخ ی میخوریم! بیرون که میریم مامانم دلش میخواد برامون سيبزميني سرخ کرده یا اسنک بگیره شام خونمو یه چیز عجیب غریب خوشمزه که سالی یه بار میخوریم داریم و.... و من باید محروم بشوم از همه این ها اما از بس پر رو و بی فکرم میخورم بعد فرداش که از خواب بلند میشم دیگه صدام د





تحقیر

درخواست حذف اطلاعات

دوشنبه صبح زود ایشان  میرود سر کار و ما هم مناسک هرروزه داریم. خانه را طی میکشم و چند تا سيبزميني میپزم و یک بسته گوشت بیرون میگذارم. ماشین را خالی میکنم و معجون برای خودم درست میکنم و میوه هام را هم میگذارم که ببرم سر کار. دوش میگیرم و مایه کتلت درست میکنم و روش را  میکشم و داخل یخچال میگذارم. پرنده ها را غذا میدهم و دوش میگیرم. مادر ایشان بیدار شده و صبحانه میخورد و دوست دارد زیاد حرف بزنیم. وسایلم را بر میذارم و خداحافظی میکنم و  دوان دوان  به سوی کار میروم. سر ساعت میرسم و کارهای مانده را انجام میدهم. کمی مدیتیشن میکنم سر کارم  و برای ناهار میوه میخورم. ساعت ۴ برمیگردم خانه و در یک ترافیک شیرین ۱.۳۰ ساعتی  میمانم.  خانه میرسم و مادر ایشان کتری روی گاز گذاشته. ایشان هم میرسد. دوشی میگیرم و  لباسم را عوض میکنم و  میروم داخل آشپزخانه؛  ایش





برف و شیره انگور در اراک

درخواست حذف اطلاعات

برف و شیره؛ خوراکی زمستانی در اراکتاریخ انتشار : دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ساعت ۱۴:۳۳البته اراکی های عزیز قرص و محکم (سفت و سخت) علاقمند به آشهای مخصوص زمستان و آبگوشت لذیذ و خوراک سيبزميني و گوشت تابه ای (تتلی) هستند... آبگوشت های ساده یا دوغ دار و ...





کانال یوتیوب

درخواست حذف اطلاعات

سلام خداروشکر این اتفاقی که دیروز افتاده بود و بیان از دسترس خارج بود به خیر گذشت. از وبلاگاتون بکاپ بگیرید. تا حدی شدت فاجعه رو کم میکنه! ----------------------------------- یکی از بچه های که اهل مکزیک هست، و من نمیشناسمش حضورا، یه کانال یوتیوب زده و از تجربه هاش میگه سابسکرایب کنید اگه اهل یوتیوب اید ----------------------------------- قرار بود از غذا هه ع بزارم ، ب غذاشون یکم عجیب غریب بود و فرصت خوبی شد که ع بگیرم براتون خب تقریبا مشخصه چیه اون که برنجه ولی؟ یه چیز مایعی که میبینید هم روش ریختن، خیلی نفهمیدم چیه، اون یکی نخوده که نمیدونم چجوری این شکلیش میکنن، ولی خب خوبه اون یکی که مرغه مشخصه اونم که شبیه قارچ سوخاریه در واقع توش یه چیزی شبیه پوره سيبزميني با یه چیزای گیاهیه نمیدونم چیه دقیقا اون یکی هم که پاستای عجیب غریبیه، مثلا توش تربچه من دیدم، کلا توی برنجشونم چیزای عجیب





جام جهانی چشم هایت

درخواست حذف اطلاعات

سلام امروز هرچقدر فکر چیزی برای این چالش وبلاگی به ذهنم نرسید. کلا از بچگی ادبیاتمم خوب نبودش. خلاصه ببخشید ازین مدل چیزای فا و ادبی بلد نیستم واقعا. ممنون از وبلاگ اشتباهی بخاطر دعوتش. و یو دعوت نمیکنم چون خیلی چیز مربوطی ننوشتم :( ....... به این کانال یوتیوب سر بزنید. صاحبش خیلی با عشق غذا درست میکنه و چیزای جالبی هم توش پیدا میشه میتونید غذاهای اینور و اونور دنیا رو خودتون با دستوراش درست کنید. همه چیزم از بیخ خودش درست میکنه معمولا اخیرا یه ویدئو پیتزا درست کرده بود و خمیرشم خودش درست کرد، منم موادشو داشتم بجز که yeast میشه به انگلیسی. امروز گرفتمش و یه چیز تستی درست و خوب هم شد! -به سالاد مینیمالیستی که گوجه خورد شده و سس هزار جزیرس دقت کنید -یه سيبزميني از یه ماه پیش داشتم که داشت تجزیه میشد اونم خورد ریختم و خوب بود. فقط به زمان پختش دقت کنید خودتون میدونید دیگه. -شاید بگید چرا آر





