رسانه
رسانه

میتونه :: جستجو



عنوان خاصی مد نظرم نیست در حال حاضر

درخواست حذف اطلاعات

هر چی فکر میکنم نمیدونم این چه تقدیر و قسمتیه که نباید پیش هم باشیم... این یه هفته ی گذشته ميتونه جزو گندترین روزای ممکن عمرم باشه از مریض شدن بابا و بستری شدن و آنژیو شدنش بگیر تا ندیدن درست و حس تو و حسرت خوردن برا نداشتنت و هزار تا چیز مز ف دیگه +تنها چیزی که ميتونه حالمو خوب کنه یه ذره فقط اینه که به اینده امیدوارم و مطمینم خدا خودش کمکمون میکنهمنبع: http://mimznevis. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

گفتن نداره ماهی تودریا شنامیکنه پرنده هم توآسمان پروازمیکنه منم ... ماهی مگه ميتونه دریاروبفهمه؟ پرنده مگه ميتونه آسمان روبگرده؟ منم ... ماهی مگه ميتونه شنانکنه ؟ پرنده مگه ميتونه پرنزنه ؟ منم ... همین همه چی به همین سادگیه حرفی نداره که ...گفتنی نیست ... منبع: http://allethia. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

چقدر گاهی حجم غم ادم ميتونه زیاد باشه؟ چقدر ميتونه عمیق باشه؟ چقدر حال آدم ميتونه بد باشه؟ من کلمه ای برای بدی حالم ندارم این روزا! کاش هرگز درد این روزهامو فراموش نکنم! هرگز! چقدر حجم غم زیاده....چقدر زندگی ميتونه تلخ باشه.....منبع: http://zahrahooshmand. /





یک ...

درخواست حذف اطلاعات

یک درخت ميتونه شروع یک جنگل باشه... یک لبخند ميتونه اغازگر یک دوستی باشد... یک دست ميتونه یاریگر یک انسان باشد... یک واژه ميتونه بیانگر هدف باشه... یک شمع ميتونه پایان تاریکی باشد... یک خنده ميتونه فاتح دلتنگی باشه امید ميتونه رافع روح باشه... یک نوازش ميتونه راوی مهربان باشه... یک زندگی ميتونه خالق تفاوت باشد امروز...منبع: http://ahange-etemad. /





نقطه ی عطف

درخواست حذف اطلاعات

–یه فکر مثل یه ویروسه... یه انگل. به شدت مسری؛ کوچکترین بذر یه فکر ميتونه رشد کنه؛ ميتونه رشد کنه و تورو بسازه، یا نابودت کنه. –جزیی ترین فکر مثل: "دنیای تو واقعی نیست" inception by christopher nolanمنبع: http://hjnhjn. /





"م"

درخواست حذف اطلاعات

یه میم ميتونه بیاد اول، بشه "مادارانه" یه میم ميتونه بیاد اول بشه "من" منی که منیّت داره.... ی میم ميتونه بیاد آ کلمه ای مثل جانان.... بشه جانانم=جانان+م جانانم، جانانم، جانانم،جانانم،جانانم،جانانم،جانانم،جانانم،جانانم... یعنی جانان من یعنی تو.....منبع: http://rahataparadox. /





"م"

درخواست حذف اطلاعات

یه میم ميتونه بیاد اول، بشه "مادارانه" یه میم ميتونه بیاد اول بشه "من" منی که منیّت داره.... ی میم ميتونه بیاد آ کلمه ای مثل جانان.... بشه جانانم=جانان+م جانانم، جانانم، جانانم،جانانم،جانانم،جانانم،جانانم،جانانم،جانانم... یعنی جانان من یعنی تو.....منبع: http://rahataparadox. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

ینی یه آدم چقد ميتونه بد شانس باشه-_____- از صب دارم به همه میگم میاین باهام از بناها ع بگیرم...یا یکی آمل نیست.یا یکی بچش رو گازه.یا کار داره-_- چی کار کنم پسسسس.با دوربین و سه پایه تنهایی تو خیابون خلوت رفتن فقط کار یه خنگ دیوونه ميتونه باشه ک اونم با این اوضاع صد در صد خودمم شت به این زندگیمنبع: http://gis-golabatoon. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

