رسانه
رسانه

نمیخام نمیخام :: جستجو



کافه ۵۲۹

درخواست حذف اطلاعات

دارم تو عذاب وجدان دست و پا میزنم من فقط میخوام تنها باشم.. میخام تنها باشم.. . . . . . . . -› نميخام هیچ دلخور باشه -› نميخام دلتنگ باشه.. -› نميخام.. -› :(((((





بعضی افراد نمیخان بفهمن

درخواست حذف اطلاعات

کاش نسل بعضی اقایون منقرض می شد!وقتی ی مستقیم میگه:موضوع مورد علاقه من نیست.و نميخام درباره این موضوع اصلن صحبت کنم.نميخام با شما حرفی بزنم دراینباره!!چرا بازپیام میدن؟؟؟؟!!!!واقعا چطور باید برخورد کرد؟چی باید گفت؟





هیچ .. ی در همه آفای به دلتنگی من نیست...

درخواست حذف اطلاعات

باورم نمیشه که یه هفته شده باشه و این همه دلم تنگ شده باشه ... انگار یک ساله که ندیدمت...چیکار کردی با دلم من.. هوم.. ؟ به خودم قول دادم بهت نگم که دلم تنگ شده.. درگیری یکم این روزا.. نميخام اذیتت کنم..نميخام از این دختر غرغروها باشم..من میتونم کنار بیام و صبر کنم.. لعنت بهت که این همه دلم تنگ شده.. .. ررررررررر :( :************************************************************کاش فقط ده دقه بیای بغلم کنی.... ;(منبع: http://thinkingoutloud. .. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

هیجده هیجده یادته؟!…… بقیش حذف شد عشقم چون من دیگه نميخام بتو فک کنم و از تو حرف بزنم دیگه نميخام فوشای بد بدم عشقم... اصن ب من چه ها؟!… دیگه تموم شده عشقم :)) +ی پست گزاشتم ثبت نشد... ++ فدای سرت... نباشه غمت.. نریو یادت رفته باشه تنت... نشینه خا تر کنار لبت... فدای سرت عزیزم نباشه غمت... =)منبع: http://dr-prz. /





درد دل

درخواست حذف اطلاعات

زند خیلی مز فه،خیلی سخته. هرچقد میخام مشکلاتم کمتر شه، بدتر میشه. مادرم -!!!!-هر روز بهونه می ره،هر روز دعوا، ب خونه خالم دعوت بودیم.بازم گریه م انداخت خسته شدم از این دعواها،دلم نمیخاد از خونه بیرون برم،اما نرفتنم شرایط رو سخت تر میکنه. من همیشه ندید گرفته شدم، میشم.حالا نوبت همسرم هست ک راحت ندیدم ب ره زند سخته،نميخام زند کنم نميخاممنبع: http://pirevin. /





١٢٣

درخواست حذف اطلاعات

سردرد و افتادن دلم میخواد کناب بخونم .چندروز پیش یه دست فروش قران تو جیبی میفروخت یهدفعه از اون ترحما ی الکی یه دونه گرفتم امشب اتفاقی دیدم از سر کنجکاوی باز نوشته و اذا وحوش و ت وحوش و خوب اومد.. احساس میکنم نميخام وارد بازی جدید بشم ولی تنوع شاید ...منبع: http://akas-bimar. /





درد دل

درخواست حذف اطلاعات

زندگی خیلی مز فه،خیلی سخته. هرچقد میخام مشکلاتم کمتر شه، بدتر میشه. مادرم -!!!!-هر روز بهونه میگیره،هر روز دعوا، ب خونه خالم دعوت بودیم.بازم گریه م انداخت خسته شدم از این دعواها،دلم نمیخاد از خونه بیرون برم،اما نرفتنم شرایط رو سخت تر میکنه. من همیشه ندید گرفته شدم، میشم.حالا نوبت همسرم هست ک راحت ندیدم بگیره زندگی سخته،نميخام زندگی کنم نميخاممنبع: http://pirevin. /





بی عنوان

درخواست حذف اطلاعات

یه جوری خودمو زدم به خواب که انگار هیچ وقت نميخام بیدار شم ....





