رسانه
رسانه

غریبانه :: جستجو



سوگند به آن حس غریبانه ی چشمت ...

درخواست حذف اطلاعات

سوگند به آن حس غريبانه ی چشمت بی یاد تو هرگز سخن آغاز ن رفتی و دلم بست به سوی همه در را جز روی تو در را به ی باز ن گفتم که بگویم غزلی لایق عشقت حس غزلم را به تو ابراز ن شبها که به خاطر گذرد یاد عزیزت در خواب به جز نام تو آواز ن زنجیر به پای دل من بست نگاهت بی حال و هوای تو که پرواز ن منبع: http://laleh1369. /





پست آ

درخواست حذف اطلاعات

چرا نمیشه آدم به جای عزیزش درد بشه خدایا باکمال میل تحمل میکنم...اولین باره ک حاضرم بمیرم ولی ی عذاب نکشه....من این سلامتیم رو نمیخام چرا نمیذاری بمیرم ؟!!!! این پست آ ه.... طلب حلالیت میکنم از همه انی ک به هرنحوی حق مادی و معنوی به گردنم دارن. ✨غريبانه✨ بگردید، بگردید، درین خانه بگردید درین خانه غریبید، غريبانه بگردید یکی مرغ چمن بود که جفت دل من بود جهان لانه اونیست پی لانه بگردید یکی ساقی مست است پس نشسته ست قدح پیش فرستاد که مستانه بگردید یکی لذت مستی ست، نهان زیر لب کییست؟ ازین دست بدان دست چو پیمانه بگردید یکی مرغ غریب است که باغ دل من خورد به دامش نتوان یافت، پی دانه بگردید نسیم نفس دوست به من خورد و چه خوشبوست همین جاست، همین جاست، همه خانه بگردید نوایی نشنیده ست که از خویش رمیده ست به غوغاش مخوانید، خموشانه بگردید سرشکی که بر آن خاک فش م بن تاک در این جوش است، به خ





*_*

درخواست حذف اطلاعات

از شوهر خواهرم بدم میاد چون دروغ گفتنه! بعضی وقتا حس تنفر بهش پیدا میکنم....اینقدر زرنگه واسه حرف زدن که سخت مقابلش وایسادن! امشب با حرفاش دهنمو بست محکم! مطمئنم خودش از این کارش کیف کرده چون قبلا هم با خواهرم در این مورد حرف زده بودیم ... خیلی ناراحتم کرد... بگذریم! اینجا قرار نیست فقط از دلتنگیام بگم! +هی منتظرم یکی بیاد برام کامنت بزاره ولی هیچکی نیس که نیس... + میخوام تو این وبم مبهم باشم....مجهوله گیج کننده! هه ... - آنه تکرار غريبانه ی روزهایت چگونه گذشت؟! روزهای من اصلا غريبانه نبود ...! آنی شرلی با احساسات من بازی نکن!!!!!!! رویاهای زیبای ک نت و دریاچه ی آبی نقره ای ات ... منبع: http://dely-kh-tangh. /





مرگ و حیات

درخواست حذف اطلاعات

امروز که باشه مادرم فوت کرد!!! مردی که همه متفق القول بودند مرد خوشتیپ فامیل و همیشه خوش و اتوکشیده بود ، طفلی ما دو سال ا عمرش و توی سالمندان سپری کرد ،در حالیکه از نظر مالی کاملا دارا حساب میشد. غريبانه و کم جمعیت، و هرچی بگم نتونستم حق مطلب و ادا کنم . دلم یه طوری بود و شد امشبم شب اول قبر جان هرچقدرهم بگیم بازهم فردا فراموشمون میشه میفهمید که چی میخوام بگم ؟؟؟؟منبع: http://atre2. /





