رسانه
رسانه

می دانم که هیچ نمی دانم :: جستجو



ه در چشم تو نازیست که من می دانم

درخواست حذف اطلاعات

ه در چشم تو نازیست که من مي دانم نگهت دفتر رازیست که من مي دانم قصه یی را که به من طره کوتاه تو گفت رشته عمر درازیست که من مي دانم بی نیازانه به ما مي گذرد دوست ، ولی اش بحر نیازیست که من مي دانم گرچه در پای تو خاموش فتادست ای شمع سایه را سوز و گدازیست که من مي دانم یک حقیقت به جهان هست که عشقش خوانند آنهم ای دوست مجازیست که من مي دانم شاعر : غلامرضا طریقی





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

با منی یا نه، نمي دانم، نمي دانم هنوز عاشقم اینبار؟!... این را هم نمي دانم هنوز گرچه کم کم رفت از یادت نگاه من، ولی اتفاق دیدنت را کم نمي دانم هنوز قصه را از نو بگو با چشمهایت!، عشق چیست؟! چیزی از این واژه ی مبهم نمي دانم هنوز آه... از روزی که دستت را تکان دادی به بعد سرنوشتم را به غیر از غم نمي دانم، هنوز- صبح تا شب واژه مي ریزم سر راهت، ببخش تحفه ای را بهتر از شعرم نمي دانم هنوز *** باز مي گویم :چرا رفتن؟! دلیلت را بگو! باز مي گویی: تو را محرم نمي دانم هنوز منبع: http://sanaz88. /





بستند پای ما و ش تند بال ما ...

درخواست حذف اطلاعات

نمي دانم چنین حرف هایی اصلا درستند یا نه ... نمي دانم برخاسته از احساسات آنی اند یا نه ... نمي دانم خودم اگر بودم ؛ حق را چه مي دانستم ! نمي دانم ... ادامه مطلب





چون به عشق آمد قلم...

درخواست حذف اطلاعات

بسم الله النور نمي دانم مهمانِ نمک گیرِ جان است، یا آن ميزبانی ست که حربه ها به کار مي گیرد تا تو را مقیم کوی خود کند. نمي دانم صید نایاب گریز پاست که باید جهان را بخاطرش بپیمایی، یا صیادی ست که وجود گریزان تو را به کرشمه ای به دام مي اندازد. نمي دانم تو در بحرش غرقه ای، یا او در تو حل شده، با روح و جسمت یکی مي گردد. نمي دانم اوست که تو را به شکل خود در مي آورد یا تو آن را با "تیشه خیال" برای خود مي تراشی. عشق را مي گویم. آنچه درباره اش هيچ نمي دانم...





نمی دانم از ف الذین عراقی

درخواست حذف اطلاعات

غزلی بلند اما زیبا از ف الدین عراقی، دلی یا دلبری، یا جان و یا جانان، نمي دانم همه هستی تویی فی الجمله، این و آن نمي دانم بجز تو در همه عالم دگر دلبر نمي بینم بجز تو در همه تی دگر جانان نمي دانم بجز غوغای عشق تو درون دل نمي یابم بجز سودای وصل تو ميان جان نمي دانم چه آرَم بر درِ وصلت؟ که دل لایق نمي افتد چه بازم در ره عشقت؟ که جانْ شایان نمي دانم یکی دل داشتم پر خون شد آن هم از کفم بیرون کجا افتاد آن مجنون در این دوران؟ نمي دانم دلم سرگشته مي دارد سرِ زلف پریشانت چه مي خواهد ازین مسکینِ سرگردان؟ نمي دانم دل و جان مرا هر لحظه بی جرمي بیازاری چه مي خواهی ازین مسکینِ سرگردان؟ نمي دانم اگر مقصود تو جان است، رخ بنما و جان بستان و گر قصد دگر داری، من این و آن نمي دانم مرا با توست پیمانی، تو با من کرده ای عهدی ش تی عهد یا هستی بر آن پیمان؟ نمي دانم تو را یک ذرّه سوی خود هواخواهی نمي بینم مرا یک مو