#26

درخواست حذف اطلاعات

:) نميخام، نباید کم بیارم... باید با همین روند سفت برم جلو... نميخام کم بیارم ب هیچ وجه.. اصلا... اما خسته میشم. میبرم. قید همه چی رو میزنم. میدونی... گاهی اوقات حس عادمایی رو دارم ک تو جنگ پاشون تیر خورده. وسط ی میدون جنگ بزرگ ک بارون اومده و پر گل و لای عه گیر افتادم و دارم زجه میزنم و خودمو رو زمین میکشم تا ب جایی ک باید برسم... گلوله و نارنجک و تیر هم ک تا بخای موجوده!✌ ولی... ولی اون مقاومتس ک میچسبه... ک شیرینه... ک باعث میشع ی جاهایی سرتو بیاری بالا... ب همه چیز های بد دنیا ی ناسزا بگی و رد شی... قدرت خودتو ب خودت نشون بدی... دلم ازینا میخاد. دلم میخاد ب پشت سرم نگاه کنم و با خودم بگم قوی تر از اینی ک فکر می هستم... و خاهم بود:) +ایام امتحاناتو با قدرت تا حدودی شروع کردیم... امیدوارم ب خوبی پیش بره:)





عنوان ندارد

درخواست حذف اطلاعات

امروز چهارمین هفته ای هست که خبری از هیچ کدوممون نیست .نميخام هم باشه . هفته اول بلاک میخواستم فکر کنم مردی اثری هم ازت نیست .گریه هام و شاید بیشتر زجه بود بیشتر هم از دست خودم همه فهمیدن ناراحتم منم بهونه آوردم یکی از دوستام مریضه ناراحت ام همون موقع که تو خوشحال بودی . انگار واسه من هفتم بود مثل ی که خاک شده روز ها رو میشمارن براش . من از این طوفان آمدم بیرون اما همون آدم سابق نیستم . نميخام دیگه ی تو بلاک هم باشه . من هیچوقت تو زندگیم واسه ی بد نخواستم اما تو این دو هفته هر شب پیش خدا گل دلم از همه ان دروغ هایی که گفتی ش ته هرشب هم پیشه خدا خواستم همینطور که دل من و ش دی تو همین دنیا جوابشو ببینی . هرشب سخن شب فرستادن واسه من بیشتر شبیه جک هست. من رو تو هم دیگه حتا مثل دوست هم نگاه نمیکنم ,چون واسه من دوست هم نبودی. اینقدر مرد نبودی که زنگ بزنی حرف بزنی میدونم حرفی واسه گفتن نیست.فکر می





حس بی تو بودن

درخواست حذف اطلاعات

بخدا مامان بی تو غم نم چقدر دلم تنگ شده واست چقدر دلم تو رو میخاد هییی مادر اینقدر حرفهای تکراری زدم برات دیگه خودم خج میکشم میام اهنگ مادر میذارم دونه دونه ع هات نگاه میکنم هرکد.م که بتونم تمام وجودتو حس کنم بیشتر نگاش میکنم مامان چقدر دلم تنگ شده واسه اون دستتات . مامان چقدر دلم تنگ شده واسه اون حرف زدنت مامان چقدر میخامت چقدر کم دارمت .... مامان ب با علی رفته بودم جایی توی ماشین میومدیم علی میگفت تو زند هیچ چیز کم نداریم فقط مامانه که کم داریمش موقعی که بود نتونستیم ارزوهاشو براورده کنیم حالا که داریم میخایم تمام دنیارو به پاش بریزیم نیست من گفتم علی مامان رفت تا ما به اینها برسیم رفت که یکی بخدا نزدیکتر باشه تا ما هر ارزویی کنیم او بره پیش خدا رو بزنه ماس کنه دعا کنه تا ما برسیم بهش ....... ولی من مامان اینهارو نميخام . من دیگه هیچی نميخام تو حتی اونجا هم هستی بخاطر ما یه لحظه خوش ندا