پست آ

درخواست حذف اطلاعات

چرا نمیشه آدم به جای عزیزش درد بشه خدایا باکمال میل تحمل میکنم...اولین باره ک حاضرم بمیرم ولی ی عذاب نکشه....من این سلامتیم رو نمیخام چرا نمیذاری بمیرم ؟!!!! این پست آ ه.... طلب حلالیت میکنم از همه انی ک به هرنحوی حق مادی و معنوی به گردنم دارن. ✨غريبانه✨ بگردید، بگردید، درین خانه بگردید درین خانه غریبید، غريبانه بگردید یکی مرغ چمن بود که جفت دل من بود جهان لانه اونیست پی لانه بگردید یکی ساقی مست است پس نشسته ست قدح پیش فرستاد که مستانه بگردید یکی لذت مستی ست، نهان زیر لب کییست؟ ازین دست بدان دست چو پیمانه بگردید یکی مرغ غریب است که باغ دل من خورد به دامش نتوان یافت، پی دانه بگردید نسیم نفس دوست به من خورد و چه خوشبوست همین جاست، همین جاست، همه خانه بگردید نوایی نشنیده ست که از خویش رمیده ست به غوغاش مخوانید، خموشانه بگردید سرشکی که بر آن خاک فش م بن تاک در این جوش است، به خ





آنه

درخواست حذف اطلاعات

آنه ! تکرار غريبانه ی روزهایت چگونه گذشت وقتی روشنی چشمهایت در های مه آلود اندوه پنهان بود با من بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکیت از تنهایی معصومانه دستهایت منبع: http://13-rajab. /





رحلت اکرم وشهادت حسن

درخواست حذف اطلاعات

اى خاتم مهربانى و عشق! سلام بر تو که گام هاى مهتابى ات شب هاى جهل بشر را به جاده هاى راستى کشاند! یا رسول الله! مثل تو دیگر در پهنه زمین تکرار نخواهد شد، اما با تکرار صلوات بر تو، نور حضورت را در قلب خود احساس مى کنیم. یا رسول الله! با غروب آفتاب تو، کعبه تا قیامت سیه پوش گشته و زمزم، اشک عزا به رخسار مکه مى ریزد. سلام غریب تر از هر غریب! سلام مزار بی چراغ، تربت بی زایر، بهشت گمشده! سلام آتشفشان صبر، چشمان معصوم، بازوان مظلوم، زبان ستمدیده! سلام شعله ور، جگر سوخته، پیکر تیرباران شده! سلام، غریب من! ای کریم آل طه ! باور کن آسمان، تاب تنهایی نمی آورد و کمرش زیر داغت، خم خواهد شد. ای کریم آل طه ! وقتی تو رفتی، چشمان آسمان سیاهی رفت و اشک از نگاه ستاره غلتید. ای کریم آل طه ! بوی غربت حنجره ات، جهانی را غريبانه به گریه می اندازد. ای کریم آل طه ! باور کنم، تشییع غريبانه پیکرت را در هجوم بی ام





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

درشهر،خاک مرده پاشیده اند..آدمها در گور جسمشان آرمیده اند! هوا خوش نیست..پرستوی دلم غريبانه سر در بالهای خود فرو برده است..کبوتر نامه رسان به مقصد نرسیده و مرده است..خورشید من این اوصاف دیاری است که تو ازآن کوچ کرده ای منبع: http://niyayeshdara. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

دلبسته به یک ثانیه دیدارِتو بودماین عمرکه بی حووصله ناچارِتو بودمتونازترین حادثه در زند من من شاخ ترین عاشق بی عارِتو بودمتاآ ِ بی حوصلگیم شعرنوشتمهرشب که توخو دی وبیدارِتو بودمهرثانیه آتش زده ام پیرهنم رامن ریزَعلیِ سخت فداکارِتو بودمبا دیدن یک فاجعه رفتی و دریغایک عمر غريبانه گرفتارِتو بودمای کاش فراموش شود بینِ من وتوآن فاصله ای را که بد ارِتو بودم حاصل آ ین درگیری قلب و مغز من"یه اشتباه خوب " بودمن تو این جنگ رشد جن که واسه من انگیزه شروع بود!!!!!!!!!





