رسانه
رسانه

همکلاسی های 95 :: جستجو



انسانیت به این میگن مهربان ترین همکلاسی دنیا

درخواست حذف اطلاعات

انسانیت به این میگن مهربان ترین همکلاسي دنیا دانش آموز چینی هر روز دوستش را تا مدرسه کول می کند و بهترین دوست برای همکلاسي اش است. او این کار را سه سال است که انجام می دهد. الان درست سه سال است که جی جوی 18 ساله هر روز همکلاسي ناتوانش را بر پشت خود سوار می کند و به مدرسه می برد. دوستش از دیستروفی (تحلیل) عضلانی رنج می برد؛ بیماری که بیشتر در کشور چین شایع است و منجر به ضعف شدید عضلانی شده بطوری که عضلات بدن به مرور تحلیل می روند و نهايتا با کاهش طول عمر بیمارانی همچون ژانگ چی نوزده ساله همراه است. این دو دوست بزودی از هم جدا می شوند، چراکه به کالج هاي متفاوتی می روند و ژانگ چی مجبور می شود به خود متکی شود در حال حاضر، جی دست کم دویست روز در سال با دوست خود همسفر است و ژانگ حتی وعده غذایی روزانه اش را نیز هر روز با خود می آورد. اما این تعهد چیزی فراتر از یک رابطه دوستانه است: جی جو و ژا





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

حس خوبی ندارم .. اصلا . با یکی از همکلاسي ها حرف میزدم .. متاهله ، میگفت : ازدواج زود زیاد خوب نیست .. همه چی بهم ریخته میشه . گفتم : ولی با همه ی مشکلاتی که داره از یه سری حواشی در امان میمونی . + مسلما ی که ازدواج کرده حاشیه هاي آنچنانی براش بوجود نمیاد که مثل الان من حس بدی داشته باشه .. روز هاي دوشنبه را دوست ندارم ، این ترم تمام شود همکلاسي هايمان عوض میشوند ان شا الله .. چیزی تا آ ترم نمانده .. صبر .. صبر .. استغفرالله ربی و اتوب الیه .. استغفرالله ربی و اتوب الیه .. منبع: http://fasl-jadid. /





شهریور 1395

درخواست حذف اطلاعات

گفتم نکند که بی حواسی م غفلت ز هوای همکلاسي م یک وقت ببینمش و از روی غرض رفتار کج تلخ م همکلاسي هاي گلم شهریور آ ین دختر آقتاب هم به نیمه هاي عمر خود رسیده ( به قول اینا هستن یه چیزایی میگن هیچ نمیفهمه) به قول رامبد شاد باشید همین منبع: http://dam1385. /





شناخت ر ها

درخواست حذف اطلاعات

شناخت رها برای آشنا ساختن دانش آموزان با ر ابتدا از طریق تا کاغذ و تقسیم آن به قسمت هاي مساوی شروع کردیم . سپس به تمرین با محور طویلی که به تخته کلاسمان چسبانده بودیم پرداختیم. و در آ برای تثبیت شناخت رها از چوب بستنی ها استفاده کردیم و البته قبل از شروع کار بنا را بر این گذاشتیم که قوس هاي سر و ته چوب ها صاف است. کار با محور شاد و پیروز باشیدمنبع: http://nkazar. /





خاطرات ۱

درخواست حذف اطلاعات

یه وقتا برمیگردی کل زندگیتو مرور میکنی کل آدم ها رو اولین ها اولین بار که عاشق شدم عشق که نمیشه گفت دوست داشتن دخترانه پسری بود در همسایگیمون چند تا خونه اونورتر هیچوقت باهاش حرف نزدم فقط میون همه پسرهاي محله اونو بیشتر دوست داشتم و حواسم بهش بود بعد چند وقت خونمونو عوض کردیم ولی بازم نزدیک بودیم می رفت سربازی ساعت هاي رفت و برگشتش از پشت شیشه نگاش می یه روز گفتم خدا جونم اگه قسمتم نیست دیگه نبینمش و همونم شد دیگه هیچوقت ندیدمش هیچوقت بعد اون رفتم اونجا هم یه پسری بود هم یم که من ازش خیلی خوشم می یومد خیلی زیاد حواسم بهش بود اونم حواسش بود اما نه من رفتم جلو نه اون هیچی دیگه ۳ سال همینطوری گذشت البته همکلاسي هاي دیگه بودن که باهاشون دوست بودم دوست ساده ساده در حد همکلاسي همین و بس .....منبع: http://manohooman. /