جالبه برام چجوری آدما ازینجا سر در میارن؟! خودمم بعضی موقع ها به یه وبلا ی میرسیدم اصن باورم نمیشد همچین جایی اصن ميتونه وجود داشته باشه! ینی مثن یه نفر با خوندن اینا درباره من چه فکری میکنه؟! جالبه واقعا:-""""""""""""منبع: http://477177. /





٠٠:٢٢

درخواست حذف اطلاعات

چقد یه دختر ميتونه باشه که دو روز تمام گوشیشو خاموش کنه و با ش بره خونه و ما هم اینجا جِلِز و وِلِز کنیم و کار به جایى بکشه که زنگ بزنیم به پلیس و خوابگاهشو اون آژانسى که رسوندش ترمینال! بعدشم که پیداش کردیم و مامان و بابای بدبختشو از اون سر ایران کشوندیم اینجا، خیلی راحت برگرده بگه خب فک نمی نگران بشید





از کی بپرسم؟

درخواست حذف اطلاعات

آدم باید بتونه پنجاه گرم از وزنشو بندازه رو ی و مطمئن باشه یه جایی گرفته میشه. میخواد بدونه ميتونه رو شعور یکی دیگه حساب کنه وقتی ذهن خودش وا میده. یکی واسته و بگه آروم باش. نه که جای خود آدم کارا رو ه. فقط اینکه قبل از آدم پنیک نزنه کافیه.آدم باید یاد بگیره بغل یکی دیگه آروم بگیره. آدم باید یاد بگیره کجا ميتونه بغل یکی دیگه آروم بگیره و رم نکنه و تفاوت قائل شه بین اونی که ميتونه بغل بگیره و اونی که نميتونه. آدم باید یاد بگیره همون قدی که دوس میداره، دوس داشته هم بشه وتو دوس داشتن حواسش باشه که طرفش زندگی کاملا فانکشنال و مستقل داشته باشه. منبع: http://dreamerone. /





من

درخواست حذف اطلاعات

اخه کی ميتونه شب زنده داری های منو درک کنه جز خودم و خداا..ادم باید بتونه جای ی نفس بکشه تا حال اونو بفهمه...تو هم کاش واسه یه روز میتونستی جای من باشی..اونوقت جواب همه سوالات رو میتونستی پیدا کنی....اونوقت شاید میتونستی یکم درکم کنی اونوقت میتونستی بفهمی من چی دارم میکشم..کی دوس داره تا صبح صدای نفسهای خواب الود ی رو تحمل کنخ..کی ميتونه تا صبح صدای تیک تاک ساعت دیواری رو تاصبح بشنوه و خواب به چشماش نیاد..کی ميتونه اروم اروم اشک بریزه و مواظب باشه صدای بغضش نشکنه...و هق هق اش بلند نشه تا ی نشنوه یکی تو دل این تاریکی داره غم هاش رو خاطرات بد و خوبش رو چال میکنه...تو هم حق داری سرم داد بکشی..دعوا کنی...تو هم حق داری ا زمن خسته بشی...منبع: http://arezuyetanha. /





نفرت

درخواست حذف اطلاعات

من به قدری ازت متنفرم که دوست دارم از یک ارتفاع زیاد با دست های خودم پرتت کنم پایین، البته فقط وقتی این کار رو میکنم که مطمئن باشم خودم تنها ی هستم که ميتونه نجاتت بده.منبع: http://nimkoreyerast. /





شکر...

درخواست حذف اطلاعات

صبح بهار زنگید که بیا و برو اینجایى که دوستم مربى نقاشیه صحبت کرده برى ببینى چطوریاست منم فل الفور رفتم و اونجا آشنا دراومدیم به لطف اینستاگرام و البته دوره اى که قبلا فنى و حرفه اى گذرونده بودم . گفتن آرامش دارى که خوبى اما اون روى دیگه ات رو هم نشون بده. با خودم گفتم کدوم رو؟ من ده بیست تا رو دارم ... و قرار شد شنبه صبح برم تا اون روم رو نشون بدم!!احساس خوبى دارم نسبت به این کانون. نه به عنوان کار، چون هیچ سابقه اى از کار با بچه هارو ندارم ،نمیدونم جو چطوریاست و چطور باید کار کنم اصلا،بیشتر براى ساعتهاى کمى بیرون از خونه بودن و بعدتر براى بودن با بچه ها که بودن با اونها باعث میشه برگردى به کودکى و همه دغدغه هات رو فراموش کنى و بعدترتربراى کارگاه ادبیات کودک و نوجوان که فکر میکنم کمک خیلى بزرگى ميتونه بهم کنه و بعدترترترش براى پول کمى که کاچى به از هیچیه شاید!!اما میترسم،هم براى اون تجربه