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

دلی یا دلبری، یا جان و یا جانان، نمي دانمهمه هستی تویی، فی الجمله، این و آن نمي دانمبجز تو در همه عالم دگر دلبر نمي بینمبجز تو در همه گیتی دگر جانان نمي دانمبجز غوغای عشق تو درون دل نمي یابمبجز سودای وصل تو ميان جان نمي دانمچه آرم بر در وصلت؟ که دل لایق نمي افتدچه بازم در ره عشقت؟ که جان شایان نمي دانميکی دل داشتم پر خون شد آن هم از کفم بیرونکجا افتاد آن مجنون، درین دوران؟ نمي دانمدلم سرگشته مي دارد سر زلف پریشانتچه مي خواهد ازین مسکین سرگردان؟ نمي دانمدل و جان مرا هر لحظه بی جرمي بیزاریچه مي خواهی ازین مسکین سرگردان ؟ نمي دانماگر مقصود تو جان است، رخ بنما و جان بستانو گر قصد دگر داری، من این و آن نمي دانممرا با توست پیمانی، تو با من کرده ای عهدیش تی عهد، یا هستی بر آن پیمان؟ نمي دانمتو را یک ذره سوی خود هواخواهی نمي بینممرا یک موی بر تن نیست کت خواهان نمي دانمچه بی روزی م، یارب، که از وصل





یک نه و صد آسان

درخواست حذف اطلاعات

دلت را که نمي توانی هزار تکه کنی و هر تکه اش را یک جا بنشانی! تصميم بگیر دختر جان! یک نه و صد آسان! مي دانم، مي دانم همه ی درد تو در نگفتن است، همين نه که مثل یک عقده مثل یک بغض مي نشیند توی تمام وجودت و خودت را نفی مي کند. گاهی وقت ها آدم سر هيچ دوراهی قرار ندارد فقط نمي داند که چه طور باید قدم بعدی را برداشت؟ هر بار که به خودم مي گویم نمي توانم تازه مي فهمم که نمي دانم... نمي دانم چه طور؟ نمي دانم چه طور؟ نمي دانم چه طور؟...منبع: http://neghope. /





ترانه صد و ده : الامان ................

درخواست حذف اطلاعات

دلم بیش از حد گرفته .... در آستانه دق م .... در آستانه جنون .... من ....... دهه محرم ............ خانه نشینى ........ دق ندارد آیا ؟؟؟؟؟؟؟ چرا زنده ام ؟ نمى دانم .... چرا زنده ماندم و این روزها را دیدم ، نمى دانم ..... نمى دانم ..... نمى دانم ..... کاش مى مردم قبل از این .....منبع: http://greenroz. /





ترانه صد و ده : الامان ................

درخواست حذف اطلاعات

دلم بیش از حد گرفته .... در آستانه دق م .... در آستانه جنون .... من ....... دهه محرم ............ خانه نشینى ........ دق ندارد آیا ؟؟؟؟؟؟؟ چرا زنده ام ؟ نمى دانم .... چرا زنده ماندم و این روزها را دیدم ، نمى دانم ..... نمى دانم ..... نمى دانم ..... کاش مى مردم قبل از این .....منبع: http://greenroz. /





به جز غم خوردن عشقت ، غمی دیگر نمی دانم

درخواست حذف اطلاعات

به جز غم خوردن عشقت ، غمي دیگر نمي دانمکه شادی در همه عالم ، از این خوش تر نمي دانمبه هر راهی که دانستم فرو رفتم به بوی توکنون عاجز فرو ماندم ، رَهی دیگر نمي دانمبه هشیاری ، مِی از ساغر جدا توانستمکنون از غایت مستی ، مِی از ساغر نمي دانم ! ی کاندر نمک سار اوفتد ، گم گردد اندر ویمن این دریای پر شور ، از نمک کمتر نمي دانم...عطار





به یاد تو

درخواست حذف اطلاعات

یاد تو یخ ها را آب مي کند. همه چیز در ستاره درخشان نگاهت محو، مرموز و دوست داشتنی مي شود. نمي دانم چرا در لحظه های امروز رخنه کرده ای! از هر طرف که مي روم؛ به هر سو که مي نگرم، تو را حس مي کنم. گویی مرا احاطه کرده ای. نمي دانم چیست و چراست؛ فقط زیباییش را مي دانم، حس مي کنم و از چشیدنش لذت مي برم. انگار دوباره زنده شده ام. برای چه و آغاز این زندگی به کجا ختم مي شود را نمي دانم.منبع: http://bahmaninahid. .. /





می دانم و به یاد خواهم داشت

درخواست حذف اطلاعات

مي دانمگرمي دست هایت را نمي توان در هيچ گوشه ی جهان یافتمي دانمگرمي قلب هایمان هرگز سرد نخواهد شدبگذار کاغذها ما را غریبه بنامند مادر دل های هم ثبت ابدیم دستت را به من بدهروحم از آن توست.





