رسانه
رسانه

مریم :: جستجو



بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

قراره فردا اون ویدئو رو به مريم نشون بدم مريم همون متالهده حقیقیه که پیداش ، گفت از بچه ها میپرسم برات پیداش میکنم ، ینى چند تا دوست متالهد داره ؟؟ یا حداقل دوستى که آرچ انمى گوش میده منبع: http://paranoid. /





مریم مایلی زرین

درخواست حذف اطلاعات

خاموش شد چشم تر فانوسها در من سرزد شب انبوهی از کابوسها در من من رود پر آشوب، تو دریای آرامش فانوسها در توست، اقیانوسها در من من سر به سر کفرم، چه می خواهد دل از جانم جاری ست بی شک خون دقیانوسها در من من مريم ام وقتی بپیچد موج لبخندتمثل صدای روشن ناقوسها در من خا ترم زاییده بکر جهنم هاست باید به پا خیزد شبی ققنوسها در من ای باد زخمی! از تن من آنچنان بگذر تا جان بگیرد ریشه افسوسها در من شاعر:مريم مایلی زرینمنبع: http://bestpoemes1. /





دام عشق...

درخواست حذف اطلاعات

حس چند ماه پیشمو دارم...! شبای قبل از کنکور... مريم 12 شب به بعد!! کاش هیچوقت سراغت نمیومدم....! شاید اگه تنها نمیشدم هیچوقت هم اینجوری نمیشد! الان که دارم این حرفارو میزنم، ده دقیقه از نیمه شب گذشته و من شدم مريم 12 شب به بعد!!! میدونم فردا که این پستو بخونم، با خودم میگم مريم واقعا خودت بودی؟! ولی چه میشه کرد؟! من یه احمقم...!!! مريم 12 شب به بعدمنبع: http://rooz-neveshte. /





مریم اسدی

درخواست حذف اطلاعات

مريم اسدیتولد: اسفند ماه ١٣٦٣ساز (ها): گیتار (ها): سودابه شمس، آریا زند، کامبیز زمانی، فرشاد نوشاد، محسن الهامیان : کنسرواتوار موسیقی تهرانفعالیت (ها): عضو ار تر سمفونیک صداوسیما از سال ١٣٩٠عضو ار تر سمفونیک تالار وحدت ازسال ١٣٩٣اجراهای متعدد در کنار اساتیدی چون علی ی اجرای اپرای عاشورا به ی نصیرحیدریانجشنواره دفاع مقدس به ی مجید انتظامیسمفونی خلیج فارس به ی شهرداد سمفونی انقلابهمکاری با لوریس چکناواریانهمکاری با کنسرت شب کامکارها و..





تموم شد

درخواست حذف اطلاعات

تیکه های قلبمو کجا ببرم؟؟!!؟ أوج نامردی بود اقای ر. اووووج نامردی.... میدونی چ حالی شدم وقتی پیماتو با مريم جونت دیدم ؟؟؟؟ ( مريم جونم!) ب منم میگی صبا جونم !!! چ جالب...همه چیزایی ک ب اون گفتی منم تو گوشیم دارم !!! چ جالب!!!!!! قلبم...إحساسم .... تموم شد! اولش فکر حالم ازت بهم میخوره ولی وقتی دیدمت فهمیدم من همیشه بهت مریضم... تو... نامرد ترین مردی هستی ک تو زندگیم دیدم تو اوج نامردی هم حس دوست دارم و من احمق ترین دختر روی زمینم... وقتی بت گفتم دیگه دوست ندارم نتونستم بفهمم ح ت چ جوریه... البته خیلی مهم نیست.... من دیگه باورت نمیکنم ٥ آذر ٩٥منبع: http://deltangiha0. /





داستان چکمه

درخواست حذف اطلاعات

دیروز داستان کوتاه چکمه اثر تحسین برانگیز اقای هوشنگ مرادی کرمانی را خواندم خیلی خوشم اومد شما هم بخونید مادر لیلا، روزها، لیلا را می گذاشت پیش همسایه و می رفت سر کار. او توی کارگاه خیاطی کار می کرد. لیلا با بازی می کرد. اسم مريم بود. لیلا و مادرش در یکی از اتاقهای خانه مريم زندگی می د. لیلا پنج سال داشت و مريم یک سال از او بزرگتر بود. یک روز، عموی مريم برایش عروسکی آورد. آن روز، لیلا و مريم با آن خیلی بازی د. عروسک همه اش پیش لیلا بود. لیلا دلش می خواست عروسک مال خودش باشد. اما، مريم می گفت: ـ هر چه دلت می خواهد با آن بازی کن. ولی، عروسک مال من است. لیلا ناراحت شد. غروب که مادرش آمد، دوید جلویش و گفت: ـ مادر، مادر، من عروسک می خوهم. عروسکی مثل عروسک مريم. برایم می ی؟ مادر گفت: ـ نه، نمی م. لیلا گفت : ـ چرا نمی ی؟ ـ برای اینکه تو دختر خوبی نیستی. ـ من دختر خوبی هستم، مادر. ـ اگر دختر خوبی