حس بی تو بودن

درخواست حذف اطلاعات

بخدا مامان بی تو غمگینم چقدر دلم تنگ شده واست چقدر دلم تو رو میخاد هییی مادر اینقدر حرفهای تکراری زدم برات دیگه خودم خج میکشم میام اهنگ مادر میذارم دونه دونه ع هات نگاه میکنم هرکد.م که بتونم تمام وجودتو حس کنم بیشتر نگاش میکنم مامان چقدر دلم تنگ شده واسه اون دستتات . مامان چقدر دلم تنگ شده واسه اون حرف زدنت مامان چقدر میخامت چقدر کم دارمت .... مامان ب با علی رفته بودم جایی توی ماشین میومدیم علی میگفت تو زندگی هیچ چیز کم نداریم فقط مامانه که کم داریمش موقعی که بود نتونستیم ارزوهاشو براورده کنیم حالا که داریم میخایم تمام دنیارو به پاش بریزیم نیست من گفتم علی مامان رفت تا ما به اینها برسیم رفت که یکی بخدا نزدیکتر باشه تا ما هر ارزویی کنیم او بره پیش خدا رو بزنه ماس کنه دعا کنه تا ما برسیم بهش ....... ولی من مامان اینهارو نميخام . من دیگه هیچی نميخام تو حتی اونجا هم هستی بخاطر ما یه لحظه خوش





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

خدا جون !! باهات حرف دارم !! خیلیم حرف دارم و خیلی سؤال که به من ربط داره ؛ ولی فهمیدنش برام سخته !! خودت که خوب میدونی با همه بدیام ؛ با همه میخندم و گرمم ! اما خیلیا ساده بودنو رک بودنمو میزارن پای چیزایی که هیچ وقت من اون چیزی که تصورشو میکنن نیستمو نبودم ! خدا جون ! نمیدونم چرا اینجا مردم از دروغ بیشتر از حقیقت خوششون میاد !!! نمیدونم چی بگم ! اینجا خبری هس که انتظار شنیدنشو نداشتم ! کاشکی دروغ باشه . لااقل نميخام که راست باشه !! نميخام که دروغ - تلخ باشه . میخام که همین باشه ............ . . ............این دلنوشته ادامه ندارد .) منبع: http://skyblack90. /





(بدون عنوان)

درخواست حذف اطلاعات

اسم وبلاگ عوض اسم قبلیشو از رو یه شعر برداشتم که مخاطبش "اون"بود.. نميخام بهش فکر کنم و یادش بیفتم شاید یروز نوشتم که چرا...!! فعلن نه از خودم خج میکشم که بگم چی شد که اینجوری شد...





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

تفریحات یه دانشجو هنر معاصر چیه خب یا گالری یا تاتر .امروز اشفته بعد از تاتر خواب أرام برگشتم پیش دوستام یه سرگیجه عجیبیه واسه الودگی هوا یا هر چیزی انگار یکی مرتب مرفین تزریق میکنه .و من خواب خوابم . یه ماهه مامانمو ندیدم و هر چی میگذره انگار نميخام بیینم تنهایی به مثابه نفرت .دوری از همه چی شده دلت بخواد هیچکی و نشناسی اینً روزا حال خوبین غربت نشناختن ادما و هر چیزی ... هر دفعه تنهایی میرم تاتر یاد وقتایی میفتم که با مامانم دوتایی و بعدش کلی فوش میخوردم بابت دوستای خل و چلم ... حس اوانگاردی عنی دارم مرسی که وبلاگم یعد یه سال از ی خود به خود دراومدمنبع: http://akas-bimar. /





فردا تعطیله

درخواست حذف اطلاعات

خوشحالم ازینکه نميخام فردا برم سرکار.. خونه هر چیم باشه بهتر از سرکاره..یه پست باید بذارم از ی ال شاغل شدنم





دور تند

درخواست حذف اطلاعات

میشه بزنی رو دور تند :| این قسمتای نکبت وارش بگذره بره :/ عمرا یک زمانی دلم برای الان تنگ شه.اصن نميخام زمان برگرده به الان





امروز آرومم

درخواست حذف اطلاعات

امروز هوا از صب نیمه ابریه و یه حال خوبی هم با خودش آورده .. حال روحیم نسبتا بهتره .. نمی خوام به این فکر کنم که برای فردا باید یه تور ببندم و هیچ کاریشم ن .. نمی خوام فک کنم که چرا بهم زنگ نمیزنه و بگه امروز هوا یه طوریه که همیشه نیست و دوس دارم کنارم باشی .. فکر نمیکنم که چرا یکم احساساتی نیست که منو به وجد بیاره و به خیلی چیزای دیگه که سرجاشون نیستن اصلا و اصلا نميخام فکر کنم .. دوس دارم تو همین ح زیر پنجره باز اتاقم تو خابگاه بشینم و کتاب جدیدمو تموم کنم .. حتی به اینم نميخام فکر کنم که چقد گرسنمه و دلم خیلی ازون غذا محلی های توی سینی میخاد :( دلم یه بی خیالی و بی تفاوتی طووووووولانی میخاد نسبت به همه چیز و همه :(((منبع: http://tanha073. /