رفتی

درخواست حذف اطلاعات

دلبسته به یک ثانیه دیدارِتو بودماین عمرکه بی حوصله ناچارِتوبودم تونازترین حادثه در زندگی من من شاخ ترین عاشق بی عارِتوبودم تاآ ِ بی حوصلگی شعرنوشتمهرشب که توخو دی وبیدارِتوبودم هرثانیه آتش زده ام پیرهنم رامن ریزَعلیِ سخت فداکارِتوبودم بارایت یک فاجعه رفتی و دریغایک عمر غريبانه گرفتارِتوبودم ای کاش فراموش شود بینِ من وتوآن فاصله ای را که بد ارِتوبودممنبع: http://zohreh53. /





آلام آلاله

درخواست حذف اطلاعات

تقارنش به آنی لرزه بر نجوای شب خیمه سن ن میکند و عمود آستانش را غريبانه نظاره گر که خمود ش و چه بسا ش تنش عرش را کریمانه توفیق داردو این اعراض از هر بود بی فطرتی که نفسش باطل و هجرانش خوش کامیست هبه خویشتن دارد که اینگونه آلامی، آلاله گون منصه ظهور میگردد. تومگو مارا برآن شه،کارنیست/باکریمان کارهادشوارنیستمنبع: http://mimashena. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

دلبسته به یک ثانیه دیدارِتو بودماین عمرکه بی حووصله ناچارِتو بودمتونازترین حادثه در زندگی من من شاخ ترین عاشق بی عارِتو بودمتاآ ِ بی حوصلگیم شعرنوشتمهرشب که توخو دی وبیدارِتو بودمهرثانیه آتش زده ام پیرهنم رامن ریزَعلیِ سخت فداکارِتو بودمبا دیدن یک فاجعه رفتی و دریغایک عمر غريبانه گرفتارِتو بودمای کاش فراموش شود بینِ من وتوآن فاصله ای را که بد ارِتو بودم حاصل آ ین درگیری قلب و مغز من"یه اشتباه خوب " بودمن تو این جنگ رشد جنگی که واسه من انگیزه شروع بود!!!!!!!!!منبع: http://asheghebaran64. /





آلام آلاله

درخواست حذف اطلاعات

تقارنش به آنی لرزه بر نجوای شب خیمه سنگین میکند و عمود آستانش را غريبانه نظاره گر که خمودگیش و چه بسا ش تنش عرش را کریمانه توفیق داردو این اعراض از هر بود بی فطرتی که نفسش باطل و هجرانش خوش کامیست هبه خویشتن دارد که اینگونه آلامی، آلاله گون منصه ظهور میگردد. تومگو مارا برآن شه،کارنیست/باکریمان کارهادشوارنیستمنبع: http://mimashena. /





رفتنی غریبانه...

درخواست حذف اطلاعات

تقدیم به ی گرانقدر این مرزو بوم که وجودشون برای امنیت این خاک بزرگترین نعمته : تو رفتی... در وداعی غريبانه،با بدرقه ای از جنس اشک های مادرانه تورفتی... تا بماند شرافت،تا بماند عزت،تا بماند مردان در سایه مروت تو رفتی... تا نبینی درد های ک نه،فقر های خالصانه،کاخ های راسخانه تورفتی... تا بماند خاک،تا بماند خانه و خاشاک،تا بماند ابرها اندر میان آسمانی پاک تو رفتی... تاپلاکت رنگ خون گیرد،دلت اندرمیان گِل جنون گیرد تورفتی... تا نوایت عشق باشد در کلام من،لِباست تکه ای از عِرق باشد در میان شعر های من تورفتی... جاودان باشی درون سرزمین عشق،و ما م م تک و تنها... میان این شلوغی ها... عاطفه نادری منبع: http://sarzamine-atefeha. /





برگ زرد

درخواست حذف اطلاعات

غريبانه دست و پا می زنم حریصانه کنار می زنم مظلومانه سکوت می کننم بر درگاهش به سجده می نشینم خورد می شوم خورد م می کند و ...تیمار داری که نیاموخته پتک بر می دارد و می کوبد سر بر اسنان نیاز می سایم و ش ته های دل بند نخورده ام را بر زیر پاهایش پهن می کنم سفره حاجاتم را می گشایم معصومانه اشک می ریزم محبوبانه در دلش اطراق می کنم بریده از دلدار دلبری سودا می کنم .مادرانه خودحوری,می کنم برگ برنده را در دست می رد و من کجای این جهنم را بهشتی ببینم؟منبع: http://dorna53. /





رفتنی غریبانه...

