رسانه
رسانه

من الغریب :: جستجو



مِن الغریب الی الغریب

درخواست حذف اطلاعات

همیشه ناگهانی و بی نظیر مرا غافلگیر می کند. یک جوری که دهنم باز می ماند .... چطور شد؟ چه شد که مرا خو ؟ چه شد که به دلم اشاره کردی؟ جو جز یک لبخند عمیق نیست... باید لبخندهایش را ریخت توی پاکتی و هر روز بو کشید ، سرمه ی چشم کرد و در نهایت برایش مُرد ... دیگر هیچ چیزی و هیچ ی جز او و مقصدش ارزش مُردن ندارد . + خدایا ... تا آن هفته که بوی حال و هوای آنجا را بو بکشم مرا نمیران لطفا ... + مریم ... فاطمه ... جوجه .... دارم میام بچه ها .... و دلم میخواد یه دل سیر ببینمتون و یادم نره دوستایی دارم که دیدنشون قلبمو مست میکنه..





من الغریب الی الحبیب از همان نامه ها که هروقت بریده ام برایت مینویسم

درخواست حذف اطلاعات

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید





اربعین

درخواست حذف اطلاعات

یک اربعین گذشته و زینب رسیده است بالای تربتی که خودش آرمیده است یا ایها الغريب سلام ای برادرم ای یوسفی که گرگ تنت را دریده است ازشهر شام کینه رسیده مسافرت پس حق بده به او که چنین قد خمیده است احساس میکنم که مادرم اینجا نشسته است در کربلا نسیم مدینه وزیده است بر نیزه بودی و به سرم بود سایه ات با این حساب ی زینبت را ندیده است این گل بنفشه های تن و چهره ی کبود دارد گواه ، زینبتان داغدیده است توطعم خیزران و سنگ ها و خواهرت طعم فراق و غربت و غم را چشیده است آبی به کف گرفته و رو سوی علقمه با آه می رود سکینه و خجلت کشیده است این دختر شماست که خواستند کنیزیش .... لکنت گرفته است و صدایش بریده است نیزه نشین شد حضرت سقا و اهلبیت زخم زبان زهر و نا شنیده است گفتی رقیه ..... گفت نمی آیم جان ! در شام ماند و شهر جدید آفریده است... جان قربون دلت برم ....منبع: http://zohre60. /





اربعین

درخواست حذف اطلاعات

یک اربعین گذشته و زینب رسیده استبالای تربتی که خودش آرمیده است یا ایها الغريب سلام ای برادرمای یوسفی که گرگ تنت را دریده است ازشهر شام کینه رسیده مسافرتپس حق بده به او که چنین قد خمیده است احساس میکنم که مادرم اینجا نشسته استدر کربلا نسیم مدینه وزیده است بر نیزه بودی و به سرم بود سایه اتبا این حساب ی زینبت را ندیده استاین گل بنفشه های تن و چهره ی کبوددارد گواه ، زینبتان داغدیده است توطعم خیزران و سنگ ها و خواهرتطعم فراق و غربت و غم را چشیده استآبی به کف گرفته و رو سوی علقمهبا آه می رود سکینه و خجلت کشیده است این دختر شماست که خواستند کنیزیش ....لکنت گرفته است و صدایش بریده استنیزه نشین شد حضرت سقا و اهلبیتزخم زبان زهر و نا شنیده استگفتی رقیه ..... گفت نمی آیم جان !در شام ماند و شهر جدید آفریده استشاعر: یاسر_مسافر





از توس جاده ای است سوی کربلا

درخواست حذف اطلاعات

شعری که حاج صادق آهنگران در بدرقه زائران و خادمان اربعین حسینی در حرم مطهر رضوی خواند حاج صادق آهنگران در مراسم بدرقه خادمان اربعین حسینی شعری را قرائت کرد که متن آن به این شرح است: ای آن که دل به عشق تو شد مبتلا حسین از توس جاده ای است سوی کربلا حسین عشق حسین بود و غمش جنس اصل بود شش گوشه اش به پنجره فولاد وصل بود ای آفتاب سوخته بر چوب نی حسین خونت حلال سلطنت روم و ری حسین هرجا که نام توست دل به شور و شین است در مشهد الرضا به لبم یا حسین است نقاره ها که رو به حرم ناز می کنند از شوق کربلای تو آواز می کنند تمام خاک اسان به نام توست مشهد نشانه ای است که ایران به نام توست ای میهمان تشنه لب سر جدا حسین ای کشتی نجات و چراغ هدی حسین راهی شدند ساده و آسان به سوی تو خدام پادشاه اسان به سوی تو از راه دور سوی تو پرواز می کنند از شوق کربلای تو پر باز می کنند هر دل که عاشق است برای تو می تپد در آر





پارو تا شلمچه...