ج مادر و بچه

درخواست حذف اطلاعات

ادم چقد ميتونه بی فکرو منطق باشه چقد ميتونه بی احساس باشه چقد ميتونه بی ادب و نفهم و بیشعورباشه ادم چقد ميتونه بدجنس و بی فکر باشه چقد ميتونه .... چطوری بعضی اصلا نه زن واسشون مهمه نه بچه ؟؟؟؟؟؟؟؟ چطور میتونن ی لحظه ناراحتی زن وبچه اشون رو ببینن؟؟؟؟؟ چطوری میتونن اختیار زندگیشون دست خودشون نباشه . چطور میتونن ی مادر وبچه رواز هم دیگه جداکنن ؟؟ خدایا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خدایا انقد حالمون بده که نگو.... مامانم ی جوری بابا ی جوری ما ی جوری ..... بیچاره خدیج !!!!!!!!! چه شوهر بی مسئولیتی داشته و چطوری تونسته تحمل کنه اخه ؟؟؟؟؟ مهدی از همون موقعه که پاشو گذاشت تو زدگیمون بیچارمون کرد هر روز مامان و بابا رو اذیت کرد نمیدونم خدا چطو میخاد از سر تقصیراتش بگذره ؟؟؟؟؟؟؟؟ الانم که بیچاره خدیج رو از بچش جدا و قصدج دارن!!!!! میگم دارن وجمع میبندم چون خودش ادم نیست و مرد نیست که به تنهایی واسه زندگیش تصمیم





دردهای نیمه شب

درخواست حذف اطلاعات

دردهای نیمه شب را نخورید...نَجوید...قورت ندهید...دردهای نیمه شب دفع نمی شود...روی دل می ماند...قلمبه می شود...پیاده روی های تنهایی آن را هضم نمیکند...جذب بدن می کند...زیر باران رفتن آنرا نمی شوید...باران به آن آب میدهد...ریشه میزند در وجودت...از انگشتان پایت شروع به بالا آمدن میکند و باز نیمه شب که می شود شبنمش از چشمانت سرازیر می شود...دردهای نیمه شب را قورت ندهید...دردهای نیمه شب دفع نمیشود... پ ن : کمتر ی ميتونه بفهمه وقتی دلتنگی فقط اشک ميتونه ارومت کنه !منبع: http://asheghebaran64. /





دختر تنها

درخواست حذف اطلاعات

من دختر روزای تنهایی با هر عذاب تازه جنگیدم از غصه ی فردا نگو با من روزای از این بدترم دیدم تا مرز وحشت ، تا جنون رفتم از ترس دیوونه شدن کم نیست تو اومدی و من به غیر از تو چیزی به جز تصویر یادم نیست تو اومدی تا فکر روزای تلخ گذشته از سرم وا شه من ضربه خوردم تا قوی تر شم فردای من ميتونه زیباشه … هر اتفاقی که برام افتاد شاید دلیل محکمی داره وقتی ورق برگرده میبینی این زندگی به من بد اره.. باید منو باور کنی تا عشق سقف امید و آرزو باشه با مرحم دست تو ميتونه زخم عمیق من مداوا شه..منبع: http://bedooneeshgh. /





سردرگم

درخواست حذف اطلاعات

تز خودم بدم میاد که تا این حد احمق موندم....هنوز زخم قبلیم خوب نشده خودم رو انداختم تو یه دردسر تازه..نمیدونم چراا..واقعا نمیدونم..اومی که نه ميتونه قاطی امروزی ها بشه و نه ميتونه به دل خودش زندگی کنه جایی تو این دنیا نداره...تو راس میگی....من مثل یه سرابم که از دور خوبه وقتی بهش نزدیک میشی تازه میفهمی هیچی نبوده...من از هیچی پر ام...یه موجود سردرگم تو این دنیتی بزرگ به چه دردی میخوره جز اینکه به همه عذاب بده...رضا هم حق داشت ترکم کنه..من به هیچ دردی نمیخورم...منبع: http://arezuyetanha. /