یه روز خوب میاد

درخواست حذف اطلاعات

بزار اینو همه بدونن مريم.یه روزی روی این دنیای نامرد با این ادمای نامرد رو کم میکنم.بزار اون روز برسه مريم.روزی که هیچ میگه یه روز خوب میاد.اره مريم روز هم میاد.یه روزی بیاد که با این ادمای نامرد با این نامرد کاری م که از اسمون میارمشون زمین.همه ادعا هاشونو همه قمپز هایی که میدن رو به اندازه یه پاپاسی ارزش نداشته باشن .کاری میکنم با تمام ادعاهاشون هر روز بیان کفشمو لیس بزنن.بزار اون روز بیاد مريم .اون روز میخوام وقتی دست دنیامو گرفتم روی همه اونا رد بشم.میخوام اون روز تو کنارم باشی.مردا همیشه نمیتونن مثل کوه باشن نمیتونن تکیه گاه باشن مردم به تکیه گاه لازم داره.چه خوبه اون تکیه گاه من تو باشی و تکیه گاه تو من باشم.فقط بزار این راه رو صافش کنیم مريم .بزار چاله هایی که دنیا برامون میکنه رو دونه دونه پر کنیم منبع: http://saeedandmaryam8. /





کادر دبستان دخترانه گلها 96-95

درخواست حذف اطلاعات

کادر دبستان دخترانه گلها ردیف نام و نام خانوادگی سمت 1 خانم شهین غفوری موسس 2 خانم شریف السادات تقریری مدیر 3 خانم مريم کدخ معاون پرورشی 4 خانم نعیمه کاظم زاده معاون آموزشی 5 خانم سمانه جوادی معاون فناوری 6 خانم نرگس حسنی آموزگار کلاس اول 7 خانم زهره سعیدی پور آموزگار کلاس دوم 8 خانم معصومه رضایی آموزگار کلاس سوم 9 خانم مريم نوروزی راد آموزگار کلاس چهارم 10 خانم سارا سامانی بیدگلی آموزگار کلاس پنجم 11 خانم اکرم اختر آموزگار کلاس ششم 12 خانم منیرالسادات تقریری مربی پیش دبستانی 13 خانم مريم کدخ مربی بهداشت 14 خانم محدثه خانی مربی ژیمناستیک 15 خانم حوریه سادات گلی مربی ورزش 16 لیلا پورغلامعلی کوتیانی خدمات منبع: http://mgolha. /





هتل سورینت مریم

درخواست حذف اطلاعات

تور ارزان کیش(هتل سورینت مريم) تیم خبر گردی مانلی پرواز از بهترین هتل ها در کیش برای شما اطلاعات جمع آوری کرده و در اختیار مسافران محترم تور ارزان کیش قرار میدهد هتل چهار ستاره سورینت مريم در اسفند ماه 1390 به گروه هتل های سورینت پیوست، دو ماه پس از واگذاری از اردیبهشت 1391 بازسازی و نوسازی آن آغاز شد و در روز 12 آبان ماه 1392 مورد بهره برداری قرارگرفت. هتل سورینت مريم در حاشیه جنوب شرقی میدان کبیر یکی از میادین اصلی و مرکزی کیش قرار دارد. این هتل زیبا با نمایی متأثر از سبک معماری اروپایی باروک در چهار طبقه متشکل از 56 اتاق و سوئیت بنا شده است. فاصله کم هتل تا ساحل و اسکله تفریحی، تالارشهر، مراکز اصلی ید مانند بازارهای مروارید، پردیس یک و دو، مرکز تجاری، هایپر مارکت و... این امکان را به شما می دهد تا در صورت تمایل مسیرها را در فصول مناسب پیاده طی کنید و از هوای مطبوع جزیره بهره مند شوید.