نمی دانم که دردم را سبب چیست؟

درخواست حذف اطلاعات

نمي دانم که دردم را سبب چیست؟ همي دانم که درمانم تویی بس





به همان اندازه که نمی دانم ، میدانم

درخواست حذف اطلاعات

نمي دانم با طلوع کدام آرزو متولد شده ام و با غروب کدام اميد خواهم مرد. اما مي دانم بر فراز تمام اميدهایم خواهم نشست ودلم را پر از شور قصه زیستن خواهم کرد. نمي دانم با طلوع کدام عشق متولد شده ام و با غروب کدام مهرخواهم مرد. اما مي دانم عشق در وجود خاکی ام هميشه زنده خواهد بود و با من نفس خواهد کشید. نمي دانم با طلوع کدام نگاه متولد شده ام و با غروب کدام تصویرخواهم مرد. اما مي دانم نگاهم تا آسمان شعله خواهد کشید و زیباترین تصویر را برایم خلق خواهد کرد. نمي دانم با طلوع کدام رویا متولد شده ام و با غروب کدام خیال خواهم مرد. اما مي دانم رویایی ترین روزها برایم خاطره هایی خواهد شد در دفتر سبز زندگی که با تاروپود هستی ام ورق خواهد خورد. نمي دانم با طلوع کدام لبخند متولد شده ام و باغروب کدامين شادی خواهم مرد. اما مي دانم لبخندهایم تمام غم هایم را از بین خواهد برد و دلی سرشار از صفا و یکرنگی به من





کجا، کِی، چی بگویم؟

درخواست حذف اطلاعات

خیلی وقت پیش ها مي شُد یواشکی نوشت اینجا برایت... مي دانستم مي خوانی... نمي دانستم؛ مطمئن بودم مي خوانی! حالاها را نمي دانم اما، نمي دانم مي خوانی یا نه... و نمي دانم کجا، کِی، و مهمتر از همه آنکه نمي دانم "چی" بگویم که دلت بخواهد فقط کمي بیشتر ادامه داشته باشد آن حال و آن حرف و آن لحظه...؟ ماهم، محمدحسینم، چی بگویم که حواست مالِ من باشد وقتی دلم مالِ توست!؟





کریم الضعفا

درخواست حذف اطلاعات

خدایا!چقدر شده ام از تو غافل/ما بی تو پوچیم،با تو مي شویم کامل اگر یادت را نمي آورم بجا/اگر نمي دانم ميروم بکجا مي دانم که هستی که هستم /ميدانم ميکنی هدایت که مستم اگر کج راه را گزیدم/اگر شاه راه،ازیاد یدم مي دانم هست منجی عالم بشر /ميدهد نشان راهِ حق به هرنفر خدایا!تسکین ده قلبِ غرقِ گناه را/خدایا مسکن ده قلبِ بی پناه را مي دانم که مي دانی هستیم پشیمان/خدایا!مي دانم بخششی داری بی کران مرحمت کن ای کریم الضعفا/دردمند توام،مرا ده شفا خلیل دستوریمنبع: http://kolbehsokhan94. /





عشقِ مجازی

درخواست حذف اطلاعات

ه در چشم تو نازیست که من مي دانم نگهت دفتر رازیست که من مي دانم   قصه ایی را که به من طره کوتاه تو گفت رشته عمر درازیست که من مي دانم   بی نیازانه به ما مي گذرد دوست ، ولی اش بحر نیازیست که من مي دانم   گرچه در پای تو خاموش فتادست ای شمع سایه را سوز و گدازیست که من مي دانم   یک حقیقت به جهان هست که عشقش خوانند آن هم ای دوست مجازیست که من مي دانم   " غلامرضا  طریقی "*** کی گفته که عشق مجازی خوب نیست...اتفاقا خیلی هم خوبه... [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]





نمی دانم از دلتنگی عاشق ترم

درخواست حذف اطلاعات

نمي دانم از دلتنگی عاشق ترم یا از عاشقی دلتنگ تر ! فقط مي دانم در آغوش منی بی آنکه باشی و رفته ای بی آنکه نباشی...