خیلی ساده

درخواست حذف اطلاعات

دیروز داشتم میدویدم که از روی پشت بام بیام داخل و بووووم سرم به شدت خورد به در ف ی جوری که پنج دقیقه گیج می زدم و بعد یک ربع دیدم چقدر خوابم میاد و چهار پنج ساعت خو دم و وقتی که بیدار شدم هنوز گیج می زدم نکته اش اینه که برگشتم به دوستم گفتم علی فلان اتفاق افتاده و یهو برگشت بهم گفت نباید می خو دی!!! چرا آخه؟ من پرسیدم و اون گفت:تو دوتا شرایط نباید بخو یک وقتی سرت ضربه میخوره و دو وقتی به شدت سردته چون ممکنه بیدار نشی ممکنه خونریزی داخلی کرده باشی من با خودم فک چقدر مس ه و بعد دیدم آره همینقدر ميتونه مس ه باشه ، همینقدر ميتونه مس ه تموم شه اصلا هم لازم نیست مثل تو ها ی اتفاق خیلی مهمی بیافته ، یک سر درد و میخو و تموم الآن نمیخوام هیچ نتیجه ای بگیرم فقط خواستم بگم خیلی ساده و مس ه خیلی چیزا ميتونه تموم بشه همین #فرصادمنبع: http://farsad. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

زنگ زدم خونه خواهرم خواهر زادم گوشیو برداشته بش میگم گوشیو بده به مامانت میگه : نمیسه ، داله گلیه ميتونه گفتم بابات کجاست؟؟ میگه : دم دل،داله با آقاپلیسه حلف میزنه گفتم داداشت کجاست؟ میگه : لفته بیمالستانا لو بگلده در حالی که داشتم از ترس سکته می بلند گفتم مگه چی شده؟ میگه : من گم سدم گفتم مگه الان کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟ گفت : زیل تخت ای تو روحت بچهمنبع: http://shinom. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

هم اتاقیت داره +...میبینه و تو داری فلسفه هنر گوش میدی تفاوت شاید همین باشه. این ما هستیم که به ابژه ها معنی میدیم البته جناب کانت هم یه جا میگم علاوه بر سوبژکتیو باید اثر یه نمود بیرونی داشته باشه ولی نمود بیرونی باز هم سابجکتیویته لعنتی میاد در نتیجه +١هشت همون ١٨دوستم ميتونه یه تراژیک محض باشه خالی از تحریکات .من خوبم .خوبمنبع: http://akas-bimar. /





ترحم ؟!

درخواست حذف اطلاعات

گاهی به مثبت یا منفی بودن ترحم فکر میکنم ... ترحم کاهی ميتونه مثبت باشه ... مثل اینکه حس ترحم به ی که باعث کمک خیلی زیادی به اون بشه ... گرچه اصولا افراد از ترحم دل خوشی ندارن ولی بعضی جاها باعث نجات یک ادم میشه ... گاهی هم منفی ميتونه باشه اینکه برای ی دل بسوزونی و حس ترحم ات برانگیخته بشه ... اینکه با کمک به اون فرد و کمک برای نجات خودت رو غرق کنی یا ناخواسته غرق بشی ... اون وقته که خودت به یک منجی نیاز داری ... بیایید درست ترحم کنیم !منبع: http://simay-e-ava. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

وقتی اروم میشی، نگاه میکنی به گذشته ، نتیجه ها خیلی نیتونه متفاوت باشه،میبینی یه نفر که عشق رو میفهمیده ، همیشه بوده و هست، حتی تونسته از پس اینهمه فاصله درد رو تو وجودت بفهمهو مثل همیشه ارومت کنه. بازم بی هیجی چشم داشتی شده خاک که ریشه هات سبز بمونن ، شده ستون زیر شاخه هات که باد طوفان نشکنه ترو .و یه نفر که وجودش پر از دروغ و پلیدی و هوسه و بعد مدتها با یه پیام بهت یاداوری میکنه که چقد پست ميتونه بشه یه ادم... زمان لازم بود تا ...خدایا برا این ارامش که بهم دادی ممنونم.به من فرصت بده تا... پینوشت ١/ همیشه مرد ، ممنونم برا همه ی مردونکی هات ، اروم بی صدا و بی توقع منبع: http://whenhetouchedme. /





فقط یک پر (تغییر)

