رسانه
رسانه

همان :: جستجو



همان

درخواست حذف اطلاعات

اگر واقعاً دلى تنگتان باشدهمان صبحِ اولِ وقتهمان سر ظهرهمان لابلاى شلوغى هاى روزمرههمان پشت ترافیک هایکى از همان جاها نثارتان میشدنه آ ِ شبدرست قبل از خواب...شما دقیقاً اولویت آ هستید!دل خوش نکنید





× احمق همیشگی ×

درخواست حذف اطلاعات

همان اتاق ، همان خانه ، همان کوچه ، همان خیابان ، همان شهر و همان کشور .. همان مردمان همیشه احمق .. همه چی همان طور است که همیشه بوده است ، جز تو ! چقدر کـَم شدی ، چقدر بـد شدی .. من ؟ نمیدانم .. شاید من هم همان احمق همیشگی ات هستم نه صبر کن .. من احمق همیشگی تو نیستم ..منبع: http://blue-a. /





ح مثل حافظ... نون مثل نامجو

درخواست حذف اطلاعات

همان جا که صدای خفقان گرفته ی سه تارش بند دلم را می کند... همان جا که فریاد می زند "زلف بر باد مده" و روزگارش چون زلف یار پریشان و درهم است... همان جا که از اعماق وجود ناله می کند که " ی شهر مشو" و بیستون بر سر راه است و خبر از شیرین... همان جا که مدهوش و شیدا به ماس می گوید که "می مخور با همه " و دلش را سیراب خون می کند... همان جا که از اعماق وجود ناله می کند که " ی شهر مشو" از همان جا تا جنون فاصله ای نیست...





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

اگر واقعاً دلى تنگتان باشدهمان صبحِ اولِ وقتهمان سر ظهرهمان لابلاى شلوغى هاى روزمرههمان پشت ترافیک هایکى از همان جاها نثارتان میشدنه آ ِ شبدرست قبل از خواب...شما دقیقاً اولویت آ هستید!دل خوش نکنید:) منبع: http://glorycoyfa. /





نام تجاری برخی از داروها

درخواست حذف اطلاعات

١. پلاوی همان کلوپیدوگرل است (ضد پلاکته) ٢. کومادین همان وارفارین است (ضد انعقاد) ٣. آدالات همان نیفدیپین است (مهار کننده کانال کلسیمی) ۴. لازی همان فورزماید است (دیورتیک) ۵. بنادریل، همان دیفن هیدرامین است (آنتی هیستامین) ۶. زانا همان آلپرازولام است (بنزودیازپین وآرام بخش) ٧. پنادور همان پنی سیلین بنزاتین است ٨. ویاگرا همان سیلدنافیل است (مهار کننده فسفودی استراز) ٩. آمپول eprex همان اریتروپوئتین است ١٠. رواکوتان یا آکوتان، همان ایزوترتینوئین است ١١. ونتولین یا آلبو ترول، همان سالبوتامول است(آگونیست رنده بتا) ١٢. سل سپت( cellcept) همان مایکوفنولات مفتیل است (سرکوب کننده ایمنی) ١٣. آ ول همان مزالازین است (ضد هاب) ١۴. مترژن همان متیل ارگونووین است ١۵. ریتالین همان متیل فنیدیت است ١۶. گلوکانتیم همان مگلومین آنتی مونات است. ١٧. پلازیل همان متوکلوپرامید است ١٨. کفل ( keflex)همان سفال ین است ١٩





(بدون عنوان)

درخواست حذف اطلاعات

شهر من اینجا نیست...!شهر من همان جایست که نفس های تو در هوایش حبس استشهر من همان جایستکه خورشیدشاز چشمان تو طلوع می کندو غروبشدر زیر پلک های توخلاصه می شودشهر من اینجانیست...شهر من همان جایستکه کوچه هایش پر از عطر و بوی توستو انتهای هر کوچه اشمقصدی ست به آغوش توشهر من اینجا نیستشهر من چشمان توستهمان چشمانی که سالهاست من رااز خود ربودهاستشهر من همان جایستکه تمام شو تمام پنجره هایشدر انتظار یک لحظه نگاه توستشهر من همان قلب ِتوست همان قلبی کهپر از مهر استپر از عشق استپر از عطر و بوی خداستشهر من همان قلبی ست..که با نام تو می تپدشهر من همان جاستهمان آغــوش تــــودرست همین جاعمق آغوشت....#امید_آذر





شهر من اینجا نیست...!