مجتبی

درخواست حذف اطلاعات

دیروز آهنگی گوش می دادم و همین آهنگ مرا برد به کرمان و زمان دانشجویی. من وقت درس خواندن آهنگ گوش می کنم. اینجور تمرکزم بیشتر می شود. پخش کوچکی داشتم که نوار کاست می خورد و همراه همیشگی من بود. توی اتاق می نشستم و صدای این را زیاد می و درس می خواندم. یادش بخیر. بعد یاد مجتبی افتادم که به نوبت خودش آدم جالبی بود. این مجتبی رکورددار ش ت عشقی بود. هر ترم عاشق می شد و سپس به خواستگار می رفت و بعد هم جواب منفی می شنید و تمام. باز ترم بعد می دیدی مجتبی مخ یکی را کار گرفته است و وسط راهروی بخش شیمی مشغول حرف زدن است و بعد دوباره و دوباره. آ ش البته به وصال رسید و این هم با من بمیرم تو بمیری حاصل شد. نکته اینکه یکی دو تا از دوست هاي همکلاسي ما به طرف که او هم همکلاسي ما بود گفته بودند اگر ما خواهر داشتیم به مجتبی نمی دادیم. اما مجتبی ازدواج کرد و بچه دار شد و الان هم در کرمان معلم است و خانمش هم مع





ادامه الگوسازی

درخواست حذف اطلاعات

مبحث الگوها همچنان ادامه دارد. ممکن است بعضی ها هنوز نتوانند به عبارت ها و رابطه هاي عددی و فرمولی الگوها پی ببرند اما با استفاده از دست ورزی و ساخت ملموس الگوها حداقل می توانند از طریق دقت به شکل ادامه الگوهاي بعدی را حدس بزنند و در واقع همین نیز می تواند هدف از آموزش الگوها در پایه چهارم باشد ، هر چند سعی بر این است که تا می توانیم ذهن هاي بیشتری را به کشف رابطه هاي عددی سوق دهیم. امروز تمرین الگو ها را بااستفاده از نخود و مربع هاي کوچکتر مقوایی ادامه دادیم. بچه ها باید در منزل نیز این تمرینات را با ابزاری دیگر ادامه دهند تا کاملا راه بیفتند. شاد و پیروز باشیدمنبع: http://nkazar. /





دلتنگ

درخواست حذف اطلاعات

یکی از فانتزی هام اینه مثل قبلا تو بحث هاي صرفا مردونه شرکت کنم،از سیاست گرفته تا هیکل همکلاسي ها که کی؛کجاش بیشتر رو فرمه:)یادش بخیر یه دوره به قول یه بنده خ اصن دختر نبودم که بخوان جلوم رعایت کنن حرف مردونه نزنن منبع: http://mastoori-life. /





جمع و تفریق رها

درخواست حذف اطلاعات

پس از شناخت رها کم کم نوبت به جمع و تفریق بستن آن ها رسید . با یک دستورزی بسیار ساده همه ی بچه ها در یک جلسه به مفهوم جمع و تفریق در رها پی بردن و بعد با خیال راحت رفتیم سراغ کتاب ریاضی و تمریناتش. برای دیدن فعالیت بچه ها در درس ریاضی کلیپ زیر را ببینید اینجا یا روی تصویر زیر کلیک کنید. منبع: http://nkazar. /





خونه خوبه

درخواست حذف اطلاعات

امروز با مریم رفتیم ید تا برای دوست مشترک، کادوی عروسی ب یم. قبل رفتن به بابا گفتم برای چی میرم بیرون، گفت ای وای! یعنی تو هم وارد این بازیا شدی؟ بله پدر جان!من هم... هفته بعد هم عروسی یک همکلاسي است! و اینجا... منی که سفت چسبیده ام به خانه پدری و دلم نمی آید دل بدهم به ی و بروم از اینجا... منبع: http://zohre. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

دوستان همکلاسي عزیز برای ید کتاب رو مه نگاری نوین به سایت فروشگاه اینترنت کتاب شاپ مراجعه کنند با ید کتاب و هزینه ارسال ۲۳تومان میشودمدت زمان ارسال ۴روزه میباشد. با تشکر مهدی سعادت یارمنبع: http://ravabetb. /





....