درخواست حذف اطلاعات

تا حالا شنیدید که یک پر ميتونه کمر یک فیل رو بشکنه؟اگر نشنیدید برید بشنوید(جستجو هم بعضی وقتا جواب می ده) آره یک پر ميتونه کمر یک فیل رو بشکنه و اینکه اگر ی بهتون حسادت کرد حتما ی چیزی دارید که از اون جلوترید و ... همه اینا جملاتی هستن که ما برای آروم خودمون ازش استفاده می کنیم می دونید چرا؟ چون از تغییر می ترسیم. می ترسیم چون نمیدونم بعدش چی می شه و آدم از نشناخته ها می ترسه.می خوام بگم هرچقدر راجع به فیل ها و پر ها بخونی بازم ممکنه دوباره و دوباره و دوباره تکرار بشه و بارها و بارها کمرت بشکنه فقط یک راه وجود داره که دیگه ناله های مجازی حکم مسکن برات نداشته باشن : تغییرمنبع: http://farsad. /





فانتزی ۱۱

درخواست حذف اطلاعات

سمه تعالی ای کاش یه روز ادرس این وبلاگو میشد به همسرم بدم و اونم با دقت تمام نوشته هامو بخونه ارزوهام فانتزی هام براش مهم باشن ارزوهای من شدنیع اگر مرد من مرد باشه پول نخواستم ثروت نخواستم مرد خوشتیپ و خیلی زیبا نخواستم فراتر از واقعیت نخواستم فقط یه چیزایی خواستم که ميتونه براورده کنه حداقل تلاش کنه برای براورده ش حداقل براش مهم باشه نمیخوام خودشو به سختی بندازه من همچین چیزی نمیخوام حداقل چیزایی که ميتونه رو براورده کنه انشاالله منبع: http://fantezihayman. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

یک أصل تو همه زندگی ها وجود داره اونم اینه که همه مشکل دارن بی برو و برگشت اون موقع که خدا داشت ادما رو میساخت یک سری چیزهای حیرت اوری هم تو وجودشون نهادینه کرد. یه تضادهای خیلی خفن.یکیش اینه که ادما دنبال غم ان.دنبال ناراحتی ان.اول از همه غصه ها رو پیدا می کنن.هزار هزار خوشبخت هم که باشن باز یه چیری برای ناراحتی پیدا می کنند. به قول مامانم هنرمند واقعی اون یه که تا جایی که ميتونه از زندگیش لدت ببره. از اونجایی که من از وقتی یادم میاد ادم نه ضعیف ولی شکننده ای بودم.در همه ی برهه های زندگیم لطمه های گاها جبران ناپزیری خوردم. بالا ه بعد ٢٦ سال زندگی فهمیدم که همونطور که خوشی خا زودگذر اند، غم ها هم عمرشون کوتاهه.





فانتزی ۵

درخواست حذف اطلاعات

بسمه تعالی یکی از فانتزی هام اینه که یه روز همسرم بهم یه عالمه گل رز قرمز تو جعبه مشکی یا برع هدیه بده غافل گیرم کنه یاهم یه شاسخین بزززززرگ بزرررگ تر از خودم برام ب ه از اونا که هر دختری ببینه دلش ضعف میره یا اینکه از اون تسبیح ها عقیق هستن که مشهد و قم داره خییییلی خوشگلن و ناز بهم هدیه بده اما خب این از اون فانتزی هاست که باید بخودم بفهمونم خیلی بزرگه یه خانم عاقل باید قانع باشه همسر من ميتونه جای اینکه فرضا ۳۰ تا گل رز ب ه که میشه ۱۲۰ تومن یه شاخه گل ب ه اخه اینجوری میشه اسراف ..با اضافه پولش ميتونه یه کار دیگه هم کنه ميتونه چیزی که لازمه برا خودش ب ه برا مامانش اصن به دوستش کمک کنه اخه ایشون حسینی و علوی اند یه مرد واقعیییییی ميتونه مردمن بجاییی یه شاسخین که ۱۵۰تا۲۰۰ هزارتومنه یه س کوچولو بامزه ب ه برام اخه شاید خیلیا همینقدم نداشته باشند یا ۱۵۰هزارتومت ارزوشون باشه و بتونند خیلی اژ م