حاجیلو: خودم را س رست استقلال نمی دانم

درخواست حذف اطلاعات

س رست تیم فوتبال استقلال گفت:من خودم را س رست استقلال نمي دانم بلکه س شین هستم هميشه خودم را یک هوادار مي دانم و مردم هم هنوز به من مي گویند اصغر با تعصب.





عاشقی نمی دانم چیست !

درخواست حذف اطلاعات

عاشقی نمي دانم چیست ! اما... گاهی دیده ام همسایگان چگونه در کاسه های نذری .... شور دل عاشقی را به یغما برده اند... عاشقی نمي دانم چیست! اما... گاهی هرز از گاهی ...دیده ام که مردم برای دیدن دانه های دلم ... ساعتها عینک آفت به چشم داشته اند... عاشقی نمي دانم چیست...!اما... گاهی دیده ام که برای نداشتن مجوز ساخت خانه دلی ... شهرداری چگونه آن را ویران نموده است. به خدا عاشقی نمي دانم چیست...اما... دیده ام ....گاهی دیده ام چگونه دستان درخت از روی دیوار ... برای بردن نور از آن طرف کوچه پیدا بوده است. م.رهایی تهران  29/10/95





کی روش: نمی دانم چه اتفاقی افتاده است/ شجاعانه جنگیدیم و بردیم

درخواست حذف اطلاعات

سرمربی تیم ملی فوتبال ایران عملکرد تیمش در نخستین دیدار بیست و یکمين دوره رقابت های جام جهانی را ستود و گفت: نمي دانم چه اتفاقی افتاده است اما مي دانم جنگیدیم و بردیم.





عاشقی نمی دانم چیست!اما

درخواست حذف اطلاعات

عاشقی نمي دانم چیست ! اما... گاهی دیده ام همسایگان چگونه در کاسه های نذریشان .... شور دلم را به یغما برده اند... عاشقی نمي دانم چیست! اما... گاهی هرز از گاهی ...دیده ام که مردم برای دیدن دانه های دلم ... ساعتها عینک آفت به چشم داشته اند... عاشقی نمي دانم چیست...!اما... گاهی دیده ام که برای نداشتن مجوز ساخت خانه ای برای دلم ... شهرداری چگونه آن را ویران نموده است. به خدا عاشقی نمي دانم چیست...اما... دیده ام چگونه دستان درخت از روی دیوار ... برای بردن نور از آن طرف کوچه پیدا بوده است. من حجم دلتنگی را خوب مي فهمم... با  خلوت خا تری هجر...با  اوج آبی معراج... و با  اشتیاق سبز وصل  ه ن بوده ام. عاشقی نمي دانم چیست!! م.رهایی تهران  29/10/95





رییس آزاد: 4 تذکر به پیمانکار حمل و نقل داده بودیم

درخواست حذف اطلاعات

من هم مي دانم که جای علوم و تحقیقات مناسب نیست، من هم مي دانم که گاردریل باید زده شود. من هم معتقد هستم که پیچ های بسیار تند است.





من نمی دانم چگونه این غمت آ شود

درخواست حذف اطلاعات

هر چه کوشش ميکنم تا درد تو کمتر شوددر دلم اما غمت هر لحظه اش بدتر شودمن نمي دانم چگونه این غمت آ شودلیک مي دانم غمت با مردنم بهتر شودگر که داری مثل من اندوه دوری در دلتچشم تو باید کمي از غصه هایم تر شودگر بخواهم از غمت در آتشی رسوا شومبین آن آتش دلم باید که خا تر شودتا نفس دارم عزیز این غصه را دارم به دلمن یقی دارم که آن با مردنم کمتر شودمحمدصادق رزمي





حضورم در «چراغ های ناتمام» را ادای دین به ایثارگران می دانم

درخواست حذف اطلاعات

گروه هنر: بازیگر «چراغ های ناتمام» گفت: بازی در این کار را با دلم پذیرفتم، چون آن را ادای دین به ایثارگران مي دانم. ادامه: حضورم در «چراغ های ناتمام» را ادای دین به ایثارگران مي دانم





بیرانوند:پیشنهاد25میلیاردی رارد ود رسپولیس ماندم

درخواست حذف اطلاعات

تصميم گرفتم که تا نیم فصل بمانم چرا که مي دانم پس از جام جهانی تا دو سال تیم ها روی بازیکنی که مي خواهند زوم مي کنند و عملکردش را زیر نظر دارند. مي دانم که از این به بعد عملکرد من را بیش از پیش مي بینند.