درخواست حذف اطلاعات

من نمیتونم محدود باشم این همه که اون میخاد...مثلا اگه بدونه که من وبلاگ دارم و حتی گاهی با نویسنده هاي پسری که به وبلاگشون سر میزنم واسشون کلی نظر میزارم و باشون حرف میزنم منو نابود میکنه میگه وقتی اینجوری هستی هم نمیزارم بری....من واسم عادیه اون نه...فکر نکنم همچین ی بدرد من بخوره....میگه وقتی قبول شدی اگه با همکلاسي هاي پسرت خوب باشی و شمارتو داشته باشن خودم فرم انصرافتو از پر میکنم .چقدر گیره الکی میده....اخه شماره هاي همکلاسي ها رو داشتن کجاش عیبه ای خداااا.نمیدونم چیکار کنم.خودمم توش موندم واقعا...خوبه مرد غیرت داشته باشه من خودم عاشقه مردای غیرتیم اما نه در این حد که این همه گیر بده و محدود کنه....گفت اگه شیطون باشی بی .....عمرا اگه من بخاطر یه پسر قیده رفتن و پیشرفت رو بزنم...خب پیشرفت و لذت بردن از زندگی حقه منه خب....نمیدونم خدایا توش موندم....فک کنم اگه بدونه من تو رویاهاي خودم





آموزش کلمات مرکب به روش خورشیدی

درخواست حذف اطلاعات

پسوند و پیشوند هاي خورشیدی استفاده از روش خورشیدی جهت ساخت کلمات مرکب برای همه بچه ها جالب است آن ها دوست دارند با اضافه هر چه بیشتر کلماتی به وند یا کلمه مورد نظرشان که در مرکز خورشید نوشته می شود ، پرتوهاي خورشیدشان را بیشتر و بیشتر کنند. منبع: http://nkazar. /





حباب

درخواست حذف اطلاعات

این هم از زنگ علوم امروزمان برای مشاهده زنگ علوم اینجا کلیک کنید همه ی حباب ها کروی شکل هستند حتی اگر حباب سازهايمان در شکل هاي مختلف باشند ما این فرضیه را ثابت کردیم اما یکی از بچه ها اصرار داشت حباب می تواند غیر از کروی شکل نیز به وجود آید و ما گفتیم خواستن توانستن است بفرما و ثابت کن. پیروز باشیدمنبع: http://nkazar. /





تمرین عددنویسی و عددخوانی

درخواست حذف اطلاعات

امروز در زنگ ریاضی نوبت به عددنویسی و عددخوانی رسیده بود و بچه ها با وایت بردهاي ارزش مکانی دست ساز شان در یک مسابقه عددنویسی و خواندن آن شرکت د این نوع آموزش آنقدر برای بچه ها جالب و هیجان ان ز بود که دوست داشتند زنگ بعدی هم ریاضی بخوانند اما علوم داشتیم و خوب چون وسایل مربوط علوم را نیاورده بودند توفیقی شد تا به حرفشان گوش دهیم و ریاضی را یک زنگ دیگر از نظر من تمرین و از نظر بچه ها بازی کنیم. شاد باشیدمنبع: http://nkazar. /





آرامش...

درخواست حذف اطلاعات

از اینکه 84 هزار تومن پول دادم و 120 تا تی بگ دمنوش آرامش یدم اصلاً پشیمون نیستم... اینجا غیر از بی ذوقی همکلاسي هام هیچ دلیلی برای عصبی شدن و دعوا ندارم. ولی... به دمنوش احتیاج دارم. ترکیباتش گیاهايیه که یه گله ماموت رم کرده رو هم آروم میکنه. دو سه روزه زده به سرم. بی دلیل. کاملاً بی دلیل.منبع: http://lika. /





بد حرف ها

درخواست حذف اطلاعات

از آدم هاي بد حرف بدم میاد.... اینا رو اگه اتفاقی هم از کنارشون رد بشی،باید قید آرامشت رو بزنی.... یه چیزی میگن،اگه جواب بدی،باید منتظر یه بحث بزرگتر باشی،،،،،،اگر هم جواب ندی...در مقابل یه بیشعوره مثلا زرنگ کوتاه اومدی...... نتیجه اخلاقی:لطفا در هنگام وج از منزل از بسته بودن شیر برق اطمینان حاصل فرمایید همکلاسي بدحرفتونم خفش کنید...منبع: http://just-leave. /