مریم و مهیار

درخواست حذف اطلاعات

مريم و مهیار، خواهر و برادرند.مهیار امسال به کلاس اول ابت می رود و مريم از خاطراتش برای او می گوید.از آن روز ها می گوید که پدر او را تا مدرسه می رساند،صورتش را می بوسید،دستش را بر سر و رویش می کشید و او را به خدا می سپارد. بغض مهیار ترکید و بلند بلند گریه می کرد.مادر دوان دوان خود را به فرزندش رساند و پرسید:((چی شده؟چراگریه می کنی؟))مريم هم هم شروع به گریه کرد؛همان طور که اشک می ریخت گفت:((مهیار دلش بابا میخواد.منم میخوام.)) آری آنها بابا می خواهند؛اما مادر نمی داند چگونه آنها را قانع کند که پدر برای رضای خدا رفته... مادر نمی داند چگونه باید بگوید که پدر برای دفاع از حرم رفته........ منبع: http://happywriter. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

سلام مريم عزیز سلام دوستان گل مريم جونم گوشی من آندروید نیست و نمیتونم تلگرام رو روش نصب کنم . روی تبلت دارمش ولی به خدا وقت نمی کنم سر بزنم . شاید دو سه ماهی یکبار یه نیم نگاهی بندازم ممنون از احوالپرسیتون به امیدی راه اندازی و رونق مجدد وبلاگهامونمنبع: http://sesaleyedordoneh. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

مدیره مذکور، خیلی شیک و راحت منو به اسم کوچیک صدا میکنه توی چت ... میدونی، برام اهمیتی نداره اصلن. انگار خنثام نسبت به تک تک رفتاراش. مريم در کمال پررویی گفت تو مستعد پا دادن به اونی! بعد از دعوام با مريم، نسبت بهش حساس شدم. هرچند، که دیگه جایگاه سابقشو پیشم نداره. و هرگز به اون جایگاه نمی تونه برگرده منبع: http://haale. /





سندی از تاریخ ایل من ومعرفی یک گیاه داروئی جدید قدیمی !!!

درخواست حذف اطلاعات

احتمالا نام گیاه مريم گلی به گوشتان خورده است. علاوه بر اسم زیبا و نوستالژیک!، این گیاه دارای خواص بی نظیری هم هست. مريم گلی معمولی (نام علمی : salvia officinalis) گیاهی است چند ساله و علفی، دارای خواص ضد عفونی کننده، قابض، ضد نفخ، کاهش دهنده سریع قند خون و افزایش حافظه می باشد. شاید شما هم مانند من از این خاصیت مريم گلی تا به حال بی اطلاع بوده اید. اما اخیرا دانشمندان کشف کرده اند که سوزاندن مريم گلی در محیط خانه می تواند بسیاری از میکروب ها و باکتری های محیط شما را از بین ببرد و شما و خانواده تان از هوایی سالم و غیر آلوده تنفس کنید. چگونه مريم گلی را بسوزانیم؟!!! تحقیقات نشان داده است که سوزاندن مريم گلی ۹۴ درصد از باکتری های پیرامون را از بین می برد. محققان با اندازه گیری آلودگی هوای اتاق بعد از یک روز به این نتیجه رسیدند که هوای اتاق همچنان پاک و تمیز باقی مانده است. یک دسته مريم گلی خ





لحظات به دنیا آمدن عیسی(ع)

درخواست حذف اطلاعات

فَأَجاءَهَا الْمَخاضُ إِلى‏ جِذْعِ النَّخْلَةِ قالَتْ یالَیْتَنِی مِتُّ قَبْلَ هذا وَ کُنْتُ نَسْیاً مَنْسِیًّا (مريم - 23) و ی نمیداند حال مريم(س) در آن لحظات اضطراب را .............................................. پ ن : روضه ای پرگریه دارد این مطلب برای خودش پ ن 2: دیدنی(کلیک) منبع: http://esterham. /





مریم کیه که این قدر سعید دیوونش شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

درخواست حذف اطلاعات

هر چی فکر میکنم که مريم کیه.چرا باید این قدر دوستش داشته باشم.دلیلش چرا.اخه چرا.این سوال ها ذهنمو درگیر کرده.ولی فقط یه ثانیه به مريم فکر جواب همه این مجهول برات معلوم میشه.اصلا خودمو نمیگم یکی اگه مريم رو بشناسه بفهمه چه قدر مهربونه یه کلمه از صداش رو بشنوه اهنگ صداشو بشنوه اگه یه نفر از سر تا پای مريم رو ببینه بازم نه فقط یکی از چشماشو ببینه اگه یکی دوست داشتن مريم رو ببینه میدونم که حتما دیوونه میشه.و من از این میترسم میترسم چیزایی که خودم دیدم رو یکی دیگه ببینه . میدونم مريم مهربونی هاش خنده هاش لوس بازیهاش فقط پیش منه اگه پیش من نبود که تا حالا مريم رو روی هوا زده بودن ولی همه شیرین زبونی هاش پیش خودمه و بقیه مردم فقط حیا و نجابت مريم رو دیدن.اخلاقش بینظیره مريم یکی از اون ست که وقتی مرد از خونه میره بیرون خیالش از زنش راحته . مريم یکی از اون ست که مردش خیالش راحته اگه بین هزار تا مرد





