رسانه
رسانه

من یک شاعره ام :: جستجو



شاعره فقید جایزه نهایی کاستا را برد

درخواست حذف اطلاعات

همشهری آنلاین: جایزه کتاب سال «کاستا»، هفت ماه پس از درگذشت به «هلن دانمور» تعلق گرفت.





شا ار شاعره یزدی در محضر انقلاب/گفتی که صبر پیشه کن ای باغ مریمم ؛ هر روز ختم سو

درخواست حذف اطلاعات

مهر نوشت:خانم عالیه مهر شاعر یزدی، شب میلاد مجتبی شعر زیبایی در باره م عان حرم در محضر انقلاب قرائت کرد.





کارگردان کرمانی در فستیوال سوربن فرانسه

درخواست حذف اطلاعات

شاعره گرسنه به کارگردانی هادی مهدوی، کارگردان کرمانی به عنوان هشت نهایی فستیوال سینمایی سوربن پاریس انتخاب شد.





خاتون خوب خاطره

درخواست حذف اطلاعات

لحظه به لحظه ثانیه دلواپس و روانیه تيک تيک بیجا ميکنه فکر یه مرگ آنیه فکر پ تو غروب به سمت آسمون خوب فکر سقوط ِ لعنتی کنار دریای جنوب خاتون خوب خاطره ثانیه ام یه شاعره محال عشق ناب تو از رو تن و دلش بره بانوی بهترین بهار شادی شمع شعله زار سهم صبور ثانیه یار یگانه یادگار دست تو با صداقته ساقی با شهامته تک تک ِ این ثانیه ها با دست تو رو ساعته هوای شرجی امید آ حباب کویر لحظه رو بکش حتی به شمشیر سراب خاتون خوب خاطره ثانیه امیه شاعره محال عشق ناب تو از رو تن و دلش بره ب انوی بهترین بهار شادی شمع شعله زار سهم صبور ثانیه   یار یگانه یادگار....





قصه های خورشید (7)

درخواست حذف اطلاعات

طبق معمول، داره دعوام می کنه که چرا سه تا بشقاب لوبیاپلو نخوردم. یا چرا صبحانه، خامه و عسل و گردو و ارده شیره و پنیر و کره و چی و چی و چی رو با هم نمی خورم. می گه: آ ش می افتی می میری مجید. می گم: مجید؟ گوشه ی لبش خنده می شینه: همون پسره که با بی بی زندگی می کرد. خ. يک بار دیگه پیش از این هم، از اشاره ی مام بزرگ به قهرمان های من (که البته فکر نمی اون ها رو بشناسه،) ذوق کرده بودم. "حیدربابا" خوندم و گفتم از يک شاعره که شعرهای ترکی قشنگی داره. چشم از میل بافتنی هاش برداشت و پرسید: شهریار؟





حسرت

درخواست حذف اطلاعات

ینه قار توشدی یئره شب چریه بار گله جک آلما حیوا ساری کشمش همی ده نار گله جکگئجه لر بیر ساری کوینک هاواسی قوزاناجاق آنا قیرمیز گئیینیب شخته ده باهار گله جک اما حیف عالم رویاده دی بو شانلی ناغیل آنامین بیر قورو ع .. ی منه غمخوار گله جکداها یوخ شاعره امکان یازا پوزقون حالینی منه عالم بو گئجه دار گله جک دار گله جکمنبع: http://me-only-me. .. /





تولدت مبارک

درخواست حذف اطلاعات

بیست و نهم دیماه یادآور نقاب انداختن گل بر بستر سپیدی برف است.روزی است که شاعره توانای دیارم بانو سپیده مختاری پا به عرصه حیات نهاد تا پهنه شعر و ادب نوید بخش میلاد شورانگیز چکامه های دلنشین باشد.آری در بیست و نهم دیماه ،از دل سپیدی برف "ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد" سپیده جان سالروز تولدت مبارک باد. فرزاد هخا





دیوانه و کلافه تو

درخواست حذف اطلاعات

دیوانه ترین دیوانه ی عالم منم ای دیوانهای تو که بهنام در خیالش جز تو ی را ندارهدر حریم حرم چشمان قشنگت ای تو گلم ای یگانههیچ جای نداشت و ندارد و حتی خدا داندش چو نکتهمن چه خوشم امروز که ز تو گرفتم از عشق نشانهگرمای آنهم چو آتش به همه جای تنم کشید زبانهآتشفشان و رود آتش و سرخ و زرده هر گدازهمرا باز سوی سرودن برای تو گل کرده گرم و جانانه روانهای تو که با تو هر بار #تولد و عید و #جشن # به راههدانی یا ندانی خواهی یا نخواهی بهنام عاشق توست ای دیوانهدگر تمام کنم این شعر و دلنوشته یا که معر و یا ترانهچرا که هنوز من ندانم ز احوال تو بر منه شاعره این ابهفقط گویمت ولی تا به ته دنیا با تو یا بی تو، منم همیشه يک کلافهکاش که بدانی اما بهنام را عشقش تو هستی تا به ابد و تا همیشه