اختلال روانی

درخواست حذف اطلاعات

گاهی از تعجب شاخ در می آورم، مثلا حرف هاي خیلی عادی میزنم و جواب هاي عجیب می شنوم. کتابخانه بودم و مشغول سرچ، ساعت تازه12:30. آقای مسئول: خانم کار شما تمام شد؟ من: من تا کی میتونم اینجا باشم؟ آقا : شما خودت میدونی ولی ما 12:30 تا 12:45 باید بریم. من: چشم ------ وارد کلاس میشم، صداهايی با ورود من شروع میشه، یه چیزهايی میشنوم، صدای آدم هاي عهد قجری کلاس است که به هر بهانه ای وارد حریم دیگران می شوند و فرقی نمی کند این دیگری ش باشد یا همکلاسي اش. ------ همکلاسي ها در مورد گروه بندی صحبت می کنند و نگرانند که گفت گروه ها چهار نفره باشد، من گفتم شما که چهار نفر هستید پس چرا نگران هستید؟ جواب : ما خودمون می دونیم چطور گروه بندی کنیم. من: چرا ناراحت میشی؟ -------- حالا به م حق میدم که بگه صد درصد ایرانی ها اختلال روانی دارند. اینها اگر اختلال نیست پس چیه؟ البته باید باشه، چون اگر همه خوب و پ





بد حرف ها

درخواست حذف اطلاعات

از آدم هاي بد حرف بدم میاد.... اینا رو اگه اتفاقی هم از کنارشون رد بشی،باید قید آرامشت رو بزنی.... یه چیزی میگن،اگه جواب بدی،باید منتظر یه بحث بزرگتر باشی،،،،،،اگر هم جواب ندی...در مقابل یه بیشعوره مثلا زرنگ کوتاه اومدی...... نتیجه اخلاقی:لطفا در هنگام وج از منزل از بسته بودن شیر برق اطمینان حاصل فرمایید همکلاسي بدحرفتونم با کف پا بزنید تو گوشش....منبع: http://just-leave. /





آذر 1395

درخواست حذف اطلاعات

سلام بر همه همکلاسي هاي زمان آشنایی هنوزم با گذشت این همه مدت از زمان تحصیلمون وقتی یاد اون زمان میفتم با خودم می گم بهترین دوران زندگیم بود و دیگه قابل تکرار شدن نیست دورانی که همه کاری کردیم جز درس خوندن امیدوارم خوشبخت باشید و خوشحالمنبع: http://dam1385. /





تعطیل است

درخواست حذف اطلاعات

امروز تعطیل بودم تعطیلات یکی دو روزه همیشه خوش می گذره اما تعطیلات دو سه روزه دیگه کلافه کننده می شه. امروز به همه ی کارم رسیدم خداروشکر فردا هم دوباره بابد برم با یکی از همکلاسي هام دوست شدم و امیدوارم دوستای خوبی بشیممنبع: http://ruziane. /





تف به غیرتت

درخواست حذف اطلاعات

دوستی دارم از زابل میاد ساری، و همیشه قدرتمندی اش برام الگو بود. چند روز پیش گفت میخوام انتقالی بگیرم، و ناراحت بود از رفتار کارمندها که گفتن برو برو هر چه زودتر برو. اپیزود دوم حرکت یکی از همکلاسي ها بود که بهترین م رو پروند و نذاشت تا آ درس بده. تف به غیرت اونهايی که این وضع رو برای ما درست د، تف به غیرت اونهايی که ادعا می کنند روزی مملکت رو نجات دادند، که ای کاش نجات نمی دادند.منبع: http://medlife. /





تف به غیرتت

درخواست حذف اطلاعات

دوستی دارم از زابل میاد ساری، و همیشه قدرتمندی اش برام الگو بود. چند روز پیش گفت میخوام انتقالی بگیرم، و ناراحت بود از رفتار کارمندها که گفتن برو برو هر چه زودتر برو. اپیزود دوم حرکت یکی از همکلاسي ها بود که بهترین م رو پروند و نذاشت تا آ درس بده. تف به غیرت اونهايی که این وضع رو برای ما درست د، تف به غیرت اونهايی که ادعا می کنند روزی مملکت رو نجات دادند، که ای کاش نجات نمی دادند.منبع: http://medlife. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