درخواست حذف اطلاعات

امسال میخواهم از همان ابتدای سفر کنار پنجره ی اتوبوس بنشینم و تا مقصد با ی حرفی نزنم و فقط سوار بر قایق افکارم تا سر درب اصلی شلمچه پارو بزنم ...آنجا که نوشته است: شلمچه بوی چادر خاکی حضرت زهرا(س) میدهد... از کاروان جدا می شوم... هوا تاریک و تاریک تر می شود... زمین شلمچه شبها به آسمانش دوخته می شود و مرزی بین آنها نیست... حالا دیگر چشم سر جایی را نمیبیند... گوشه ای دنج ...روی خاک ها می نشینم... دست بر تربت شلمچه می گذارم تا خدا به عزت این خاک که چشم های زیادی را در آغوش گرفته مرا عفو کند... میکنم: من الحبیب الی الغريب... مولا جان! اینجا قدمگاه مادرتان است... و یک دل سیر به حال حجاب دلم گریه میکنم... سخت ترین لحظه ی شلمچه آن زمانیست که بعد از 12 ماه انتظار, می گویند وقت ملاقات تمام است... بی اختیار به حال کلوخ های زیر پایت غبطه می خوری...که آنها می مانند و تو باید بروی... وقتی تمام فضای





شب دهم محرم سال 1395 جواد مقدم

درخواست حذف اطلاعات

سخته اینو باور کنم اومد شب ا داغ غم تو سهم دله زبنبه ا زیــــنب بی حســــین یعنی غریبی یعنی غربت فردا برا من روزی میــــشه قرق مصـــــــــــــیبت تو میری و من میمونم عذاب اسمونا میشه رو سرم اب حتی بهت نمیدن یه قطره اب بمـــــــــــیرم تو میری و دست میذارم رو سرم میشه پره بارون چشمای تـــــرم تو میری و میریزن توی حـــــــــرم اخ الغريب ای مظلوم حســـین من فردا توی این صحرا میشه م کبری سخت میگذره به مادرمون حضرت زهرا اون ساعتی که هستی تو گودال پر از خون میشه لقبت کشته ی افتاده به قارون بگو میخوای بی زینب کجا بری من میمیرم زیر دست و پا بری نگو میخوای روی نیزه ها بری نرو داداش اخ کارم شده گریه اشک و سوز و اه الهی که از بالای ذلجناح نیوفتی رو خاک گرم قتاگاه برادرم وا غربتا ای مظلوم حسین من وا غربتا ای مظلوم حسین من دارم میبینم با دلی که قرق حراسه چشمایی که دنیال همون کهنه لباسه تو قلبه من اتی





سلام صاحب هر روز و شب من

درخواست حذف اطلاعات

سلام مولای نورٌ علی نور!! سلام صاحب هر روز و شب من!! سلام آشنای عزیزو غریبم!! هر بامداد از این های نور یعنی درست ساعت شور و مستی انتظار... در من ی شبیه خودم زار می زند، هر که بساط ندبه ی من جفت و جور می گردد، می خواهم آنچه چشمان خطاکارم را پرکند اشک باشد و اشک غبطه میخورم به آسمان که این روزها اینگونه خود را برسر ما خالی می کند.... !!! حرفی نیست...ببارد !! اما چرا ما معرفت آسمان رانداریم...؟؟!!!! و باز هم این ک نه دل من آنچه را از دفتر عاشقی با شما عبور میدهد ،نگاه به بی پایان این دفتر انتظار است.... این صبحگاه ِ ، گریه ای می خواهم...ندبه ای که برایم مبارک است!!! این واژه های شسته، برایم پر از بغض و دلتنگی است مولای من! شماحس مرا درک می کنید....!!! شما ندبه های خیس مرا مرور می کنید !! وقتی که واژه های من از دست می روند عاشقانه ها شعر می شوند و به دلم خطور می کنند!! من ب





ایها الغریب

درخواست حذف اطلاعات

ای جان فدای نام تو یا ایهاالغريب ما جمله دردمند و تو بر درد ما طبیب داری خبر ز حال همه خلق ای ما از تو دور گر چه  تو هستی به ما قریب کرده خدا صفات خودش را عطا به توگر مرده را تو زنده کنی نیست این عجیب آن که نیست رهرو تو ایهاال دارم یقین که خورده ز ابلیس او فریب وصف تو را چگونه سرایم که وصف توصدها کتاب خواهد و صدها نفر ادیب حصن حصین تویی و پناه همه توییای خوش به حال ما که تو هستی به ما حبیب دست طلب که سوی خدا می شود بلند  بعد از خدا تویی به دعاهای ما مجیب ماهی در آب اش هست یا رضا(ع)بر روی شاخه هم سخن مرغ عندلیب یا ایهاالغريب زدرد فراق خویشبردی قرار از دل و از ها شکیب





من الغریب..