اگر مرد می بودم

درخواست حذف اطلاعات

اگر مرد می بودمدست زنی راعاشقانه می گرفتمماه به ماهفصل به فصل می گشتیمازعشق برایش می خواندم و می گفتمتا آن زمان که از آن منیازهیچ چیزنترسآ ن ازخیلی چیزهاهراس دارندازتنهایی ، ازدلتنگی ، ازدیروز و فردااززشت بودنازاینکه بايکوت شوندازپیری ازاینکه ی دیگرجایشان رابگیردبرای ازبین بردن هراسمرد نه احتیاج به پول داردو نه جاه و مقام و نه قدرتفقط لازم استعشق ورزی و نازبدوش گرفتن وتعهد را بداننداگرمرد می بودمکاری می آن زنی که شريک زندگی ام استهرگزازهیچ چیزنترسد ؟ آرینا حمید شاعره کرد مترجم : خالد بایزیدی





نیمتاج خاکپور سلماسی شاعره پیشرو

درخواست حذف اطلاعات

نیمتاج خاکپور سلماسی شاعره پیشرو رضا همراز شهر سلماس به لحاظ تاریخی و پ لهای کشاورزی ، يکی از ای مستعد آذربایجان می باشد که در تاریخ معاصر بلایا و مصائب ارضی و سماوی بی شماری را نیز شاهد بوده است . وجود دانشمندان ، شاعران و بزرگان چندی آوازه این شهر را توانسته به بیرون از مرزها نیز ببرد . يکی از بزرگان و نو شان سلماس که زمانی نام و آوازه اش در آفاق گردیده بود مرحومه نیمتاج خانم خاکپور سلماسی بود که با به یادگار گذاشتن تنها دو قطعه شعر توانست نام نامی خود را به تاریخ حک نماید . این بانوی بزرگوار در سال 1285 شمسی یعنی سالی که فرمان مشروطیت امضاء گردید در يکی از روستاهای سرسبز ل تان - سلماس به نام « سلطان احمد» از پدری یوسف نام و مادری نرگس معروف به « آغا خانم » دیده به هستی گشود . چنانکه نوشته اند « پدرش مسعود ل تانی مشهور به مسعود دیوان در حمله اشرار و قشون اسماعیل آقا سمیتقو به ل تان س





به روز بودن!!

درخواست حذف اطلاعات

بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است-شاعره ای فرمودند- زمان ما دیگر زمان لیلی ومجنون – حافظ وسعدی نیست- بایدبه روز بود فضا رادرک کرد—دوهن یشه معروف هالیوودی-که باهم درجند بازی د- مدتی باهم هستند- مجری يک برنامه ازایشان سئوال ميکند- ایاباهم ازدواج ميکنید- اقا جواب میدهد- که اولاز پدر ومادروسپس دوستان-بعدهواخواهان-بعدهالیوود-بعداگر درایران بودن  جناب اقای جوان-سپس جناب اقای مهران مدیری- هردو مقاله درباره  ایرانسل بنویسند اگرخوب بودند ایرانسل تاید کند این میشود به روز بودن؟؟!!





اهدای کتاب توسط خانم فاطمه برمشوری

درخواست حذف اطلاعات

يکی از اعضای محترم کتابخانه ، شاعره سرکار خانم فاطمه برمشوری ، کتاب شعری تحت عنوان "کودک صبح" را نگاشته و يک نسخه را به کتابخانه اهدا نموده اند. ضمن تشکر از فرهیخته گرامی ، موفقیت روزافزون را برایشان آرزومندیم.منبع: http://maktabjaafari. /





عروس سیاه پوش مرگ

درخواست حذف اطلاعات

سرکش تر از آنی شده ام که باز مرا به زنجیر احساس بکشانیغوطه ور میان دریایی از ِ کشتن  حس دوست داشتن  تو...دلخوشم به بوسه های مرگ.رفتی و دریده  شد    چشمانم، با س نجه های لجوج اشک.عروس سیاه پوش بستر دردمهم خوابه با  تن  غم  و هم ناله با جغد غزل........................................................دیدی که شدم  شاعره ی دهراز بس که دل شبجغد غزل و درد هم ناله ی من شددیدی که شدم   ی شهراز بس که تن  دردبی و ؛ هم خوابه ی تن شد.n.h.s





کمی از تو در روزگار قحطی انسان....

