رسانه
رسانه

من خداوند جهانم :: جستجو



من خداوند جهانم

درخواست حذف اطلاعات

1-من خداوندِ جهانم که خدا ز آنِ من است مالکِ جان جهانم کی به کتمانِ من است 2-خون دل خورده ام و راه ب ز ازل چه غبارهای غلیظی که به دامانِ من است 3-رنج بسیار کشیدم که شدم صاحب حقّ حالیا حقّ بدرونِ دل و این جانِ من است 4-گر که منصور بگفت است انا الحقّ سَرِ دار او بمعنا به سر گوشه ای از خوانِ من است 5-عابدی کاو به نشست است به تسبیح و گو چنین باش که خلقی چو تو مهمانِ من است 6-آنکه کتمان د این سخنِ پاکِ مرا یا که فرعونِ من است یا خودِ هامانِ من است 7-زاهد-ار زهد فشان است بدانید که او متحیّر به سرِ نقطه ایمانِ من است 8-آیت است اینکه خداوند بمن گفت بگو این دلیلِ من و هم کثرتِ برهانِ من است 9-آنکه سجاده نشین است به شبهای دراز خوش عزیزیست که او هم ز رقیبانِ من است 10-مژده بادا به همانی که به من ظلم نمود به معاد ز آتش آشفته نگهبانِ من است 11-آنکه بر نیزه سرش آیت قرآن خواندست آن حسینِ(ع) م





من خداوند جهانم

درخواست حذف اطلاعات

1-من خداوندِ جهانم که خدا ز آنِ من است مالکِ جان جهانم کی به کتمانِ من است 2-خون دل خورده ام و راه ب زازل چه غبارهای غلیظی که به دامانِ من است 3-رنج بسیار کشیدم که شدم صاحب حقّ حالیا حقّ بدرونِ دل و این جانِ من است 4-گر که منصور بگفت است انا الحقّ سر-دار او بمعنا به سر گوشه ای از خوانِ من است 5-عابدی کاو به نشست است به تسبیح و گو چنین باش که خلقی چو تو مهمانِ من است 6-آنکه کتمان د این سخنِ پاکِ مرا یا که فرعونِ من است یا خودِ هامانِ من است 7-زاهد-ار زهد فشان است بدانید که او متحیّر به سرِ نقطه ایمانِ من است 8-آیت است اینکه خداوند بمن گفت بگو این دلیلِ من و هم کثرتِ برهانِ من است 9-آنکه سجاده نشین است به شبهای دراز خوش عزیزیست که او هم ز رقیبانِ من است 10-مژده باد ابهمانی که بمن ظلم نمود به معاد ز آتش آشفته نگهبانِ من است 11-آنکه برر نیزه سرش آیت قرآن خواندست آن حسینِ(ع) من و هم





من خداوند جهانم

درخواست حذف اطلاعات

1-من خداوندِ جهانم که خدا ز آنِ من است مالکِ جان جهانم کی به کتمانِ من است 2-خون دل خورده ام و راه ب زازل چه غبارهای غلیظی که به دامانِ من است 3-رنج بسیار کشیدم که شدم صاحب حقّ حالیا حقّ بدرونِ دل و این جانِ من است 4-گر که منصور بگفت است انا الحقّ سر-دار او بمعنا به سر گوشه ای از خوانِ من است 5-عابدی کاو به نشست است به تسبیح و گو چنین باش که خلقی چو تو مهمانِ من است 6-آنکه کتمان د این سخنِ پاکِ مرا یا که فرعونِ من است یا خودِ هامانِ من است 7-زاهد-ار زهد فشان است بدانید که او متحیّر به سرِ نقطه ایمانِ من است 8-آیت است اینکه خداوند بمن گفت بگو این دلیلِ من و هم کثرتِ برهانِ من است 9-آنکه سجاده نشین است به شبهای دراز خوش عزیزیست که او هم ز رقیبانِ من است 10-مژده بادابهمانی که بمن ظلم نمود به معاد ز آتش آشفته نگهبانِ من است 11-آنکه بر نیزه سرش آیت قرآن خواندست آن حسینِ(ع) من و هم آ





من به دنبال دل خسته ز جانم هستم

درخواست حذف اطلاعات

من به دنبال دل خسته ز جانم هستم در پی دیدن روی دو جهانم هستم شاهد این سخنم چشم غبار آلودم من به دنبال تو ای ماه نهانم هستم کاشکی در پس ابری تو نمانی هرگز من به دنبال دل و جان ومکانم هستم عشق را گرچه پسندیده ترین می دانم سوی معشوق دل و و مکانم هستم گرچه با لقمه احساس ، مرا بیرون کرد از همه خلد برین ، شاه جهانم هستم تن و جان در طلب لطف و خطاپوشی تو عقل و دل را به گمان ، سوی گمانم هستم گر که یک جمله از این شعر و غزل کافی نیست من به شعر و غزلم ، شیخ زمانم هستم عمر بر باد دهد هر که تو را نشناسد من به دنبال غم ، هجر تو جانم هستم عذر برگیر و مرا در دل خود مهمان کن همه دم در طلب مهر مهانم هستم 1395/08/24 12:55منبع: http://aliryas5. /





