رسانه
رسانه

میرسه :: جستجو



شب

درخواست حذف اطلاعات

چند وقته که صبح و شبهام قاطی شده...معلوم نیست کی شبه کی روز....میگذره روزا میگذره شبها....ولی فقط میگذره...من فقط زورم به گلایه ميرسه خدا من فقط زورم به تو ميرسه و به روح سرگردون بابام...منو ببخشید که هی غر میزنم...هی گلایه میکنم..ولی زورم فقط به همین ميرسه...تحمل میکنم خدا این شبها و روزای تکراریرو تو هم تحمل کن صدای گریه هامو..تحمل کن گلایه هامو...منبع: http://arezuyetanha. /





post 19

درخواست حذف اطلاعات

خیلی خیلی دوست دارم عشقم بخدا حاضرم نفسام نباشه چون تو نیستی، یادمه یه روز بهم گفت دوستم با ش دعوا و از هم جداشدن والان که دوسال میگذره از جدایشون دوباره پسره رفته خواستگاریش و بهم رسیدن ،عشقم این رو خیلی دوست داشت چون میگفت بهش ثابت کرده که چقدر دوسش دارهمنم بهت ثابت میکنم مطمن باش فقط بگو اره بیا خواستگاریم و تمام عشقم این دفه جدی میام خواستگاریت فقط کافیه بگی اره میخوامت یه هفته طول نمیکشه میام خواستگاریت و مال خودم میشی،بزار خواهرم برگرده اونوقت بهت زنگ میزنم و باهات حرف میزنم اگه قبول کنی هردومون به ارزومون میرسیم، همه رویاهایی که باهم ساختیم به واقعیت ميرسه ،از دست هم گرفتن هامون و دوچرخه سواری هامون تا ا به واقعیت ميرسه . ازت خواهش میکنم که الانم دوسم داری و به اندازه ی یه نخود تو دلت جا دارم قبول کن تا باهم دست هم رو بگیریم و به ارزوهامون برسیم عشقم.ازت خواهش قبول کن. تا یکی دو رو





یه روزی میرسه

درخواست حذف اطلاعات

یه روزی ميرسه از اتاقم میاد بیرون همه یه دفعه از جاشون پامیشن ! اما دیگه متاسفم ! نتونستم نجاتش بدم همه وأج وأج میمونن چی شد ؟! یه دفعه مامانم میزنه زیر گریه بقیه ارومش میکنن گریه نکن یادته چقدر دعوام میکردی یادته نمیزاشتی ازاد باشم میبینی ؟! امیدم به بزرگ شدنم بود ! دیدی رفتم !؟ به بزرگی نرسیدم ؟! آره وأی بابا چرا ناراحتی ؟!گریه نکن ! مرد که گریه نمیکنه یادته میگفتی حواست به درست باشه ؟! یادته میگفتی چقدر سرت تو مبایلته !؟ خــــب ببین دیگه رفتم ! دختربابایی رفت ! همون روز میشه که غسلم میدین ! یکی میاد زمینو میکنه هی میکنه ! میارنم میزارنم زیر زمین چه خوبه اینجا چه ارامشی داره بدنم سرده اخیش خاک ریختن روم یه زره گرم شدم همون روز میشه که ع مو قاب میکنین یه ربان سیاه میره اون گوشه برام ما درست میکنین حلوا هم هست همون روز همه فامیلا میان چه شلوغ شد ... ولی ... من دیگه نیستما !!!منبع: http:/





بی انصافی

درخواست حذف اطلاعات

حس و حال این روزهای من شبیه ادم هاییه که توی بازار تجارت ورش ت شدن و الان بعد از مدتها تلاش و تکاپو و زحمت ،هیچ چیزی برای زندگی ندارن ، اوضاع وقتی اسفناک تره که توی بازار و تجارت نه به خاطر خودت و اشتباهات خودت زمین بخوری بلکه این زمین خوردن نتیجه نارو و خیانت و پشت پاهاییه که از طرف به ظاهر رفقات خورده باشی اون موقع این ورش تگی بسیار دردناک تر و دل اشتره قضیه زمانی به اوج دل اشی ميرسه که تو بارها دست همین به ظاهر رفقا رو گرفتی و بارها با انواع و اقسام روشها و امکانات وجود تو مایه ارتقاء و پیشرفتشون بوده ولی الان تو بواسطه همین دوستان ورش ته ایفکر میکنم این بهترین توصیفی بود که میتونستم از حال دردناک خودم م ، مجموعه ای از احساسات مدام دور و برم هست عصبانیت ، ناراحتی ، غم، انتقام، بی خیالی، بی تفاوتی، دلگرفتگی، کنجکاوی ، و کلی حس دیگه که هر لحظه جای همدیگه رو عوض میکننگاه دلم میخاود همه اون





دآستآن وآقعی..