درخواست حذف اطلاعات

کتاب رو دادم دستش... گفتم به این حاشیه ها میگن تذهیب....به اون نوع نوشتن میگن نستعلیق....به اون نقاشیا میگن مینیاتور....اون شعرا هم مال یه شاعره که هم ریاضیدانه و هم ستاره شناس.... محو نقاشیا شده بود....میگفت چه قدر قشنگه...من تا حالا این مدلی ندیده بودم.... بعد رفت یه کتاب گنده در مورد نقاشی از تو قفسه کتاباش دراورد....گفت بیا با هم اینو ببینیم...نقاشی های پيکاسو و چند تای دیگه.... بعد اومد از ایران حرف بزنه....گفت چند سال اینجا میمونی؟ بعد میخوای کجا بری؟ انگار سر زخم من باز شد....گفتم شما هم میشنوین این چیزایی که در مورد ایران میگن رو؟ گفت اره شنیدم.... گفتم این مرد دیوانه است.... گفت اره...روز انتخابات ما همه امريکا تو یه خونه ای بودیم...همه گریه می .... بعد از جنگ حرف زدیم...از پناهنده ها.... گفتم میدونی ماجرا همش سر نفته.... گفت نگران نباش...امريکاییا اینجوری ان...اما ما اروپاییا این





شعر ملمع راحات لیغا بیر یاخشی یئر؟! شعر طنز حمید آرش آزاد

درخواست حذف اطلاعات

ایندی کی بیزپول سوزوق، هیچ بیر یئره یوخدور اومید «ابر .. برآمد، باد نو نوروزی وزید»! من چوره ک- پ .. ار غمینده قالمیشام، «حافظ» دئییر: «وجه مِی می خواهم و مطرب- که می گوید رسید»؟ کارمندم، هم عیالوار، ایندی ده بایرام گلیر «بار عشق و مفلسی را هر دو می باید کشید»! بودجه تصویب اولماییب بایراملیق، هم ده آیلیغا «باده و گل از بهای .. قه می باید .. ید»! شیرنی- آجیل آلماغا، دوستوم وام ایستیر بانک دان «از کریمی گوییا در گوشه ای بویی شنید»! باخ طلبکار قارداشا، منت ووروب هر گون، دئییر «من همی .. دعا و صبح صادق می دمید»! کوینه گی اگنیمده جیردی بورج اوچون سوندان دئدی: «جامه ای در نيک نامی نیز می باید درید»! آی خانیم! هر نه قاز .. م، گئتدی تئز باش رنگینه «این تطاول کز سر زلف تو می دیدم، که دید»؟! بیلمه دیم آرواد- طلبکارلار، نه ائتمیش شاعره «این قدر دانم که از شعر ترش خون می چکید»! «تیر عاشقِ کش ندانم بر





" داد"

درخواست حذف اطلاعات

ایمان بیاورید به منو نه تنها به آغاز فصل سردمنم ایمانو چه تنها خلوت کویر خود را رد کرده ام در خزانزمان گذشتربع قرن به وطن و شروع باقی اش به تبعیدامروز اول داد است و من هم راز داد را میدانمبه سان فروغ که فصل ها را می فهمیدزاد روزام در این ماه است داد ترین ماه از سال استحتی هم گفت:انتظار فَرَج ز نیمه ی داد دارماو نمی دانست من متولد ٢١ دادمسیاوش قمیشی ام همچنینشاید او به اندازه خیّام محاسباتش دقیق نبوده !پیشتر گفتم فروغ ؟!و چه میدانی چیست و یا کیست؟میتواند شاعره باشدفروغِ تابانِ شعرو من از وین تا ظهیرال ه با او فاصله دارممیتواند تنها معشوقه از دست رفته ام باشدفروغ فراهانی پورکه فقط يک روز بعد از فروغ متولد شده با فاصله ای به اندازه ی ٦٦سالمی تواند زن باشد...و سالیان دراز در جستجوی جایگاهی امنمی تواند نام باشد يک کلمهبه سانِ روشنایی به شکل نورکه جویندگانِ حقیقت برای اش جان میدهند...چه تاوان ها





چقدر حین نوازش مرور خاطره زیباست

درخواست حذف اطلاعات

چقدر با تو در آغوش شب مناظره زیباست نگاه دلبری ات، ای پریِ ساحره زیباست چه لحظه ها که دوتایی قدم زدیم جهان را ... چقدر حین نوازش ، مرور خاطره زیباست ترانه ! چشم قشنگت به عینکت چه میاید به شعر زل زدن از پشت پلک پنجره زیباست علاقه مند به تشریح مو به موی تو هستم عجیب شرح تو گیسو طلای شاعره زیباست چه ناز بین دو بازویم آرمیده نیازم چقدرخواب تو درحلقه ی, محاصره زیباست #مهدی_حسینی 1395.5.7 tlgrm.me/mosaffer_poem منبع: http://mosafer-poem. /