تقدیر

درخواست حذف اطلاعات

تمام جهانم میان نگاه تو جا خوش کرده سحرجانم. قهوه چشمانت را در فنجان دلم بریز فال خوب من، حال خوب توست همسر عزیزم. انشاا... خداوند بهت سلامتی بده و یه عمر سایه ت بالا سر من باشه تا بتونم خوبیهات رو جبران کنم. همسر عاشقت محمدمنبع: http://hamghasamha. /





تقدیر

درخواست حذف اطلاعات

تمام جهانم میان نگاه تو جا خوش کرده سحرجانم. قهوه چشمانت را در فنجان دلم بریز فال خوب من، حال خوب توست همسر عزیزم. انشاا... خداوند بهت سلامتی بده و یه عمر سایه ت بالا سر من باشه تا بتونم خوبیهات رو جبران کنم. همسر عاشقت محمدمنبع: http://hamghasamha. /





"جهنـــــــــــــــــــــــــم"

درخواست حذف اطلاعات

یه جای کار مشکل داشت یه جای کار می لنگیدهمیشه مادرم با ما ، پدر با خونه می جنگیدغرور مادرم گاهی ، به دنیام پشت پا می زددلم میسوخت وقتی که پدر تو عشق جا می زد جهانم زیر و رو میشد ، شب دلگیر دعواشونخدا انگار برمیداشت ، نگاه از روی دوتاشونهمیشه رنج میبردم از این تنهایی و گیجیهمیشه غوطه می خوردم تو درد و مرگ تدریجی همیشه آ ِ این جنگ ، ی که مـُرد من بودم ی که توی این جاده ، زمین می خورد من بودمیکی تو حسرت و درداش ، یکی افسرده و غمگینیکی از اون یکی بدتر ، همه با خونه سرسنگین جهانم زیر و رو می شد، شب دلگیر دعواشونخدا انگار برمیداشت ، نگاه از روی دوتاشونهمیشه رنج میبردم از این تنهایی و گیجیهمیشه غوطه میخوردم تو درد و مرگ تدریجی جهان مادرم ویرون ، پدر داغون و تنها بود ج شعله ور میشد ، جهنم خونه ی ما بودمنبع: http://yarehdabestanieman. /





شوق دیدار

درخواست حذف اطلاعات

شوق دیدار خدایم در دل روشنی راه جهانم در دل عشق و ایمان خدایم در دل درک این هر دو جهانم در دل





شوق دیدار

درخواست حذف اطلاعات

شوق دیدار خدایم در دل روشنی راه جهانم در دل عشق و ایمان خدایم در دل درک این هر دو جهانم در دل





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

عجیبه که صدام دیگه در نمیاد.. شاید صدای خاموش انتخاب واسه وبلاگم که الان معنیشو بفهمم.. ص توو جهانم نیست، همش تصویر میبینم... خوشحالم که به اون بالاسری اعتقاد دارم.. پس همه چی درست میشه.. منبع: http://hespid. /





انگار ک بادبادکی ازیاد رفته برخار خوش باور چشم به راه ک ن دبستانی دور هی بی قرار

درخواست حذف اطلاعات

سلام زندگی لحظه لحظه از تو میکاهد .. و من بی پناه گم میشوم در دنیای خویش ... هیچ نیست .. اینجا زمان معنای عجیبی گرفته است .. گاهی چنان سریع میگذرد ک هر روز به کوتاهی چند دقیقه میشود ... گاه چنان طولانی ک هر دقیقه ای چون سال ... این روزمرگی ها همچون موریانه ای افتاده اند به جان تو .. اینجا زمان در یک مسیر مدام تکرار میشود و بی رحمانه از من گرفته است تمامی مرا .. اینبار قصد تورا دارد .. تکرار ..تکرار .. تکرار .. تا تورا فراموش کنم و همرنگ خودش بشوم .. بی رنگ بی عطر چون هوا در تمامی لحظه ها باشم تا مرگ لحظه و تکرار زمان تا....تا نمیدانم کجا ... راستش را بخواهی فکر میکنم پیر شده ام .. زمان تمامی چیزی ک باید را به من داده .. و حال یک به یک از من بازپس میگیرد ... تا نمیدانم هزار و سیصد چند فقط خود را داشتم و جهانم پر بود از سوال و دلیل برای فهمیدن انها .. مو به مو دنیا را میدیدم و از خود میگذران