برای او که از دهانش می ریند ...

درخواست حذف اطلاعات

ک و ن .. ی را سوزانده ام که نمي دانم کیست ... ای که نمي دانم کیستی، با ادبیاتی که نمي دانم کدام مادری یادت داده است ... فقط حرف از خدا نزن ... هر گهی مي خوری بخور، از دهانت برین و دوباره بخور اما حرف از خدا نزن ... پ.ن: این پست مخاطب خاصی دارد که از دهانش به جای حرف گُه بیرون مي آید... منبع: http://grandmaster. .. /





حاج محمدی: نمی دانم چرا منصوریان با من بد کرد

درخواست حذف اطلاعات

بازیکن تیم ماشین سازی گفت: با وضعیت خوبی از استقلال جدا نشدم و نمي دانم چه شد منصوریان با من خوب تا نکرد.





من جز عشقت نمی دانم

درخواست حذف اطلاعات

چرا عشقت کشد آتش بر این بی جان نمي دانم نگو فراموشت من این نسیان نمي دانم وفا جفا پنداشتی هان ای دوست مگیر ده بر من که رسم احسان نمي دانم چه شد تردید و شک باطلی افتاد بر جانت زدی بر من چنین نا به حق بهتان نمي دانم گشودم فال نوبت وصال تو از حضرت حافظ ندا آمد مپرس از کوتاهی هجران نمي دانم که را دیدی رقیب دانستی و رفتی بی من مگر بستم جز تو با ی پیمان نمي دانم تو خود مختار مرز و بوم روح و جان من هستی و گر خواهی بیار آرام و بميران نمي دانم پس از آن در جزیره اشک هایم به تنهایی به خوابت رویایی هستم خندان نمي دانم تو آیا از این راهی که رفتی باز خواهی گشت کدامين ره بسازم کلبه احزان نمي دانم





نمی دانم در رفتن ها،

درخواست حذف اطلاعات

نمي دانم در رفتن ها، پا ها مقصرند... یا دل ها...؟ یا شاید جاده بی خودی کش مي آید... در مسیر ج ها...





دعای عجیب

درخواست حذف اطلاعات

آقای نازنینی مشغول به نصب آبگرمکن بعد از سرویس اون هست. کارش را خوب بلد است. داریم صحبت مي کنیم که یک جمله عجیبی مي گوید: من هميشه از خدا خواسته ام که اگر ثروت و پول مرا از خودش دور مي کند به من ندهد. اگر قرار باشد مثل برخی ها بشم یا ظرفیت اش را نداشته باشم به من ندهد. نمي دانم. نمي دانم این را با دلش مي گفت یا زبان. این که آیا او امکانش را اگر مي داشت باز هم چنین مي گفت یا خیر. خودم هم همچین دعایی کرده ام. توی دعاها هم هست. اما ... نمي دانم. ادامه مطلب





قوچان نژاد: نمی دانم علت گل نزدنم چیست

درخواست حذف اطلاعات

مهاجم ایرانی تیم هیرنوین در واکنش به عدم گ نی اش در فصل جاری اردویژه هلند همانند فصل گذشته گفت: نمي دانم علت آن چیست.





یادداشت

درخواست حذف اطلاعات

صرفاً جهت اطلاع! مي گریم نه برای روز های رفته ام ، نه برای روز های نیامده، نه برای جه .. م، گریه ام برای چیست، برای کیست نمي دانم، نمي دانم که آیا گریستن آرامم مي کند؟ نمي دانم؛ وقتی کودکی را مي بینم که با حسرت به تنگ ماهی نگاه مي کند بگریم یا نه؟ نمي دانم؛ وقتی پدری را مي بینم که با کودکش به سرعت از کنار عروسک فروشی مي گذرد تا کودکش عروسکی را انتخاب نکند، بگریم یا نه؟ نمي دانم؛ برای جوان تحصیلکرده ای که بیکار است و آواره ی هر کوی و برزنی برای لقمه نانی حلال، بگریم یا نه؟ نمي دانم؛ برای تاراج بیت المال و .. ها، بگریم یا نه؟ نمي دانم؛ به نامردی نامردان سیاست در قبال جوانان عزیز شهرم، بگریم یا نه؟ نمي دانم؛ برای سنگدلی کداميک از این مردم که مي بینند و مي دانند و هيچ نمي گویند بگریم یا نه؟ نمي دانم؛ چون دیگر برایمان دیدن این تصاویر عادی شده است... نمي دانم به کدامين درد باید گریه کرد؟ نم





دکوراسیون به سبک «شبی شیک»، ژنده پوش اما شیک پوش!