درخواست حذف اطلاعات

نزدیک افطار است، سفره پهن می شود، کم و زیاد در آن چیده می شود، صدای ربنا می آید، همه ی خانواده دور هم می نشینند، شاید شبهای دیگر ی از سفره جا بماند اما این شبها همه سعی می کنند سر سفره افطار حاضر باشند، همه با هم روزه را افطار می کنند، اما او کجاست؟ با که نشسته است؟ آیا سفره ای برایش پهن است؟ آیا ی را دارد که بر سر سفره ی افطار منتظرش باشد؟ چه غریب است او. چرا او اینقدر غریب است؟ چرا تنهاست؟ چرا هزار سال تنهایی بر او تحمیل شده است؟ آیا اگر شیعیانش شیعه بودند غربتش پیش از اینها به انتها نرسیده بود؟ تقصیر من است تنهاییش، شرمسارم.مهمانی دعوتیم. همه دور هم نشسته ایم. صداها در هم پیچیده است. همه گرم گفتگویند. صدای اذان که می آید. همه ماس دعا می گویند. همه با دعایی با بسم الهی روزه خود را می گشایند. صداها، خنده ها، گفتگوها در هم پیچیده است. بر ع زمانهای دیگر این شلوغی، این سر و صدا چقدر دلنشینند





ایها الغریب

درخواست حذف اطلاعات

ای جان فدای نام تو یا ایهاالغريب ما جمله دردمند و تو بر درد ما طبیب داری خبر ز حال همه خلق ای ما از تو دور گر چه تو هستی به ما قریب کرده خدا صفات خودش را عطا به توگر مرده را تو زنده کنی نیست این عجیب آن که نیست رهرو تو ایهاال دارم یقین که خورده ز ابلیس او فریب وصف تو را چگونه سرایم که وصف توصدها کتاب خواهد و صدها نفر ادیب حصن حصین تویی و پناه همه توییای خوش به حال ما که تو هستی به ما حبیب دست طلب که سوی خدا می شود بلند بعد از خدا تویی به دعاهای ما مجیب ماهی در آب اش هست یا رضا(ع)بر روی شاخه هم سخن مرغ عندلیب یا ایهاالغريب زدرد فراق خویشبردی قرار از دل و از ها شکیب





ویژه 28 صفر

درخواست حذف اطلاعات

*یا مُعِزَ المومِنین ایها الغريب* *شور حسن مجتبی(ع)* دلم میخاد یه روزی - مهربونم مو به روی - خاک بقیع بخونم2 ای بی حرم سایتون بالا سرم داری اقا یک حرم؛؛توی دلم خداروشکر ؛ گداتم من/نوشتم رو ؛ قلبم حسن #حسن جانم3# ******** ع بقیع خاکی-دلم رو میسوزونه من بمیرم هنوزم -قبرت بی سایبونه تو کریمی پس چرا جای گنبد طلا گرد و خاک نشسته رو ؛؛قبرت آقا بقیع امشب سوت و کوره_بمیرم که تاریک و بی نوره #حسن جانم3# شاعر : محمد رضا شجاعی یا حسن مجتبی (ع) خادمان حرمت جن و ملک ، جبرائیل می کند حضرت خالق ز مقامت تجلیل گشته عرش از خم ابروی کمانت تشکیل کی کنم ماه جمال تو به یوسف تمثیل از خدا خواسته ام کلب درت باشم چون می شود کلب ز مهر تو به انسان تبدیل در کف تربت پاک تو به طف افتادم طف اشکم که ز هجر تو به کف افتادم از خدا خواسته ام مرغ مهاجر باشم برترین قاصدک قرن معاصر باشم گر بنا هست که هجرت بنمایم از خود بهتر آنست





درسوگ الغریب ( 3 )

درخواست حذف اطلاعات

      پر اشک است دو چشم تر توشده وقت نفس آ تودر دل حجره زمین افتادهبه روی خاک چرا پیکر تومرغ بسمل شدی و بال زدیخاک حجره است به روی پر توآنقدر فاطمه گفتی آمدو شده زنت مادر توخواهرت نیست کنارت اماهتک حرمت نشده خواهر توگریه می کرد کنار تو جواد              خوب شد آمده او در بر توجگرت تنت سالم بودهست در دست تو انگشتر توگر چه از زهر گلویت می سوخت پار ه نشده حنجر توسر تو در بدنت باقی ماندبه سر نیزه نرفته سر توتو سخن گفتی و سنگت نزدندروی نیزه نشده منبر توبه روی خاک نشستی امادل گودال نشد بستر توتشنه بودی و نزد هیچ یخیزرانی به لب اطهر توهمۀ شهر عزادارت بوداشکریزان همه در محضر تومن بمیرم که به دروازۀ شامبه سری سنگ زدند از سر بام   مجتبی شکریان همدانی





تحقیق در مورد اماالحارصة

درخواست حذف اطلاعات

#filesell_pps_div1{margin:5px auto;padding:5px;min-width:300px;max-width:500px;border:1px solid #a9a9a9 !important;background-color:#ffffff !important;color:#000000 !important;font-family:tahoma !important;font-size:13px !important;line-height:140% !important;border-radius:5px;} تحقیق در مورد اماالحارصة لینک پرداخت و *پایین مطلب * فرمت فایل :word ( قابل ویرایش و آماده پرینت ) تعداد صفحه51 (اماالحارصة: ) حارصة با اهمال حروف زخمی است که پوست را می‌شکافد و به آن آسیب وارد می‌نماید. همچنانکه در القواعد و النافع و محکی المحیط و ادب الکاتب و نظام الغريب[1] آمده است، و از ازهری روایت شده است که «اصل حرص قشر است (یعنی کندن پوست) و به همین دلیل شکاف زخم حارصه نامیده شده است و به انسان طمعکار حریص گفته می‌شود چرا که او به وسیله حرصش صورتهای مردم را از پوست جدا می‌کند.&