فروشگاه

درخواست حذف اطلاعات

سلام میدونید اینجا خیلی خوبه ها فقط یه مشکل جزیی که داره اینه که . . . . چیزی برای خوردن نیست!!!! چند تا فروشکاه نسبتا بزرگ شبیه همین هایپر و... وجود دارن تو شهر بعضیاشون کوچیک تر و بعضیا بزرگ ترن. راستی قبلش اینو بگم که فروشگاه قیمت جنسا رو مشخص میکنه و ممکنه یکی کمتر بده یکی بیشتر. تو این فروشگاها تقریبا همه چیز هست و هیچ چیز نیست منظورم چیزای حلاله. من فکر می که فقط گوشت و الکل و... مشکل ساز میتونن بشن ولی دیدم حس گول خوردم ممکنه تو فراینتد هاشون یه چیزایی استفاده بشه یا مثلا خیلی چیز نرمال استفاده از پودر استخون خوک یا... برای ژلاتینی ه. خلاصه حس سخته روی تقریبا هیچ چیزی هم آرم حلال نیست بجز بعضی گوشتا و چیزای محدود. ولی به پاس خدمات متقابل و یهودیت یه آرمی به اسم her وجود داره که خیلی شبیه حلال هست و اگه این آرم باشه و یه شرایط خاص دیگه ای هم باشه میشه حلال فرض کرد. از این یک مور





برف و شیره انگور در اراک

درخواست حذف اطلاعات

برف و شیره؛ خوراکی زمستانی در اراکتاریخ انتشار : دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ساعت ۱۴:۳۳البته اراکی های عزیز قرص و محکم (سفت و سخت) علاقمند به آشهای مخصوص زمستان و آبگوشت لذیذ و خوراک سيبزميني و گوشت تابه ای (تتلی) هستند... آبگوشت های ساده یا دوغ دار و ...





دلشادم

درخواست حذف اطلاعات

صبح زود بلند میشوم و ایشان راهی میشود،  حالم کمی بهتر از شب قبل شده. چهارشنبه با دوستی قرار دارم برای ناهار  و فکر میکنم با این حالم بهتر است بهتره که قرار فردا را کنسل کنم. دوستم زنگ میزند و با هم کمی حرف میزنیم. فردا کنسل شد. خانه را تمیز میکنم و منتظر دوستی هستم که برای  کاری قرار  بود کمکش کنم. ۹۰۳۰ پیام  داد که امروز نمیتواند  و برای من بهترهم  شد. ساعت ۱۱.۳۰ دوش میگیرم و بیرون میروم،  چند تا پس دادنی دارم  و کارهای آفیس ایشان هم هست. پست هم میروم و کمی برای  مادرم ید میکنم. اپیلاسیون هم میروم. از صبح تنها آبجوش و  لیمو خوردم. برای ناهار چیزی نمیگیرم به جاش میروم کافه دوست داشتنی و چای لاته میخورم باشیرینی های مخصوصش. تنها کافه رفتن هم دنیایی دارد. ۲.۳۰ بر میگردم خانه و  وسایل را جا به جا میکنم. کمی گوجه فرنگی پوره میکنم





عدسی!