هفته دفاع مقدس گرامی باد

درخواست حذف اطلاعات

بنام خداوند شور آفرینخداوند والفجر و فتح المبینخداوند آنها که پ ر شدندشب آتش و خون کبوتر شدندخداوند موسی ، خداوند نوحخداوند شبهای فتح الفتوحخداوند مردان اهل نبردخداوند غیرت، خداوند دردبنام خ که نور آفریدشب حمله عشق و غرور آفریدخداوند گردان قایق سوارخداوند شیران شب زنده داربنام خداوند حال و قدیمخداوند شبهای هورالعظیمخداوند دستان ذکر و دعاخداوند مجنون خیبر گشاخ که شادی و غم آفریدمحرم نوشت و علم آفریدسفرنامه کربلا را سرودبدنهای از تن جدا را سرود منبع: http://bineshlib. /





هفته دفاع مقدس گرامی باد

درخواست حذف اطلاعات

بنام خداوند شور آفرینخداوند والفجر و فتح المبینخداوند آنها که پ ر شدندشب آتش و خون کبوتر شدندخداوند موسی ، خداوند نوحخداوند شبهای فتح الفتوحخداوند مردان اهل نبردخداوند غیرت، خداوند دردبنام خ که نور آفریدشب حمله عشق و غرور آفریدخداوند گردان قایق سوارخداوند شیران شب زنده داربنام خداوند حال و قدیمخداوند شبهای هورالعظیمخداوند دستان ذکر و دعاخداوند مجنون خیبر گشاخ که شادی و غم آفریدمحرم نوشت و علم آفریدسفرنامه کربلا را سرودبدنهای از تن جدا را سرود منبع: http://bineshlib. /





موانع ابزارها در دوستی با خداوند

درخواست حذف اطلاعات

به نام خداوند بهترین دوستم به نام خداوند که در بهترین ها هم بهترین و ممتازترین و بی همتاترین است.... چگونه...امور....دیگر مرا..از دوست داشتن خداوند....باز میدارند چگونه...امور جسمانی....برایم سدی,میشوند که نتوانم خداوند را دوست داشته باشم چگونه امور ..برایم سدی میشود تا نتوانم انطور که شایسته و بایسته است خداوند را دوست نداشته باشم چگونه ابزارها...مانعم میشوند...تا خداوند را دوست نداشته باشم چگونه میتوانم تحمل کنم که خداوند....را دوست نداشته باشم بسی هولناک میشود بسی ترسناک میشود بسی دهشتناک میشود تحمل دوست نداشتن خداوند برایم ناممکن شده است دیکر تحمل ندارم بر...تحمل.......ضربدر میکشم و از خداوند میخواهم و از خداوند خواهانم تاابد مگذارد.....ابزاری....جسمی...روحی....ذره ایی مانع شوند از اینکه من نتوانم خداوند را دوست داشته باشم از خداوند خواهانم....مرا با دوستدارانش....ه ن گرداند از خداوند





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

تقصیر من است بدون شب بخیر های تو ... گویی جهانم به جهنم گره خورده و لعنتی شب نام گرفته آ ش مردن است باشد اما یادت باشد که بی آغوش تو خوابم نمیبرد من دیگر به تو راستش را نخواهم گفت دیگر نمیگویم که سرم به تنم که هیچ ...بی تو سرم به هوا ....هیچ نمی ارزد... مرا معتاد به عطر تنی کرده ای که ساز نا تنی بودن کوک کرده شب بخیر بگو لعنتی!!!!!! عزیزم .... آیه ای نازل نشده اما تا نگاهم نکنی سحر نمیشود ... به من ...به من ...به من ... شب بخیر بگو پ ن : عزیز لعنتیم !!! شبت بخیرمنبع: http://sogaandbeghalam. /





اعداد ٦ آیه هاى ٢٤-٢٥-٢٦

درخواست حذف اطلاعات

خداوندا چشمان مرا براى دیدن اطرافیانم باز کن کمکم کن آنها را طورى که تو مى بینى ببینم. ”«خداوند تو را برکت دهد، و محافظت کند؛ خداوند روی خود را بر تو تابان سازد و تو را فیض عنایت فرماید؛ خداوند روی خود را بر تو برافرازد و تو را سلامتی بخشد.”‮‮اعداد‬ ‭6:24-26‬ ‭nmv‬‬http://bible.com/118/num.6.24-26.nmvمنبع: http://naserfazli. /