درخواست حذف اطلاعات

نه پینوکیو آدم شد. نه سیندرلا مهربون بود |مآدر ناتنی شو میکشه|. نه سفید برفی به عشقش ميرسه|شب عروسیش میمیره| !# خلآصه گفتم در جریآن بآشین :|#برنآمه ریختم.اگه بتونم عملیش کنم،زندگی بسی زیبآست :)منبع: http://x95x. /





صدای خدا

درخواست حذف اطلاعات

بر بال دانش سوار میشم انگار یک دنیا صدایم شده مثل خدای آفرینش شدم مثل ستاره تو دلم روشنه وقتی میبینم که صدای خدا ميرسه به ماه و اون ستاره ها وقتی میبینم که بغل ابرها مینویسم و میخونم یا الله (داداش) منبع: http://del-del. /





گذر زمان

درخواست حذف اطلاعات

روزای ا دومین ماه پاییز هم داره ميرسه. چقد پاییز برای رفتن عجله داره؟! فصل دوست داشتنی من بمون بمون ... بمون که با هر بار رفتنت خاطرات من یک سال قدیمیتر میشن. بین این صفحات چیزی به اسم عشق وجود داشت بوی محبت میدن این خاطرات... میترسم چهره ی زیبای مهربانم غبار بگیره





عشق شیرین من:)

درخواست حذف اطلاعات

عَشَقِه اسم یه گیاه عه .میپیچه ،بالا میره، سبز میشه ،ریشه میدونه.... به نظر من که عشق از مغزت شروع میشه انقد ریشه میده انقد سبز میشه تا ميرسه به قلبت وقتی رسید به قلبت هر چقدرم که بزنیش،هرسش کنی بازم یه تیکه ازش همیشه تو وجودت هست. +روزگارتون بی عشق نباشه +بعضی وختا سخته،اذیتت میکنه،ناراحتت میکنه ولی اون شیرینی ای که ازش میره زیر دندونت هیچ وقت نمیتونی بیخیالش بشی. +خدا کمکمون میکنه میدونم:))منبع: http://mimznevis. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

به من بگو کى کى قراره بزرگترین وحشت تمام عمرم رو تجربه کنم و زهرترک بشم و ترسناک ترین جلوه ى همه عمرم رو در مقابلم ببینم و دق کنم کى قراره از وحشت چشمام از حدقه بزنه بیرون و مستقیم در برزخ جهنمى سقوط کنم و با عذاب هایى که تمامى ندارند هم آغوش بشم و لب هاى ذوب شده م رو در کامشان بریزم به من بگو آیسان این انتظار کى به آ ميرسه ؟! + http://s8.picofile.com/file/8274730334/image.jpeg منبع: http://paranoid. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

+چه صبح سردناکی :) +با وسیله نقلیه عمومی رفتم bus :) +روز خوبی بود ولی میتونست خیلی خوبم باشه :/ حالا فردا ازمونمو ببینم چیکار میکنم :) +امروز اقا مامانشو اورد :| +خیلی صبرم رفته بالا منی که یکن منتظر میموندم حرصی میشدم منی که یکی بهم میگفت بالا چشت ابروئه بهم بر میخورد همینیم که س رست همیشه خدا بهم غر میزنه و هیچی نمیگم خیلی عجیبه شاید برا اینه که میدونم که کاری ن خب گوشی ندارم بقیه گوشی دارنا از گوشی موسسه زنگ میزنند مشکلی نیست به من که ميرسه :/ یا همه برنامه هاشونو از دفتر برنامه اصلی ببینند مشکلی نیست ولی به من که ميرسه :/ هر چی غر تو دلش هست سر من خالی میکنه ولی من هیچی نمیگم خیلی جالبه :)منبع: http://nseawmliiyfee. /





95 داره مثل برق از راه میرسه!