درخواست حذف اطلاعات

سلام بالا ه این غذای خوشمزه رو درست ! اخیرا یکم دارم به محتویات این غذاهایی که میخوریم توجه میکنم، میبینم حبوبات چقدرررر پروتئینشون زیاده، 100 گرم عدس حدود 100 گرم مرغ پروتئین داره، برای لپه و اون یکی ها هم صادقه داشتم میگفتم، عدسی ای که تو خونه میخوردیم (خیلی کم پیش میومد) خیلی با عدسی میدون انقلاب و عدسی های دیگه فرق داشت، منم هیچ وقت دنبالش نرفته بودم ببینم چیه داستان. ولی اینی که درست رو از دستور پختای تو اینترنت دیدم و خیلییی شبیه در اومد نمیدونم مادرم چجوری درست می ولی فکر کنم عصاره گوشت نمیزد بهش. بزارید بگم، دو پیمونه اندازه گیری استاندارد برای 2-3 نفر هم زیاده شاید. خیس میکنید شب قبلش و آبش رو عوض میکنید چند بار. گویا بهتره. عدسم مثل برنج و بقیه چیزا حجمش با آب زیاد میشه، مثل من گول نخورید کلی درست کنید رو دستتونم بمونه تهش یه مقدار پیاز هم خورد میکنید نگینی و سرخش میکنید، زردچ





مهربان دوست

درخواست حذف اطلاعات

صبح ایشان ساعت ۸ رفت سر کار،  ناهار برایش میوه گذاشتم و آب پرتقال تازه دادم برد و من  در تخت ماندم تا ۹. درد داشتم و خوشبختانه   شدم.  شیر جوشاندم و ماست درست و ی ری ماشین را روشن و بیرون پهن . فرشته من را برد توی باغ و یک پرنده مرده  را نشانم داد که با این چه کنیم. کیسه ای آوردم و برداشتمش.فرشته را شستم و خودم هم دوش گرفتم و موهایم رادرست و کادوها و گوشت دوستم رابرداشتم و ساعت ۱۱.۳۰ رفتم بیرون. چیزی را فراموش  و دوباره برگشتم خانه. ساعت ۱۲.۵ رسیدم خانه نازنین دوستم و دوتا از دوستان خودم هم بودند. چند تااز دوستان دیگرش  هم بودند که من رفت وآمدی ندارم. فرشته را هم به خاطر بچه ها بردم و خوشحال بود. هرچند که یکی از مهمانها میترسید و بالای مبل میرفت و جیغ میزد!! همه مهمانی فرشته توی بغلم بودو روی دستم خو ده بود چون اگر روی زمین ب





823 : غذای پنجم (شاید ماکارانی)

درخواست حذف اطلاعات

نمیدونم چرا سر غذا درست من این همه دشواری پیش میاد. خب مایشو درست کرده بودم فقط باید ربشو بیشتر میریختم. دیروز که مایع توی بادمجونو درست خیلی شد این شد که گفتم ماکارونی خوبه. قبلش چک که داریم دوتا نصفه بسته بود. بعد که برداشتم دیدم یکیش رشته است :/ رشته هم که نازک بعد چیزم هست نصفه بود بعد گشتم ببینم شاید باشه دیدم نیست ولی لازانیا داشتیم خب لازانیا بدون قارچو پنیر صفا نداره ولی گفتم اگه پنیر باشه خوب میشه رفتم دیدم پنیر پیتزام نصفِ -____- بعد دیدم لازانیام نمیشه چجوری جمع کنم سوتی مو اومدم در یک حرکت ابتکاری از سر ناچاری لازانیاهارو خورد :/ -_____- میدونم میدونم خلاقیتی هست که فوران میکنه :دی :) خنده هیستیریکی :/ پلی پنیرم ریختم توش. خدا کنه شفته نشه. اول اون دوتارو ریختم رشته رو دیرتر ریختم زودتر میپزه دیگه نه؟؟ زیرشم سيبزميني گذاشتم. سیب زمینی پخته داشتیم تو یخچال تز دادم خورد تهش اب که