بزم همدلی نای و نوا

درخواست حذف اطلاعات

از چپ به راست خیام خموش و احمد محمود امپراطوراز چپ به راست خیام خموشهلال فرشیدوردواحمد محمود امپراطور در نُهمین نشست مجتمعی فرهنگی نای و نوا که از سوی مرکز میدیوتيک افغانستان شام 13 قوس 1397 خورشیدی برگزار شده بود اشتراک و پارچه مخمس را که به غزل حضرت ابوالمعانی بیدل رح سروده بودم به دکلمه گرفتم. واقعاً دیدار تعداد از دوستان و شاعران جوان افغانستان که سرمایه ادبی و معنوی این کشور هستند حال و هوای شادمانی را برایم هدیه کرد. جای دارد که از مهمان نوازی جناب محترم عبدالله رسولی صاحب، بانو شه و کمال شاعره شیرین کلام محترمه فرح جان مصطفوی، شاعر ارجمند و گرداننده موفق عبدالمالک جان عطش، هلال جان فرشیدورد و بقیه دستاندرکاران مجلس تشکری و امتنان نمایم که این بزم همدلی را فراهم نموده بودند. با محبت و مهر احمد محمود امپراطور





کفش هایم کو ؟

درخواست حذف اطلاعات

کفش هایم کو،چه .. ی بود صدا زد: سهراب؟آشنا بود صدا مثل هوا با تن برگ.مادرم در خواب است.و منوچهر و پروانه، و شاید همه مردم شهر.شب .. داد به آرامی يک مرثیه از روی سر ثانیه ها می گذردو نسیمی خنک از حاشیه سبز پتو خواب مرا می روبد.بوی هجرت می آید:بالش من پر آواز پر چلچله هاست. صبح خواهد شدو به این کاسه آبآسمان هجرت خواهد کرد. باید امشب بروم.من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت .. حرفی از جنس زمان نشنیدم.هیچ چشمی، عاشقانه به زمین خیره نبود. .. ی از دیدن يک باغچه مجذوب نشد.هیچ .. ی زاغچه یی را سر يک مزرعه جدی نگرفت.من به اندازه يک ابر دلم می گیردوقتی از پنجره می بینم حوری- دختر بالغ همسایه -پای کمیاب ترین نارون روی زمینفقه می خواند. چیزهایی هم هست، لحظه هایی پر اوج(مثلا" شاعره یی را دیدمآن چنان محو تماشای فضا بود که در چشمانشآسمان تخم گذاشت.و شبی از شب هامردی از من پرسیدتا طلوع انگور، چن





هعییی خدا : )

درخواست حذف اطلاعات

بسم الله السیع العلیم سلام ! همینجوری خسته بودم گفتم یه پست بزاریم :d مخاطب که نداریم همینجوری واس دل خودمون چارتا اسپم بفرستیم تو بلاگ دلمون خوش باشه خخخ خب از کجاش بگم براتون ؟ اون یارو شاعره می گه : .... الهی نبینم به غیر تورا ! جملش سنگینه ووو ! يکم که نه زیادی خستم ! صبحیه رفتیم کوه :| خب یدونه رو خونه می خو دم اونم ور داشتنمون بردنمون کوه : | پاهام دو ساعتی میشه رو ح ویبرس ول هم نمی کنه ! دستمم ۹۰ درجه بیشتر بالا میارم ویبره میره خخخخ :d خلاصه اینکه الان این لیست موضوعات بلاگ رو دیدم ! بلاگه واس خودش اسپمستونی ئه ها ! خب سرتونو درد نیارم ! یه امروزه رو استراحت کنیم فردا دوباره قراره بکش بکش شروع بشه ! :d فعلا ! یاحق !