درخواست حذف اطلاعات

سلام چه زمانی طول کشید تا باز به اینجا سربزنم و دوکلمه برای آدمی بنویسم که چند وقت دیگه میاد تا یکم به خودش فکر کنه، خودشو مرور کنه. اون آدم الان من هستم جوجه کوچولو، که هیچ وقت بزرگ نمیشه با همون بالهای کوچیک و همون ترس همیش از گم شدن تو این دنیای بزرگ ولی کله شقی و بی ادبی همیشه پای ثابت هر جوجه ای بوده جوجه ها تا جوجن تخسن و پررو هر چقدم ضعیف باشن و کوچولو اما زورکی خودشونو قاطی بزرگترا میکنن، تز میدن و فک میکنن چه خبره ... دروغ چرا این روزا احساس خیلی خوبی دارم. بهار 10 روز دیگه ميرسه و مغز من پر از انعکاسهای رنگ و روشنایی شده. هوا پر از گرده گل و درخته. شکوفه هرجا و هرجا. من و مینا چقدر خوشحالیم و چقدر با هم جشن می ریم. رنگهای توی ذهنم ده برابر شاد شدن و احساساتم قوی تر. همه خوبن و من متشکرم از تو اگر اجازه هست. منبع: http://talkingjoojemina. /





95 داره مثل برق از راه میرسه!

درخواست حذف اطلاعات

سلام چه زمانی طول کشید تا باز به اینجا سربزنم و دوکلمه برای آدمی بنویسم که چند وقت دیگه میاد تا یکم به خودش فکر کنه، خودشو مرور کنه. اون آدم الان من هستم جوجه کوچولو، که هیچ وقت بزرگ نمیشه با همون بالهای کوچیک و همون ترس همیشگی از گم شدن تو این دنیای بزرگ ولی کله شقی و بی ادبی همیشه پای ثابت هر جوجه ای بوده جوجه ها تا جوجن تخسن و پررو هر چقدم ضعیف باشن و کوچولو اما زورکی خودشونو قاطی بزرگترا میکنن، تز میدن و فک میکنن چه خبره ... دروغ چرا این روزا احساس خیلی خوبی دارم. بهار 10 روز دیگه ميرسه و مغز من پر از انعکاسهای سبز رنگ و روشنایی شده. هوا پر از گرده گل و درخته. شکوفه هرجا و هرجا. من و مینا چقدر خوشحالیم و چقدر با هم جشن میگیریم. رنگهای توی ذهنم ده برابر شاد شدن و احساساتم قوی تر. همه خوبن و من متشکرم از تو اگر اجازه هست. منبع: http://talkingjoojemina. /





رمان جدال پرتمنا

درخواست حذف اطلاعات

سلللاملیکم امیدوارم حال همه خوب باشه. همین چن لحظه پیش رمان جدال پرتمنا از خانم پور اصفهانی رو تمام . من از ایشون چن تا رمان خوندم ک واقعا این همه خلاقیت و ظرافت توی نوشته های ایشون آدمو ب وجد میاره. من شدیدا عاشق رمان قرار نبود ایشون و شخصیت آرتانش هستم. رمان جدال پرتمنا واقعا عالی بود. شاید بیشترین جذ تی ک برام داش درمورد دفاع از بود و تونس بضی شبهه هایی ک در ظاهر تبعیضه بین زن و مرد رو کامل شفاف سازی کنه. البته من خودم قبل از خوندن این رمان ب پاس داشتن عزیز و گرانقدر مون آقای حسینی یمین با زیر های قرآن آشنا شده بودم. یادمه سر یکی از کلاساشون به ما ک اعتراض میکردیم چرا دیه یه زن نصف مرد هستش ؛ گفت : وقتی یه مرد بمیره دیه ميرسه ب کی ؟ ک علنا هم گفتیم خب معلومه زنش! و گفت حالا اگه ی زن بمیره دیه ب کی ميرسه و بازم جوابمون واضح بود ک ب شوهرش ميرسه و بعد این حسینی گفتن حالا ب نظرتون سر آقایو