16 مقاله در زمینه پردازش تصویر

درخواست حذف اطلاعات

اختصاصی از یاری فایل 16 مقاله در زمینه پردازش تصویر با و پر سرعت . عنوان:16 مقاله در زمینه پردازش تصویر قالب:pdf موضوعات: ﺗﺨﻤﻴﻦ ﺗﺮاﻛﻢ ﻣﺎﻫﻲ ﻗﺰل اﺳﺘﻔﺎد آﻻ در اﺳﺘﺨﺮ ﭘﺮورش ﺑﺎ ه  از ﻓﻨﺎوری ﭘﺮدازش ﺗﺼﻮﻳﺮ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﺳﻨﺠﻲ ﺪ ﺩﺭﺟﻪ بندی کیفی ﺳﻴﺐ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﭘﺮﺩﺍﺯﺵ ﺗﺼﻮﻳر ارزی رنگ چیپس سیب زمینی با تکنیک پردازش تصویر بررسی تأثیر تیمار آبگیری اسمزی بر ویژگیهای ظاهری سيبزميني خشک شده با هوای داغ با روش پردازش تصویر شناسایی برگِ ارقام سیب با تکنیک پردازش تصویر و سیستم استنتاج عصبی ـ فازی تطبیقی استفاده از پردازش تصویربرای شناخت رفتار د ترافیک ﺑﻬﻴﻨﻪﺳﺎزی درجه بندی کاشی بااستفاده از پردازش تصویرفازی و الگوریتم ژنتیک مذل سازی سادٌ المان محذید ساختارَای صفحٍ ای کامپًزیتی تا استفادٌ از ریش پردازش تصًیر دیجیتال در متلة الگوریتمهای پردازش تصویردر تشخیص سرطان با ماموگرافی یا ترموگرافی تشخیص و شمارش خودروه





۲۸ روز سپاسگزاری-روز ۱۸

درخواست حذف اطلاعات

۱۰ موهبتی را که داریم فهرست وار مینویسیم  و در برابر هر یک مینویسیم  که چرا برای داشتنشان سپاسگزاریم. اینکه فهرست هرروزتان یکی باشد یا هرروز یک چیز دیگر در فهرست داشته باشید زیاد مهم نیست. هر یک را میخوانیم و سه بار میگوییم سپاسگزارم برای هر یک. فهرستی مینویسیم از ده تا از کارهایم که در یادمان هستند و به آن همیشه فکر می کنیم و میتوانیم نان آنرا "فهرست جادویی کارهایم" بگذاریم. سه تا از آنها را  که برجسته تر در یادمان هستند را برگزینید و ببینید که انجام شده اند و باور کنید که انجام شده  اند و از ته دل سپاسگزار باشید. ۱ دقیقه زمان بگزارید روی هر کدام و آنها را انجام شده ببینید و خودتان را سپاسگزار. پیش از خواب بهترینِ روزتان را به یاد بیاورید و سپاسگزارش باشید.دوشنبه ایشان  رفت سر کار و برایش یک نان شیرمال گذاشتم و آب پرتقال چون ناهار میامد خا





سومین کوهنوردی

درخواست حذف اطلاعات

ساعت یه ربع به سه ست و ما یازده نفریم از یازده دنیای مفاوت. پسرا دارن آتیش رو ردیف میکنن که املت بزنیم و سوسیس و سيبزميني کباب کنیم. همین الان بهنام آهنگ انار انارو پلی کرد و یهو متین گل از گلش شکفت و همه خندیدیم. آنا لوبیاهایی که روی آتیش گرم شده بود رو میریزه توی کاسه های کوچیک و ما الان داریم توو سرمای استخوان سوز لوبیای داغ میخوریم. من انقد خوردم رسما دارم می ترکم. ولی خب قطعا از خیر سوسیس نمیتونم بگذرم. .... الان خونه ام و وقتی داشتم این متنو مینوشتم, تازه از یه خواب دلچسب زیر تابش داغ خورشید بیدار شده بودم. فکر کن کلی توی برفی که تا زانو بالا اومده, راه بری و انگشتات سر بشن و توو کفش آشغ برف بره, بعد که رسیدی سریع یه جا روی سکو باز کنی و شال گردنتو پهن کنی زیرت و کاپشت فرزاد رو بزاری زیر سرت و فرو بری توو اغما. و خورشید هم بی منت بتابه توو اون سرما. حتی میتونم بگم از خوابهای , توو خ