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

یک سر رفتم تهران، آلوده بود ، برگشتم ، کتاب ِ افسانه ی باران ِ نادر خان را به نیمه رساندم و برای دومین بار شرلوک را و برای هزارمین مرتبه قسمت ِ نعش کش ِ خالی را تماشا و به این فکر چطور آدم ميتونه تا این حد بی احساس زندگی کند و به قول ِ خودش بدون ِ قلب ؟ و تا چه حد ميتونه با طبیعت ِ انسان نا آشنا باشه در حالی که خودش آدمه ؟ بین ِ واقعیت و رویا پرسه میزنم ، و یک هفته را الکی نرفتم چون دلم نخواست و از یک نفر قول گرفته ام که اجازه بدهد همراهش بروم دفتر ِ نشریه و روزهای بیکاریم بغل دست ِ رو مه نگار ها وول بخورم و فوت و فن ِ کارشون رو یاد بگیرم ، درس ؟ نمیخوانم ، یعنی دست و دلم به خواندن نمیرود و دلم کمی زندگی میخواد ، کتاب ، انار ، پائیز ، خیاطی از این ها ! + شرح ِ حالمنبع: http://my-text76. /





حس!

درخواست حذف اطلاعات

چرا اینقدر بی حسم؟! یحیی میگه: دیوونه ماشین نو یدی تا حالا کاپوتشو بالا نزدی! من: باور کن امروزم برای اولین باره باهاش روندم یحیی: خیلی احمقی من: باور کن هیچ حس خاصی ندارم!...خودم فکر می اگه ماشین ب م خیلی ذوق زده میشه...ولی اصلا اینجوری نیستم الان ......... کلا اینجوریم ها! کاملا بی حسم! ن هیچی ميتونه اینقدر خوشحالم کنه ن ميتونه خیلی ناراحتم کنه ولی دارم سعی میکنم اون چیزایی که ميتونه، واقعا خوشحالم کنه...منبع: http://misaghnevesht. /





عشق واقعی

درخواست حذف اطلاعات

فقط یه عاشق ميتونه بفهمه چقد عشق شیرینه چقد عشق ميتونه بهت انرژی بده عاشق واقعی هیچوقت امیدش از دست نمیده چون اگه نا امید بشه میمیره خدایا عاشقتم کمکم کن تا به عشقم برسم خدایا دوست دارم خدایا کمکم کن من تا پای جونم به عهدی که بستم پایبندم یا علی مددمنبع: http://samya67. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

حاجاقا من از دردودل بدم میاد چون فکر میکنم آدمو ضعیف نشون میده ولی مگه ما ضعیف نیستیم ؟ ضعیف ترین آدمی که این روزا میشناسم خودمم. وضعیت زندگیم افتضاحه... افتضاح... نمیدونم باید چیکار کنم. کمک نیاز دارم. اما هیچ قرار نیست کمکم کنه. تنهای تنهام. یک رابطه نافرجام. احساساتی ک نادیده گرفته شد. وضعیت جسمیم. وضعیت درسیم. وضعیت مالیم. وضعیت شغلیم. وضعیت خانوادگیم. وضعیت انگیزه و هدف داشتن تو زندگیم... میدونم از این افتضاح تر هم میشه... ولی تو ک میدونی... من توان مقابله با اینهارو ندارم... من فقط ی جسمم. ی لاشه که افتاده گوشه خونه. تنهام. کمکی وجود نداره. راهی نیست. مرده متحرکم. من خیلی وقته مردم. چی ميتونه زنده م کنه.. چی ميتونه.. منبع: http://1m1. /





شاید یروزی بر خوردیم به هم...

درخواست حذف اطلاعات

پرسید از نظر شما یه مرد خوب برای ازدواج باید چه ویژگیهایی داشته باشه؟ بیایین یه کم متفاوت،به نداشتن ها فکر کنیم... خب از نظر من شخصی که: بی مسئولیت بی تفاوت بی فرهنگ بی درک بی شعور بی انصاف بی اعتمادبنفس بی حال بی حوصله بی لیاقت بی احساس بی دقت بی پول بی ایمان افسرده خسیس دهن بین نامهربون بخیل متحجر دروغ گو شکاک کم حرف بد اخلاق عجول بد دل و بی معرفت نباشه، بی خیال ت ميتونه همسر مناسبی هم باشه :) این شخص ميتونه حقیقتا همسر مناسبی باشه،اگه به درست ترین شکل ممکن و با درست ترین ذهنیت و احساس ممکن،توو یه زمان سنجیده شده،با آمادگی قلبی،قصد ازدواج با انسانی هم کفو با خودش رو باور و انتخاب کنه... +بدونید چرا دارین ازدواج میکنید،چرا میخواد باهاتون ازدواج کنه؛ و حتما با منطق بپرسید ''چرا من؟'' منبع: http://30b-m. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