درخواست حذف اطلاعات

شهر من اینجا نیست...!شهر من همان جایست که نفس های تو در هوایش حبس استشهر من همان جایستکه خورشیدشاز چشمان تو طلوع می کندو غروبشدر زیر پلک های توخلاصه می شودشهر من اینجانیست...شهر من همان جایستکه کوچه هایش پر از عطر و بوی توستو انتهای هر کوچه اشمقصدی ست به آغوش توشهر من اینجا نیستشهر من چشمان توستهمان چشمانی که سالهاست من رااز خود ربودهاستشهر من همان جایستکه تمام شو تمام پنجره هایشدر انتظار یک لحظه نگاه توستشهر من همان قلب ِتوست همان قلبی کهپر از مهر استپر از عشق استپر از عطر و بوی خداستشهر من همان قلبی ست..که با نام تو می تپدشهر من همان جاستهمان آغــوش تــــودرست همین جاعمق آغوشت....#امید_آذر





گپ و گفت با آقا جواد یساری، سلطانِ کوچه و بازار

درخواست حذف اطلاعات

همان آدم دهه ۵۰ است؛ همان تیپ، همان گویش و ادبیات و البته یک سادگی بزرگ که در نگاه اول کمی توی ذوق می زند اما در ادامه گفت وگو، متوجه می شوی که این سادگی، خمیرمایه اولیه شخصیت اوست. خواننده ای که به واسطه سبک خاص کاری اش، در همان ۵ سال فعالیتش از سال ۵۲ تا ۵۶ به شهرت رسید.





جامانده ام

درخواست حذف اطلاعات

من در بهار 95 ماندم همان روزی که باران میزد و من شوق ع گرفتن از تاک ها را داشتم خیس شده بودم من لا به لای قطره های باران جا ماندم و همان روز به بعد دیگر زندگی نبود از آن روز به بعد مرخصی گرفتم تا آ دنیا و من همان روز همان روز بارانی جاماندم در میان عشقی پاک که هیچوقت گفته نشد دوستت دارمی که هیچوقت حس نشد گریه ایی که هیچوقت بند نیامد و شبی که بلندترین شب بهار بود. من همان روز و همان وقت جا ماندم و دیگر ادامه ندادم... آقای ربات - جا ماندم





سرنخِ ١٧

درخواست حذف اطلاعات

لرد عزیزتقصیر من چیست وقتی دلم بیخیالی میخواهداز همان بیخیالی هایی که میشناسی اماز همان هایی که همه چیز را بعد از انکه سفت در آغوش گرفتم و برایشان تلاش ،رها میکنماز همان هایی که دوستْ جان میگوید سیم یکی مانده به ا من است -و البته که سیم ا تیر خلاص است-از همان هایی که الان به سراغم امده و با دست آنرا پس میزنم اما پایم ...از همان هایی که میتواند از یک صبح تا شب مرا به خواب ببرد ازهمان هایی که خیالم بی خیال میشود و میرود پی کارشاز همان هایی که میگوید آ ش که چه؟!لرد عزیز اما حقیقتاآ ش که چه...؟





جماعت

درخواست حذف اطلاعات

وای از این جماعت مرده پرست تا هست بگویند این همان است همان باده پرست تا مرد بگیرند بر سر دست این همان بود همان عاشق مست