امیدی هست

درخواست حذف اطلاعات

امیدی هست چون خ هست یه چندوقتی نیستم تاوقتی که حال دلم خوب بشه به دعاهاتون نیازدارم مثل همیشه شهرزادعزیزم .یاس عزیزم .مريم عزیزم . زهراعزیزم .مريم زهراعزیزم نازی عزیزم .معصومه عزیزم. ازاده عزیزم به یادتون هستم وبهترینارابراتون میخوام امیدوارم به هرچه ارزو داریدبرسید به امید روزی که بیاییدوبهم بگیدحاجت دلتون گرفتید منم دعاکنیدمنبع: http://amiremomenin. /





عشق اردیبهشتی

درخواست حذف اطلاعات

رمان عشق اردیبهشتی داستان عشق اردیبهشتی بر اساس یک عشق ممنوعه شکل می گیرد و با اتفاقات عجیب و غریبی پیش می رود. "مريم" دختر یتیمی است که پدر و مادرش را در کودکی بر اثر تصادف از دست می دهد و با برادر کوچکش با مادربزرگ زندگی می کنند. مريم با مردی ازدواج می کند که او را نیز مرد دیگری بزرگ کرده است و با هم زندگی کرده اند. مريم بعد از ازدواج متوجه می شود که شوهرش به خاطر یت های کاری ، روزها و ماه های طولانی را دور از خانه و شهر خود به سر می برد و در مدت اندک حضورش در خانه نیز عشق و محبتی –که یک زن بیشتر از هرچیزی در زندگی به آن محتاج است- را از مريم دریغ می کند. این داستان نگاهی نو به نیازها، سرکوب ها و تنهایی های یک زن جوان و متعهد است که سال های زیبای جوانی اش را در پیله تنهایی اش به سر برده است و عاقبت بی توجهی شوهر تا جایی پیش می رود که محبت ها و حمایت های مرد دیگری، آتش عشق را در دل زن ج





اشعار رضا(ع) – موضوع آزاد – مریم اخوان طاهری

درخواست حذف اطلاعات

اشعار رضا(ع) – موضوع آزاد – مريم اخوان طاهری از درد کهنه ای که مداوا نمیشود یا میشود گلایه کنم یا نمیشود اینک سلام حضرت عیسی تر از لطفت نگو که شامل ماها نمیشود ای من فدای پنجره فولاد چشمهات از بغض من چرا گرهی وا نمیشود؟ یوسف ترین عزیز !مرا تا خودت بخوان هرچند این غریبه زلیخا نمیشود امضا: ی که با همه ی ریزنقشی اش در بیکران چشم شما جا نمیشود مريم اخوان طاهری منبع: http://zaman888. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

سرم سوت می کشد این روزها... از تمام رسانه هایی که خبرهای خون و خم را تیتر می کنند. و گلویم درد می کند... از تمام بغض هایی که در گلوی ک نه ات انباشته ای.. یازده ساله ی مقدس! چشمهایت را باز کن... مريم! و به حال ما که زنده مانده ایم گریه کن... تا عهد خود بستیم...پا در رکاب تو! ما ک ن هستیم، تعبیر خواب تو... برخیز و غوغا کن... ای دختر طوفان! این شهر خالی نیست_ از عطر ناب تو.. خون تو تا خورشید قد می کشد چون گل.. و باز خواهد شد، روزی کتاب تو! و اتفاقی از عهد تو می ماند که ثبت خواهد شد، در انقلاب تو! تو... کودکی تنها/ در ازدحام هیچ! من کودکی هیچم، پشت نقاب تو روزی به دست خود، بر باد خواهم داد آن دست دژخیمی! که در جواب تو یک ماشه را چُکاند_ و بمبها بارید ... بارید و غم پاشید! بر آفتاب تو... تقدیم به : شهید مريم عطیة محمد العرجا (11 ساله) و ک ن همسنگرش "در مظلو





341-مریم عیسی-1395/8/13

درخواست حذف اطلاعات

"مرده بودم کاش پیش تر از این گشته بودم پاک از همه عالم مثالِ یک عدم در خویش"می رسد نجوا از زبانِ مريمِ زیبا در کنارِ نخل و آب جوی و صدای عشق از نزدیک می دهد امید، او را باز درد زاییدن شود آسان حرف مردم سخت ناهموار می دهد پیغام از درونِ مهدِ گمنامی صلح را بر مردم دنیا عیسی ی مريم کو دورودت باد روزی که زاده خواهی شد.......خواهی مرد.......بر شوی بیرون ز نفس خویش تا همیشه ای پیام آور خدای صلح ""حسین زرتاب ""منبع: http://zartab. /





خواهش میکنم...!