۲۸ روز سپاسگزاری-روز ۲۲

درخواست حذف اطلاعات

۱۰ تا از داشته هایمان را مینویسیم و اینکه  چرا برای هریک سپاسگزار هستیم. یک به یک میخوانیم و در پایان هر یک با دل و جان  سه بار میگوییم سپاسگزارم. فهرست ده تا از  آرزوهای خودمان را مینویسیم ( یا آنکه پیشتر نوشته ایم)،  یک به یک میخوانیم و ۱ دقیقه جوری آنرا میبینیم که انگار به آن دست پیدا کرده ایم و برای داشتن هریک تا جایی که میشود شاد و سپاسگزار باشیم.این فهرست را همراه خود داشته باشید و دست کم دوبار به آن نگاه کنید و از ژرفای دل و تا آنجایی که میتوانید سپاسگزار باشید. پیش از خواب بهترینِ روزتانرا برگزینید و برایش سپاسگزار باشید. روز شنبه ایشان خانه بود و صبح پیش  از صبحانه رفت  دوچرخه سواری. من هم در خانه را باز و  چای دم . برنج خیس و صبحانه  را آماده .تادایشان بیاید شیشه های نشیمن  را از تو تمیز  و صبحانه خوردیم،  از آ





۲۸ روز سپاسگزاری-روز ۲۷

درخواست حذف اطلاعات

نخستین گام سپاسگزاری مانند ۲۶ روز  گذشته  است. ۱۰ موهبتی که داریم را مینویسیم و در برابر هر یک مینویسیم چرا سپاسگزار هستیم. هر بار که نگاهمان   به خودمان  توی آینه  افتاد از خود سپاسگزاری میکنیم. اکرمیتوانید سه چیزدر خود بی د که برای آنها سپاسگزار هستید از خودتان. (خودشیفتگی نیست ). از ته دل سپاسگزار باشید. پیش از خواب یادمان باشد برای بهترین پیشامد روز سپاسگزار باشیم.پنجشنبه خانه یکی از دوستانم  مهمان بودم. ایشان رفت و برای ناهارش میوه گذاشتم و یک کراسان و شیرموز برای صبحانه اش. کمی توی تخت ماندم و ساعت ۹.۵ بلند شدم دوش گرفتم. هوا سرد و بارانی بود و کادو هارا کادو   و آرایش و رفتم ساعت ۱۰ دقیقه به یازده. ساعت ۱۱.۲۵ رسیدم خانه دوستم و دوتا از دوستان دیگرم زودتر رسیده بودند،خانم نازنین برادرش هم بود. یک دخترک  ی اله شیرین داشت. دوست دیگ





بدل ناصر

درخواست حذف اطلاعات

چهارشنبه ۶ صبح از خواب بیدار میشوم؛  چرا؟  نمیدانم! کمی میچرخم  و بلند میشوم. آب مینوشم و چند تا سيبزميني پوست میگیرم تا آبپز کنم. یک بسته گوشت چرخکرده بیرون میگذارم. دو سری لباس توی ماشین میریزم  و چون  میدانم هوا آفت ست بیرون پهن میکنم. در را میبندم و ماشین ظرفشویی را خالی میکنم. چندین لیوان دیگر آب میخورم. پیاز در می ر میریزم و برای ایشان شیر موز درست میکنم و وسایلش را آماده میگذارم. همینطور وسایل خودم را.مایه کتلت را درست میکنم و توی یخچال میگذارم. پرنده ها را غذا میدهم،  ایشان میرود و من هم کمی مرتب میکنم و دوش میگیرم. ۹ از خانه میروم و سر راه چیزی را پس میدهم. تصادفی شده و آتشنشانی مشغول رسیدگی است.   هر زمان میانبر میزنم یا راننده های  خط انقلاب تجریش میافتم که برای فرار از چهارراه پارک وی کوچه   پس کوچه های زعفرانیه را میپ