نوحه تنها شدی تنها ترین از محمود کریمی

درخواست حذف اطلاعات

آهنگ جدید | خزر موزیک آهنگ جدید | خزر موزیک نوحه تنها شدی تنها ترین از محمود کریمیهمینک از سایت خزر موزیک نوحه بسیار شنیدنی تنها شدی تنها ترین از مداح اهل بیت محمود کریمی با کیفیت عالی و متن نوحه تنها شدی تنها ترین با بهترین کیفیت و ت ت این مداحی e madahi mahmoud karimi be name tanha shodi tanhatarin az khazar زمینه – شب چهارم محرم ۹۶ متن نوحه تنها شدی تنها ترین از محمود کریمی تنها شدی تنها ترین روی مرا مگذار زمین جانم فدات ای نازنین ای وای حسین اکبر و قاسم و عباس کجایند عشق کی این همه را و بردی و غارت کردی تنها شدی تنها شدی تنها ترین روی مرا مگذار زمین جانم فدات ای نازنین ای وای حسین دارم از داغ تو میمیرم یا اخا دیگر از زندگانی سیرم یا اخا زینبم مادر تو شیرم یا اخا اذن میدانشان میگیرم یا اخا دست رد بر ام مگذار ای هستی خواهر قبول کن مارو به جان مادر تنها شدی تنها شدی تنها تر





روزهای بد برای فدائیان آل سعود.

درخواست حذف اطلاعات

أیام سیئة لفدی السعود. من الغريب أن یعتقد الخارجیة الإیرانی أنه هو نفسه فقط: إنه لیس ممثلاً للشعب الإیرانی ، أو أنه یعتقد أن أمة کاشک هی! وعلیک أن تمضی قدما. عندما یسأله الصحفی عن المملکة العربیة السعودیة: فهو لا یقول کلمة واحدة لعدوان بلاده ، کما لو أنه لم یحدث على الإطلاق! والیمنیون أنفسهم یموتون. ربما الخارجیة یخاف من آل سعود؟ ربما یعتقد أن موت شعب فلسطین أو الیمن لا علاقة له بالأسلحة الأمریکیة! ولکن لیست مذبحة هائلة من الحجاج الإیرانیین المتعلقة بنا فی الحج؟ أو ربما یقول السکرتیر أن لدیهم دودة بأنفسهم! لماذا ذهبوا إلى مکة لیقتلوا؟ تدمیر الباقی و الکل: ماذا یرید العمل الإسلامی و الشیعی فی السعودیة؟ من المفترض أن أقول إنه بلدهم! الجمیع یرید أن یقتل و: تدمیر أینما یریدون ، الصدر الاختیاری! لکن یوم الأربعاء ، قامت السلطات السوریة بإدخال متفجرات سامة إلى إیران ، بحیث یتم تدمیر الممتلکات الع





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

دوسـت، یـعـنـی رفیق، همدم، همراه، یار، مددکار، معشوق، محبوب، مهربان، ضد دشمن. دهـخـدا بـه نقل از محققان مختلف می نویسد: دوست، یعنی محب، یک دل، یـک رنـگ، خـیرخواه، یار، رفیق، مانوس، آشن، هم دل، مقابل دشـمـن، آن که نیک شد و نیک خواهد، مقابل دشمن که بد شد و بـد خـواهـد. ظـاهرا در اصل (دوس) بوده که به معنای چسبیده و پـیـوستن به چیزی است و به مرور ایام از معنای اصلی مهجور گشته و به معنای ماخوذ شهرت گرفته است. دوستی، یعنی یاری، رفاقت، محبت و عشق، ، هم دلی و هم دمی بین دو نفر بدون وجود رابطه خویشاوندی سببی یا نسبی. دوسـتی (ح و صفت، و عمل دوست، محبت، یگانگی، صداقت و مودت و خـیـرخـواهـی، رفـاقت و یاری و مهر، خلاف خصومت و مقابل دشمنی و عداوت و بغض است.)1 دوستی، رابطه ای است کامل تر و برتر از معا ساده و هم زیستی مـعـمـولـی. یک فرد ممکن است در محیط زندگی، یا محل کار، یا سر کـلاس بـا افـراد مختلف برخور





جنگ ضرورتی اجتناب تاپذیر

درخواست حذف اطلاعات

حرب الضرورة إن طبقات الشرک والکفر والنفاق تتماشى مع الإسلام ، بحیث لا یمکن أخذها من الأرض ، ومواصلة مؤامراتهم ضد الإسلام. لذلک ، الحرب ضروریة فی مثل هذه المواقف: بحیث یتم فصل هذه الطبقات عن جسم البشریة. یمکن للبشریة البقاء على قید الحیاة ، مع طبقة جدیدة من الجلد والبشرة النظیفة. هذا الأصغر ، فی السنوات ی سبقت الثورة ، أطلق على هذه الفئات الثلاث فی عصرنا الصهیونیة والإمبریالیة العربیة ورد الفعل ، وذکّرت بالحاجة إلى حرب مع هؤلاء الثلاثة. وأنا اتصلت بحرب الحضارات. لسوء الحظ، کانت النظریة القائلة بأن الکتیب، عام 1356 فی جامعة طهران، کان المشروع فی لیالی المسجد الهادی یلة القدر فی لوحة الرسم، بعد سنوات، ودعا هنتنغتون وقدم فی وقت لاحق فی إیران وعاء من دایو ، قالوا إن حرب الحضارات یجب أن تصبح: حوار الحضارات! منذ ذلک الحین ، أصبح تحالف الحماسة والاستبداد أقوى ، وکل یوم بدأت حرب جدیدة ضد الإسلام.