رمان جدال پرتمنا

درخواست حذف اطلاعات

سلللاملیکم امیدوارم حال همه خوب باشه. همین چن لحظه پیش رمان جدال پرتمنا از خانم پور اصفهانی رو تمام . من از ایشون چن تا رمان خوندم ک واقعا این همه خلاقیت و ظرافت توی نوشته های ایشون آدمو ب وجد میاره. من شدیدا عاشق رمان قرار نبود ایشون و شخصیت آرتانش هستم. رمان جدال پرتمنا واقعا عالی بود. شاید بیشترین جذ تی ک برام داش درمورد دفاع از بود و تونس بضی شبهه هایی ک در ظاهر تبعیضه بین زن و مرد رو کامل شفاف سازی کنه. البته من خودم قبل از خوندن این رمان ب پاس داشتن عزیز و گرانقدر مون آقای حسینی یمین با زیر های قرآن آشنا شده بودم. یادمه سر یکی از کلاساشون به ما ک اعتراض میکردیم چرا دیه یه زن نصف مرد هستش ؛ گفت : وقتی یه مرد بمیره دیه ميرسه ب کی ؟ ک علنا همگی گفتیم خب معلومه زنش! و گفت حالا اگه ی زن بمیره دیه ب کی ميرسه و بازم جوابمون واضح بود ک ب شوهرش ميرسه و بعد این حسینی گفتن حالا ب نظرتون سر آقا





بی حسی...

درخواست حذف اطلاعات

یروزی ميرسه میبینم دیگه تنها نیسی اما خوشبختم نیسی.. روزی ميرسه توی حسرتم میمونی نه اینکه خوب بودم نه خیلی بدیها داشتم یکیش غرور بیجام بود اما هر چی بودم واقعا عاشقت بودم .. یروزی ميرسه جای خالیمو بدجور توی اغوشت حس خواهی کرد چون هیچ صدای قلبی اندازه قلب من ارومت نمیکرد.. روزی ميرسه تو تک تک خیابونای شهر دنبال ردی از من باشی که حتی رهگذری ببینی منو وحسرت این روزها که راحت مثه همیشه از من میگذری و ی را جای من میاوری خواهی خورد هیچ تکرار من نخواهد شد چون برگ برنده من عشقیه که با تمام وجود بهت دادم خیانت دیدم ... چیزی که نابودم کرد از درون نابود شدم کنار نیومدم سخت گرفتم سرد شدم اما چ کردی؟ نفهمیدی تمام ارزوهام نابود شد باختم... خوشحال باش مردونگیت همین بود؟ میخواستی خوشبخت کنی ی که به پایت مانده بود؟ عب ندارد من مثل تو نیستم بهانه کنم و بروم حل میکنم چون عاشقم.. راحت به عشق بازیهایت برس نی





خلاصه رمان چینی بند زده

درخواست حذف اطلاعات

خلاصه: تو همه رمانام از یه دختر زیر 24 سال نوشتم این بار از یه زن 28 ساله می نویسم و دختر 7 ساله اش نیکی.... وصال 9 سال پیش عاشق مردی شد و زن بودنش رو مدیون و عشقش به او مرد بود... که نتیجه اش شد نیکی و مردی که بدون فهمیدن از داشتن نیکی، وصال رو ترک کرد. وصال خودش مرد خونه شد و دخترش رو بزرگ کرد. نیکی الان هفت سالشه و پاشا برگشته! پاشا بخاطر ارثیه که از پیرش ميرسه برگشته ایران... این داستان روایت یه عشق دیگه اس... تو این داستان نفرتی نداریم جاش بی تفاوتیه و تپشهای قلبی که ميرسه به عشق... قراره یه چیز متفاوت تجربه کنیم... امیدوارم عین یه کوه همراهم باشید.منبع: http://roha1368. /





post 19

درخواست حذف اطلاعات

خیلی خیلی دوست دارم عشقم بخدا حاضرم نفسام نباشه چون تو نیستی، یادمه یه روز بهم گفت دوستم با ش دعوا و از هم جداشدن والان که دوسال میگذره از جدایشون دوباره پسره رفته خواستگاریش و بهم رسیدن ،عشقم این رو خیلی دوست داشت چون میگفت بهش ثابت کرده که چقدر دوسش دارهمنم بهت ثابت میکنم مطمن باش فقط بگو اره بیا خواستگاریم و تمام عشقم این دفه جدی میام خواستگاریت فقط کافیه ب اره میخوامت یه هفته طول نمیکشه میام خواستگاریت و مال خودم میشی،بزار خواهرم برگرده اونوقت بهت زنگ میزنم و باهات حرف میزنم اگه قبول کنی هردومون به ارزومون میرسیم، همه رویاهایی که باهم ساختیم به واقعیت ميرسه ،از دست هم گرفتن هامون و دوچرخه سواری هامون تا ا به واقعیت ميرسه . ازت خواهش میکنم که الانم دوسم داری و به اندازه ی یه نخود تو دلت جا دارم قبول کن تا باهم دست هم رو ب ریم و به ارزوهامون برسیم عشقم.ازت خواهش قبول کن. تا یکی دو روز د





