رسانه
رسانه

همیشه در سفر :: جستجو



..

درخواست حذف اطلاعات

اون چیزی که میخوام هميشه برام دست نیافتنیه انگار مال من نیست، نبوده و نخواهد بود شاید هم چون دست نیافتنی هس، برام دوس داشتنیه چرا اینطوریه واقعا چرا هميشه چیزایی رو میخوام که مناسب من نیس چرا هميشه اینطوری میشه چرا ای کاش روزهای خوب زودتر بیاد منبع: http://besanemah1. /





..

درخواست حذف اطلاعات

اون چیزی که میخوام هميشه برام دست نیافتنیه انگار مال من نیست، نبوده و نخواهد بود شاید هم چون دست نیافتنی هس، برام دوس داشتنیه چرا اینطوریه واقعا چرا هميشه چیزایی رو میخوام که مناسب من نیس چرا هميشه اینطوری میشه چرا ای کاش روزهای خوب زودتر بیاد منبع: http://besanemah1. /





مفتون

درخواست حذف اطلاعات

همونجوری بود ک هميشه دوس داشتم. میبنی؟نقطه های ا جمله های من هميشه نشون دهنده یه غم نهفته تو جمله اس همونجوری ک هميشه ارزو داشتم یکی اون ویژگیا رو داشته باشه. امروز اومد گفت یه لحظه میای؟ خندیدم رفتم ، حرف زد یکی اومد گف برا چی باهم میحرفین؟ نباید باهم حرف بزنین خیلی ریل و مودب گفت چرا نباید باهاش صحبت کنم؟ من صحبت میکنم و هیچ م نمیتونه مانعم بشه لامصب. اون لحنت هم ادمو شیفته میکنه.هميشه دوس داشتم این تیپ شخصیت منبع: http://rohjanss. /





جامانده

درخواست حذف اطلاعات

چهارشنبه بیست وششم آبان هزاروسیصدونودوپنجلوکیشن:نداردبهش میگم حال یتیمی رودارم که توی یتیم خونه هرکدوم ازبچه ها رویه خانواده به فرزندی قبول وفقط خودش مونده ...همه دارن میرن ومنی که خیلی نیازداشتم برم جاموندم...من هميشه جامی مونم ...هميشه ...حتی این جا...





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

وقتی اروم میشی، نگاه میکنی به گذشته ، نتیجه ها خیلی نیتونه متفاوت باشه،میبینی یه نفر که عشق رو میفهمیده ، هميشه بوده و هست، حتی تونسته از پس اینهمه فاصله درد رو تو وجودت بفهمهو مثل هميشه ارومت کنه. بازم بی هیجی چشم داشتی شده خاک که ریشه هات سبز بمونن ، شده ستون زیر شاخه هات که باد طوفان نشکنه ترو .و یه نفر که وجودش پر از دروغ و پلیدی و هوسه و بعد مدتها با یه پیام بهت یاداوری میکنه که چقد پست میتونه بشه یه ادم... زمان لازم بود تا ...خدایا برا این ارامش که بهم دادی ممنونم.به من فرصت بده تا... پینوشت ١/ هميشه مرد ، ممنونم برا همه ی مردونکی هات ، اروم بی صدا و بی توقع منبع: http://whenhetouchedme. /





جامانده

درخواست حذف اطلاعات

چهارشنبه بیست وششم آبان هزاروسیصدونودوپنجلوکیشن:نداردبهش میگم حال یتیمی رودارم که توی یتیم خونه هرکدوم ازبچه ها رویه خانواده به فرزندی قبول وفقط خودش مونده ...همه دارن میرن ومنی که خیلی نیازداشتم برم جاموندم...من هميشه جامی مونم ...هميشه ...حتی این جا...منبع: http://rozneveshtehayedr. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