شهادت مختار

درخواست حذف اطلاعات

به بهانه 14 رمضان سالروز شهادت مختار ثقفی بر مزار ی که قلب ائمه(علیهم السلام) را شاد کرد پس از کشته شدن مختار توسط لشکر «مصعب بن زبیر»، پیکر او در دیوار قصر الاماره نزدیک مسجد کوفه مدفون شد. با وجود اینکه امویان و زبیریان پس از مرگ مختار، تهمت ها و دروغ های فراوانی را به او نسبت دادند، با این حال به نظر مزار مختار جزء مشاهد متبرکه شیعیان بوده است. «ابن بطوطه» سیاح مشهور عرب در قرن هفتم در سفرنامه اش به بارگاه مختار اشاره کرده و نوشته است: در محل شرقی جبانه کوفه قبه و بارگاه مختار می باشد، اما در طول زمان این بارگاه به صورت متروک و غریب باقی ماند و بنای آن مندرس شد. با این همه، خداوند دل های آگاه اولیای خود را متوجه آن مزار کرد و همین امر سبب شد، برخی بزرگان نسبت به جست وجو و تحقیق در مورد قبر مختار، صحت اص و انتساب آن به او همت گمارند. گفته شده سید مهدی بحرالعلوم در زمان خود به جست وجو و





شیعه

درخواست حذف اطلاعات

  شیعه آن است که چون کوه صلابت داردحُسن ِخلق و شرف و عزت و غیرت داردسر به داریست که در لحظه ی جان دادن هممثل ِشیری که نترس است شهامت داردچشم واکرده به تو معجزه را می فهمدچشم های تو سری سر به سلامت داردچشم های تو سرآغاز جهانی تازه ستچشم های تو چه بسیار کرامت داردغزل اندر غزل چشم غزالان شده استچشم های تو که انقدر نجابت داردبه فدای نفست باد صبا می گردددور احساس تو که عشق ولایت داردزنده با ت عشقی که تو در دل داریمی شود چشم هرآن که سعادت دارد«عاشقی شیوه ی رندان بلاکش باشد»عاشقی پیش سرت عرض ارادت داردسروها با قد سرو تو به خود می نازندبس که این قامت رعنات اص داردشمع با یک نظرت سوخته از سر تا پابا همین یک نظرت میل شهادت داردروشنی بخش شب تار شده پیشانیتباتو مهتاب اگر حس ِقرابت داردآه از این نی که حکایت د روزی ازسر بر نیزه که بسیار شکایت دارد     2 این اتوبان با همه ی کمبو





یک اردوی جهادی- فرهنگی و عاشقی مهدی یاوران نوجوان با عشق(عج)

درخواست حذف اطلاعات

اردوی جهادی- فرهنگی ویژه مهدی‌یاوران طرح تابستانه «تا انتها حضور» به همت واحد دانش‌آموزی فرهنگسرای تخصصی مهدی(عج) به مدت سه روز در اردوگاه شهید صدوقی(ره) دهستان سانیچ برگزار شد. به نقل از خبرنگار فرهنگسرای تخصصی مهدی(عج)، این اردوی سه روزه که چهارشنبه هجدهم مرداد الی شنبه 21 مرداد ادامه داشت برای مهدی‌یاوران دوره تکمیلی و مقدماتی ترتیب داده شده بود. این اردوی جهادی- فرهنگی با هدف آشنایی هرچه بیشتر مهدی‌یاوران دختر با مبانی مهدویت و تکمیل دوره «تا انتها حضور» ب ا گردید.اردوی «تا انتها حضور» با مراسم اختتامیه آغاز شد؛ اختتامیه و پایان دادن به بدی‌ها و هواهای تفسانی و شروعی دوباره برای پرواز روح. مراسم ابتدا با دعای فرج آغاز شد، سپس با کلیپ پشت صحنه کادر برای برگزاری اردو و اجرای تئاتر ادامه یافت، پس از آن خانم ارکان، نجوم برای مهد





مقاله کامل درباره جبران خلیل جبران (نقاش)

درخواست حذف اطلاعات

اختصاصی از نیک فایل مقاله کامل درباره جبران خلیل جبران (نقاش) با و پر سرعت .       لینک پرداخت و *پایین مطلب*فرمت فایل: word (قابل ویرایش و آماده پرینت)تعداد صفحه :21 بخشی از متن مقالهجبران خلیل جبرانادیب و نقاش لبنانی صاحب مکتب ادبی جبرانیسم در ادبیات معاصر عرب و از پیشگامان ادبای مهجر. او در 5 صفر 1301/ 6 دسامبر 1883 در د دة کوهستانی بشراء * / بشری در شمال لبنان در خانوادة ی مارونی تنگدستی زاده شد. دوستان نزدیک او از جمله میخائیل نعیمه نیز همین تاریخ را ذکر کرده اند اما برخی پژوهشگران بر آن اند که وی بعدها به سبب اعتقاد به تناسخ و شة الوهیت در ژانویة 1921 در نامه ای به می زیاده (نویسندة لبنانی ) روز تولد خود را 6 ژانویه و مقارن با روز تولد اعلام کرده و حتی در مقاله ای نوشته که در بمبئی هند متولد شده است ( رجوع کنید بهخالد 1983 الف ص 18 همو 1983 ب ص