دقت کردین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

درخواست حذف اطلاعات

دقت کردین جملات وارونه چگونه است ؟ (( گنج )) (( جنگ)) مى شود ، (( درمان)) (( نامرد)) و (( قهقهه)) (( هق هق )) !!! ولى (( .. )) همان (( .. )) است (( درد )) همان (( درد )) است و (( گرگ)) همان (( گرگ)) ... ارى نمی دانم چرا (( من )) (( نم)) زده است و (( یار )) (( راى)) عوض کرده است ، (( راه)) گویى (( هار )) شده ، و (( روز )) ب (( زور )) میگذرد ، (( اشنا)) را جز در (( انشا )) نمیبینىى و چه (( سرد)) است این ((درس)) زندگى ، اینجاست ک (( مرگ)) برایم (( گرم )) میشود چرا که (( درد )) همان (( درد )) است!!!منبع: http://p3n1. .. /





بعد از تو

درخواست حذف اطلاعات

عزیزم. اتفاق خاصی نیفتاد. زندگیم زیرو زبر نشد. همان اتاق بود و همان من و همان کارهای تکراری. و همان روابط بدون تغییر با آدم ها. تنها چیزی که اضافه شد این بود : هربار بعد از خواب چشم هام را باز می ، قلبم به تپش می افتاد و یادم می آمد که نیستی.منبع: http://mahi1312. /





کلیدر

درخواست حذف اطلاعات

کلیدرخان محمد: خلوتت را بهم میزنم خان برار! اما عاقبت نگفتی چه راه دیگری برایمان مانده؟گل محمد چانه از گودی برداشت، از کنار شانه اش به برادر نگریست و گفت: راه دیگر!... راه همان است برارجان. همان روز که اولین ماشه را چک م، راه خود را هم نشان زدیم! راه اول و آ همان است برادر؛ راه همان. نه مرگ، نه تسلیم و نه دام!- یعنی که جنگ؟!گل محمد ایستاد و گفت:همانمنبع: http://lotfannakhon. /





فی الماتم العشق

درخواست حذف اطلاعات

در عزای عشق... تقدیم به ساحت مقدس حضرت عشق من از نسل هفتادی ها هستم...همان اوایل هفتاد...همان ها که نه جنگ را دیدند نه را... من از همان نسلم که تاریخ را نمیشناسند...من فقط انفجار برج های دوقلو را دیدم... ی بعد صدای بمب و ناله دو میلیون انسان بی جان عراقی که عده ای فراموش د به دور از هر دسته بندی ای این ها انسان اند.. من همان نسلم که نمی داند کدام اصلا کدام صدا، صدای حق است... در کشوری درس میخوانم که عشق را برای تعریف ن د.. همان کشوری که عشق غربی را منکر می شود ولی باز هم بالیوود و کره ای را با محتوای رمانتیزه شده پخش می کند که عین همان عشق غرب است...منبع: http://mydeepthought. /





پاسخی به یک پرسش

درخواست حذف اطلاعات

یکی از اساتید شرکت کننده در جلسه ی دیدار با رئیس ِجمهوری در آبان ماه 97، نوشته که آقای گفتند:"آن چه من دنبال پاسخ به آن هستم این است که چه تغییری در جامعه رخ داده که سرمایه ی اجتماعی ت این همه کاسته شده؟ ت همان ت است، رویه همان رویه و تیم هم همان است."





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

من کم توقع بودم! به همان بودن های گاه و بی گاه... به همان بودن هایی که دلم را می ش ت! به همان بودن های سالی یک بار کوتاه... دلم خوش بود! من دلم خوش بود:) به محبت های جیره بندی شده که خیلی وقتها هیچ سهمی از آن نداشتم... من دلم خوش بود! به توجه های زورکی... به بی تفاوتی های همیشگی... مگر چه می خواستم؟ یک احوالپرسی ساده یک شوخی صمیمانه یک چیزی که بگوید هنوز همانی!!! بیچاره من که هنوز "همان من" است و تو یک من دیگری...منبع: http://khaterat1394-5. /





رئیس ستاد مبارزه با فارس: سن ابتلا به اعتیاد در فارس، 15 سالگی است

درخواست حذف اطلاعات

«خبرجنوب» نوشت: چهره اعتیاد همان است که بود؛ همان قدر زشت، همان قدر هولناک. شیوه های اعتیاد اما به کلی تغییر کرده است.