درخواست حذف اطلاعات

تقدیم به ی گرانقدر این مرزو بوم که وجودشون برای امنیت این خاک بزرگترین نعمته : تو رفتی... در وداعی غريبانه،با بدرقه ای از جنس اشک های مادرانه تورفتی... تا بماند شرافت،تا بماند عزت،تا بماند مردانگی در سایه مروت تو رفتی... تا نبینی درد های ک نه،فقر های خالصانه،کاخ های راسخانه تورفتی... تا بماند خاک،تا بماند خانه و خاشاک،تا بماند ابرها اندر میان آسمانی پاک تو رفتی... تاپلاکت رنگ خون گیرد،دلت اندرمیان گِل جنون گیرد تورفتی... تا نوایت عشق باشد در کلام من،لِباست تکه ای از عِرق باشد در میان شعر های من تورفتی... جاودان باشی درون سرزمین عشق،و ما م م تک و تنها... میان این شلوغی ها... عاطفه نادری منبع: http://sarzamine-atefeha. /





نوشته های غریبانه

درخواست حذف اطلاعات

ای کاش تو بیایی ! یادش بخیر وقتی به نی نی چشمان سبزت خیره می شدم ومرغان بازی گوش نگاهت را با لبخندی عاشقانه به پرواز در میاوردم وآرم بر ساحل پلکانت می نشستم ،تو هر بار پلک می زدی وطوماری از خاطرات دلنشین من مرور می شد، وای کاش دوباره ........منبع: http://farhadheidari. /





برگ زرد

درخواست حذف اطلاعات

غريبانه دست و پا می زنم حریصانه کنار می زنم مظلومانه سکوت می کننم بر درگاهش به سجده می نشینم خورد می شوم خورد م می کند و ...تیمار داری که نیاموخته پتک بر می دارد و می کوبد سر بر اسنان نیاز می سایم و ش ته های دل بند نخورده ام را بر زیر پاهایش پهن می کنم سفره حاجاتم را می گشایم معصومانه اشک می ریزم محبوبانه در دلش اطراق می کنم بریده از دلدار دلبری سودا می کنم .مادرانه خودحوری,می کنم برگ برنده را در دست می گیرد و من کجای این جهنم را بهشتی ببینم؟منبع: http://dorna53. /





در جود و کرم خوب تر از آب روانی

درخواست حذف اطلاعات

در جود و کرم ، خوب تر از آب روانی !از هر چـــه تصور ــــم بهتر از آنی !از چشمه ی کوثر شده سیراب وجودت مثل پـــــدرت ، مــردترین مرد جهانی !در پاسخ هر سنگ ، فقط آینه بودیبا آنکه ش تند تو را ، باز عیـــانی !از بس که پر از مهر و پر از صلح و صفاییتقدیر رقــــــم زد که تو در جنگ نمانیتنها نه فقط خنجر دشمن زده ات زخمهر دوست که آمد به تو زد زخم زبانیسخت است که یک مرد غريبانه بمیرداز همسر خود ، زخم خورد ، فصل جوانی صحن و حرم و مقبره ای نیست برایتاز سنگ مـــــزار تو فقط هست نشانیجانم به فدای تو که بخشـــنده ترینیدر لطف و کرم ، خوب تر از آب روانی اصغر مدققیمنبع: http://modagheghi. /





شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها

درخواست حذف اطلاعات

چنانچه معروف است دختری از دختران حسین (ع) در کودکی در کربلا حضور داشت. صحنه های عطش، غارت خیمه ها را با دو چشم خود دید. رقیه سه ساله نیمه شب در ابه شام در کنار رأس پدر غريبانه جان داد. رقیه جان! فریاد جگر اشت را در خشت خشت ابه های شام مویه می کنم و وسعت رنجت را با کوه ها درمیان می گذارم.منبع: http://shahidanekhodayi. /





نی لبک ..............