چرا آ چرا؟

درخواست حذف اطلاعات

بشنو ای محبوب که من حقیقت جهانم و مرکز دایره ی وجودم من ادراک را در تو آف تا آیینه ی دیدار من باشد اگر مرا نظاره کنی، مرا و خود را خواهی یافت و اگر خود را نظاره کنی، مرا و خود را گم خواهی کرد ای محبوب من! چه بسیار که تو را خواندم و تو آوای من نشنیدی پس خود را چون عطر دلاویزی در فضای عالم پخش و مشام جان تو آن را احساس نکرد پس خود را بر خوان هستی چون طعامی خوش و مائده ای شیرین ساختم و تو از آن تناول نکردی چرا نمی توانی به من دست ی چرا نمی توانی در لمس اشیاء مرا احساس کنی و در شمامه ی گل سرخ مرا ببویی چرا آ چرا؟ کیمیامنبع: http://salehmirzapuor. /





کتاب مقدس

درخواست حذف اطلاعات

مز فصل 27 1 [مزمور داود] خداوند نور من و نجات من است؛ از کِه بترسم؟ خداوند ملجای جان من است؛ از کِه هراسان شوم؟ 2 چون شریران بر من نزدیک آمدند تا گوشت مرا بخورند، یعنی خصمان و دشمنانم، ایشان لغزیدند و افتادند. 3 اگر لشکری بر من فرود آید، دلم نخواهد ترسید. اگر جنگ بر من ب ا شود، در این نیز اطمینان خواهم داشت. 4 یک چیز از خداوند خواستم و آن را خواهم طلبید، که تمام ایام عمرم در خانهٔ خداوند ن باشم تا جمال خداوند را مشاهده کنم و در هیکل او تفکر نمایم. 5 زیرا که در روز بلا مرا در سایبان خود نهفته، در ٔ خیمهٔٔ خود، مرا مخفی خواهد داشت و مرا بر ص ه بلند خواهد ساخت. 6 و الآن سرم بر دشمنانم گرداگردم برافراشته خواهد شد. قربانی های شادکامی را در خیمهٔٔ او خواهم گذرانید و برای خداوند سرود و تسبیح خواهم خواند. 7 ای خداوند چون به آواز خود می خوانم، مرا بشنو و رحمت فرموده، مرا مستجاب فرما. 8 دل من به تو





کتاب مقدس

درخواست حذف اطلاعات

مز فصل 27 1 [مزمور داود] خداوند نور من و نجات من است؛ از کِه بترسم؟ خداوند ملجای جان من است؛ از کِه هراسان شوم؟ 2 چون شریران بر من نزدیک آمدند تا گوشت مرا بخورند، یعنی خصمان و دشمنانم، ایشان لغزیدند و افتادند. 3 اگر لشکری بر من فرود آید، دلم نخواهد ترسید. اگر جنگ بر من ب ا شود، در این نیز اطمینان خواهم داشت. 4 یک چیز از خداوند خواستم و آن را خواهم طلبید، که تمام ایام عمرم در خانهٔ خداوند ن باشم تا جمال خداوند را مشاهده کنم و در هیکل او تفکر نمایم. 5 زیرا که در روز بلا مرا در سایبان خود نهفته، در ٔ خیمهٔٔ خود، مرا مخفی خواهد داشت و مرا بر ص ه بلند خواهد ساخت. 6 و الآن سرم بر دشمنانم گرداگردم برافراشته خواهد شد. قربانی های شادکامی را در خیمهٔٔ او خواهم گذرانید و برای خداوند سرود و تسبیح خواهم خواند. 7 ای خداوند چون به آواز خود می خوانم، مرا بشنو و رحمت فرموده، مرا مستجاب فرما. 8 دل من به تو





داغ سه ساله

درخواست حذف اطلاعات

نهاده سر به روی دامنش سه سالهکند سه ساله به لبهای او اشارهکه ای پدرز چه خون ازلبت روان استجواب آیت حق چوب خیزران است؟کدام ظالمی ای باب تاجدارمبریده راس ترا من خبر ندارم؟چه نمونه دراین کودکی یتیمم؟زداغت ای پدرم بین که دل دونیممزبعد مرگ تو من زند نخواهمببر مرا و راحت از جهانم تو مرحمتی بر (حبیب) نالانبه روز بگیر دست او زاحسانشهادت حضرت رقیه سه ساله حسین (ع)را به همه دل سوختگان تسلیت می گویم منبع: http://habibrajabi. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

میروم تا در میخانه کمی مست کنم جرعه بالابزنم آنچه نبایس کنم بیخیال همه باشمو دریا باشم دائم الخمرترین ادم دنیا باشم انقدر مست که اندوه جهانم برود استکان روی لبم باشد و جانم برود ساقیا در بدنم نیست توان، جان بده گور بابای غم هردو جهان جام بده برود هرکه دلش خواست شکایت د شهر باید به من الکی عادت د.... شهر باید به من الکلی عادت د... منبع: http://dreamblackkk. /