کلاس متون حقوقی دوست ندارم. اه. به تلفظ اهمیت نمیده. از همکلاسي ها متنفرم.اون دختره رو نمیتونم تحمل کنم.قبلن هم گفته بود فکر کنم.دلم میخواد ترک تحصیل کنم و با همین یک مقدار پولی که هستی برم سفر فقط. و کار هاي عام المنفعه کنم. ورزش کنم.ورزش مورد علاقمم دوچرخه سواریه.ولی موقعیتش نیست.غمگین کنندست.دلم میخواد رانندگی یاد بگیرم.اینم نمیشه.عصابم خورده.زندگی یکنواخته.از آدما بدم میاد. برن گم شن.منبع: http://ff1996. /





همکلاسی ِ چادر سیاه

درخواست حذف اطلاعات

غم نم برای آن دخترک چادر سیاه که دیگر نمیتواند شندرقاز شِهریه ش را پرداخت کند !کاش میتوانستم کمکش کنم؟! اای کاش آنقدر ثروتمند بودم تا بین همه تهی دستان این شهر ستاره و بوسه تقسیم می تا صورت حساب تمام مریضخانه هاي شهر را میپرداختمتا همه ک ن خیابان را به دبستان میفرستادم تا تمام افیون زدگان را به زنجیر نور میبستمو یتیمخانه ها را جایی زیباتر از بهشت میساختممنبع: http://alireza-weblog. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

ب باحال غریبی خو دم خیلی داغون خواب دیدم آقای نون همکلاسي دوره لیسانس در یک سفر تفریحی بهمراه جمعی از دوستان با من بود و تمام توجهش به من! آ ای سفر بهم گفت که زنشو دوست نداره و می خواد دکش کنه و با من ازدواج کنه. منم در حالی که از فرط خوشحالی ذره ذره بدنم در حال تجزیه شدن بود، وجدانم رو پیش گرفته بودم و به خودم می گفتم اون دو تا پسر داره و بچه هاش باید با مادر خودشون بزرگ شن در همین اوهام بودم که آقای نون گفت: من باهمین زن خودم می مونم . بعدش منو دک کرد! ___ همچین آدم بدبختی شدم ...منبع: http://myhandss. /





ناتینگ

درخواست حذف اطلاعات

خوک پیروز شد.فرشته درآمد. اینجا در حالِ چس فیل و دوغبا کوبریک و حدیث فولادوندبانضمام دو فروند پهپاد و ع هاي سه قطعه ع از ژینا کلانتری،آنکه گل خوشگل من بود،(برای اعتراض به کپی رایت عدد دو هزار چهل و چهار را در تان فرو کرده ایم)باد معده ی همکلاسي هاي روشنفکردستگاه ابوعطا و دماغ هاي سر بالا(و همه ی مردانه پوش هاي نقد ادبی بدست ریش پروفسوری دانشکده ادبیات که «بوی پوسیدن میدهند»)و کباب و گوجه و مترو زمزم م رگ به رگ شده است.در نهايت بخاطر هزار ریال شارژاز شما شگفت ان زیمشما برنده ی جایزه ی این شده ایدو این،این است:گُه.منبع: http://haniesoleimani. /





آدم های مزاحم

درخواست حذف اطلاعات

دیروز یکی از دخترهاي همکلاسي زنگ زده بود(به قول خودش) درد دل کنه و شاکی بود که من چرا تلفنم رو جواب نمیدم چون اون حتما باید با یکی حرف بزنه و وقتی من گوشی رو برنمیدارم اون مجبور می شه با یه دختر دیگه حرف بزنه که آدم قابل اعتمادی نیست، حرفهاشو باید به یکی بزنه اگه نه نمیتونه نگه داره درون خودش.(انگار حرف ادراره! انگار که دستشوییش داره میریزه نمیتونه کنترل کنه ) خلاصه زنگ زده میگه عاشق فلانی شده و آب از لب و لوچه اش راه افتاده. دیروز زنگ زده و مکالمه ی خودش و اون یکی دختر همکلاسي رو اینگونه برای من بازگو کرده و البته با لحن بسیار زنکی تر :"فلانی به من میگه این پسره دیگه کیه برو سراغ اون یکی که سرفلان کلاس با هم بودیم! منم بهش گفتم اگه اون یکی اینقد خوبه چرا خودت نمیری سراغش؟ اونم گفته: آخه اون یکی سطح مالیش خیلی پایین تر از ماست، منم گفتم خب سطح مالیش از ما هم پایین تره ما نوبنیاد بودیم اونا