درخواست حذف اطلاعات

مريم خواهش میکنم کم حرف تر باش...! اون دختره هم خطرناکه ازش دوری کن!!! ولی اصن سعی نکن هر چیزیو تعریف کنی... ومی نداره دیگران هرچیزیو در موردت بدونن!!! خیلی چیزا گفتنشون ومی نداره چون اگه بدوننشون فقط میخوان سو استفاده کن یا عجیب و غریب ازشون برداشت کنن!! خیلی خیلی مراقب باش...! :/ مريم ترسیدهمنبع: http://rooz-neveshte. /





سرممممم

درخواست حذف اطلاعات

سرم درد میکنه از زنگ زدن میگن چرا ... داشتم میخو دم که گوشیم زنگ خورد ها!! هی میگه بلند حرف بزن خو!! صدات نمیاد! میشه مريم صدات کنم!؟!...مردم چشونه!؟ ساعت ٣ ظهر!!! قهوه را صبح زود دوست میدارم برای ظهرش که تپش قلب و بی قراری میگیرم ازش متنفرم!! بعد یجوریه که میخوام الان نسکافه بخورم!! منم حس میکنم خل شدم!!منبع: http://princess1990. /





زندگی نامه مریم میرزاخانی

درخواست حذف اطلاعات

نام: مريم میرزاخانی تولد: 13 اردیبهشت 1356 - مه، ۱۹۷۷ (میلادی) - تهران، ایرانملیت: ایرانیشهرت : ریاضیات پروفسور مريم میرزاخانی (زاده ۱۹۷۷) ریاضیدان ایرانی برنده جایزه ستر ( ter prize) انجمن ریاضی در سال ۲۰۱۳ است. او هم اکنون استنفورد است.او طی تحصیل در دبیرستان فرزانگان تهران در سال های ۱۹۹۴ (هنگ کنگ) و ۱۹۹۵ (کانادا) برنده مدال طلا در المپیاد جهانی ریاضی شد. سپس کارشناسی ارشد خود را در رشته ریاضی از شریف گرفت و برای ادامه تحصیل ا به هاروارد رفت.میرزاخانی از یازدهم شهریور ماه ۱۳۸۷ (اول سپتامبر ۲۰۰۸) در استنفورد و پژوهشگر رشته ریاضیات است. پیش از این، او پرینستون بود.از مريم میرزاخانی به عنوان یکی از ده ذهنِ جوان برگزیده سال ۲۰۰۵ از سوی نشریه پاپیولار ساینس در و ذهن برتر در رشته ریاضیات تجلیل شد. مريم میرزاخانی، استنفورد، در سال های ۱۳۷۳ و ۱۳۷۴ (سال سوم و چهارم دبیرستان) از دبیرستان فرزانگ





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

مريم و مهیار، خواهر و برادرند.مهیار امسال به کلاس اول ابت می رود و مريم از خاطراتش برای او می گوید.از آن روز ها می گوید که پدر او را تا مدرسه می رساند،صورتش را می بوسید،دستش را بر سر و رویش می کشید و او را به خدا می سپارد. بغض مهیار ترکید و بلند بلند گریه می کرد.مادر دوان دوان خود را به فرزندش رساند و پرسید:((چی شده؟چراگریه می کنی؟))مريم هم هم شروع به گریه کرد؛همان طور که اشک می ریخت گفت:((مهیار دلش بابا میخواد.منم میخوام.)) آری آنها بابا می خواهند؛اما مادر نمی داند چگونه آنها را قانع کند که پدر برای رضای خدا رفته... مادر نمی داند چگونه باید بگوید که پدر برای دفاع از حرم رفته........منبع: http://happywriter. /