درخواست حذف اطلاعات

شاپرک نی لبک آرزوهایش ش ته بود و آوازی غريبانه ای داشت قصه هایش را در گوش نسیم می گفت و برای بارانی که به شهر نرسیده بود دعا می کرد ای دل آهنی ها به فکر پرستوهای خسته بال نیستید آشیانه عشقتان را سالهاست طرد کرده اید و برای گنجشک ها دانه نمی ریزید امید روزهای و سالها و ماه های خورشید برآورده نشده پاییز از راه رسیده و برگ ها به ملاقات زمین رسیده اند و چه شبیه شده داستان این برگ ها به من که برای دست هایت به پایت افتادم شاپرک نی لبک اش را عاشقانه تر کوک می کند و باران به شالیزارها بر می گردد و عشق دوباره آغاز می شود باران رضا پورمنبع: http://baranrezapor. /





ترانه ها

درخواست حذف اطلاعات

ما ....انبوهی از آدم هایِ فراموش شدهدر انتظارِ معجزهدر تصورِ گرمِ آفتابدر تکرارِ غريبانه ی چشم هاترانه ها گفته ایمو هیچ ... هیچ نخواهد فهمیدکه این انتظارحتی از خودِ زندگی هم طولانی تر بود! نیکى فیروزکوهی تلگرام:https://telegram.me/paeezgroup اینستاگرام:https://www.instagram.com/paeezgpمنبع: http://dady. /





اصغرمعاذی

درخواست حذف اطلاعات

دلت گرفته...الهی که غم نداشته باشی فدای چشمت اگر دوستم نداشته باشی دم غروب مرا در خودت ببار که چیزی در آن هوای غريبانه کم نداشته باشی عجیب نیست...من آنقدر د و خسته ام از خود... که حال و حوصله ام را تو هم نداشته باشی "دچار آبی دریای بیکرانم و تنها" اگر هوای مرا دم به دم نداشته باشی به جرم کشتن این خنده ها در آینه...سخت است ی به غیر خودت متهم نداشته باشی غمم تو هستی و شادم اگر به سر نمی آیی منم غم تو…الهی که غم نداشته باشی...! شاعر:اصغرمعاذی منبع: http://sadat90. /





اشک سحر

درخواست حذف اطلاعات

ب گرم همیش به حضور کلیه نازنینانم و با عرض پوزش بخاطر تا خیر حضورم. غزلی را تقدیم میکنم که امیدوارم بپسندید. اشک سحر صدها غزل زچشم سیاه تو خوانده امعشق ترا به ی خود پرورانده ام دل در هوای کوی تو پرواز میکنداز ابر دیده اشک غمت را فشانده ام ترکیب واژه های وفا را چه دیده ای؟در تنگنای قافیه ی عشق ، مانده ام از جور روزگار ، دلم ، تکه تکه شدگل بوته های صبر، به قلبم نشانده ام سوزم در آتشی که زجان شعله میکشداین شعله را به اشک سحر پرورانده ام خواندم شبی به شمع ، غم جانگداز خویشآتش گرفت و ذوب شد از درد خوانده ام از آه حسرتم چه غريبانه سوختمداغ تو را به قصه ی دلها کشانده ام هرگز نبود پاسخ عشقی که داشتمبی مهریت ، که جان به لب خود رسانده ام (محمود)، خون ، به صفحه ی دفتر چه میکند؟من قطره های سرخ غزل را چکانده ام هشتگرد - ۱۳۹۵/۲/۲۶





پیام تسلیت ...

درخواست حذف اطلاعات

رحلت ملکوتی رحمت (ص) و شهادت مظلومانه سبط اکبرشان حسن مجتبی (ع) و شهادت غريبانه هشتمین آفتاب آسمان ت و ولایت رضا (ع) را به پیشگاه حضرت مهدی (عج)، ی (مدظله العالی)، عموم مسلمانان جهان و همچنین شیعیان وشیفتگان آن ان همام تسلیت و تعزیت عرض می نماییم .منبع: http://be library. /