همکلاسی ِ چادر سیاه

درخواست حذف اطلاعات

غمگینم برای آن دخترک چادر سیاه که دیگر نمیتواند شندرقاز شِهریه ش را پرداخت کند !کاش میتوانستم کمکش کنم؟! اای کاش آنقدر ثروتمند بودم تا بین همه تهی دستان این شهر ستاره و بوسه تقسیم می تا صورت حساب تمام مریضخانه هاي شهر را میپرداختمتا همه ک ن خیابان را به دبستان میفرستادم تا تمام افیون زدگان را به زنجیر نور میبستمو یتیمخانه ها را جایی زیباتر از بهشت میساختممنبع: http://alireza-weblog. /





سال تحصیلی جدید مبارک(اولین روز دبستان بازگرد------ کودکی ها شاد و خندان بازگرد)

درخواست حذف اطلاعات

اولین روز دبستان بازگرد کودکی ها شاد و خندان بازگردبازگرد ای خاطرات کودکی بر سوار اسب هاي چوبکیخاطرات کودکی زیبا ترند یادگاران کهن مانا ترنددرسهاي سال اول ساده بود آب را بابا به سارا داده بوددرس پند آموز روباه و وس روبه مکار و چاپلوسکاکلی گنجشککی باهوش بود فیل نادانی برایش موش بودروز مهمانی کوکب خانم است سفره پر از بوی نان گندم استبا وجود سوز و سرمای شدید ریز علی پیراهن از تن می دریدتا درون نیمکت جا می شدیم ما پر از تصمیم کبرا می شدیمپاک کن هايی ز پاکی داشتیم یک تراش سرخ لاکی داشتیمکیفمان چفتی به رنگ زرد داشت دوشمان از حلقه هايش درد داشتگرمی دستانمان از آه بود برگ دفترهامان به رنگ کاه بودمانده در گوشم ص چون تگرگ خش خش جاروی بابا روی برگهمکلاسي هاي من یادم کنید باز هم در کوچه فریادم کنیدهمکلاسي هاي درس و رنج و کار بچه هاي جامه هاي وصله دارکاش هرگز زنگ تفریحی نبود جمع بودن بود و تفریقی نبودک





حرفای دلم

درخواست حذف اطلاعات

ذهنم درگیره, اصلا تمرکز ندارم ,زودی خسته میشم, دردم بیشتر شده:-( حوصله جایی ندارم دوست دارم تو لاک خودم باشم, وقتایی ک دوس دارم برم بیرون, ی حسی خوبی بهم دست میده ولی زیاد تنهايی دوس ندارم, چندروزی با دوستام رفتم حالم خوب شد, ولی دلم زیارت میخواد :-( چندوقته خاطرات گذشته داره برام مرور میشه ,نمیدونم بعد این همه مدت چرا الان, الانی ک باید تمرکز داشته باشم برا هدفم, حرف همکلاسي یونی,حرف دوست , حرف فامیل,همه هم برا امر خیر, کلا تو دوراهی قرار گرفتم, هروقت نیاز به تمرکزدارم همه چی مع میشه,





به تو نزدیک تر بود!

درخواست حذف اطلاعات

دوران پیش ی بود. عشقِ سینما بودم و عاشق بازیِ «رابرت دنیرو». یک روز، همکلاسي ام از من پرسید: «اگه دنیرو بمیره، چه کار می کنی؟» نگاهش و گفتم: «یه صلوات با یه فاتحه برای شادی روحش می‎فرستم! چه کار دارم، م؟!» بیشتر توضیح داد: «اون وقت دیگه ای خوب، گیرت نمیاد!» جواب دادم: «فعلاً که نمرده!» ده سال از آن زمان گذشته است. من زنده ام. دنیرو هم زنده است. اما دوستم نیست! دو سالِ پیش، مُرد!منبع: http://mehrad-a. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