خیلی چیزا هست که همه میدونن ولی ی نمیگه.(اوپن سیکرت)

درخواست حذف اطلاعات

"آدم بزرگ میشن، اتفاقای جدید براشون میفته، تصمیمات جدیدی میگیرن که آدمای قدیمی و زندگی قدیمی جایی توش نداره. من نميخام زندگی قدیمی و گذشته و نوستالژی ی باشم. نميخام بهش بچسبم و به زور خودمو ببرم جایی. چون خودمم چیزی که مال قبل بوده با خودم نمیبرم. چون چیزای قدیمی برا من دلخوشی نداره. آدمای قدیمی، کارای قدیمی، جاهای قدیمی برا من حس خوب نداره. چون منو یاد خودم تو اون روزا میندازه. ولی من حالا اون آدم نیستم. دیگه اون جوری فک نمیکنم. دیگه اون شکلی نیستم. دیگه با اون چیزا خوشال نمیشم. من درسی که باید از این جاها و اینکار میگرفتم گرفتم. خوب و بد. دیگه لازم نیس دنبال خودم بکشونمشون. دیگه لازم نیست هی ببینمشون. هی تو زندگیم باشن که هی بگن قبلن فلان. که بگن اون موقع رو یادته؟! نه یادم نیس واقعن. نميخامم یادم بیاد. چون هرچی که بوده تموم شده. نميخام حالا دوباره درگیرش باشم. نميخام فک کنم ارزششو داره





برای قزل آلا

درخواست حذف اطلاعات

امشب گفته بودم مهمونی دعوتیم ، اومدم ! سهیل ی کاری کرد ک راضی بشم بیام .قزل آلا ، چقدر ناراحتم ک درک میکنی چی میگم ، ادم دوی نداره ناراحتی هاش همدرد داشته باشه .اتفاقا مادرهمسر متوجه شده ، اومدم مهمونی فقط برای اینکه حرف و حدیث درنیاد ، ادم ادا داری نیستم ک ی جاهایی نرم ، بزای همین اومدم چون تابلو میشد ی چیزی هست ک نیومدم ، پاگشای خودمه خب !!!!! . اینجا هم پدر هم مادرش فهمیدن ، منم ی چندتا مورد رو نرم گوشزد . هنوز نميخام جلوی پدرمادرم چیزی مطرح بشه حتی ی دلخوری کوچیک ، میفهمی چی میگم دیگه ، همینیدرم ک رابطه بابا سهیل خوبه اصلا نميخام خدشه دار بشه ، باورم نمیشد انقدر بپذیرنش بعد اردواجمون ولی شکر خدا مخالفتها ک تموم شد بابا خیلی عادی شدن با سهیل ، دیگه دامادشونه دیگه ، برای همین چون مساله هم بزرگ نیست نميخام ی بفهمه ، ولی خب پدرمادر خودش بدونن ، دست پرورده خودشونه !ناراحتی هامون همیشه از سه





بی ف.ی.و.ز

درخواست حذف اطلاعات

خیلی عصبی ام و خیلی دارم که نثار خیلیا م !ولی نميخام بازم صفحه ام بیفته دست اغیار ، پس باید عفت کلام رو حفظ کنم :/فقط بگم که تف ب اون ی که بخاطر محجبه بودن من ، از فروش جنسش ب من خودداری میکنه !همین...





عاشقتم ...