رباب رحمانی بروجردی

درخواست حذف اطلاعات

خانم رباب رحمانی بروجردی شاعر قرن معاصر فرزند محمد صادق و خواهر مهرداد اوستا در سال ۱۳۲۹ خورشیدی در شهر زیبای بروجرد دیده به جهان گشود. ایشان تحصیلات ابت را در زادگاهش بروجرد به اتمام رسانید و در همین شهر مشغول بکار شد. ایشان در اداره کشاورزی همین شهر، ابتدا مسؤول امور زمین و سپس معاون شد. این شاعر خوش قریحه و توانا، بعدها در حین خدمت، تحصیلات عالی خود را در مقطع کارشناسی رشته تعاون و اقتصاد کشاورزی در ابوریحان تهران ادامه داد و سالهای پایانی خدمت خود را در وزارت کشاورزی و بر عهده گرفتن مسؤولیت ریاست دبیرخانه معاونت نظام بهره برداری و کارشناس مسؤولی امور زمین این معاونت با شایست سپری کرد. بسیاری از صاحب نظران بر این باورند که اگر این شاعر که از طبعی به راستی سرشار برخوردار و افزون بر شعر کلاسيک در سرودن شعر نیمایی نیز چیره دست بوده، در ر و دار کار و زند گرفتار نمی آمد و به سرایش شعر به گون





برخی از مشاهیرفرهنگی ادبی بروجرد

درخواست حذف اطلاعات

علامه .. سید جعفر شهیدی : فقیه و ادیب و مورخ و از نویسندگان لغتنامه دهخدا و فرهنگ معین 1297 تولد - 1386 فوت .. عبدالحسین زرین و مورخ : ادیب و مورخ 1301 تولد - 1378 فوت میرزا محمد باقر صامت بروجردی : مدیحه سرای بزرگ کشور 1227 تولد - 1292 فوت لوریس چکناوریان : فرزند پزشک مخصوص آیت الله بروجردی(ره) و .. ار .. ت های بزرگ ایران و جهان .متولد 1316 - در قید حیاتآیت الله غلامرضا مولانا : پژوهشگر و شاعر 1306 .. کیانا وحدتی : شاعره و نویسنده : متولد 1367 - فوت 1386 ناصرخان بروجردی : .. قلمکار قرن دهم محمد رضا رحمانی یاراحمدی : مهرداد اوستا : قصیده سرای بزرگ کشور متولد 1308- فوت 1370منبع: http://ensaniyat. .. /





حرفای خیلی مهمم که باید بگم ولی... یه چیزی تو گلوم گیر کرده

درخواست حذف اطلاعات

خیلی چیزا هست که باید بنویسم. نوازندگی تو مراسم معارفه ی کنگره که تلخی وحشتناک شب قبلشو شیرین کرد. بزم رزم که اونجا دیدیم. دل پیچه ی شدید مغزی که یهو وسط مراسم شعرخوانی گرفتم. داورای بامزه ی خوارزمی. خوابگاه ضایع (و باصفا) شون! تجارب خیلی خیلی جدید. یه خورده هم نوشتم همه اینا رو. ولی الآن نمیتونم ادامه بدم. چون درست در بدترین وقت ممکن سرما خوردم. :( و الآن که دارم مینویسم چشمام درد ميکنه، گوشام درد ميکنه، سرم درد ميکنه، حلقمم درد ميکنه. :/ خیلی بده. آااای مادر چه وقت سرماخوردگی بود. آآآآآی هی داره بدتر میشه. احساس ميکنم تو گلوم بمب کار گذاشتن. چه زیبا سروده شاعره ی بزرگ قرنمون: برکه هایی سبز در راه گلو پشت پلکم ابرهای داغ نرم در دهانم جاده هایی تازه ساز صورتم يک کیسه ی آب ولرم :)))) تازه امروز یه کار خیلی مهم هم داشتم که با وجود سرماخوردگی منتفی شد کلا. اگه تا ده دوازده ساعت دیگه خوب





با توام عشق قسم خورده ق پنهانی من ..

درخواست حذف اطلاعات

با تواَم عشق قسم خورده ی پنهانی ِمن با تواَم بی خبر از حال و پریشانی ِ من . با تواَم لعنتیِ خالی از احساس بفهم بی قرارت شده ام شاعره ی خاص بفهم . لعنتی خسته ام از دوری و بی تاب شدن پای دلگیرترین خاطره ها آب شدن . لعنتی خسته ام از حال بدم، زخم نزن بی تو محکوم به حبس ابدم، زخم نزن . باورم کن که به چشمان تو معتاد منم پادشاهی که به جنگ آمد و افتاد منم . قافیه باختم و شعر سرودم یعنی به هر آن که تو را دید، حسودم یعنی... . نفسم بندِ تو و درد مرا می خواند بعدِ تو حسرت دنیا به دلم می ماند شاعر: پویا جمشیدی **** یلداتون مبارک باشه.. دلتون شاد..