پروردگارا...من هميشه بر روىِ صفحه اى کاغذ در میان شعرهایم بدنبالِ تو میگردم تا بهانه ام جور شود و با تو "بى من" شوم... ولى تو مرا در دریایى آبى در کلماتِ خویش همچون قایقى ش ته غرقِ تَمَنّا مى کنى و در قعرِ دریاى پُر دُرِّ خویش از کلمات ، مرا در انتظارِ دیدنِ خویش مى گذارى... هميشه قرار ملاقاتِ تو در محله ىِ کاغذ سپید است و من این دیدار را با مدادى بى تاب به هم میزنم تا با من از "عشق" سخن بگویى و هر لحظه خود را با کلمه اى تازه عیان سازى و من همچون کودکى تو را بخوانم... تو مرا میخوانى صداى تو چه زیباست !ومن از تو بیشتر مینویسم تا از عشق براى من بگویى... تو هميشه سوار بر کلمه و من پیاده اى بى پروا بدنبالِ تو که با کاغذى سپید از جنسِ ماوراء...هميشه تو را منتظرم...منبع: http://amirdelnevesht. /





مهربون، خداحافظ

درخواست حذف اطلاعات

و باز امروز به مس گى و فانى بودن زندگى رسیدمو چقدر حالم بد شدو چقدر دلم برات تنگ میشه اى که آبجى بودی براى همه طایفهنمونه ای از سادگى و محبت تمام عیارچى بگم که همه خاطراتم ازت اون لبخندها و خنده هاى گرمت بود که لابلاشون فقط قربون صدقه مون میرفتىالهى بگردمبه هرکى میرسیدى حال هفت جد و آبادشو میپرسیدىتک به تک دونه به دونهخیلى غصه میخورم که با گذشت روزها خاطراتم ازت کمرنگ و کمرنگ تر میشه ولی مهم نیست مهم اینه که هميشه تو قلب مونی غمت هميشه ى هميشه ها از تلخ ترین غصه هاستخیلى دوست داشتمو دارماز ته ته ته ته دلم روحت شاده شادعزیز مهربونممنبع: http://hactambarayehamishe. /





سپاس معلم

درخواست حذف اطلاعات

قدردانی ازمعلم،قدردانی ازباغبانی است که هرصبح سبدی ازصمیمیت باخودبه کلاس درس می بردوباانگشتان مهربان خویش،ازشاخه قلبها گره ای برریسمان علم میزند الهی نفست هميشه گرم ودستانت هميشه شاداب باشد.روزت مبارکمنبع: http://hesabdar1mazand. /





گفتن یا نگفتن

درخواست حذف اطلاعات

یک اعتراف بزرگ دیروز نه پریروز برای اولین بار در زندگیم با حیله و ترفند شماره گرفتم حالا چطورش بماند اما برای اولین بار در بیست و هشت سال زندگی برای اولین بار این گونه شماره گرفتم هیچ وقت جسارت شماره دادن و شماره گرفتن را نداشته ام یا یعنی هیچ وقت با یک فلسفه به سراغ دختر مورد نظر نمی رفتم اصولا فلسفه داشتن مساوی ش ت است فرق انج و پپ و خوزه .انج هميشه برا اساس تیم حریف ترکیب می چیند فرست کلاس و موفق اما پپ هميشه ٤-٣-٣و خوزه هميشه ٤-٢-٣-١برای همین هميشه برنده نیستند خلاصه که برای اولین بار در زندگی پر فروغم این کار را هميشه نزدیک می شدم تا شماره را خود شخص شماره را می داد یا بازهم این قدر نزدیک می شدم که شماره را می گرفتم هیچ وقت اینگونه با ترفند لحظه ای شماره نگرفته بودم به شخصه بشخص نگارنده حق می دهم وقتی همدم تنهایت گلدان حسن یوسف افت زده باشد و حوصلع ادم های جدید را نداشته باشی باید هم





برای او که رفت

درخواست حذف اطلاعات

آیه های چشمانت ، تفسیر مهربانیست، لبخندت امتداد راه بهشت... و دستان پر مهرت شبیه اجابت دعاست... در نگاهت پروانه و آتش، در نگاهت نور، در نگاهت شور ، در نگاهت عشق... نگاهت همان "صراط مستقیم"... ای هميشه در دل جاری ای هميشه در من بیدار گاهی به سراغ من بیا لحظه ای در خواب... می خواهم مهربانی را به خاطر بسپارم ، می خواهم آسمان را لمس کنم! بدون بال ، گاهی اگر در خواب.. پ ر ی ن ا زمنبع: http://gahnevispsrm. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