یک أصل تو همه زندگی ها وجود داره اونم اینه که همه مشکل دارن بی برو و برگشت اون موقع که خدا داشت ادما رو میساخت یک سری چیزهای حیرت اوری هم تو وجودشون نهادینه کرد. یه تضادهای خیلی خفن.یکیش اینه که ادما دنبال غم ان.دنبال ناراحتی ان.اول از همه غصه ها رو پیدا می کنن.هزار هزار خوشبخت هم که باشن باز یه چیری برای ناراحتی پیدا می کنند. به قول مامانم هنرمند واقعی اون یه که تا جایی که ميتونه از زندگیش لدت ببره. از اونجایی که من از وقتی یادم میاد ادم نه ضعیف ولی شکننده ای بودم.در همه ی برهه های زندگیم لطمه های گاها جبران ناپزیری خوردم. بالا ه بعد ٢٦ سال زندگی فهمیدم که همونطور که خوشی خا زودگذر اند، غم ها هم عمرشون کوتاهه.منبع: http://specially. /





یک روز جدید

درخواست حذف اطلاعات

یه روز جدید شروع شده و شما توی سمت جدیدت مشغول به کار شدی جایی که دوستش نداری و فکر میکنی سر خورده شدی، فکر میکنی سر ش ته شدیدر صورتی که من همچین برداشتی از اینکار جدیدت ندارمبه نظر من این ميتونه یه شروع دوباره باشه و ميتونه یه نقطه عطف باشه واسه جفتمون که بتونیم تو یه شرایط جدید هم رشد کنیم و خودمون رو نشون بدیم الان دیگه باید به صورت نا محسوس همدیگه رو کنیم و پشت هم باشیمدیگه نزاریم ی از بودن باهممون با خبر بشه در این صورت میتونیم به اونی که میخوایم برسیم؛ من ایمان دارم که میتونیم خیلی بیشتر از قبل دوستت دارم و میخوام که همیشه باهم باشیمهمیشه و همه جا در کنار هم باشیم پشت هم باشیم حامی هم باشیم من هم به حمایتت نیاز دارم به بودنت به داشتنت مرسی که هستی....منبع: http://mannainam. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

امرز حالم رو به راه نبود دوباره دررررررد . امروز باورم شد بیماری اون ميتونه خطرناک باشه ، تو این سن کم این همه مشقت و رنج ، اوج نامردی و پستی ميتونه باشه ، خدا کجاس برم باهاش دعوا. امروز برنامه کلاغ پر اما رضایت بخش ان شاء الله فردا به 7.5 خواهم رسید توکل به خودش. عصر باید خالی شه برم دنبال ولچرخی ورزشی هنری ، یک ایده عالی برای جذب و افزایش درآمد دارم بعلی اینجوریاس ، تجرببببه نشون داد 73.9999 درصد تهرانیا بی پدر چاچول باز انتر احمق و نمک به حروم و ..... هستند تو فاکتور امروز یابوی ان تر دس کاری کرد و یه هزینه گزاف متحمل شدم . فاز دو رو حواسم بهش هست رابط زمینگیر شده باید یه نیروی جدید بیابم با جرات و جسارت و توان تصمیم گیری درست بدون من و درست کار و امانت دار. باید حاصل بدهد این همه سال رویاپردازیهای گاه و بی گاه ، تهران سلاممنبع: http://blueice. /





یادداشتی از خواهر یک(دو) دوقطبی.