همین اول راه یک "یالله" بگوییم

درخواست حذف اطلاعات

دنبال خدا در سجده های طولانی ات نکرد،دنبال خدا در زاده ها و دخیل بستن هانگرد،دنبال خدا در خواندن انواع اقصام کتاب "خداشناسی" نگرد خدا آنجاها نیست!! خدا در قلبت است،در انتهای همان روحی ست که در آن دمیده،خدا در عمق نگاه عشق آلودِ تو به مخلوقات است.خدا درتوست دنبال خدا در کتاب ها روضه ها سخنرانی ها نگرد.خدا همین جاست نشسته تا دعوتش کنی به صرف یک قهوه و گپ زدن. خدا را ببین چه غريبانه به مینگرد./ آی آدم ها چه زود یادمان رفت خدا روز خلقتمان چه فرمود، خدا گفت "نه به اندازه ی عرش نه به اندازه ی گل های بهشت که به اندازه ی یک دانه ی گندم فقط یادم باش ، نازنینم آدم مبری از یادم؟!!!!! "منبع: http://one-psychologist. /





انالله و انا الیه راجعون

درخواست حذف اطلاعات

بسم الله الرحمن الرحیم انالله و انا الیه راجعون خوشبحال زائرین حرم ارباب که مزد پیاده روی شان را از حضرت زینب(س) طلب د و به واسطهء اشقى الاشقیا به شهادت رسیدند و عقیلهء بنی هاشم خود سرشان را بر بالین گرفت.و از آن سو زائران غریب الغربا(ع) نیز غريبانه پرکشیدند، دو ضایعه ای که قلب آحاد ملت ایران را بدرد آورد، و این کمترین هم مراتب تاسف و تاثر خود را خدمت شما دوستان و همراهان و هم میهنان ابراز میدارم.باشد که خدای متعال صبری زینب وار به بازماندگان عطا فرماید.١٣٩٥/٩/٥ هجری شمسی گروه فرهن ومذهبی زوارا هرا(س)منبع: http://zavarozahra. /





شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها

درخواست حذف اطلاعات

چنانچه معروف است دختری از دختران حسین (ع) در کودکی در کربلا حضور داشت. صحنه های عطش، غارت خیمه ها را با دو چشم خود دید. رقیه سه ساله نیمه شب در ابه شام در کنار رأس پدر غريبانه جان داد. رقیه جان! فریاد جگر اشت را در خشت خشت ابه های شام مویه می کنم و وسعت رنجت را با کوه ها درمیان می گذارم.منبع: http://shahidanekhodayi. /





سالگرد وفات حضرت محمد(ص) و شهادت حسن مجتبی(ع) و رضا (ع)

درخواست حذف اطلاعات

فرارسیدن ایام سالگرد وفات حضرت محمد مصطفی(ص) و شهادت مظلومانه سبط اکبر ، حسن مجتبی(ع) و شهادت غريبانه هشتمین پیشوای معصوم، حضرت علی بن موسی الرضا(ع)، بر تمامی مسلمان تسلیت باد. منبع: http://ketabkhanehvelayat. /





رحلت حضرت محمد(ص) ،شهادت حسن(ع) و رضا(ع) تسلیت باد .

درخواست حذف اطلاعات

فرارسیدن ایام سالگرد رحلت حضرت محمد مصطفی(ص) و شهادت مظلومانه سبط اکبر ، حسن مجتبی(ع) وشهادت غريبانه هشتمین پیشوای معصوم، حضرت علی بن موسی الرضا(ع)، بر تمامی مسلمان تسلیت باد.. برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب بروید..منبع: http://roozbehranjbar. /





یا ابوالفضل

درخواست حذف اطلاعات

دلم برای ی تنگ است که دلش به اندازه ی همه ی تنهایی من جا داردبیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است.و چقدر خدا از من فاصله دارد.تا بارگاه نورانیت هزار کوه فاصله استو من از ورای تمامی کوهها باز هم هر روز خورشید وار بر فراز گنبد طلاییت میخوانم در دلم.نگاه دار دلم را که برده ایی آن را بی یک نگاه از من.و دلت را به من بسپار که پاسدار حرمت آنم.نگاهم کن ببین چه عاجزانه می گریم.ببین چه غريبانه تنهایم.تو میدانی که در تکاتک لحظات تنهاییم فقط یاد دلاوری های تو هست. و من با عشق همواره میگویم یا ابالفضل(ع) بگیر دلم را که دیگر به کار من نمی آید.منبع: http://motahare555. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