مزمور بیست و هفتم

درخواست حذف اطلاعات

خداوند نور من و نجات من است؛ از که بترسم خداوند ملجأ جان من است؛ از که هراسان شوم ... اگر لشگری بر من فرود آید دلم نخواهد ترسید یک چیز از خداوند خواستم و آن را خواهم طلبید که تمام ایام عمر در خانۀ خداوند ن باشم تا جمال خداوند را مشاهده کنم و در هیکل او تفکر نمایم زیرا که در روز بلا مرا در سایبان خود نهفته در پردۀ خیمۀ خود مرا مخفی خواهد داشت و مرا بر ص ه بلند خواهد ساخت ... ای خداوند چون به آواز خود می خوانم مرا بشنو و رحمت فرموده مرا مستجاب فرما منبع: http://sarve1390. /





دینی

درخواست حذف اطلاعات

خلاصه ای از درس ۱،۲،۳ عقل بشر محدود است و خدا نامحدود به همین دلیل است که نمیتوان شناخت کاملی از او داشت. می فرماید: آن چنان که شایسته معرفت توست تو دا نشناختیم.اما به قدر توان و درک میتوانیم شناختی محدود از خداوند دست ی م.بهترین راه شناخت صفات خداوند مراجعه به سخن خود اوست توصیف خداوند از او توصیفی دقیق و بی نقص استمنبع: http://mahan-b89. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

تو نشسته مرثیه سر می دهی من نشسته در این فکر که چگونه به معبود واقعی ام خداوند برسم تو نشسته از غم عشق می گویی من نشسته در فکرم که چگونه جان فدای خداوند کنم تو درد کشیده ی عشق شده ای و من درد کشیده ی خداوند فرق این استمنبع: http://eshghomehrabani. /





چرا آ چرا؟

درخواست حذف اطلاعات

بشنو ای محبوب که من حقیقت جهانم و مرکز دایره ی وجودم من ادراک را در تو آف تا آیینه ی دیدار من باشد اگر مرا نظاره کنی، مرا و خود را خواهی یافت و اگر خود را نظاره کنی، مرا و خود را گم خواهی کرد ای محبوب من! چه بسیار که تو را خواندم و تو آوای من نشنیدی پس خود را چون عطر دلاویزی در فضای عالم پخش و مشام جان تو آن را احساس نکرد پس خود را بر خوان هستی چون طعامی خوش و مائده ای شیرین ساختم و تو از آن تناول نکردی چرا نمی توانی به من دست ی چرا نمی توانی در لمس اشیاء مرا احساس کنی و در شمامه ی گل سرخ مرا ببویی چرا آ چرا؟ کیمیامنبع: http://salehmirzapuor. /





تعدیل در مصرف

درخواست حذف اطلاعات

حضرت صادق (علیه السّلام) به ابان بن تغلب فرموده اند: به نظرت می آید خداوند به یکه عطای بسیار فرموده از این جهت است که او نزد پروردگا ر، عزیز و ارزنده است. و ی را که از عطایای خود محروم نموده از این جهت است که وی نزد خداوند ذلیل و خوار است، هرگز چنین نیست. حقیقت این است که مال، مال خداوند است و آن را به امانت نزد شخص متمکن س است و به امانت داران اجازه داده است که از مال خداوند در راه تأمین غذا و لباس و انتخاب همسر و تهیه ی مرکب خود به قدر معتدل و درخور شأن خویش استفاده کنند و مازاد امانت خدا را به مسلمانان مستمند و از کار افتاده برگرداند و بدینوسیله پراکند آنان را جمع کنند. اگر ی در مال خداوند اینچنین مشروع و معتدل تصرف نماید آنچه را که بهره برداری کرده بر وی حلال است. و اگر جز این عمل کند و بیش از اندازه در آن تصرف نماید ناروا و حرام است سپس فرمودند: اسراف نکنید که خداوند دوستدار مسرفین نی





دینی

درخواست حذف اطلاعات

خلاصه ای از درس ۱،۲،۳ عقل بشر محدود است و خدا نامحدود به همین دلیل است که نمیتوان شناخت کاملی از او داشت. می فرماید: آن چنان که شایسته معرفت توست تو دا نشناختیم.اما به قدر توان و درک میتوانیم شناختی محدود از خداوند دست ی م.بهترین راه شناخت صفات خداوند مراجعه به سخن خود اوست توصیف خداوند از او توصیفی دقیق و بی نقص استمنبع: http://mahan-b89. /