درخواست حذف اطلاعات

-باز گند زدی که. آره. -تقصیر خودته! میدونم. خیلی حوصلمو نداره.. تقصیر خودته! میدونم؛ چون اخلاقش بامن سرده. تقصیر خودته! چقد بی تفاوته همه چی براش عادیه. تقصیر خودته! بسه دیگه اه. نميخام اصلا باهات حرف بزنم. حالا چرا عصبی میشی؟ به تو ربطی نداره. نخیر! رفیق منو فراموش کردی! میشه .. ت شی!!! من عقلمو نميخام اصلا. چشم. محمد مهدی ؟ بله میشه یه حرفی بزنم؟ بگو. ساره دوستت داره. نگران نباش. کی گفت میتونی اسمشو صدا کنی ؟؟ بهش ثابت کن که میتونی. دیگه اسمشو صدا نزن!! به کمکت هم احتیاجی ندارم. اینقد دوستش داری؟ به خودم مربوطه . دیگه سوال نپرس . میدونی چیه گاهی نمیخاد کاری انجام بدی؛ فرصت بده ببینت. دیگه بهش نگو عاشقتم... نشون بده. چجوری؟ نمیدونم. چراغ رو خاموش کن بخو .. م. قلب هیچ وقت نمیخابه، اگه اینقد دوستش داری تو قلبت نگهش دار. اینطوری تا آ .. عمرت باهات میمونه.. منبع: http://native. .. /





رحم کن

درخواست حذف اطلاعات

خدایا هیچ و به این روز ننداز... نکن اینکارو رحم کن به من رحم ۱دقیقه ۱ لحظه من هیچی ندارم ولی به همه ی هیچیم قسم جبران میکنم خدایا هیچیو اینطوری نخاستم و نميخام یه لحظه رحم همین





زبان

درخواست حذف اطلاعات

کلاسی که درس میدادم امروز نمره هاشو فرستادم و تموم شد. حالا تابستونم به مدت دو هفته شروع شد و باید روی ریسرچم کار کنم قبل از اینکه کلاس جدیدم شروع بشه. با دومی دیگه نميخام حرف بزنم و دیت رفتن رو هم تعطیل و نميخام فعلن به ی فکر کنم. این ادمهای دور برم برای تابستون بود هیچکدومشون در حدی نیستن که بخوام جدی باشم با ی تو یه رابطه. فعلا کارهای مهمتری برای انجام دادن دارم. امروز رفتم کتابخونه با الف و یه سری منابع مهم گرفتیم که زبان جدیدمونو یاد بگیریم. اون میخاد فرانسه یاد بگیره و منم که اسپنیش. امروز اومدم در حالیکه همه ی بدنمو پشه ها و ات از کوه و جنگل نوردی دیروز حس نیش زدن و نابودم . دوستم برای غذای تایلندی ید اورد با یه ایس تی تایلندی و بعدم یه روغن داد بزنم روی جای نیش ات بلکه بهتر بشه! بعضی وقتا این ادمای خوبو که دورم میبینم به اینده بی نهایت امیدوارتر میشم. تو کتابخونه خانومی که مسئ





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

امشب با اون اقا رفتیم کافی شاپ وقتی دیدمش به دلم ننشست فک میکنم اون خوشش اومده بود چون وقتی رسیدم خونه بهم پیام داد که رسیدی؟ ولی نمیدونم چطوری تمومش کنم نميخام دیگه باهاش حرف بزنم پسر خوبی بود ولی خوب زیاد به و اینا پایبند نبود البته من بیشتر به خاطر اینکه از نگاه اول دیدمش و خوشم نیومد بی خیالش شدم خدا را شکر مجبور نشدم پیشش اعتراف کنم خیلی سخت بود دو ساعتی که باهاش بودم بذارم بیام هنوز بلد نشدم وقتی از یکی خوشم نمیاد چطور همون لحظه بذارمو برم البته فکر میکنم کار اشتباهیه چون اگه یکی با خودمم همین کارو ه و تا منو ببینه بذاره بره خیلی اذیت میشم گفتم باهاش بحرفم بعد دیگه جلسه بعدی در کار نیس اصلا عصبی شدم یه جورایی خیلی قیافش شبیه شوهر خدا بیامرزم بود وقتی حرف میزد اون میومد تو ذهنم البته از لحاظ قیافه همسر سابقم خیلی خوشگلتر بودن ولی من هیچکدومشونو دوس ندارم همش ازم میپرسید به چه دلایلی





کافه ۳۹۷

درخواست حذف اطلاعات

من یک زندگی خاص نميخام اما زندگی خودم رو به شیوه ای خاص میخام . . . . . . . + مثلا لباس عروس مشکی باشه + کت شلوار داماد سفید + تا الان فقط خودم این نظریه مورد پسندم بوده :|





خیلی بد این شرایط

درخواست حذف اطلاعات

تصمیمم دارم دیگه نرم سرکار حالا باید به بابا، مامان و داداشا و ابجی توضیح بدهم که چرا نميخام برم سرکار؟ و اونهارو مجاب کنم !خیلی بد این شرایط





پست کوتاهه فراموشانه نوشت!