یه رباعی واسش فرستادم که مضمونش غنیمت دانستن وقت بود خوشش نیومد، اما من احساس می کنم خیلی دوسش دارم امروز که رفتم آزمون بدم. یاد اون روزی افتادم که همکلاسي سابقم رو توی محوطه جلوی ساختمون علوم انسانی دیدم که از آزمون ارشد اومده بود توی محوطه با یک یا دو نفر شاید سه نفر واساده بودند شاید صحبت می د.یادمه چون آرایش نداشتم دلم نمی خواست از نزدیک اونا رد شم.خودش یکبار توی حرفاش که از آزمون ا حرف زد حدس زدم همین ی که من امروز رفتم آزمون دادم کنکور داده.منبع: http://negarnegaresh. /





هفتصد و بیست و پنج

درخواست حذف اطلاعات

خیلی زمستونه ...خیلی گرسنگی زیاده .... خیرخواهی این نیست که جلوی سگ گرسنه استخون بندازی، اینه که وقتی به اندازه ی یه سگ گرسنه شدی، هر چی داری با اون سگ تقسیم کنی!! خواب زمستانی/ نوری بیلگه جیلان/دیالوگ +پرنده ها با ته مونده ی بشقابت هم سیر میشن ++سگ ها توقع زیادی ندارن . نون خشک و استخوان مرغ هم راضی شون میکنه +++ گربه ها یکم لوسن . گوشت میخوان 4+شاید وقت رژیم باشه . غذات رو نصف کن . ببین کی دور و برت گرسنه است و میگه رژیمم .یا تازه هله و هوله خوردم . همکلاسي ...همکارت ...کنارت توی اتوبوس و ... 5+حواسمون به هم باشه .از ته دل و با احترام و به حکم وظیفه و از روی دین نه ترحممنبع: http://hezartooye1zan. /





حرفای دلم

درخواست حذف اطلاعات

ذهنم درگیره, اصلا تمرکز ندارم ,زودی خسته میشم, دردم بیشتر شده:-( حوصله جایی ندارم دوست دارم تو لاک خودم باشم, وقتایی ک دوس دارم برم بیرون, ی حسی خوبی بهم دست میده ولی زیاد تنهايی دوس ندارم, چندروزی با دوستام رفتم حالم خوب شد, ولی دلم زیارت میخواد :-( چندوقته خاطرات گذشته داره برام مرور میشه ,نمیدونم بعد این همه مدت چرا الان, الانی ک باید تمرکز داشته باشم برا هدفم, حرف همکلاسي یونی,حرف دوست , حرف فامیل,همه هم برا امر خیر, کلا تو دوراهی قرار گرفتم, هروقت نیاز به تمرکزدارم همه چی مع میشه, منبع: http://havayebaroni1395. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

امروز که بچه ها سر سنگین شده بودند و پچ پچ می د فکر دوباره حکایت چند سال قبل قرار است تکرار شود .. فکر مشکل از من است یا آنها .. ایراد از رفتار من بود یا آنها .. اصلا دوستندارم با آنها دعوا کنم .. سعی میکنم صبور باشم .. سعی میکنم خوش برخورد باشم همچنان ولی .. ولی پر واضح بود که از من فاصله گرفتند . یکی از بچه ها گفت : ب چی شد .. نزدیک بود بزنی تو دهن پسره . منم لبخند زدم و بعد از چند لحظه سکوت گفتم : باید میفهمید باهاش شوخی ندارم . مدیر گروه هم بصورت طعنه گفت : بااید میفهمید .. سرم پایین بود و داشتم تلگرام را چک می ولی ندیده میدانستم بهم دیگر معنا دار نگاه میکنند . بعد هم پسره و دوستش امد داخل کلاس جلوی من با غیض نشست . مهم نبود . شاید بچه ها فکر د آدم دو رویی هستم .. من هر چقدر آدم جدی ای باشم و بعضی ها فکر کنند که قلنبه سلنبه حرف میزنم و ادای ادم هاي عاقل را درمیاورم باز یک دختر کم س