آ هفته

درخواست حذف اطلاعات

صبح ایشان رفت و با خودش آب پرتقال و کراسان برد و ناهار هم میامد خانه. من هم ده دقیقه به هشت بلند شدم و ظرفهای فرشته را شستم و پر . چند تا سيبزميني پختم و یک بسته گوشت گذاشتم بیرون. مایه کتلت را آماده و گذاشتم یخچال و دوش گرفتم و ۹.۵ رفتم سر کار و کارم را انجام دادم و برگشتم به سوی خانه. سرراه رفتم شاپینک سنتر بزرگ و برای آفیس ایشان دستمال تو ،  حوله کاغذی،  شیر،  تمیزکننده دستشویی گرفتم و برای خانه هم یک هندوانه و یک بسته توت فرنگی و آب پرتقال تازه گرفتم. از هم شیر و کره،  پنیر،  شیرینی نارگیلی، نخود فرنگی،  آواکادو،  کراسان و شیرینی برای خانه گرفتم. دارو و کرم دست و کرم دیگری هم گرفتم و سرراه رفتم آفیس ایشان و وسایل را گذاشتم. کمی با دخترها حرف زدم. شاگرد ایشان هم آمد و سلام هم نکرد! از من پرسید کار نکردی امروز که گفتم از سر کار میام.  گفت آها ایشان





آ هفته

درخواست حذف اطلاعات

صبح ایشان رفت و با خودش آب پرتقال و کراسان برد و ناهار هم میامد خانه. من هم ده دقیقه به هشت بلند شدم و ظرفهای فرشته را شستم و پر . چند تا سيبزميني پختم و یک بسته گوشت گذاشتم بیرون. مایه کتلت را آماده و گذاشتم یخچال و دوش گرفتم و ۹.۵ رفتم سر کار و کارم را انجام دادم و برگشتم به سوی خانه. سرراه رفتم شاپینک سنتر بزرگ و برای آفیس ایشان دستمال تو ،  حوله کاغذی،  شیر،  تمیزکننده دستشویی گرفتم و برای خانه هم یک هندوانه و یک بسته توت فرنگی و آب پرتقال تازه گرفتم. از هم شیر و کره،  پنیر،  شیرینی نارگیلی، نخود فرنگی،  آواکادو،  کراسان و شیرینی برای خانه گرفتم. دارو و کرم دست و کرم دیگری هم گرفتم و سرراه رفتم آفیس ایشان و وسایل را گذاشتم. کمی با دخترها حرف زدم. شاگرد ایشان هم آمد و سلام هم نکرد! از من پرسید کار نکردی امروز که گفتم از سر کار میام.  گفت آها ایشان





من چه سبزم امروز

درخواست حذف اطلاعات

امروز چهارشنبه است و روزهای پایانی بهار است و من با یک سویت   نشستم و هوا همچنان سرد است! دوشنبه ایشان ساعت ۷ رفت و میدانستم با ترافیک صبح سر ساعتی که میخواهد نمیرسد. مدیتیشن کوتاهی انجام دادم و آنجور که باید خوب نبود! ساعت ۸ بلند شدم و آب  ولرم و لیمو و آب هویج خوردم. تا ۱۱ خانه را تمیز و بین کارهایم ۷ دقیقه نشستم و بخشی از یک کتاب را خواندم. ۳ دور ماشین را زدم. ساعت ۱۱ تا ۱۱.۵ کمی ویدیو  تماشا و ۱۱.۵ دوش گرفتم و ۱۲.۱۵ رفتم سوی کلاس یوگام. توی راه به دوست مانیک زنگ زدم چون ب زنگ زده بود و من ندیده بودم. بسیار بدحال بود چون یکی از بستگانش دست داه بود. خیلی حالش بد بود. توی کلاس  یوگا ۴ نفر بودیم،  زمان شاواآسنا خو دم  و هم ! با ویویان خدا حافظی . چون دیگر توی این استدیو نخواهد بود. رفتم شاپینگ سنتر و از کراسان، ارده،   میپل سیروپ  و از





مهربانترین

درخواست حذف اطلاعات

عزیز راه دور ناهار نمیماند چون ید دارد برای همین ۸.۴۵ دقیقه بیدار میشوم و قورمه سبزی درست میکنم تا ببرد. چای دم میکنم و رو مبلی ها را توی ماشین میریزم و بیرون پهن میکنم. صبحانه را آماده میکنم و روتختی و ملافه تخت را در میاورم و توی ماشین میاندازم؛  خانه را گردگیری میکنم و همت بردی صبحانه میایند. میخوریم و آنها جمع میکنند؛  سرویسها را تمیز میکنم و عزیز راه دور آهنگ رفتن میکند، قورمه سبزی برایش میکشم؛  نان سنگک و شیرینی و آجیل میگذارم برایش و لازانیا را از توی فریزر آ سر در میاورم تا ببرد و میرود. لباسهای فرشته و زیراندازش را توی ماشین میاندازم. میس مال از دوستی دارم که باید زنگ بزنم.  خوشبختانه هوا بارانی نیست. دوش میگیرم و جارو میکشم نیم خانه را  چون ایشان کار دارد و من مقداری از کارم را  انجام میدهم. ی ری دیگر  لباس توی ماشین میریزم. برنج هم دم میکن