نوشته عطارد ولی من متولد زحل ام :d

درخواست حذف اطلاعات

من یه دوم دادی ام که تولدم درعین تابلو بودن خیلی سخته! .. نه که 03/02 محسوب میشه واسه همین متاسفانه وقتی ی میخواد تولدمو فراموش کنه فکر ميکنه 3 دادم (خیره به سقف)... يکی از وجوه تشابه من و آقام هم همین امتحانی بودن تاریخ تولدامونه :|||.. منتها ایشون بوی امتحانای ترم اول رو میده.. من بوی امتحانای ترم دوم :|||| سالهاست که احساس ميکنم 19 سالمه :d.. البته آقامون که معتقده من هنوز 14 سالمه :||||... يکی از بیخودترین اکتشافات تاریخ بنظرم همین تعداد روزهای موردنیاز برای گردش زمین به دور خورشیده.. اصلا کی میگه وقتی 365 روز بگذره ماهم ی ال از عمرمون میگذره؟؟؟ اصلا این واحدهای زمانی روز و ماه و سال چی میگن؟؟ کی اصلا ساعت رو اختراع کرد؟؟ :)) خوشحالم که امروز به دنیا اومدم :).. به قول اون شاعره : من به دنیا نمی آمدم کی هر لبخندت را روزی هزاربار جشن میگرفت؟... آخه صداش آرامشه.. نگاهش آرامشه..اصلا وجودش





تحقیق وبررسی در مورد بیوگرافی فروغ فرخزاد

درخواست حذف اطلاعات

اختصاصی از هایدی تحقیق وبررسی در مورد بیوگرافی فروغ فرخزاد با و پر سرعت . لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 48 بیوگشرافی فروغ فرخزادشاعری نوپرداز و با احساس، هنرمند نقاش، ساز، تهیه کننده "خانه سیاه" در مورد جذامیان و همچنین فعالیت در امور سینمایی.اشعار فروغ به زبانهای زنده دنیا ترجمه شده و حتی در کشور لیتوانی آثار او ترجمه گردیده است. آثار فروغ فرخزاد هم اکنون هم مورد توجه اغلب جوانها و علاقمندان به شعر نو می باشد.فروغ فرخزاد در دیماه سال1313 در محله یه تهران از پدر و مادری تفرشی پا به عرصه وجود نهاد. پدرش محمد فرخ زاد يک نظامی سختگیر بود و مادرش زنی ساده و خوش باور.او فرزند چهارم يک خانواده نه نفری بود. چهار برادر به نامهای مسعود، مهرداد و فریدون و دو خواهر به نامهای پوران و گلوریا.پس از اتمام دوران دبستان به دبیرستان خسروخاور رفت.





پروین

درخواست حذف اطلاعات

اختصاصی از حامی فایل پروین با و پر سرعت . پروین اعتصامی   خانم رخشنده اعتصامی مشهور به پروین اعتصامی از شاعران بسیار نامی معاصر است. وی در روز 25 اسفند 1285 خورشیدی در تبریز بدنیا آمد. تحصیلات ادبی و عربی را نزد پدر آموخت و به تحصیلات عالیه خود در های معتبر ادامه داد. در جشن فارغ حصیلی خود خطابه زن و تاریخ را ایراد کرد ( داد سال 1303 خورشیدی) که بسیار مورد توجه و تشویق واقع گردید. پروین همواره به تکمیل فنون مختلف نزد پدر خود اشتغال داشت و از آنجا که اعتصام الملک (پدر وی) از دانشمندان و ادیبان نامور بود در راه پرورش استعداد وی، که از هفت سالگی شروع به سرودن نموده بود، کمک شایانی کرد. این شاعره پر احساس در سال 1313 ازدواج کرد ولی این وصلت دیری نپائید و منجر به ج گردید.   بعد از آن واقعه تأثیرانگیز پروین مدتی در کتابخانه دانشسرای عالی تهران سمت کتابداری داشت و به کار سرودن ا





سروده ای برای شهید احمد رخشانی

درخواست حذف اطلاعات

در تاریخ يکم آبانماه هزار و سیصد و چهل و هفت در خیابان سیروس(باقری) زاهدان به دنیا آمد. پدرش ابراهیم رخشانی(پاسبان) نام وی را احمد گذاشت. احمد تحصیلات ابت .. را در دبستان طالقانی گذراند این دوران همزمان بود با تحولات انقلاب .. ی که او نیز با روحیه ی بلند و شجاعت در همه ی .. ها حضور داشت. ورود وی به راهنمایی ابوذر با جنگ تحمیلی مصادف شد و از کلاس دوم راهنمایی عازم جبهه شد. از آن پس جبهه خانه ی اولش بود، در جبهه قد کشید و با شرکت در عملیات مختلف به يکی از فرماندهان گردان ۴۱۰ غواص لشکر ثاراله تبدیل شد. شش سال از حضورش در جبهه گذشت دیپلم گرفت و در کنکور .. شرکت کرد. .. احمد به عنوان يکی از فرماندهان گردان ۴۱۰ غواص لشکر ثاراله در سال ۱۳۶۵ در عملیات کربلای چهار به صف دشمن زد و در ام الرصاص عراق مفقودالاثر شد. یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد- به وداعی دل غمدیده ی ما شاد نکرد. ۱۱ سال بعد در ۱۳