این داستان:مریم

درخواست حذف اطلاعات

های مردم اگه از من میشنوید زن نگیرید منو نگاه کنید من یه الگو مناسبی برای شمام اینه عاقبت یه نفر که زن گرفته میپرسید چی شده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟میخوایید چی شده باشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نه من از شما میپرسم مرد باید خونه ت ی کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نه مرد باید این کارا رو ه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ به گفته بچه ها کره خدا آسسسسسسسمون والا یه مدت خونه رو تمیز ن گفتم خانوم خونه چیکار میکنه انگار نه انگار اصلا زن باید اینجور باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟زن شما هم اینجوریه یا فقط زن من اینجوریه؟؟؟؟؟؟؟؟ درسته عاشقشم درسته میمیرم واسش درسته هی وقتی جلوم راه میره وقتی خوابه محو تما میشم حتی اون لحظه از دیدن غروب کنار دریا هم قشنگ تر و لذت بخش تره باورتون نمیشه وقتی با ناز میخوابه چه حالی میشم یدن صورتش بهترین چیزه یعنی تمام زیبایی دنیا یه طرف دیدن مريمم یه طرف این بشر نمیدونم چرا این قدر شیرین خوشکل مهربونه چه لذت بخشه وقتی از مريم میگم جدی میگم اگه لای





الهه بارانِ من...

درخواست حذف اطلاعات

میگما.... چرا نمیشه بعضی آدما رو هزااااااار بار کپی پیست کرد...؟!!!! من الهه رو هزاااااار بار تو زندگیم میخوام...هزار تا دوست نمیخوام...فقط الهه کافیه... الهه ست...الهه باران... مث یه الهه پاکه...حتی مث مريم مقدس میمونه...مريم... حتی گاهی مث بهار میمونه...بهاره زندگیت میشه... مث بارون پر از رحمته...پر از مهربونی...پر از پاکی...همه چی رو تازه میکنه...به خوب و بد میباره...همه رو نوازش میکنه...همه رو سیراب میکنه...با همه خوبه... الهه ست دیگه... الهه بارانم... منبع: http://manooookhodam. /





تفاوت

درخواست حذف اطلاعات

پس شاخه های یاس و مريم فرق دارندآری! اگر بسیار اگر کم فرق دارند شادم تصور می کنی وقتی ندانیلبخندهای شادی و غم فرق دارند برع می گردم طواف خانه ات رادیوانه ها آدم به آدم فرق دارند من با یقین کافر، جهان با شک مسلمانبا این حساب اهل جهنم فرق دارند بر من به چشم کشتة عشقت نظر کنپروانه های مرده با هم فرق دارند فاضل نظریمنبع: http://majidkakvan. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

amir.m:مريم موهاتو خیلی دوست دارم





دوست واقعی :-(

درخواست حذف اطلاعات

الان مامانم گف بیست چهارم عروسیه مريمه امروزهمسایون اش نذری داشت مامان رفته واینوفهمیده دلم ش ت وقتی اینوازمامان شنیدم مريم حتی جواب تلفن وپیامکی که بهش داده بودم ونداد:-( من یه ماه جلوترازعروسی داداشم خبرش ولی اون به من هیچی نگف :-( مريم تنهادوست صمیمی منه من همیشه درگیراین فکرم که ادمایی که دوسشون دارم وبرام مهمن چجورحسی بهم دارن ینی واقعااین که میگن دل به دل راه داره راسته ؟ من کلا ازرفیق شانس نیاوردم اون اززهرااینم ازمريم :-( پ.ن الان کلی کارداشتم ولی بایدمیمودم اینارومینوشتم چون شماتنها ایی هستین که من میتونم باهاشون دردودل کنم:-( منبع: http://dead 777. /





معرفی کتابهای کتاب خوان اردیبهشت ماه 1395

درخواست حذف اطلاعات

هم رو مه هم کلوچه- مريم هاشم پور- انتشارات کبیر- 28 صفحه شعرهای کتاب «هم رو مه هم کلوچه» را مريم هاشم پور سروده است. کت جذاب با شعرهایی دلنشین و تصاویری که حاصل تلاشهای خانم مريم حسن نژاد است. این کتاب دربرگیرنده 15 شعر ساده و ک نه مانند چاله های آب، لنگه کفش نی نی، برف و بچه سوسک، کوکوی بابا، سه تا لیوان سه تا بشقاب، وس خانم، باد تند، ترانه ابرها و مادر است. کتاب «هم رو مه هم کلوچه» از سری کتابهای شکوفه می باشد که انتشارات کبیر آنرا در قالب 28 صفحه مصور رنگی منتشر کرده است. عنوان کتاب برگرفته از شعری زیر است: همسایه ما پیرمردی است یک دکه دارد توی کوچه در دکه خود می فروشد هم رو مه هم کلوچه- مريم هاشم پور- انتشارات کبیر- 28 صفحه شعرهای کتاب «هم رو مه هم کلوچه» را مريم هاشم پور سروده است. کت جذاب با شعرهایی دلنشین و تصاویری که حاصل تلاشهای خانم مريم حسن نژاد است. این کتاب دربرگیرنده 15 شعر س