درخواست حذف اطلاعات

اینو یادم رف بگم تو پست قبلی :اهنگ وابستگی از محسن یگانه رو کنید برا چی  کنیدش؟!  خو برا اینکه میتونین باهاش به مقادیر متنابهی قررر بدین! .بمیرممم الان نمیخابمااا گفته باشم! الگوی خابم باس اصلاح بشه! همینم مونده بشم شب زی! یادمه یکی تو خابگامون بود توی دوران کارشناسی. اغا این شبا تا خوده صبح بیدار میموند و درس میخوند. ینی مدلش اینطور بود که وختی میخاس درس بخونه شبا میخوند. صبح ها هم میخ د. حالا نمیدونم چطور با برنامه کلاساش و ایناش تنظیم میکرد برنامه خوابشو. نميخام اون مدلی بشم خواب شبانه مو دوس دارم خیلی پیش اومده که در مواقع وم شبا تا صبح بیدار موندم  و فغط یکی دو ساعت خ دم ولی نميخام تبدیل به روتینم بشه!حالا م پا میشم یکم وابستگیه موسن یگانه گوش میدم و اگه جون داشتم یکم قر میدم بعد دوباره میشینم رو کارای ب ازار خاب هم بی خاب! شبم عینه ادم ساعت 12 از خستگی باااااااااااید





خودکشی!

درخواست حذف اطلاعات

شنیدم یه پسری ک تقریبا یک ماه با دختری عقد بوده ؛ خودکشی کرده !!! نمیشه قضاوت کرد و .. ی هم نظر منو نپرسبد که بخام در این مورد حرفی بزنم . ولی اگه نظر من رو بخوان باتوجه به تجربه ای که دارم میگم پسره دختره رو نمیخاسته و بخاطر همین خودشو کشته ... نمیدونم ! نمیشه بطورقطع چیزی گفت ... بعضیا تحملشون کمه و واقعا اینرورا بااین مهریه سنگین همچنین بخاط آبرو ! خیلی سخته .. ی بخاد ب هم بزنه ... ولی درد ناشی از نخواستن اونقدر زیاده که ... من که تو ابن وضعیت بودم بخاطر اعتقاداتم همیشه کورسوی امیدی توزندکیم احساس مب .. و هرروز ازخدا میخاستم ک تمومش کنه. و واقعا خدا خیلی کمکم کرد . من خیلی کارم سخت بود با خانواده سرشناس وصلت کرده بودم و واقعا خیلی سخت بودبگم نميخام . ازهمه نظر تحت فشارشدید بودم . حتی فکر فرار و رفتن از این کشور به سرم میزد . فکر اینکه ای کاش معتاد بودم و دختره میگفت : من اینو نميخام





(بدون عنوان)

درخواست حذف اطلاعات

یه سری چیزا هس که خیلی دلم میخاد اینجا بنویسم ولی واقعن حال ندارم و نمیشه و اینجا جاش نیست.در حال حاضر تنها دلگرمیم اینه که فردا از اینجا میرم.  تا مدتها نميخام چشمم به ریخت مامانم و خانوادش بیوفته. 





یه چیزی

درخواست حذف اطلاعات

سومین روز هفته کوال اگزم. معروف به وان وبک این هل همه کارها و ارتباطام تعطیل با ایران و خونه هم نميخام ذهنم درگیر بشه کمردرد و زانو هم فشار نسبتا زیادیه اگه همیشه با این بازده کار کنم یه چیزی میشممنبع: http://mardebidel. /