درخواست حذف اطلاعات

‫"خدایا اگه وجود داری بگو که آیا اینه عد ت؟! اینه حکمتت. ممنون که نشانه هایی میفرستی که کاملا میفهمم چقدر یه آدم ميتونه بدبخت باشه. بچه که بودم گمان می اون شرایط بدترین شرایطیه که یه آدم ميتونه تجربش کنه اما حالا میفهمم چقدر خام بودم. برادر کوچیکم هنوز در فاز شی دست و پا میزنه و در این ح سخت الان دارم رفتار عجیب برادر بزرگم رو میبینم که نوید ورود بشدت سریعش رو به مانیا نوید میده. الان نفس کشیدن واسم سخته. من معمولا در تجربه ی مانیایی که برادرهام دارن همیشه خیلی با قدرت همراهشونم اما تحمل اینکه هر دو رو همزمان در اوج شی ببینم... نمیدونم واقعا نمیدونم چی بگم . در حال حاضر تپش قلبم بالاست و دلم میخواد دیوانه وار هق هق کنم..."11:56pm jun 7منبع: http://bipolarme. /





بیان

درخواست حذف اطلاعات

بالا و پایین ...زندگی و مرگ... چقدر فرق بین این چهار کلمست... چهار کلمه که ميتونه ادمو خوب کنه ویا ادمو نابود کنه





و چه بی ذوق جهانی که مرا با تو ندید

درخواست حذف اطلاعات

امروز خیلی فک به اینکه چرا باید سر راه هم قرار بگیریم به اینکه میتونم بدون تو زندگی کنم به اینکه یکی ميتونه جای تورو برام پر کنه یا نه به اینکه این همه سختی اصلا ارزششو داره یا نه....! اینکه سر راه هم قرار گرفتیم قطعا یه حکمتی بوده و صلاح و قسمتون توش و هیچ چیز خدا هم الکی نیست یعنی قطعا خودش میدونه چیکار داره میکنه واگرنه مارو سر راه هم قرار نمیداد اینم که میتونم بدون تو زندگی کنم و یکی جای تورو برام پر کنه هر چقدرم که فکر میکنم میبینم نمیتونم یعنی اصا نمیشه جای تو یکی دیگرو تصور کرد و اینکه این همه سختی ارزششو داره یا نه،معلومه که عاره .ما که یه بار بیشتر زندگی نمیکنیم حداقل اون کارایی و که دوست داریم و انجام بدیم حتی اگه سخت و تلخ و نشدنی و غیر ممکن باشه.منبع: http://mimznevis. /





سکوت مطلق

درخواست حذف اطلاعات

یکشنبه هفتم آذرهزاروسیصدونودوپنج لوکیشن:...شهیدحمید...پرنسس دیانا... فلانی...همه یه جوری راه خودشون روپیدا فهمیدن که ازدنیاچی می خوان من چرانمی تونم راهم روپیداکنم چراهروقت فکرمی کنم پیداش بیشترگم می شم... یه زن وشوهرجوون دیدم که کرولال بودن وباهم به زبون اشاره صحبت می برای یه لحظه دوست داشتم من والی جاشون بودیم هم کربودیم هم لال اونوقت فقط بادستامون وچشمامون باهم صحبت میکردیم وهیچ حرف تلخ وگزنده ای رونمی شنیدیم ...چه خوب می شد... ازذهن ناخودآگاهم بدم میاد،امروزتوی خواب دیدم که الی ازدواج کرده بود!رفتم سراغش وازبین کل حرفایی که می خواستم بزنم فقط یه چیزتونستم بگم...هی...فقط همین... ازوقتی ازخواب پ تاالان دارم به این فکرمیکنم که چقدریه خواب ميتونه حال آدم روتغییربده...؟ ذهن ناخودآگاه آدم مثلدوست نامردمیمونه...همه چیزدرموردت میدونه ودربدترین زمان روانتخاب میکنه تااوناروبه سرت بکوبه...





داستان دانش اموز انگلیسی

درخواست حذف اطلاعات

چار دانشجوی انگلیسی با طعنه باطعنه به دوست و هم کلاسی ایرانی اش همایون میگه: چرا خانوماتون نمیتونن به مردا دست بدن یا لمسشون کنن؟؟! یعنی مردای ایرانی اینقدر کارنامه دارن و خودشون رو نمیتونن کنترل کنن؟؟!؟ همایون لبخندی میزنه و میگه: ملکه ی انگلستان ميتونه به هر مردی دست بده؟و هر مردی ميتونه ملکه ی انگلستان رو لمس کنه؟ چار با عصبانیت میگه: نه! مگه ملکه فرد عادیه؟!؟ فقط افراد خاص ميتونه بهش دست بدن و رابطه داشته باشن!! همایون هم بی درنگ میگه: خانومای ایرونی همشون ملکه هستن!! درود بر همه ی ملکه های سر زمینم!!منبع: http://somayh9596. /