کاش می رفتم به آن دوران خوبم، کی

درخواست حذف اطلاعات

این شعر تقدیم به تمام متولدین دهه هاي سی , چهل , پنجاه و شصت که اکنون خودساخته ترین پدران و مادران این سرزمین هستند : من پُرم از خاطرات و قصه هاي کودکیاین که روباهی چگونه، می فریبد زاغکی قصه ی افتادن دندان شیری از هُمالاک پشت و تکه چوب و فکرهاي اُردکی قصه ی حسن، دارا و سارا و امین روز بارانی، کتاب خیس کُبری طِفلکی تیله بازی درحیاط و کوچه و فرشِ اتاقبر سر کبریت و سکه، یا که درب تَشتکی چای والفجر و، سماور نفتی کنجِ اتاقمادرم هرگز نیاورد، استکان بی نعلبکی سکه ها و پول هايم، ثروت آن دوره امجمع می شد اندک اندک، در درون قُلکی داستان نوک طلا با مخمل و مادر بزرگدر دهی زیبا که زخمی گشته، بچه لَک لَکی هاچ زنبور عَسل، نِل در فراق مادرشیاد دوران اوشین و نقطه هاي برفکی هشت سال از دوره شیرین، اما تلخ ماپر ز آژیر خطر، با حمله هاي موشکی آرزوها کوچک اما، در نگاه ما بزرگآرزویم بوده من هم، جبهه باشم اندکی تا





علم بهتر است یا ثروت؟

درخواست حذف اطلاعات

شاید هر یک از ما که دوران درس و مدرسه را پشت سر گذاشته ایم برای یک بار هم که شده در رابطه با این موضوع که «علم بهتر است یا ثروت؟» با خود شیده و مطالبی را بر روی کاغذ آورده ایم. شاید برخی از ما با آن که دلمان می خواست بگوییم ثروت بهتر است از معلم و هم کلاس هايمان خج می کشیدیم و می گفتیم «علم بهتر است». برخی از همکلاسي هايمان هم اگر به خود جرأت می دادند حرف دل شان را بگویند می نوشتند «ثروت بهتر است» برای حرفشان دلیل هم می آورد و می گفتند اگر ثروت داشته باشی می توانی به علم هم دست پیدا کنی. اما به راستی آیا علم بهتر است یا ثروت؟منبع: http://sws. /





11.لپمان درست شده !

درخواست حذف اطلاعات

فردا صبح برید مدرسه نه با پاهاتون با تمام قلبتون برید فردا برید و کلمه به کلمه ى درس ها رو جورى یادب رید که یک جنگجو براى زنده موندن فنون نظامى رو فردا قراره اولین روز از شروع دوره اى باشه که شما رو تبدیل به مهمترین و تاثیر گذارترین آدم دنیا مى کنه و حتما یادتون باشه به صورت همکلاسي ها به دقت خیره شید و جزییات صورتشون رو به خاطر بسپارید به نیمکت ها و اتاق ها و تخته ها به دقت نگاه کنید سال ها بعد شدید دل تنگ میشید و به گوگل ارث پناه می برید تا اندکی از جزییات رو به یادتون بیاره بدترین ح دلتنگى همین خواهد بود دلتنگ چیزی باشی که تنها خاطره ای مبهم ازش داشته باشیمنبع: http://azardokhtxper. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

نمی دونم چرا... چند شبِ پیش، یکی از همکلاسي هاي دوره ی دبیرستان ام رو دیدم توی خوابگاه که خیلی حال اش بد بود، یکی از دوستان اش کمک اش می کرد راه بره، حتّی فکر کنم چشم هاش هم بسته بود... من تازه از کلاس برگشته بودم؛ پرسیدم چی شده؟ دوست اش که باهاش بود اشاره کرد... روزِ بعد فهمیدم که اش فوت کرده و خودش هم همون شبِ قبل برگشته... ب رفتم اتاق شون، حال اش رو بپرسم؛ نمی دونم چی شد یهو که بعد از این که گفت ام فوت کرده و من هم تسلیت گفتم و پرسیدم غیر منتظره بوده یا نه و اون گفت که نه، مریض بود و حدود 32 ساله و بعد رفت اون سمت و من از روی صندلی بلند شدم؛ بغل اش و سرم رو گذاشتم رو شونه اش... بغض ام، نشد که نشکنه؛ نمی دونم، من که هیچ وقت اش رو ندیده بودم و هیچی هم ازش نمی دونستم، حتّی با خودش هم صمیمی نیستم و فقط در حد سلام و ... چی شد که حتّی نتونستم خداحافظی کنم و حتّی نتونستم جوابِ "مرسی عزیزم که