خشم الهی چیست؟

درخواست حذف اطلاعات

خشم الهی چیست؟ خداوند دو نوع صفت دارد؛ صفت ذاتی و فعلی.غضب خداوند صفت فعل خدا است نه صفت ذات. خشم خدا صفت فعل خدا است یعنی کار خدا است یعنی خدا مثل ما عصبانی نمی شود.خشم خدا یعنی کیفر گناهان و مقصود آن عقاب و کیفر خداوند است. شخصی از باقر(ع) پرسید: خشم خدا چیست؟ ایشان فرمودند: ی که گمان کند خداوند از ح ی به ح دیگر تغییر کند او را به ویژ آفریده وصل کرده است چیزی خدا را تحریک نمی کند که باعث دگرگونی او شود پسخشم خدا یعنی کیفر خداوند. چه چیزی باعث خشم خداوند می شود؟ همه گناهان باعث خشم خدا می شود و هر آنچه که مورد بخشش خدا واقع نشود موجب غضب خدا می شود. هر انسانی به اندازه گناهش مورد خشم خدا و مستوجب مجازات الهی است بنابراین آنچه باعث خشم خدا می شود گناه است. آیت الله ری شهریمنبع: http://cherakhashm. /





تعدیل در مصرف

درخواست حذف اطلاعات

حضرت صادق (علیه السّلام) به ابان بن تغلب فرموده اند: به نظرت می آید خداوند به یکه عطای بسیار فرموده از این جهت است که او نزد پروردگا ر، عزیز و ارزنده است. و ی را که از عطایای خود محروم نموده از این جهت است که وی نزد خداوند ذلیل و خوار است، هرگز چنین نیست. حقیقت این است که مال، مال خداوند است و آن را به امانت نزد شخص متمکن س است و به امانت داران اجازه داده است که از مال خداوند در راه تأمین غذا و لباس و انتخاب همسر و تهیه ی مرکب خود به قدر معتدل و درخور شأن خویش استفاده کنند و مازاد امانت خدا را به مسلمانان مستمند و از کار افتاده برگرداند و بدینوسیله پراکندگی آنان را جمع کنند. اگر ی در مال خداوند اینچنین مشروع و معتدل تصرف نماید آنچه را که بهره برداری کرده بر وی حلال است. و اگر جز این عمل کند و بیش از اندازه در آن تصرف نماید ناروا و حرام است سپس فرمودند: اسراف نکنید که خداوند دوستدار مسرفین





کتاب مقدس

درخواست حذف اطلاعات

مز فصل 115 1 ما را نی، ای خداوند ! ما را نی، بلکه نام خود را جلال ده! به سبب رحمتت و به سبب راستی خویش. 2 امّت ها چرا بگویند که خدای ایشان الآن کجاست؟ 3 امّا خدای ما در آسمانهاست. آنچه را که اراده نمود، به عمل آورده است. 4 بتهای ایشان نقره و طلاست، از صنعت دستهای انسان. 5 آنها را دهان است و سخن نمی گویند. آنها را چشمهاست و نمی بینند. 6 آنها را گوشهاست و نمی شنوند. آنها را بینی است و نمی بویند. 7 دستها دارند و لمس نمی کنند. و پایها و راه نمی روند. و به گلوی خود تنطّق نمی نمایند. 8 سازندگان آنها مثل آنها هستند، و هر که بر آنها توکّل دارد. 9 ای بر خداوند توکّل نما. او معاون و سپر ایشان است. 10 ای خاندانِ هارون بر خداوند توکّل نمایید. او معاون و سپر ایشان است. 11 ای ترسندگانِ خداوند، بر خداوند توکّل نمایید. او معاون و سپر ایشان است. 12 خداوند ما را به یاد آورده، برکت می دهد. خاندان را برکت خو





دل نگران

درخواست حذف اطلاعات

فرصتی نیست و من دل نگرانم چه کنم؟لقمه ای خام به کام دگرانم چه کنم؟پیله د نرو تا که مداوا بشویمن که در پیله ی خود هم سرطانم چه کنم؟نرده بندی شده شهرم که مبادا برومشاهد قتل خودم در خفقانم چه کنم؟ شده خادم صحن حرممخون غیرت که ندارد ضربانم چه کنم؟دست تقدیر به قلبم گرهی کور زدهباد می اید و من در هیجانم چه کنم؟پشت دیوارم و هر بار صدا می زندمبی جهت میشنوم بسته دهانم چه کنم؟چنگ انداخته ام راه قفس باز شودقفس اهنی ام بسته جهانم چه کنم؟گیرم آزاد شوم تا به قرارم برسممن بی عرضه که بی جا و مکانم چه کنم...!!؟؟منبع: http://yarehdabestanieman. /





درد دل شبانه..