رابعه بنت کعب قدیمی ترین شاعر زن 7 ص

درخواست حذف اطلاعات

اختصاصی از هایدی رابعه بنت کعب قدیمی ترین شاعر زن 7 ص با و پر سرعت . لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 7 قدیمی ترین شاعر زن ایرانی راهنما :جناب آقای نيک روشگردآورنده :سید هاشم it6پاییز 87رابعه بنت کعب قدیمی ترین شاعر زنحضور ن در تاریخ ادبیات هم همچون دیگر علوم کمرنگ و نامحسوس بوده و به ندرت در تاریخ و گذشته آن نامی از ن به عنوان بنیانگذار يک سبک یا مکتبی خاص برده شده است که دلیل آن به علت جامعه مردسالارانه و تعصبات مردانه چندان دور از ذهن نبوده است و حضور ن در ادبیات و شعر هم کمرنگ بوده و به ندرت می توان در کتب قدیمی و تذکره ها نامی از ن شاعر و ادیب را مشاهده کرد. قدیمی ترین شاعره که در کتب از او نام برده شده، رابعه بنت کعب است که متاسفانه در تمامی کتاب ها تعریف از او از چند خط نیز نکرده است.شاید به علت همین باورهای سخت آن زمان که بسیاری





تحقیق بیوگرافی فروغ فرخزاد (2)

درخواست حذف اطلاعات

اختصاصی از یارا فایل تحقیق بیوگرافی فروغ فرخزاد (2) با و پر سرعت . لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 47 بیوگرافی فروغ فرخزادشاعری نوپرداز و با احساس، هنرمند نقاش، ساز، تهیه کننده "خانه سیاه" در مورد جذامیان و همچنین فعالیت در امور سینمایی.اشعار فروغ به زبانهای زنده دنیا ترجمه شده و حتی در کشور لیتوانی آثار او ترجمه گردیده است. آثار فروغ فرخزاد هم اکنون هم مورد توجه اغلب جوانها و علاقمندان به شعر نو می باشد.فروغ فرخزاد در دیماه سال1313 در محله یه تهران از پدر و مادری تفرشی پا به عرصه وجود نهاد. پدرش محمد فرخ زاد يک نظامی سختگیر بود و مادرش زنی ساده و خوش باور.او فرزند چهارم يک خانواده نه نفری بود. چهار برادر به نامهای مسعود، مهرداد و فریدون و دو خواهر به نامهای پوران و گلوریا.پس از اتمام دوران دبستان به دبیرستان خسروخاور رفت. در همین





من یک شاعره ام

درخواست حذف اطلاعات

من دختری شاعر بودم که از هفت سالگی عاشق کلمات شد سرودن را بیشتر از نوشتن دوست داشتم در هشت سالگی خواهرم شعری را که در قالب مثنوی سروده بودم بی اطلاع من و غافلگیرانه برای اعضای خانواده خواند و همه خندیدند و من چقدر از او متنفر شدم بعد از آن در سکوت شعر گفتم و همه ی پولهای تو جیبی من صرف ید برگه های سفید منگه خورده یا دفترهای ساده ی خط دار و خ ر بيک می شد و دفترهایم یا بهتر است بگویم شعرهایم آری... شعرهایم را در پنهان ترین زاویه ی انباری مخفی می تا دوباره به خاطر ذوق ک نه ام مضحکه نشوم من شاعر بودم و بعد آن رسوایی ساده ی ک نه ، باز شعر می گفتم و همه ی شعرهایم در مدرسه،ناحیه،منطقه و شهر رتبه می آورد و همه ی شعر هایم برای دختر و پسر و و... تبدیل به بلیط مشهد،چراغ مطالعه ی شارژی و هدیه ی نقدی شده بود من شاعر بودم در قالب مثنوی مهارت داشتم اما غزل معشوقه ام بود چون من شاعری بودم که قلبش را باخت