این بخشندگیت عجب امید بزرگیست خداجانم

درخواست حذف اطلاعات

اعتراف می کنم این چند روز واقعا دختر بدی بودم. همان وقتی که مهربانی کرد و من بی تفاوت بودم. همان وقتی آن دختره کار بدی کرد و به دل گرفتم به جای اینکه ببخشم. همان وقتی که... حوصله ی شرح قصه نیست.





پارادو ها

درخواست حذف اطلاعات

بسیار دوست اش دارمامّا از او متنفّرم...شاد می شوم از نگاه اشو همان اندازه غمگین...آرام ام می کند و همان میزان می آشوبد مرا...با او خوش بختم وَ همان قدر، بد بخت...اجتماع پارادو هاکوه را از  پا در می آورند،چه رسد به آدمی!زهرا موسی پور فومنی





همان «برادر باقر» سال 64

درخواست حذف اطلاعات

قالیباف امروز بیش از هر زمان دیگری به «برادر باقر» سال های دفاع مقدس شبیه تر شده است؛ با همان روحیه والای فداکاری و از خودگذشتگی، شبیه به همان بزرگانی که از سیم خاردار نفس شان عبور د.





سرآغاز حضور تو

درخواست حذف اطلاعات

سر به زیر و ت و بی دست و پا میرفت دل یک نظر روی تو را دید و حواسش پرت شد همینجور که زیر پنجره دراز کشیدم و باد را با خود جابجا میکند، دستانم را پشت سرم قفل میکنم و به تو فکر میکنم. با خودم فکر میکنم این همه دلبستگی از کجا آمد؟اصلا چه شد که میان این همه، تو در دلم جا گرفتی؟ تویی که شاید تفاوتت با من، از زمین تا آسمان باشد! شاید همه چیز از همان سلامی که اول بار کردی و نگاهم به نگاهت افتاد شروع شد. همان وقتی که روبرویم نشستی و...همان وقتی که شاید خودت هم ندانی چکار با دلم کردی. آری!درست است. از همان موقع بود که احساس تو با بقیه فرق داری و تو همانی که من دنبالش میگشتم و همان خاص ترین.... از همان موقع بود که دیگر برای خودم نبودم، فقط پر از تو بودم. از همان موقع بود که سعی می پنهانی حواسم به تو باشد و دوستت داشته باشم، جوری که خودت هم بویی نبری. از همان موقع بود که هیچ چیز نتوانست من را ا





سال ها پیش بود

درخواست حذف اطلاعات

سال ها پیش بودهمان وقت ها که تاریکیخیلی زود بر زمین می نشستهمان روز ها که باراننم نم می باریدهمان وقت هایبازگشت از مدرسه ، از کارکه در خانه ها چراغ روشن می شدسال ها پیش بود همان لبخندهاییکه در سر راه به اطرافیان مان می زدیمفصل هاحرف ی راگوش نمی دروزهایی کههمانند ک ن از معنای زمان بی خبر بودیمسال ها پیش بود همان وقت های دوستیکه بازی های ک نه مانهنوز به پایان نرسیده بودهمان روزها کهپای هیچ توهینی در میان نبودو ما هنوزخیانتی نکرده بودیمسال ها پیش بود همان روزها که ترانه هااینقدر دردناک نبودندروزهایی که از جوانی مانمست و سرخوش بودیمهنوز با همگان آشتی بودیمهنوز ی نمرده بودسال ها پیش بود کنون ماه آرام و ستاره هاکهنه شده اندو خاطراتدیگر همانند آسماناز بالای سرمان گذر نمی کنندهر آنچه بود ، گذشتقلب من ، شب را خاموش کنشب ها هم چنان جوانی امکهنه و قدیمی شده انداکنون دیگر ، وقت بیداری ستمورات هان مونگ