august

درخواست حذف اطلاعات

سلام گوش دادن به آهنگ the end of august یانی بسیار تو این روز های پایانی ماه آگست توصیه شده. ------------------------------------ امشب خونه گلن دعوت بودم دیروز رفتیم مرغ حلال گرفتیم، 4 تا چیز درست کرده بود، ذرت و بروکلی و کلم بخار پز سالاد مرغ با عسل و سیر! و یه چیزی دیگه که اسمش scalloped potato بود مرغه یه مشکلی که داشت این بود که شیرین بود! چون با عسل و ... درست شده. که انگار فسنجون شیرین داری میخوری! که وحشتناکه!! ولی خب جالب بود طعمش. تو سالادشون کرفسه؟ چیه؟ میریزن که اونم یه طعم خاصی داره که به شخصه :/ ام راجع بهش. ذرت بخار پز ایده ی خیلی خوبی بود بنظرم چون نرم میشه ذرت برع وقتی ما رو زغال درستش میکنیم سفت میشه. اون سيبزمينيه هم جالب بود ولی من هیچ وقت ترکیب سيبزميني و پیاز رو به این صورت ترجیح نمیدادم. اگه دوپیازه ا رو خورده باشید میدونید چی میگم، همون مزه رو به صورت آب





زنبور پارازیتوئید colemani aphidius

درخواست حذف اطلاعات

زنبور پارازیتوئید colemani aphidiusزنبور انگلی شگفت ان زی با شاخک های بلند از خانواده braconidae که ات بالغ آن سیاهرنگ هستند و بین 2 تا 3 میلیمتر طول دارد. مستقیماً در بدن آفات تخمگذاری می کند. بعد از چند روز بدن آفت شروع به تورم کرده و به صورت مومیایی چرمی و به رنگ قهوه ای یا خا تری درمیآید. اولین شتههای مومیایی شده را میتوان حدوداً دو هفته بعد از اولین رهاسازی مشاهده نمود. بلافاصله پس از مرگ زنبور، زنبور انگلی جدید به سرعت ظهور می کند. ه بالغ آن به رنگ سیاه است و سایر مراحل سنی درون بدن میزبان سپری میشود. این جستجوگر حرفه ای، هنگامی که جمعیت آفات کم است به ساد کلنی های آنها را شناسایی میکند. هدف اصلی آن، شتهها خصوصاًشته پنبه )gossipii aphis) و شته سیب زمینی (solani aulacorthum) و شته تنباکو myzusvar persicae میباشد. در بررسی که استرن و همکارانش در سال 2311 انجام دادند به این نتیجه رسیدند





august

درخواست حذف اطلاعات

سلام اولا که عیدتون مبارک باشه! با تاخیر -------------------------------------- گوش دادن به آهنگ the end of august یانی بسیار تو این روز های پایانی ماه آگست توصیه شده. ------------------------------------ امشب خونه گلن دعوت بودم دیروز رفتیم مرغ حلال گرفتیم، 4 تا چیز درست کرده بود، ذرت و بروکلی و کلم بخار پز سالاد مرغ با عسل و سیر! و یه چیزی دیگه که اسمش scalloped potato بود مرغه یه مشکلی که داشت این بود که شیرین بود! چون با عسل و ... درست شده. که انگار فسنجون شیرین داری میخوری! که وحشتناکه!! ولی خب جالب بود طعمش. تو سالادشون کرفسه؟ چیه؟ میریزن که اونم یه طعم خاصی داره که به شخصه :/ ام راجع بهش. ذرت بخار پز ایده ی خیلی خوبی بود بنظرم چون نرم میشه ذرت برع وقتی ما رو زغال درستش میکنیم سفت میشه. اون سيبزمينيه هم جالب بود ولی من هیچ وقت ترکیب سيبزميني و پیاز رو به این صورت ترجیح ن