آهنگ مریم با صدای رامین مهری

درخواست حذف اطلاعات

آهنگ مازندرانی مريم با صدای رامین مهری آهنگ مازندرانی جدید با خوانندگی زیبای رامین مهری به نام مريم آهنگ با تنظیم می و مسترینگ : محمد قاسمی / نوازنده : حسین آرامیده / پخش از : شمال موزیک پخش شده از : شمال موزیک / بروزترین سایت پخش و آهنگهای مازندرانی آهنگ مازندرانی مريم با خوانندگی رامین مهری کیفیت ۱۲۸ خواننده حجم رامین مهری ۴٫۶۵ mb منبع: http://mazan . /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

آنوقتها که بچه بودیم، مريم دلش می خواست بشود زن یک برادر پاسدار که خانه شان توی کوچه ما بود و من دلم می خواست بشوم زن بروا شوتی. بروا یک جوان قد کوتاه کرد کرمانج بود از مادری کرمانی. چترباز بود و همیشه قصه دلاوریهایش را در جاده بندرعباس- سیرجان وقت فرار از دست پلیس مبارزه با قاچاق کالا می شنیدیم. من و مريم سر اینکه آن برادر پاسدار کله تر است یا بروا شوتی به توافق نمی رسیدیم. بعدها که دبیرستانی شدیم و همه فکر و ذکرمان شده بود درس و قبول شدن توی تهران که فقط ع سردرش را روی پنجاه تومانی دیده بودیم، برادر پاسدار به خواستگاری من آمد و آن جوان چترباز خواستگار مريم شد. ما هیچ کدام به روی خودمان نیاوردیم و پدر هر دوی آنها را رد کرد با این حرف که« بچه هایم را از بیرون نیاوردم که بدهم به آدمهایی که سرشان کف دستشان است.» حالا که مفهوم دلاوری برایم فرق کرده است. یک روز سراغ آن دوجوان را از پدرم گرفتم.





مریم نقاش زرگران، نوکیش ی زندانی، پس از اعتصاب غذا، به بیمارستان منتقل و بدون مع

درخواست حذف اطلاعات

یک منبع مطلع به کمپین بین المللی در ایران گفت مريم (نسیم) نقاش زرگران، نوکیش ی زندانی، روز یکشنبه نهم داد، در پی وخامت حال و افت فشار به بیمارستان منتقل و بدون معالجه و درمان مناسب به بند بازگردانده شده است. به گفته این منبع، مريم نقاش زرگران در زندان اوین از مرخصی، مشروط و درمان پزشکی مناسب محروم است. او از پنج شنبه ششم داد در اعتراض به این شرایط اعتصاب غذا کرد. این منبع مطلع به کمپین گفت:منبع: http://bamasih. /





جان مریم

درخواست حذف اطلاعات

بعضی شبا عجیب دلم میگیره...با خودم میگم من چی میخوام که انقدر دارم براش میدووم... با خودم میگم ا این روزا قرار چی بشه؟؟؟ چرا یهو کل انرژیم تحلیل میره؟؟؟ امشب سازمو گرفتم توی بغلم و جان مريم و زدم نمیدونم چرا بغض گلومو گرفت...انگار واقعا وقتی گفت حس بده بهش..حس گرفت.. امشب دوباره یادت افتادم مصطفی..وقتی این شبکه 2 رو میبینم دلم میگیره..همش انگار طاها ایناز تو... نمیدونم باز چرا دارم کشیده میشم به طرفت...فکر کنم باز باید بیای به خوابم و بهم امید زندگی بدی داداشی... خدایا حواست بهم هست؟؟کم اوردم هامنبع: http://tanhayiihayeman. /





شب عروسی

درخواست حذف اطلاعات

شب عروسیه، آ ه شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه.مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مريم ، دخترم ، در را باز کن.مريم جان سالمی ؟؟؟ آ ش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو.مريم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خو ده. لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دست مريم یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده. بابای مريم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه، با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه : به ادامه مطلب بروویدمنبع: http://aasheghaneh8621. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