دلم کمی تو میخواهد

درخواست حذف اطلاعات

دلم کمی اتفاق ناب می خواهد از همان ها که کم پیش می آید مثلا یک فنجان قهوه تلخ، همان میز همیشگی در همان کافه ی قدیمی،همان آهنگ های آرام و همان استرس بوسیدن اولین بار در روز تولدت که هیچ گاه اتفاق نیفتاد! یا نه… مثلا همان بعد از ظهر سومین روز از آ .. ین ماه پاییز،همان شور و حال جوانی و ترس از لو رفتن دوست داشتنت… دلم یک اتفاق ناب میخواهد… بیا کمی عاشقی کنیم،بیا کمی جوانی کنیم… مثلا چه اشکال دارد بستنی قیفی بخوریم و راه برویمو قهقه بزنیم. به سینما برویم و پف فیل بخوریم و به بی مزه ترین سکانس .. انقدر بخندیم که اشکمان جاری شود… بیا کمی دچار روز مرگی نشویم… دلم یک اتفاق ناب میخواهد ای عزیز… "شنبه ٣٠ مرداد ٩٥ ساعت ٢٠:٤٥ هشتگرد"منبع: http://sefeedbarfy. .. /





زیبایی زن به چیست؟؟؟

درخواست حذف اطلاعات

زیبایی زن به رنگ هایی که به خود میمالَد نیست زیبایی زن همان افتخاریست که بدون رنگ، رنگی است.. مثل پروانه! و تو هم زیبایی! تو بدون رنگ خود زیبایی! چون خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد! نه زیبایی های کذاب را... خدا آفریده تورا با همان چشم های قهوه ایی و یا سیاه! خدا تو را آفریده با همان موها و مژه ها زیبایی زن به اخلاق صاف و پاکش است.. اخلاقی که هیچ ی از آن بیرون نمی زند زیبایی زن به پاکی وجودش است.. همان زنیکه روزی هفده بار بر سمت خدا سجده می کند‼️ زیبایی زن به حجابش است... همان زنی که با لباسش به تو نشان میدهد خدا همیشه مارا میبیند پس چه ی ادعا می کندکه زشت است جز ی که این صِفات را نداشته باشد... بعضى چیزها زکات مخصوص خود را دارند مانند زیبایى على (ع): زکات زیبایى پاکدامنى است.





یکی از گفتنی های زمانه

درخواست حذف اطلاعات

یکی از گفتنی های زمانه که میدانم بماند جاودانه بود وصف رخ یار عزیزی که می رد دلم هر دم بهانه همان یاری که زیبا ، مهربان است همان یاری که می سازد ترانه همان یاری که غم را خسته کرده همان یاری که شد اشک شبانه همان یاری که غایب از نظرهاست همان یاری که بوده است جاودانه دلم در شوق دیدارش غمین است از آن رو روز و شب رد بهانه نگاهی از سر لطفت به من کن که دل آرام گردد جاودانه 1395/09/07 13:23 منبع: http://aliryas5. /





یکی از گفتنی های زمانه

درخواست حذف اطلاعات

یکی از گفتنی های زمانه که میدانم بماند جاودانه بود وصف رخ یار عزیزی که میگیرد دلم هر دم بهانه همان یاری که زیبا ، مهربان است همان یاری که می سازد ترانه همان یاری که غم را خسته کرده همان یاری که شد اشک شبانه همان یاری که غایب از نظرهاست همان یاری که بوده است جاودانه دلم در شوق دیدارش غمین است از آن رو روز و شب گیرد بهانه نگاهی از سر لطفت به من کن که دل آرام گردد جاودانه 1395/09/07 13:23 منبع: http://aliryas5. /