یکیم باشه عصر پاییز که میشه ز بزنه بگه سلطان بانو دارم میام پیشت، غر بزنی سرش بگی چرا زودتر نگفتی بگه خانومم عفوم کن، توام مثلا ناز کنی که باشه و اینا ولی دلت غنج بره، بعد دستای هميشه یختو ( تقریبا همه میدونن من هميشه دست و پام گوله یخه) ی توو جیبش و مثه برشتوک بالا پایین بپری و هی گو و بکشی، بگی من هوس بگه هوس چی بگی نمیدونم که باید ببینم، بعد نصف شهر و کشش کنی آ شم بگی پیدا ن هوس چی کرده بودم همش تقصیره توئه، بعد هی نگات کنه،هی نگات کنه، میخوام بگم با جونش نگات کنه، زیر لب بگه پدرسوخته، لپای گرمشو ماچ کنی و در بری به سمت خونهمنبع: http://mylife-history. /





بیچاره دلم...

درخواست حذف اطلاعات

دلم میخواد سرم رو شونت باشه و گریه کنم...حال و هوام خیلی ابریه دارم تایپ میکنم و گریه میکنم هوای تازه ای نیست تو این قفس سخت بی هم نفس زندون من شده این دل وامونده و حسهایی که از گذشته تا به حال داغونم کرده قلبم یارای هیچی نمیده نمیدونم اینا رو میخونی یا نه...نمیدونم کجایی نمیدونم چیکار میکنی نمیدونم نمیدونم دنیام پر از ندونسته هامه پر از غصه های همیشگی...پر از دق ای همیشگی پر از غم... هر چند من یه مردم و مردا هم مقصر خشونت علیه ن... من مردم و یه دنیا کاری و ... بجای همه عالم باید زجر بکشم...پر از غصه...خسته تر از هميشه نگران از دلگیر شدنای ادما و مسئول تمام بدبختیای آدمها تنهاتر از هميشه و دلتنگتر از هميشه...کاش کوه بیستون و تیشه فرهاد بود یا صحرای جنون مجنون ... تحمل ندارم ...دیوونگی همینه؟ جنون همینه؟ پس من دیوونه ترین عاشقم ...اونم برای عشق یخی خودم نمیترسم...دیگه از هیچی نمیترسم...هیچی





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

امروز بازم این حس داشتن لعنتی در من زیاد شده و بازم مثل هميشه باید ذهنمو از افکاری دیگه پر کنم .......................... متنفرم از اجبار و زور ... همه من رو آدم امین و متدینی میدونن و واقعا هم سعی میکنم هميشه اینجوری باشم که هستم از دروغ بینهایت متنفرم .....اینارو گفتم که باورت بشه که حسم دوست داشتنه نه ....در ضمن دوست داشتن از پاکی و روشنایی میاد اما زاده تاریکی و شر هست .... رو میشه کنترل کرد که تا حدودی تو اینکار موفق بودم اما دوست داشتنمو کنترل کنم ... بنظرم دوست داشتن یه حس خوبه و این باعث شده حس داشتن در من ریشه کنه .....این نیست منبع: http://dordashtman. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

-از یه سوراخ دوبار گزیده بشم یا نه، هوم؟ -من راحت میگم نه کلا،به خانوادم باعذاب وجدان و سخت میتونم بگم نه، به بابام خیلی سخت، به داداشم کلا نمیتونم نه بگم،چه مهره ماری هست توو وجودش و لحنش نمیدونم... -این کتابخونه که میام یه نگهبان داره، خیلی محترمه، خیلی دلنشین و مودبه، اون روز به زور بهم سیب داد، الان منو دیده میگه نهار خوردی؟ جوجه دارم برات گرم کنم؟ گفتم نه لیوان میخوام،رفت برام اورد از این کاغذیا، از این انرژی مثبتاس که حال آدمو خوب میکنه، هميشه یه نواخت لبخند رو لبشه.،کم و زیاد نمیشه... -چقد خوبید یه سریاتون، من وقت نمیکنم بیام وبلاگاتونو تاحالا نیومدم، با این حال هميشه میاید میخونید و نظر میدین، مرسی :) انرژی میگیرم ازتون منبع: http://mylife-history. /