شبه آرومممم

درخواست حذف اطلاعات

مسود صب بهم زنگ زد گفت ببخشید ب خیلی فک دیدم تو تنها آرامش منی من بدون تو هیچم اشتباه اونجوری گفتم تو همه منی...منم ب خیلی دلم براش تنگ شده بود گفتم باشه بخشیدمو این حرفا..امروز یلدوک (٤سالشه)کنارم بود باهم نقاشی کردیم کارتون دیدیم تا آجیلی اومدو نگهش داشت...وقتی میخواستم بخوابونمش مثل یه فرشته خو د قربونش بشم خداااا...بعد مسود اوند راجبه کارش حرف زدو شامو خوردیم رفتیم خونه خالینا عاخه پسر داره میره کربلا،...خدایا بخودت میسپارمش همبازیه دوران کودکیمه بااینکه الان جفتمون از هم کلی فاصله گرفتیم...واقعا هم نمیدونم چرا انقد ازهم دوریم از وقتی من ازدواج رابطمون سلام علیک شده احساس میکنم خودش ازم دوری کرد بخاطر مسود بوده حتما...خلاصه از خونه خالینا برگشتیم مسود با نت کار داشت شب موند پیشم یساعته داریم باهم حرف میزنیم از اتفاقای دیروز..حدسم درست ازآب دراومد خانوم جاری خبر نداشته شوهرش اینجا بوده





مرغ و تخم مرغ

درخواست حذف اطلاعات

با همه عالم و آدم خوش اخلاقه ها، به من ميرسه عن میشهالبته حقیقتا منم سرسنگین تر از هر یم باهاش ولی کاملایه برخورد متقابله، شایدم برا اون برخورده متقابله!نمیدونم کی اول این عن زدگی رو شروع کرد!:/منبع: http://zeynevesht. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

چرا هر چی به دستمون ميرسه فروارد میکنیم؟؟؟ خانومه تو گروه آشپزی پیام داده گوشت چرخکرده ن ید چون چین داره گوشت مرده هاشو صادر میکنه. اونقدر احمقه که آدم نمیدونه چی بگه بهش. منبع: http://fso1996. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

وقتی میای صدای پات از همه جاده ها میاد انگار نه از یه شهر دور . که از همه دنیا میادتا وقتی که در وا میشه . لحظه دیدن ميرسههر چی که جاده است رو زمین . به من ميرسهآه...ای که تویی همه م . بی تو میگیره نفسماگه تورو داشته باشم . به هر چی میخوام میرسمبه هر چی میخوام میرسم...وقتی تو نیستی . قلبمو واسه کی تکرار م؟گلهای خواب آلوده رو . واسه کی بیدار م؟دست کبوترای عشق . واسه کی دونه بپاشه؟مگه تن من میتونه بدون تو زنده باشه؟ای که تویی همه م . بی تو میگیره نفسماگه تورو داشته باشم . به هر چی میخوام میرسمبه هر چی میخوام میرسم...عزیزترین سوغاتیه . غبار پیراهن توعمر دوباره منه . دیدن و بوییدن تونه من تو رو واسه خودم نه از سر هوس میخوامعمر دوباره منی . تو رو واسه نفس میخوامای که تویی همه م . بی تو میگیره نفسماگه تورو داشته باشم . به هر چی میخوام میرسمبه هر چی میخوام میرسم... منبع: http://ghahvehtalkh.





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

با اینکه بعضی آدما خیلی خوب به نظر میرسند واتفاقا واقعا هم خوب اند، اما هیچ اونقدراهم که خوب به نظر ميرسه نیست؛ مگه اینکه به نظر نرسه! اینو تنهایی همین الان کشف و بیشتر و بهتر از اینم بلد نیستم توضیح بدم!منبع: http://dastayeeto. /





تناقض...