تو آلودگی این شهر درندشت دلم عجیب هوای پیاده روی کرده. مهم نبود که گرمه یا آلودس فقط مهم پاییز بودنش بود. :) تو راه برگشت قدم ن از کوچه پس کوچه به نا گه به کوچه ی " پارک امین ال ه " رسیدم. مدتها بود که وقتی از کنارش رد میشدم دوسداشتم برم توش امروز خیلی اتفاقی سر از این کوچه ی خلوت دراوردم. درسته اون بافت قدیمیی که من هرگز ندیمو نداشت ولی حسشو که داشت. *-* شاید سالها پیش امین ال ه به همراه بانو مريم خاتون در آن کوچه که زمانی بخشی از حیاط خانه ی بزرگ و پر درخت شاهانشون بود قدم میزدند. زوج عاشقی که توانستند بر سکوت ظالمانه ی عشق غلبه کنند. در آن زمان که در اندرونی شاه در کاخ گلستان ی نمیتوانست آزادنه عشق خود را بیان کنند. مريم و امین ال ه توانستند با سختی بسیار به هم برسند. مريم خاتون که پس از مريم ال ه نامیده شد دامن کوتاه سیاهی با رگه های طلایی بر تن کرده بود و با پاهای هم چو بلورش دلبری می





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

یاد کن آنگاه که فرشتگان گفتند: ای مريم، خدا تو را به کلمه ای از خود که نامش ، عیسی بن مريم است، نوید می دهد که در دنیا و آ ت آبرومند و از مقربان (الهی) و با مردم در گهواره و در بزرگسالی سخن می گوید و از نیکان و شایستگان است. و آنگاه که از انش در جایگاهی شرقی کناره گزید و میان خود و آنان های کشید؛ پس ما روح خود را نزدش فرستادیم و برای او همچون انسانی درست اندام نمودار شد. مريم گفت: من از تو به خدای رحمان پناه می برم، اگر پرهیزگار باشی. (جبرئیل) گفت: همانا من فرستاده پروردگارت هستم تا تو را پسری پارسا و پاکیزه ببخشم. مريم گفت: چگونه مرا پسری باشد و حال آنکه دست هیچ انسانی به من نرسیده و بدکاره هم نبوده ام؟ گفت: چنین است، پروردگار تو گفته که: این بر من آسان است و تا او را نشانه ای برای مردم و رحمتی از سوی خویش کنیم؛ این کاری است حتمی و شدنی. پس به او عیسی (ع) بار گرفت و با وی به





روز امتحان

درخواست حذف اطلاعات

امروز امتحان بود مشخصات کارتم رو پیدا ن که چاپ بگیرم... الان بجای اینکه سر امتحان باشم دارم شیفت میدم.از اول هم دلم نمیخواست شرکت کنم ...انگاری از اول قسمت نبوده خیری جون هم که همشیفتم سرما خورده ...مريم و مرضیه دارن امتحان میدن انشاءا..قبول بشن. راستی تو هم که نیستی .. منبع: http://vajehhayehkhamosh. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

(18:)حضرت ابراهیم(ع)مشهورترین درادیان الهی است،حتی برخی ازیهودیان و یان ایشان راازخودمیپندارندوقرآن کریم آن راردمیکند(آل عمران/67)وایشان حنیف ویکتاپرست معرفی میکدh(19:)حضرت ابراهیم(ع)ازدوران جوانی مردم رابه الله دعوت کرده است،دعوت ایشان ازعمویش که باخطاب پدرجانم بیان شده است،مشهوراست .(مريم/44)ایشان اطاعت ازبتهاراعبادت معرفی کرده است.منبع: http://hadafkhelgat. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

امروز با مريم و مینا بودم فقط رفتیم کافی .....بد نبود گفتیم خندیدیم ولی جنس خنده های اون دو تا بدتر از من بود تازگی ها توانایی تشخیص نوع خنده های ادما رو پیدا یعنی بیشتر به نوع خندشون توجه زیادی می کنم قبلا نمیدونم چرا اینجوری نبودم مريم زیادی میخندید ..... اول که وارد شدیم کافه خالی بود بعدش پر شد میز بغلیمون یه پسر و دختر اومدند تنگ هم نشستند بیشتر میخورد واسه اشنایی اومدند پچ پچ هاشون ناخوداگاه میشنیدم پسره اول کلی احساس ج دختره کرد ولی وسطاش نمیدونم چش بود صداش یجوری شد داشت به دختره میگفت برای ایندشونه ......دیگه زیاد بعدش توجه ن یه چن تا ی دیگه هم بیشتر سنشون توی مایه های بیست هجده شونزده بود ...... مريم ناخواسته گفت از مردهای با سن بالا خوشش میاد من حالم خوبه .....دارم فکر می کنم زود کنار اومدم یا دارم فرار می کنم بیشتر نظرم اینه کنار اومدم و دارم خودمم گول میزنم این چن ماه هم م