درخواست حذف اطلاعات

بهار از راه مي رسد و زیباترین سوغاتی خود، یعنی سبزی و طراوت را برایمان به ارمغان مي آورد. نمي دانم شما هم مثل من دلتان مي خواهد که ردی از این تازگی را در خانه خود حس کنید یا نه؟ بعید مي دانم پاسختان منفی باشد.





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

دیر زمانی پیشتر گمان مي آدمي با پاهایش راه مي رود امروز مي دانم قلبت که نخواهد گامهایت در جای خود مي خشکد دیر زمانی پیشتر گمان مي آدمي با چشم هایش مي بیند امروز مي دانم قلبت که نخواهد دیدگانت جز تیرگی نخواهد دید دیر زمانی پیشتر گمان مي ادمي شه است امروز مي دانم قلبت که نخواهد شه ات جز وهم نخواهد شد دیر زمانی پیشتر گمان مي آفتاب روشنایی بخش است امروز مي دانم قلبت که نخواهد آفتاب هم نمي تابد و روز بر نمي آید امروز مي دانم قلبم گذرگاهی است که حقیقت را در نشیب خویش مي راند مي دانم قلبم پای من است قلبم چشم من است و تنها پنجره ای است که جهان را از آن مي بینممنبع: http://mohsen29343. /





هزار سال کم نبود

درخواست حذف اطلاعات

هزار سال کم نبود...........مي ترسم با .. ی دردل کنمشاید در ميانه بفهمم که فقط شبیه تو بودهپشیمان شومهزار سال کم نبودسالهایی که جهان مي توانست بارها خالی از انسان شو داما نشدچون هنوز آدمهای عاشقی مثل من بودندچون آدمهای عاشق سازی چون تو بودندچندتا فقط چندتا کافی بودتا دنیا بماندتا نسل بشر بمانداما الان خیلی خسته امحتی نتوانستم چمدان خاطراتمان را بردارمفقط نام ترا ميتوانم با دلم حمل کنم نمي دانم تا کی براهم ادامه مي دهم نمي دانم تا کی مي مانم نمي دانم تا کی براهم ادامه مي دهم نمي دانم کی قلبم بپایان راه مي رسد .منبع: http://ghazaalghazaal. .. /





نازیست تو را در سر من ! کمتر نکنی ،دانم

درخواست حذف اطلاعات

نازیست تو را در سر من ! کمتر نکنی ،دانم دردیست مرا در دل ! باور نکنی ،دانم خاقانی





احمدتوکلی:نمی دانم کدام مخالفان احمق ت می خواهند کشور را به سمت ناامنی ببرند

درخواست حذف اطلاعات

احمد توکلی درباره برخی ادعاها که اعتراضات اخیر توسط مخالفان ت سازماندهی شده، به تسنیم گفت: من نمي دانم منظور آن ها از مخالفان ت چه انی است و نمي دانم کدام مخالفان احمقی هستند که مي خواهند کشور را به سمت ناامنی ببرند.





شفر: پشت سرم هم چشم دارم ؛ همه چیز را می دانم

درخواست حذف اطلاعات

همشهری آنلاین: سرمربی تیم فوتبال استقلال در واکنش به ناراحتی گلر جوان تیمش در حاشیه دیدار برابر پارس جنوبی گفت: من پشت سرم هم چشم دارم و همه چیز را مي دانم.





پنجعلی: برانکو باید جوابگوی مساوی باشد

درخواست حذف اطلاعات

نمي دانم چه بگویم فقط مي دانم در آن لحظه ضربه باید مطمئن زده مي شد که این اتفاق نیفتاد. البته نمي توان از یک نفر ایراد گرفت و به نظر من کل تیم خوب بازی نکرد.