درخواست حذف اطلاعات

"ناراحت شدن از ی" تناقض داره با "انتظار نداشتن از ی"؟! اگه من ادعا کنم که انتظاری از ی ندارم یعنی هیچ رفتار و هیچ حرفش نباید موجب رنجش خاطرم بشه؟! چقدر سخت میشه! + آرامش احمقانه ای دارم امشب... بی ریشه بنظر ميرسه!منبع: http://ensan-bashim. /





مار

درخواست حذف اطلاعات

میدونی پونه یک روزی ميرسه که تو احساس الانت را نداریاون روز سعی کن، از من متنفر نباشی + کلمات و خیلی راحت انتخاب کن + در میان توهم مبهم به چنگ گرگها افتاد ... + به نظرت گوه تر از اینم میشد ؟ منبع: http://helboyy. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

خستم از خودم و دوروبربام..ازاین دوتا دختری ک مجازی باهاشون دوستم و میدونم الکی میگن ک ما با ی نیستیم...من بهشون گفتم ک فرند زیاد دارم اما اونا برحسب عادتشون دروغ گفتن باز.. خدا کی ميرسه یکی بیاد ک فقط مال من باشه و منم دلخوش ب پاکیش فقط باخودش باشممنبع: http://errfann1993. /





اندکی تامل...

درخواست حذف اطلاعات

در قـرآن کـریـم آمـده اسـت : پـس از آن کـه شـیـطـان مـهـلـت خـواسـت خـداونـد بـه او مـهـلـت داد تـا یـوم الـوقـت الـمـعـلـوم....................اما این وقت معلوم کِـــیِــِه؟!چرا نمیگه تا قیامت؟چرا نمیگه تا پایان خلقت؟!فکر میکنم جوابش اینه:مـهـلـتی که خـدا به شـیـطان داده در واقع به ما داده، نه به اون!!"فَبِعِزَّتِکَ لاَعْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ * إِلاَّ عِبَادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ"شاید خدا به ما مهلت ، از دور بشیم..که به محض دوری از ،مهلت اون در مورد ما به پایان ميرسه...اون وقتِ معلوم، برای هر ی فرق میکنه...شاید من امروز از جدا بشم..شاید 10 سال دیگهشایدم هیچ وقت...خدایا! شاید قضیه ازین قرار بوده که اولش بهمون بگی جریان از چه قراره!!سـیـب و بـهـشـت بـهـونـه س...اینا رو گفتی که یادمون باشه جامون کجا بوده...حسرت بخوریم و تلاش کنیم و تو بهمون لبخند بزنی...""حضرت (ع): بـهـایِ شـمـا بـهـش





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

خستم از خودم و دوروبربام..ازاین دوتا دختری ک مجازی باهاشون دوستم و میدونم الکی میگن ک ما با ی نیستیم...من بهشون گفتم ک فرند زیاد دارم اما اونا برحسب عادتشون دروغ گفتن باز.. خدا کی ميرسه یکی بیاد ک فقط مال من باشه و منم دلخوش ب پاکیش فقط باخودش باشممنبع: http://errfann1993. /





میگذره نه؟

درخواست حذف اطلاعات

وقتی نمیدونی کجایه زندگیت هستی؟ خوشحالی یا ناراحت!زندگی بقول شبنم گاهی به جاهای سختش ميرسه...یه غم تو دلته یه بغض پنهان یه عالمه خوشحالی و...بذار همه فکر کنن مغروری بذار بگی بدرک! بذار بشه هرچی میخواد بشهمنبع: http://boridejarayd. /





معمای انیشتین

درخواست حذف اطلاعات

می گویند این سوا ل را انشتین در قرن 19 مطرح کرده و معتقد بوده که 98 درصد مردمدنیا قادر به حلش نیستند. هرچند که کمی وقت گیر به نظر ميرسه ولی به لذت قرار گرفتندر جمع اون 2 درصد می ارزه! منبع: http://knowledgetree82. /





باور کن دختر بعضی چیزا رو...