گلایه

درخواست حذف اطلاعات

دلم بهانہ ے تو را دارد تو مے دانے بهانہ چیست! بهانہ همان است ڪہ شب ها خواب از چشم من مے .. د بهانہ همان است ڪہ روزها میان انبوهے از آدم ها چشمانم را پے تو مے گرداند... بهانہ همان صبرے است ڪہ بہ لبانم سڪوت مے دهد تا گلایہ اے نڪنم از نبودنت...منبع: http://m-nameh. .. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

دلم عشق میخواهد.از آن قدیمی هایش را.. که از گره خوردن نگاهمان در امتداد یک کوچه ی کاهگلی اتفاف بیفتد. از همان هایی که گونه ام از حر سرخ شود.. از همان هایی که تورا شرمگین کند از ابراز ش.. از همان عشق هایی که در زمان آب برداشتن از سر چشمه بود.. خالص....پاک....بی ریا.... از آن عشق هایی که از لذت ها سر چشمه نمیگرفت.و تنها سرچشمه ی جوشیدنش دل بود.. همان عشقی که باعث شود نگاهت را از من ب ی و با یک دنیا شرم سیب سرخی را که تازه چیده ای به دستم دهی.. ومن در دلم قند آب کم..... سیب را گاز بزنم و به نشانه ی قبول ت به دستت دهم و تو باقی اش را با لذت بخوری و لبخندی ک نه تحویلم دهی.. بعد با خود حساب کنم وقتی که به خانه مان می آیی برای خواستنم. چه رنگ لباسی بپوشم که در نگاهت زیباتر بیایم.. من دلم عشق میخواهد..... از همان ها که در زمان آب برداشتن از سر چشمه بود..





همان

درخواست حذف اطلاعات

همان چوبِ کوچکِ دارچینیکه لحظه ی آ درونِ چای می اندازیهمان شماره ی ناشناسیکه لحظه ی آ به زنگش پاسخ می دهیهمان ع ی که در لپ تاپتپنهان می کنی ولی دور نمی ریزیپیراهنی که دکمه اش را ندوخته ایامانمی توانی از پوشیدنش منصرف بشویمن تمام ِ آن ها هستم...نخواستنی هاییکه ناگهاننمی توانی از دوست داشتنشانصرف نظر کنیحمیده هاشمیمنبع: http://mahvasetarehman. /





سیصد و هفت

درخواست حذف اطلاعات

دارم همان لحظه، در همان نقطه، روی آن سبزیِ سبز، روبه روی چشم هایش، وقتی حرکت دستش و خنکی انگشتر را روی انگشتم حس . دقیقن همان لحظه که چشمم را باز و دلم از شوق تپید را مرور می کنم و نفسش می کشم. مرور می کنم و زندگیش می کنم. مرور می کنم و دلم غش می رود...





همان

درخواست حذف اطلاعات

دوباره همان اتفاق هامن نمی گویمتو نمی شنوی و دنیا وجود ندارد 





تو . . .

درخواست حذف اطلاعات

تو دقیقا همان حرفهای گفته نشده ی منی... همان که دلم لک زده برای مهربانیش...





مه

درخواست حذف اطلاعات

مِه را دیده ای؟شبیه نبودن توست!آهی ستبه همان اندازه سرد...به همان اندازه سنگین...و به همان اندازه ت...-از مجموعه ی خاطرات شبنم گرفته#شفیقه_طهماسبی @shafigheh_tahmasebi





قصه هزار و یک شب کمک ۲ میلیاردی به مترو

درخواست حذف اطلاعات

سیدمحمد فخار-خبرنگار: همان ۲میلیارد معروف. انگار دیروز ۶ اسفند ۱۳۹۰ بود یا اول دی ۱۳۸۶؛ همان روزهایی که مجلس کمک های ۲ میلیارد دلاری برای توسعه مترو را در دل لایحه بودجه تصویب می کرد و همان روزها، نمایندگان از «عزم جدی مجلس برای کمک به مترو» خبر می دادند.