من یک شاعره ام

درخواست حذف اطلاعات

من دختری شاعر بودم که از هفت سالگی عاشق کلمات شد سرودن را بیشتر از نوشتن دوست داشتم در هشت سالگی خواهرم شعری را که در قالب مثنوی سروده بودم بی اطلاع من و غافلگیرانه برای اعضای خانواده خواند و همه خندیدند و من چقدر از او متنفر شدم بعد از آن در سکوت شعر گفتم و همه ی پول توو جیبی هایم صرف ید برگه های سفید منگه خورده یا دفترهای ساده ی خط دار و خ ر بيک می شد و دفترهایم یا بهتر است بگویم شعرهایم آری... شعرهایم را در پنهان ترین زاویه ی انباری مخفی می تا دوباره به خاطر ذوق ک نه ام مضحکه نشوم من شاعر بودم و بعد آن رسوایی ساده ی ک نه ، باز شعر می گفتم و همه ی شعرهایم در مدرسه،ناحیه،منطقه و شهر رتبه می آورد و همه ی شعر هایم برای دختر و پسر و و... تبدیل به بلیط مشهد،چراغ مطالعه ی شارژی و هدیه ی نقدی شده بود من شاعر بودم در قالب مثنوی مهارت داشتم اما غزل معشوقه ام بود چون من شاعری بودم که قلبش را باخت





تحقیق پروین اعتصامی217

درخواست حذف اطلاعات

اختصاصی از یارا فایل تحقیق پروین اعتصامی217 با و پر سرعت . لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 23 پروین اعتصامی  خانم رخشنده اعتصامی مشهور به پروین اعتصامی از شاعران بسیار نامی معاصر است. وی در روز 25 اسفند 1285 خورشیدی در تبریز بدنیا آمد. تحصیلات ادبی و عربی را نزد پدر آموخت و به تحصیلات عالیه خود در های معتبر ادامه داد. در جشن فارغ حصیلی خود خطابه زن و تاریخ را ایراد کرد ( داد سال 1303 خورشیدی) که بسیار مورد توجه و تشویق واقع گردید. پروین همواره به تکمیل فنون مختلف نزد پدر خود اشتغال داشت و از آنجا که اعتصام الملک (پدر وی) از دانشمندان و ادیبان نامور بود در راه پرورش استعداد وی، که از هفت سالگی شروع به سرودن نموده بود، کمک شایانی کرد. این شاعره پر احساس در سال 1313 ازدواج کرد ولی این وصلت دیری نپائید و منجر به ج گردید. بعد





مضامین شعر عرفانی 1

درخواست حذف اطلاعات

اگر چه شعر عرفانی مضامین خاص خودش را داراست و نیازی به توضیح نیست ...اما بد نیست در جایگاه نقد و تفسیر شعر عرفانی به این مبحث پرداخته شود. هرچند در وصف و توصیف یار ...مویی و میانی غالبا در هر دو شعر (عاشقانه و عارفانه)به چشم می خورد و در ظاهر خیلی تفاوتی دیده نمی شود اما زمانی که به عمق يک شعر (غزل...رباعی ...ترانه)فرو می روی...آنگاه دست نویسنده در اینکه رهرو است یا سالک...گمشده است یا عاشق...رند است یا ریا...معلوم و مشخص می شود اگر چه در شعر های عارفانه منیت و من بودن آنچنان نمودی ندارد و هر چه که هست او است...اما به هر حال در اشعار عارفانه نیز اشاراتی به گل و بلبل و زلف پریشان می شود. به نظر می رسد آنچه که در این مضامین(عارفانه)هست علیرغم اینکه می تواند مصداقی در خارج داشته باشد و علیرغم اینکه تصوری در ذهن مخاطب ایجاد می کند اما بدان معنایی که متصور است (از نظر نویسنده)نیست. مژگان من ، پ





برای بی بی قصه های مجید: به بهانه کفشهایم کو

درخواست حذف اطلاعات

  کفشهایم کو؟ چه ی بود صدا زد سهراب؟ آشنا بود صدا؛ مثل هوا با تن برگ مادرم در خواب است و منوچهر و پروانه و شاید همه‎ی مردم شهر شب داد به آرامی يک مرثیه از روی سر ثانیه‎ها می‎گذرد و نسیمی خنک از حاشیه‎ی سبز پتو خواب مرا می‎روبد بوی هجرت می‎آید بالش من پر آواز پر چلچله‎ها ست صبح خواهد شد و به این کاسه‎ی آب آسمان هجرت خواهد کرد باید امشب بروم من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت حرفی از جنس زمان نشنیدم هیچ چشمی، عاشقانه به زمین خیره نبود ی از دیدن يک باغچه مجذوب نشد هیچ زاغچه‎ای را سر يک مزرعه جدی نگرفت من به اندازه‎ی يک ابر دلم می‎گیرد وقتی از پنجره می‎بینم حوری -دختر بالغ همسایه- پای کمیابترین نارون روی زمین فقه می‎خواند چیزهایی هم هست؛ لحظه هایی پر اوج مثلا شاعره‎ای را دیدم آنچنان محو تماشای فضا بود که در چشمانش آسمان