درخواست حذف اطلاعات

سلام..ای عشق من.. پاسی از شب گذشته و من همچنان امشب بیخوابم.. توی تعطیلات دلم می ره.. چون ازت خبر ندارم .. حتما تو هم الان همین وضع رو داری.. بیخواب و بی قرار مثل من.... ومن دلتنگ وبی تاب دیدنت مثل تو... و تو درحال حرف زدن و رویا پردازی مثل من.. و من درحال نوازشت..مثل تو و تو و و من.......دیوانه وار دوستت دارم ...ای جان جانانم.. ای فروغ چشمانم...ای روح و روانم .. فردا دوباره بر من بتاب ای خورشید زند و جهانم... فردا مرا دریاب ای درمان دردها و زخمهای دلم.. از تو ب من یعنی مرگ حتمی من... تو نفس من..جان من..عشق من و همه من هستی...mم...... بخواب ولی با رویای من..من کنار توام..تنهایت نمیگذارم لحظه ای هرگز.. نوازشم کن..که سخت نیازمندم...درآغوشم ب ر که سرد سردم...ای گرمای وجودم....شبت خوش...منبع: http://mahboobeh5050. /





ارزش توحید عملی

درخواست حذف اطلاعات

چکیده:درنتیجه علم به حقیقت توحید نظریباید انسان درعمل خالصانه بنده خداوند تعالی شود.وبداندشریک قراردادن برای خداوند ظلم بزرگ است. یکی ازموارد اهمیت بحث توحید، بحث ارزش توحید عملی است.یعنی با آگاهی وتربیت صحیح دینی باید ازشریک گرفتن برای خداوند وافتراء به خداوند دوری کرد. بعدازآگاهی از مباحث توحیدنظری بایدفرد کم کم خود راچنان تربیت کند که فقط برای خداوند تعالی بندگی خالص داشته باشد.فقط برخداوندتوکل کند فقط اورااطاعت وعبادت کند.وازسرکشی ازاطاعت دستورات خداوند دوری کند،و درانجام کارهایش شریکی برای خداوندقرارندهد.واز غیرخداوندتوقع توجه به کارهایش وتشویق و پاداش نداشته باشد. بزرگی زشتی معصیت به میزان عظمت ی است که از دستوراو نافرمانی می شود. وبزرگ ترین گناهان نافرمانی خداوند تعالی است.وچون همه عظمت وکبریایی برای خداوند است وشریکی برای او نیست ؛بزرگ ترین نافرمانی قرار دادن شریک برای خداوند است.خ





گله ای نیست

درخواست حذف اطلاعات

... از دست عزیزان چه بگویم ؟ گله ای نیست گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم هر لحظه جز این دست ، مرا مشغله ای نیست دیری ست که از خانه ابان جهانم برسقف فروریخته ام چلچله ای نیست در حسرت دیدار تو ، آواره ترینم هر چند که تا منزل تو فاصله ای نیست بگذشته ام از خویش... ولی از تو گذشتن مرزی ست که مشکل تر از آن مرحله ای نیست سرگشته ترین کشتی دریای زمانم می کوچم و در رهگذرم اسکله ای نیست من سلسله جنبان سر عاشق خویشم بر زندگی ام سایه ای از سلسله ای نیست یخ بسته زمستان زمان در دل بهمن رفتند عزیزان و مرا قافله ای نیست منبع: http://elhamshahrivare1362. /





با تو خوشبخت ترین مردِ جهانم نفَسَم

درخواست حذف اطلاعات

با تو خوشبخت ترین مردِ جهانم نفَسَم عشق یده زِ من، تاب و توانم نَفَسم گنگ و منگم،به خدا دستِ خودم نیست عزیز خوره ی عشقِ تو افتاده به جانم نفسم طاقتم کم شده محتاج به اینم همه وقت در تنَت چشم خودم را بچرانم نفسم مثلِ برنویِ پدر زنگ زده باور من تا غزالم نرهیده ،بِچِکانم نفسم عشق من جان و دلم نوبرِ آفت زده هی! نگرانم، نگرانم، نگرانم نفسم نکُنَد بند بِبُرّی و به من یاد دهی تا که از دام تو خود را برهانم نفسم خواستی لال بمانم و فراموش کنم ای فراموشیِ در زیر زبانم نفسم باغت آباد!تو گل دادی و من پیر شدم فرصتی نیست زِ باغت بتکانم نفسممنبع: http://fjalili1348. /