یکی در میان ابرهای سیاه یکی در لباس رخت سفید یکی در میان ابهای طغیان کرده یکی در حرم یک نگاه مبهوت افق چشمی بودن ...کجایی قصه مانده ای که رد پاهای سکوت دارد دلم را لبریز غم می کند و دریا ها گریان شده اند از کوه های صبری که سنگریزه هاش شیشه ی ساعتهایم را ش تند یکی میان گردو غبارها در میان افق ها دنبال یک رد پا می گردد ای رفیق تنهایی کجایی که دیگر دلم نمی لرزد با هیچ نگاهی با هیچ عشقی با هیچ ی ...عمرم تنها و غريبانه ش ت ...صدای زمان اگر باید درها اگر باز ششوند اگر تکرار نشویم ما انوقت شاید تنها درد من نبود تو باشد و وقتی تو هستی درد من نبود تو است در هر حال رد این کوچه های دلتنگ تنهاست و ی در میان اسمان چون ماه در تماشای من محبوس در قاب رویاهاست ...نفس هایم را به من برگردان ... برگردان غرور از دست رفته ام برگردان اشک چشمان را





کجاست

درخواست حذف اطلاعات

رحلت جانسوز گرامی (ص) شهادت مظلومانه حسن مجتبی(ع) شهادت غريبانه رضا (ع) تسلیت باد کجاست؟ چشمه می گفت : کجاست؟ آن که می آمد و در آب زلالم گاهی روی خود را می دید مثل گل می خندید کاش می آمد و باز آینه ی صورت ماهش بودم روشن از پرتو خورشید نگاهش بودم ! * * * * * ابر می گفت : کجاست ؟ آن که از کودکی اش تا امروز همه جا و همه سو سایه ام روی سرش بود که خورشید نتابد بر او کاش می آمد و می دیدمش آن گاه که مثل گل رُز می خندید سایه بان می شدمش تا بر آن ماه ، نتابد خورشیدمنبع: http://mohajerani14. /





اشک سحر

درخواست حذف اطلاعات

ب گرم همیشگی به حضور کلیه نازنینانم و با عرض پوزش بخاطر تا خیر حضورم. غزلی را تقدیم میکنم که امیدوارم بپسندید. اشک سحر صدها غزل زچشم سیاه تو خوانده امعشق ترا به ی خود پرورانده ام دل در هوای کوی تو پرواز میکنداز ابر دیده اشک غمت را فشانده ام ترکیب واژه های وفا را چه دیده ای؟در تنگنای قافیه ی عشق ، مانده ام از جور روزگار ، دلم ، تکه تکه شدگل بوته های صبر، به قلبم نشانده ام سوزم در آتشی که زجان شعله میکشداین شعله را به اشک سحر پرورانده ام خواندم شبی به شمع ، غم جانگداز خویشآتش گرفت و ذوب شد از درد خوانده ام از آه حسرتم چه غريبانه سوختمداغ تو را به قصه ی دلها کشانده ام هرگز نبود پاسخ عشقی که داشتمبی مهریت ، که جان به لب خود رسانده ام (محمود)، خون ، به صفحه ی دفتر چه میکند؟من قطره های سرخ غزل را چکانده ام هشتگرد - ۱۳۹۵/۲/۲۶منبع: http://m-a-kaleybari. /





شعر چشم وا پ ر شدنت را دیدم

درخواست حذف اطلاعات

(به نام خدا) چشم وا پ ر شدنت را دیدم ................................................نیزه در نیزه غريبانه تنت را دیدم زی ا مال کبود سم مرکب ها ، نه....................................................به روی دست ملائک بدنت را دیدم ایام سوگواری آقا حسین بر همه ی عاشقانش تسلیت بادمنبع: http://aref000. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

من سکوتم حرف است حرفهایم حرف است خنده هایم حرف است کاش می دانستی می توانم همه را پیش تو تفسیر کنم کاش میدانستی کاش می فهمیدی کاش و صد کاش نمیترسیدی که مبادا که دلت پیش دلم گیر کند کاش می دانستی چه غريبانه به دنبال دلم خواهی گشت در زمانی که برای دردت دلسوزی نیست تازه خواهی فهمید مثل من هرگز نیست...منبع: http://ml52. /