*۲۹*اَلسلام علیک یا اَبا عبدالله*

درخواست حذف اطلاعات

پای پیاده می رود قافله نگاه من....hadis_bandgi@ یک اربعین گذشته و زینب رسیده استبالای تربتی که خودش آرمیده است یا ایها الغريب سلام ای برادرمای یوسفی که گرگ تنت را دریده است از شهر شام کینه رسیده مسافرتپس حق بده به او که چنین قد خمیده است احساس میکنم که مادرم اینجا نشسته استدر کربلا نسیم مدینه وزیده است این گل بنفشه های تن و چهره ی کبوددارد گواه ، زینبتان داغدیده است توطعم خیزران و سنگ ها خواهرت ......طعم فراق و غربت و غم را چشیده است آبی به کف گرفته و رو سوی علقمهبا آه می رود سکینه و خجلت کشیده است این دختر شماست که خواستند کنیزی اش...لکنت گرفته است و صدایش بریده است نیزه نشین شد حضرت سقا و اهلبیتزخم زبان زهر .. و نا .. شنیده است گفتی رقیه ..... گفت نمی آیم .. جان !در شام ماند و شهر جدید آفریده استیاسر مسافرhadis_bandgi@ به نام نامی سر، بسمه تعالی سربلندمرتبه پیکر، بلندبالا سر فق





محطات «عندلیب الأسمر» فی الـأهواز/عارف شریفی الصرخی

درخواست حذف اطلاعات

محطات «عندلیب الأسمر» فی الأهواز عارف شریفی الصرخی ماز علاقة قویة الأهوازیین بالعندلیب؛ فقد اخترق هذا الطائر الصغیر قلوبَهم سریعا و أصبح لهم بعدئذٍ رمزا للمعشوق بدلا من العاشق؛ تم استعارة هذا الحب من إستماعهم إلی أداء الأسمر المصری النحیف «عبدالحلیم حافظ» و إلی غِرَدُ أسمر الریف العراقی «عبادی العماری». أنّ الاهوازیین کانوا یتابعون الموسیقى العراقیة وغناءها حیث هاموا بأغانی مطربی الریف کـ«سلمان المنکوب» و«داخل حسن» و «احضیری أبوعزیز»، و عندلیب العراق الأسمر «عبادی العماری» الذی کان اکثر المطربین مکانةً عند الجمهور الأهوازی. بالرَغم من هذا الوله و أثیر العمیق، کان من الغريب إبراز أغنیاتٍ تنافس شعبیة الطرب الریفی العراقی فی الاهواز. إلا أن جاء مطربا من «أم الدنیا» ممتطیا شریط الکاسیت قاصداً قلوب الأهوازیین. فتح «عبدالحلیم حافظ» بابَ نافس مع مطربی الریف فرَغِبَ الأهوازیون کُلاً مِ





ایام شهادت اباعبدالله الحسین و غم عصر علیه السلام

درخواست حذف اطلاعات

تقدیم به ی که چهار گوشه قلبش ش ته است چنین که یخ زده ایمان من اگر هر روز هـزار بـار بـیــایـد بـهـــار کـافـی نـیـسـت خودت دعـا کن ای نازنین که برگردی دعای این همه شب زنده دار کافی نیست با غمت می م آقا غم این عالم را و به عالم ندهم تا به ابد این غم را چشم بر راه تو و روز نهم هم آمد قسمتم کرد خدا زدن با هم را ریشه ی بیرقتان عزتمان بخشیده از سرم باز مکن سایه ی این پرچم را دم من هست حسن،بازدمم هست حسین تا نفس هست نگیر از نفسم این دم را نمک روضه ما را خود زینب داده شور ما زنده کند خیل بنی آدم را علم رایت العباس بلندم کرده مادرت داده به من این سند محکم را مادرت جان مرا نذر عمو جانت کرد درد من درد فراق و غم غربت،هیهات! کی کند مادرتان آنچه علاج این غم را در قرآن داریم یعقوب برای یوسف گریه می کرد. یعقوب پیغمبر می دونست که یوسفش کجاست، می دونست سالمه، می دونست که توی کاخه، می دونست و گریه می کر