خداا

درخواست حذف اطلاعات

خدا چرا تا ب من رسید هوس عاشقی و ازدواج زد ب سر عشقم چرااا اخه مگ چیز زیادی خواستنش دوووسش دارم چرا نمیفهمه هیچ امروز عموم شمارشو ک تو گوشیم سیو کرده بودم زندگیم برداش منم مجبور شدم بهش پی ام بدم و زنگ بزنم رو گوشیش گوشیشو قطع کرد بعد ک ان شد گف پیش نامزدم بودم گند زدی ب همه چی اخه خدااا نميخام بخاطر من اذیت بشه اما من بدون محمدنمیتووووووووونم ب بزرگیت قسم ب اسمش قسم دووووسش دارررم برشگردووون خداااا





در جستجوی خوشبختی

درخواست حذف اطلاعات

امروز همت رفتم کلاس زبان ثبت نام شش ترم دارم تا تموم بشه خدا بخاد ...چن بار تا حالا به خودم قول دادم کلاسایی که میرمو ول نکنم وسطش ...چندان تا الان موفق نبودم ...ولی زبان فرق داره هرجور شده باید یه آیلتس و از این مدرک های تیچری بگیرم و شروع کنم به تدریس و ترجمه ...یه جوری باید ج خودمو دربیارم بالا ه نميخام سر بار خانوادم باشم ... حالم خوب نیست زیاد از دست مامان و بابام خسته شدم همش دعوا ...دلم خیلی برا مامانم میسوزه اصن یه جوری شدم، تا یه خانمی همسن مامانمو تو خیابون میبینم که تیپ زده و داره خودش به راحتی راه میره دلم میخاد بشینم همون تو خیابون واسه مامانم گریه کنم ...کاش خوب میشد ... نميخام بگم بدبختم ولی اصن حس خوشبختی هم نمیکنم ...از مرگ مامانم میترسم خیلی زیاد ...دلم میخاد قبل از اینکه جدا بشیم خوشحالش کنم ولی هیچی از دستم بر نمیاد نه پول دارم که خاسته هاشو براورده کنم نه چیزی ... کا





نشد چقدر عالی

درخواست حذف اطلاعات

حال و حوصله ندارم گمونم امشب هم باید برم باهاش حرف بزنم ! کاشک قدرت اراده ی داشتم این کار رو متوقف ! نمی دونم اینقدر می خواد یکی مثل خودش باشه تا باهاش راحت باشه ولی من اصلا و ابدا نميخام اینجوری باشم .همان راستی به لطف رئیس بزرگ کُلا تلگرام قطع شده و هیچ راهی نداره برای وصل شدن





بیست و دومین نامه

درخواست حذف اطلاعات

خیلی خیلی خیلی بی تو پوچم ، حس میکنم به هیچ جا وصل نیستم تو خلا، میون آسمون و زمینم، بازم چشمام شروع به اشک ریختن ، بازم وقتی تمام صورتم خیسه اشک میشه متوجه میشم دارم بهت فکر میکنم و دلم تنگه، نفست و حرفات رو میخام ، بازم ش دیم و رفتی ، بازم چیزی گفتی که حس کنم اگه تموم دنیا رو شناختم تو رو نشناختم ، دلم ش ت اینقد ک دلم نمیخاد بازگو کنم ، هیچوقت من تنها زن زند ت نبودم ، نمیبخشمت ، اما لعنتی از دلم برو ، چهار ساله که دارم با خودم میجنگم که بهت فکر نکنم ، اما چ کنم حتی وقتی بهت فکر هم نمیکنم بازم میخامت، هزار بار به خودم گفتم تموم شد رفت دیگه ولش کن اما بعد بدون اینکه متوجه بشم میبینم چند ساعته دارم بهت فکر میکنم، جدیدن دوباره شروع با تو حرف زدن، همه ی حرفامو تایپ میکنم تو پی وی بعدش پاکشون میکنم و هر دفعه کلی استرس می رم که نکنه اشتباهی ارسال کنم ، نميخام ببخشمت ، نميخام دوباره برگردم تو زن





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

به نام خدای مهربون سلام.... امتحان خوب بود ..... حالاشنبه امتحان بافت شناسی داریم.....میدونین چیه من برا خودم جلوی دوستان یه شخصیت دیگه ای رو ساختم ....از خانوادم...از زندگیم ... زندگی واقعی رو ک میبینم نميخام قبول کنم به خاطر همین میرم تو رویا و برا خودم هرچی و هرکی رو ک بخوام میسازم ....با اخلاقایی ک خودم میخام و....و یکی ازاین ادما بابامه