مراسم وداع با دو شهید گمنام دفاع مقدس

درخواست حذف اطلاعات

مراسم وداع با دو شهید گمنام دوران دفاع مقدس شامگاه یکشنبه در مسجد النبی(ص)خیابان شوش تهران برگزار شد. ( 7 آذر 95) چه غريبانه ... همچو غریبی پیشوایتان حسن بن علی مجتبی علیه السلام دعایمان کنید که قطعا نزد خداوند بانام ترین هایید. دعایمان کنید ... برای مشاهده تصاویر کلیک نمایید. منبع: http://mahfeleshahidan. /





سلام آ

درخواست حذف اطلاعات

سلام ای غروب غريبانه دل سلام ای طلوع سحرگاه رفتن سلام ای غم لحظه های ج خداحافظ ای شعر شبهای روشن خداحافظ ای شعر شبهای روشن خداحافظ ای قصه عاشقانه خدا حافظ ای آبی روشن عشق خداحافظ ای عطر شعر شبانه خداحافظ ای ه ن همیشه خداحافظ ای داغ بر دل نشسته تو تنها نمی مانی ای مانده بی من تو را می سپارم به دلهای خسته تو را میسپارم به مینای مهتاب تو را میسپارم به دامان دریا اگر شب نشینم اگر شب ش ته تو را میسپارم به رویای فردا به شب میسپارم تو را تا نسوزد به دل میسپارم تو را تا نمیرد اگر چشمه واژه از غم نخشکد اگر روزگار این صدا را ن رد خداحافظ ای برگ و بار دل من خدا حافظ ای سایه سار همیشه اگر رفتی اگر زرد ماندم خداحافظ ای نوبهار همیشه خـــــــــداااااااحافظ بــــــــرای همیـــــــــشه





سلام آ

درخواست حذف اطلاعات

سلام ای غروب غريبانه دل سلام ای طلوع سحرگاه رفتن سلام ای غم لحظه های ج خداحافظ ای شعر شبهای روشن خداحافظ ای شعر شبهای روشن خداحافظ ای قصه عاشقانه خدا حافظ ای آبی روشن عشق خداحافظ ای عطر شعر شبانه خداحافظ ای ه ن همیشه خداحافظ ای داغ بر دل نشسته تو تنها نمی مانی ای مانده بی من تو را می سپارم به دلهای خسته تو را میسپارم به مینای مهتاب تو را میسپارم به دامان دریا اگر شب نشینم اگر شب ش ته تو را میسپارم به رویای فردا به شب میسپارم تو را تا نسوزد به دل میسپارم تو را تا نمیرد اگر چشمه واژه از غم نخشکد اگر روزگار این صدا را نگیرد خداحافظ ای برگ و بار دل من خدا حافظ ای سایه سار همیشه اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم خداحافظ ای نوبهار همیشه خـــــــــداااااااحافظ بــــــــرای همیـــــــــشه





افسار لعنتیه ذهن من!

درخواست حذف اطلاعات

معمای سرگشتگی همان است که تو شنیدی و من لمس ...به دنبال چه میروی که چنین حیران و مبهوت در این دایره بی انتها مانده ای؟ وفای به بی وفایی؟ عهد و پیمان در ازای چه؟ تحمل درد و سرمای امروز؟ چه را به جان می ی؟ با که سخن میگویی؟ به کجا مینگری؟ گذشته را گذاشتند و رفتند، چه حالی امروز؟ چه چیز را ردیف میکنی و قافیه ها تنظیم میکنی؟ ما را چه شد؟ هوای تو ما را به این روز انداخت...قلم در دست دارم و بی هیچ وقفه ای مینویسم و جملات را پی در پی میکشم، درست مانند تویی که بی هیچ وقفه ای میخوانی تا که بفهمی ته حرف من چیست...سخت باید اشتباه دانست که سرگشتگی را انتهایی باشد...همین است...استمرار است...باید بود، باید شنید، باید لمس کرد...سراب بی پایان زمانه امروز ما را چنان به دنبال خود میکشد که گویی به دنبال انتهایی روشن ایم، غافل از آنکه انتهایش را همان میداند که امروز جان در روح من جاری ساخته است و باقی همه خیا