ایام شهادت اباعبدالله الحسین و غم عصر علیه السلام

درخواست حذف اطلاعات

تقدیم به ی که چهار گوشه قلبش ش ته است چنین که یخ زده ایمان من اگر هر روز هـزار بـار بـیــایـد بـهـــار کـافـی نـیـسـت خودت دعـا کن ای نازنین که برگردی دعای این همه شب زنده دار کافی نیست با غمت می م آقا غم این عالم را و به عالم ندهم تا به ابد این غم را چشم بر راه تو و روز نهم هم آمد قسمتم کرد خدا زدن با هم را ریشه ی بیرقتان عزتمان بخشیده از سرم باز مکن سایه ی این پرچم را دم من هست حسن،بازدمم هست حسین تا نفس هست ن ر از نفسم این دم را نمک روضه ما را خود زینب داده شور ما زنده کند خیل بنی آدم را علم رایت العباس بلندم کرده مادرت داده به من این سند محکم را مادرت جان مرا نذر عمو جانت کرد درد من درد فراق و غم غربت،هیهات! کی کند مادرتان آنچه علاج این غم را در قرآن داریم یعقوب برای یوسف گریه می کرد. یعقوب پیغمبر می دونست که یوسفش کجاست، می دونست سالمه، می دونست که توی کاخه، می دونست و گریه می کرد





فرانتز فانون از آفریقا بر شریعتی از اسان اثر گذاشت

درخواست حذف اطلاعات

انقلاب ی یک انقلاب جهانی است دشمنان چه بخواهند یا نخواهند، انقلاب ی یک انقلاب جهانی، و برای تمام نسل ها و عصر ها است. فراموش نکنیم که کتاب ، در نجف نوشته شد. حادثه فیضیه در قم اتفاق افتاد، پانزده داد در ورامین بود. یاران در ترکیه و کویت ایشان را همراهی د. در فرانسه بود که بلند گوهای: استکباری هم در اختیار انقلاب بود. فراموش نکنیم قبلا مردم لبنان، به آیت الله موسی صدر می گفتند، و بعدا ایرانی ها از آنان تقلید د. فراموش نکنیم که انقل ون ایران، مانند شهید چمران، ابتدا به مصر رفتند و از آنجا به: سازمان بخش فلسطین ملحق شدند. بسیاری از آنان در چین و روسیه دوره دیدند. انجمن های ی دانشجویان در: امریکا و کانادا کم مایه نگذاشتند.انجمن های اروپایی هم بی تاثیر نبودند: فرانتز فانون از آفریقا بر شریعتی از اسان اثر گذاشت و: جمیله بوپاشا در الجزایر سرمشق ن انقل ایران شد. و حتی اکنون هم، خون زکزاکی سیا





فرمود اگر دانش در ثریا هم باشد، افرادی ار فارس به آن دست

درخواست حذف اطلاعات

غیرت شما کجاست؟دانشمندانی که نان ایران را می خورند، ولی برای حفظ نام ایران، کاری نمی کنند! سالها است که تبلیغ می کنند: یونان مهد تمدن بوده و: یک شهر برای آنان، از یک تاریخ بزرگتر است. ولی وقتی ما می خواهیم از: ایران صحبت کنیم، می گویند تاریخ را رها کنید! کورش و داریوش را ندیده بگیرید، و از الان صحبت کنید. از الان هم که می خواهیم صحبت کنیم، می گویند فارسی را رها کنید، زبان بین المللی را ببینید. واقعا باید پرسید غیرت شما کجاست؟ چرا خارجی ها، هرچه از وطنشان بگویند، خوب  وطن پرستی است، ولی ما از ایران نباید حرفی بزنیم و یادی ؟ ایا دانشمندان به اندازه یک سرباز هم، نباید غیرت داشته باشند؟ چطور موقع جنگ و جانبازی می رسد، باید تا آ ین قطره خون مبارزه کرد: جان داد ولی خاک نداد، اما در حوزه فرهنگی، اصلا دفاع نکرد؟ وقتی در همایش های بین المللی، شرکت می کنیم با اینکه در ایران هستیم، ولی نه زبان ف





فرانتز فانون از آفریقا بر شریعتی از اسان اثر گذاشت

درخواست حذف اطلاعات

انقلاب ی یک انقلاب جهانی است دشمنان چه بخواهند یا نخواهند، انقلاب ی یک انقلاب جهانی، و برای تمام نسل ها و عصر ها است. فراموش نکنیم که کتاب ، در نجف نوشته شد. حادثه فیضیه در قم اتفاق افتاد، پانزده داد در ورامین بود. یاران در ترکیه و کویت ایشان را همراهی د. در فرانسه بود که بلند گوهای: استکباری هم در اختیار انقلاب بود. فراموش نکنیم قبلا مردم لبنان، به آیت الله موسی صدر می گفتند، و بعدا ایرانی ها از آنان تقلید د. فراموش نکنیم که انقل ون ایران، مانند شهید چمران، ابتدا به مصر رفتند و از آنجا به: سازمان بخش فلسطین ملحق شدند. بسیاری از آنان در چین و روسیه دوره دیدند. انجمن های ی دانشجویان در: امریکا و کانادا کم مایه نگذاشتند.انجمن های اروپایی هم بی تاثیر نبودند: فرانتز فانون از آفریقا بر شریعتی از اسان اثر گذاشت و: جمیله بوپاشا در الجزایر سرمشق ن انقل ایران شد. و حتی اکنون هم، خون زکزاکی سیاه با