درخواست حذف اطلاعات

وقتی سفارش هات ميرسه و لابلای اونا خمیر دندون کرست میبینی و نمیتونی اشکاتو نریزی یعنی دلت تنگه برا عشق ورزیدن، برای دوست داشتن،برا اینکه یکی باشه که براش انار ببری ،کباب تابه ای،حلوا...بعضی چیزا قلب ادم رو به درد میاره، بعضی چیزا یهو پرتت میکنه به روزایی که نمیدونی رو زمین بودی یا اسمون. خیره شدم به این بسته های خمیر دندون و فک میکنم به اینکه ... میدونی هر طرفش رو که میگیرم از یه ور دیگه... دیروز که دوسم اوند و مجبور شدم باهاش برم ... وقتی ت. ر. ا ک رو دیدم و نتونستم اشکامو کنترل کنم یه شونه میخواستم برا تکیه دادن....دلم میخواست یکی بغلم کنه بزاره تو ک ن.یکی که قد اغوشش باشم... کاش حالم بهتر بود!!! پینوشت ١/ خیلی دوس داشتم برم بالا و ببینم برا کاینات چی نوشتی و چسبوندی... پینوشت ٢/کم کم دارم کنار میام با خودم برا تغییر ظواهری که با تو معنی میشد... پینوشت ٣/یعنی تو چه حالی میشی وقتی بوی ع





صبر

درخواست حذف اطلاعات

اکثر ماها مومن نیستیم. نه اینکه کافر باشیم، مشرکیم. چیزهای بزرگ و کوچیک رو چاره ساز میدونیم و به اونها تکیه و توکل میکنیم به جای خدا. مثل اسکناس، حساب بانکی، تحصیلات، مکر و حیله و زرنگ بازی. یا حتی تکیه به مردم برای حل مشکلات و موانع زندگیمون. فکر میکنیم ایمان آوردیم در حالی که آلوده به شرکه بازم. بعد از اینکه رو به عنوان مرام و مسلکت برای زندگی میپذیری؛ باید شروع کنی به خالص ایمانت و زدودن عقایدت از عواملی که نمیذاره مطلق و خالص به خدا تکیه کنی. به نظر ميرسه این اولین شرط توی این مسیره. بنابر این بعد از این مرحله کارهای خوبت معنی پیدا میکنه و عاری از شرک و ریا میشه. عمل صالح با ایمان خالص نتیجه میده و تو رو میبره بالا ( چقدر این حرف تکراری به نظر ميرسه، به همون اندازه هم بهش نرسیدیم انگار ! ). مرحله ی بعدی امر به معروف میشه. یعنی خودت باید بدونی و تمام سلول های بدنت هم اینو تایید کنه که ا





وب گردی

درخواست حذف اطلاعات

شاید بذاری به حساب خل بودنم... اما یکی از لذت های زندگیم خوندن پستا و نظرات خاک گرفته ی وبلاگام و وبلاگته :))) حالمو خوب میکنه! تلخ و شیرینش هم فرق نداره... چکیده هاش هم ميرسه به تو که میشی هووی من دوستت دارممنبع: http://royaye-mahtabii. /





سوالات

درخواست حذف اطلاعات

علت یک تنبلی طولانی مدت با وجود درک اینکه چقدر برام مضر چیه؟ واقعا چی انقدر منو تنبل کرده وقتی عملا دارم میبینم هر روز فقط با یه ساعت تلاش چقدر میتونم یاد بگیرم؟ چقدر میتونم کار انجام بدم؟ چطور وقتی با تمام پوست و استخونم دلم میخواد مفید باشم باز نمیتونم؟ چطور وقتی این همه رؤیای خوب ب ذهنم ميرسه وقوی میتونم ب مدرسه ی استعداد ی ب تاثیر گذاریم در اینده ب یه عالمه رویا فکر کنم برای تحققشون تلاش نکنم؟ چطور وقتی حالم از این بی حوصلگی و وقت تلف همیشگی حالم بهم میخوره باز ادامش میدم؟ دلیلش نته؟ اگ اره پس وقتایی ک قطع چطور باز با چی وقتمو تلف میکنم؟ من مشکل جسمی دارم؟ چرا این همه به خودم ظلم میکنم؟ چرا وقتی میدونم میتونم از پسش بربیام براش تلاش نمیکنم؟ هنوز لذت تلاش و نچشیدم؟ من ک خیلی سعی خسته شدم دیگ. ولی این خستگی فوق فوقش ب یه تلاش خوب یه هفته ای منجر میشه. بعد اون دوباره تا یه ماه همون آش و