با تو خوشبخت ترین مردِ جهانم نفَسَم

درخواست حذف اطلاعات

با تو خوشبخت ترین مردِ جهانم نفَسَم عشق یده زِ من، تاب و توانم نَفَسم گنگ و منگم،به خدا دستِ خودم نیست عزیز خوره ی عشقِ تو افتاده به جانم نفسم طاقتم کم شده محتاج به اینم همه وقت در تنَت چشم خودم را بچرانم نفسم مثلِ برنویِ پدر زنگ زده باور من تا غزالم نرهیده ،بِچِکانم نفسم عشق من جان و دلم نوبرِ آفت زده هی! نگرانم، نگرانم، نگرانم نفسم نکُنَد بند بِبُرّی و به من یاد دهی تا که از دام تو خود را برهانم نفسم خواستی لال بمانم و فراموش کنم ای فراموشیِ در زیر زبانم نفسم باغت آباد!تو گل دادی و من پیر شدم فرصتی نیست زِ باغت بتکانم نفسممنبع: http://fjalili1348. /





مناجات امروزی،،،، سروده بی بدیل خالوراشد،، حال وروز بندری

درخواست حذف اطلاعات

مناجات امروزی!سروده: راشدانصاری(خالوراشد) در راستای این که مدت هاست در بیشتر نقاط کشور شاهد بارش باران و برف هستیم ، امااستان هرمزگان کماکان در ۲۴ ساعت آینده هوایی همراه باغباروریزگردکه باعث تعطیلی مدارس وادارات شده است .به نام خداوند مور و ملخخداوند قشم و خدای سَلَخ خداوند بستک، خداوند فینخداوند میناب و رودان زمین خداوند نوش و خداوند نیشخداوند دستار و تسبیح و ریش خداوند توپ و خداوند تورخداوند گل های از راهِ دور ... خ که مُچ از بهاران گرفتدو تا عطسه فرمود و باران گرفت خ که بارانده باران به چینکه خوشحال گردد دل ِ مشرکین ! ولی گرد و خاکش شده سهم ماخدایا خدایا خدایا چرا … ؟! ز یک سو گرانی ز یک سو هوانگو شهرِ بندر بگو اژدها ! درشتی چرا می کند ریز گردتنِ من ندارد توان نبرد زدم ماسک، اما نشد کار سازریه پر شد از ماسه ی نرم باز ببین گرد و خاکی چنان کُرک و پشمکه در آن نبیند دگر چشم چشم و بشنو تو ای





بشارت

درخواست حذف اطلاعات

اگر خداوند با ما نمی بود، آنگاه که آدمیان بر ما حمله آوردند، و هنگامی که خشمشان بر ما افروخته شد، ما را زنده فرو می بلعیدند. آنگاه سیل ما را در کام می کشید، و آبها از سَرِ ما می گذشت؛ آری، آبهای وشان ما را غرق می کرد! متبارک باد خداوند که ما را طعمۀ دندانهای ایشان نساخت. همچون پرنده ای جان ما از دام صیاد رهایی یافت! دام شد و ما رَستیم. یاری ما در نام خداوند است که آسمان و زمین را آفرید!امین درود برجلال خداوندمان عیسی منبع: http://chiahushmand1. /





....

درخواست حذف اطلاعات

من همان دختر نفرین شده تقدیرم.... سلامتی روزی که بابام به جونم قسم بخوره بگه:به ارواح خاک دخترم.... من شاد ترین دختر غم ن جهانم... سکوتم نشانه بخشیدن تو نیست...ضربت لالم کرد... به تاوان دل ش ته ام هزاران دل را خواهم ش ت،گناهش پای دلی که دلم را ش ت... خماری نبودنت را تحمل میکنم ولی هرگز به نعش با ی دیگر تن نمیدهم عشق من خیلی با گذشت بود...آنقدر که از منم گذشت... گوید به هر چه خندی بر سرت آید...خدایا من به کدام تنهایی خندیدم؟ خدایا خسته ام...نه از خودم از ی که منو غرق کرد ولی نجاتم نداد... اسمت چه بود؟می خواهم تمام بن بست های زند ام را به نامت بزنم..... nazaninمنبع: http://just-ilam98. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

گناه کارى که به گناهش اعتراف مى کند ، بهتر است از طاعت کننده اى است که به عملش مى بالد . علی علیه السلام عاصٍ یُقِرُّ بِذَنبِهِ خَیرٌ مِن مُطیعٍ یَفتَخِرُ بِعَمَلِهِ ؛ ...................................................... در فلسفه میگویند: مثل این حرف که میگه خداوند از شدت ظهورش مخفی است. در واقع مفهوم این حرف اینه که خداوند اون قدر هست که گویی نیست. اون قدر حضور داره که انگار غایبه. اصلا غیبتش به دلیل شدت ظهورشه. میگن خداوند مثل یه صداست که از اول آفرینش تا آ اون با یه ح پیوسته در هستی نواخته میشه. چنین ص رو تا قطع نشه ی نمی تونه بشنوه. در واقع دائمی بودن صدا مانع شنیدنش میشه. شاید به همین دلیله که ما نمی تونیم خداوند رو درک کنیم.منبع: http://valghamar. /