فرمود اگر دانش در ثریا هم باشد، افرادی ار فارس به آن دست پیدا می کنند

درخواست حذف اطلاعات

غیرت شما کجاست؟دانشمندانی که نان ایران را می خورند، ولی برای حفظ نام ایران، کاری نمی کنند! سالها است که تبلیغ می کنند: یونان مهد تمدن بوده و: یک شهر برای آنان، از یک تاریخ بزرگتر است. ولی وقتی ما می خواهیم از: ایران صحبت کنیم، می گویند تاریخ را رها کنید! کورش و داریوش را ندیده بگیرید، و از الان صحبت کنید. از الان هم که می خواهیم صحبت کنیم، می گویند فارسی را رها کنید، زبان بین المللی را ببینید. واقعا باید پرسید غیرت شما کجاست؟ چرا خارجی ها، هرچه از وطنشان بگویند، خوب  وطن پرستی است، ولی ما از ایران نباید حرفی بزنیم و یادی ؟ ایا دانشمندان به اندازه یک سرباز هم، نباید غیرت داشته باشند؟ چطور موقع جنگ و جانبازی می رسد، باید تا آ ین قطره خون مبارزه کرد: جان داد ولی خاک نداد، اما در حوزه فرهنگی، اصلا دفاع نکرد؟ وقتی در همایش های بین المللی، شرکت می کنیم با اینکه در ایران هستیم، ولی نه زبان ف





کان یقول ها

درخواست حذف اطلاعات

قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَغْسِلُ رَأْسَهُ بِالسِّدْرِ وَ یَقُولُ مَنْ غَسَلَ رَأْسَهُ بِالسِّدْرِ صَرَفَ اللَّهُ عَنْهُ وَسْوَسَةَ الشَّیْطَانِ وَ مَنْ صُرِفَ عَنْهُ وَسْوَسَةُ الشَّیْطَانِ لَمْ یَعْصِ وَ مَنْ لَمْ یَعْصِ دَخَلَ الْجَنَّةَ. -بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الایمه الاطهار علیهم السلام کان رسول الله ص متواصل الأحزان دائم الفکرة لیست له راحة-روایت-از قبل-1-روایت-2-ادامه دارد[ صفحه 13]و لایتکلم فی غیرحاجة طویل السکوت یفتتح الکلام ویختمه بأشداقه ویتکلم بجوامع الکلم فصلا لافضولا و لاقصیرا فیه دمثا لیس بالجافی و لابالمهین یعظم النعمة و إن دقت و لایذم منها شیئا و لایذم ذواقا و لایمدحه و لاتغضبه الدنیا و ما کان لها إذاتعوطی الحق لم یعرفه أحد و لم یقم لغضبه شیء حتی ینتصر له و لایغضب لنفسه و لاینتصر لها إذاأشار أشار بکفه کلها و إذاتعجب قلب





کان یقول ها

درخواست حذف اطلاعات

قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَغْسِلُ رَأْسَهُ بِالسِّدْرِ وَ یَقُولُ مَنْ غَسَلَ رَأْسَهُ بِالسِّدْرِ صَرَفَ اللَّهُ عَنْهُ وَسْوَسَةَ الشَّیْطَانِ وَ مَنْ صُرِفَ عَنْهُ وَسْوَسَةُ الشَّیْطَانِ لَمْ یَعْصِ وَ مَنْ لَمْ یَعْصِ دَخَلَ الْجَنَّةَ. -بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الایمه الاطهار علیهم السلام کان رسول الله ص متواصل الأحزان دائم الفکرة لیست له راحة-روایت-از قبل-1-روایت-2-ادامه دارد[ صفحه 13]و لایتکلم فی غیرحاجة طویل السکوت یفتتح الکلام ویختمه بأشداقه ویتکلم بجوامع الکلم فصلا لافضولا و لاقصیرا فیه دمثا لیس بالجافی و لابالمهین یعظم النعمة و إن دقت و لایذم منها شیئا و لایذم ذواقا و لایمدحه و لاتغضبه الدنیا و ما کان لها إذاتعوطی الحق لم یعرفه أحد و لم یقم لغضبه شیء حتی ینتصر له و لایغضب لنفسه و لاینتصر لها إذاأشار أشار بکفه کلها و إذاتعجب قلب





727) سوره فاطر (35) آیه 27 أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ م

درخواست حذف اطلاعات

بسم الله الرحمن الرحیم727) سوره فاطر (35) آیه 27 أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ ثَمَراتٍ مُخْتَلِفاً أَلْوانُها وَ مِنَ الْجِبالِ جُدَدٌ بیضٌ وَ حُمْرٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُها وَ غَر بُ سُودٌترجمهآیا ندیده‌ای که خداوند از آسمان، آبی فرو فرستاد پس با آن ثمراتی به رنگهای مختلف بیرون آوردیم؛ و از کوهها، راه‌هایی سفید و سرخ به رنگهای مختلف، و [راههای] سیاهی به نهایت سیاه.نکات ادبیثَمَراتٍقبلا بیان شد که ماده «ثمر» در اصل به معنای هر چیزی است که از چیز دیگری زاده شود و به دست آید.برخی کلمه «ثَمَر» را به معنای «میوه، بار درخت» دانسته‌اند که واحد آن  «ثمرة» (رُزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقاً؛ بقره/25) و جمع آن «ثمرات» (فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً؛ بقره/22)، و &