این بود زند

درخواست حذف اطلاعات

تا حالا شده یه نفر توی اینستاگرام پُست بذاره و شما اب شید؟ احتمالا اب شدید. من تا حالا اب نشده بودم تا امروز. یه ع گذاشت شبم رو اب کرد. نمیدونم چرا همه اب شدن بنظرم. همه سریع پست گذاشتن بعدش. نمیدونم اونا هم مثه من اب شدن با دیدن این پست یا نه. (اصن به اونا چه) ممد تو گروه قاطی کرد. جدی شده بود. میگفت به هم احترام بذاریم. این شب داره عجیب به پایان ميرسه.منبع: http://millionyearsago. /





بی تفاوت

درخواست حذف اطلاعات

زمانه منفعل از طبع بردبار من است.... از تَهِ دل آرزو دارم جای یکی از این هایی باشم که صداشون از تو کوچه میاد و این وقت شب مشغول بازی ان.. واقعا خستم ... دلم میخاد بخوابم و بیدار نشم. ما سوسک داره....کشتمیش... مقابلم مقابل ... و بازی های دیگه....تو حیاط نشستم و تنها ص که ب.گوش ميرسه همینه.... تقدیر مرا با انتظار رقم زده اند.... منبع: http://sarneveshttttt. /





کمی شه

درخواست حذف اطلاعات

زندگی تغییری نمیکند من باید یاد بگیرم تغییر کنم و البته ع ش هم درسته یعنی زندگی تغییر میکنه و من باید یاد بگیرم که تغییر نکنم یک جاهایی زندگی که تشکیل شده از فرهنگ و اقتصاد و جامعه و محیط باید یاد بگیره که تغییر اساسی کنه و یک جاهایی من باید یاد بیگیرم که تغییر کنم با مطالعه و فکر و شه بعضی چیزها شاید بدتر از زهر مار باشه اما آدمو نمیکشه آدمیت رو نمیکشه فرهنگ رو نمیکشه و اصلا زهر مار نیست و شاید فهم من هنوز بهش نرسیده یا شاید ترسیدم ازش و شاید خیلی از این ترس ها سالهاست که با من است و آن و امنیت را احساس نمیکنم و شجاعتش را ندارم که بهش درست فکر کنم و این چقدر بده و چقدر خوبه که باز هم شعور من و متها فرهنگ من و ماها و رویاهای ما جلوتر و جلوتر بره بیخود نیست که گاهی وارد سیاست میشی هر چقدر هم که بخوای نباشی بحث فرهنگ به یک جاهایی ميرسه که اگر پاتو از جاده فکر و شه بیرون نگذاری و دوست داشته





زندگی

درخواست حذف اطلاعات

زند زیباست.. با همه بالا و پایینش.. همه فصل ها رو هم با هم داره..و با هم قشنگه.. گاهی ...گرم و دوست داشتنی .... پر از بوی جوونی..گاهی تابستونی و داغ و پر حرارت...گاهی برگریزون پاییزی داره...و گاهی زمستون به جونش میفته ولی همین سردی ها وقتی به اوجش ميرسه رنگ سفید و پاک برف رو میگیره و خالص میشه روح آدم..منبع: http://nazanin1000. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

ای خدا جان گفتیم اون بیاد نه داداشش والا ! من از خدا خواستم حانیه بیاد اصفهان ! بعد فردا داداشش با خالم و شوهر خالم میان :| + فکر کنم دعا های من سر و ته به خدا ميرسه :| مثلا یهو دعا میکنم فردا بارون بیاد بعد هوا انقدر افت ه که مردم خودشونو باد میزنن :| منبع: http://khanoomchadori. /





170_خلاصه این منم و زندگی منه، ک هیچی جز فکرت آینه دق نیست.

درخواست حذف اطلاعات

کلی حس بد داده بودی میگیم عیب نداره رد داده بودی هر چی درب و داغون میکنی ام فدای اون روزا ک خیلی فوق العاده بودی +طلیسچی_رد داده بودی + ولی جدن! چی میشه ی خواننده از ی عالی مثل قرار نبود، ميرسه ب خوندن این خزعبلات؟:/منبع: http://paariss. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

اوپس! فدای آجی سارام.. چه بد رید به هیکل تایگر..! مامانم میبینه انقد حالم بده انقده مهربون شده و بهم ميرسه.. از صبح.. هرچی دم کرده و سوپو میوه بوده ریخته تو حلق من!! سانی... چرا همچین حرفیدیم با هم؟! من احساس میکنم بد بود یا واقعن بد بود؟! بیخی.. شاید من زیادی حساس شدم.. منبع: http://gaa-22. /