عشقم تولدت مبارک

درخواست حذف اطلاعات

ارزو دارم همه خوبى ها همراه تو باشدارزو دارم بوى خوش خاک پس از باران همراه تو باشدارزو دارم همچو قاصدک در باد خوشى هميشه همراه تو باشد ارزو دارم گرماى مطلوب عشق همراه تو باشد ارزو دارم رویاى سبز بودن با تو باشدارزو دارم لبخند زندگى همراه تو باشدارزو دارم تا رسیدن ها با تو باشم ارزو دارم بوى مطبوع جنگل هميشه در وجودت باشد ارزو دارم پس از هر لحظهء پر دردى ارامش خیال با تو باشد که زندگى با همهء زیباییهایش گاه سازش ندارد ارزو دارم با لحظه ها همگام باشى ارزو دارم لبریز لذت و هیجان واقعى باشىارزو دارم با بودنم همواره دلت را شاد کنم ارزو دارم میان همهء ناخوشى ها و خوشى ها کنارت باشمارزو دارم عشقمان هميشه تازه و سبز بماند ارزو دارم در ارزو هایت باشم و بمانم ارزو دارم در ارزوهایم باشى و بمانىارزو دارم هميشه و همه جا سر حال باشى تولدت مبارک fmعشقم براى همهء خوبى و مهربونى هات پیشکش تو همهء اروزهامن





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

زندگی رو با تو می خوام نه با هیچ دیگهمیخوام که کنارت بمونم . تنهایی بسه دگهمثل تو پیدا نمیشه . خودتم خوب می دونیتنــــــــــــــــــــــــــــــــها ــــــــی هستی که همیـــــــــــــــــــــــــــشه با من میمونیاینو خودت خوب می دونی تو رو به دنیا نمیدماومدی تو زندگیم یکدفعه عاشقت شدمهميشه منتظر بودم تا تو رو پیدا متو اومدی و آ ش فقط شدی مال خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودماینو بدون که تا آ عمر من هميشه عاشق میمونمحسی که تو داری به من یه حس خوبه می دونمبگو تو هم دلت منو میخواد بگو که به پای من می مونی تموم دنیای منی من دوست دارم میــــــــــــــــــــــدونیمنبع: http://lovely13788. /





٠٠:١٧

درخواست حذف اطلاعات

تجربه بارها بهم ثابت کرده که هیچ وقت نباید رو اولین برخورد آدما شخصیتشون رو تجسم کنم، ولی نمیدونم چرا هميشه اون اولین برخورده خیلی روی من تاثیر داره. حتی امکان داره اصن برخوردم نباشه و فقط در حد این باشه که میدونم فلانی اسم و فامیلش چیه. هميشه اینجوری بوده که اگه اولین دفعه ای که یکی رو ببینم یه حس لَج با طرف بهم دست بده بعدا از اون طرف خیلی خوشم میاد! یادمه اولین باری که محسنو دیدم چقد لَجِ من درمیومد با هر حرفی که میزد! بنده خدا اصن چیز بدی هم نمیگفتا ولی خب من حسم اونجوری بود. ولی الان محسن صمیمی ترین دوست من شده. یا مثلا همین زینب، خداوندا من هنوز ندیده بودمش و ازش توی ذهنم یه غول ساخته بودم که تا چند روز اصلا توی اتاق حتی اجازه نمیدادم باهام حرف بزنه. مثلا سرور جزو انی بود که از لحظه ی اول به دل من نشست و الانم که خیلی صمیمی ایم. حتی سهیلم از اولین لحظه تو دل برو بود. ولی فرزام





easy going

درخواست حذف اطلاعات

طبیعت گردی منش عجیبی می سازدکافیست یک بار اب خوردنت تمام شودبرای هميشه تمام نوشیدنی ها برایت گوارا می شودکافیست یک بار غذایت تمام شودبرای هميشه همه ی غذاها برایت لذیذ می شودکافیست یک بار یک غریبه به دادت برسدبرای هميشه غریبه ها عزیز می شوندکافیست یک بار از خستگی روی زمین خیس خوابت ببردبرای هميشه همه ی تخت ها دلچسب می شوندکافیس یک بار دوستی به کمکت بیایدبرای هميشه دوستانت برایت مقدس می شوندکافیست یک بار زیر باران گم شویبرای هميشه همه ی سقف ها برایت قصر می شوندکافیست یک بار...راستی دوست طبیعت گرد من...چقدر با خودت دوست داشتنی همیشگی داری؟ اینو توی یکی ازین کانالای تلگرام خوندممن طبیعت گرد حرفه ای نیستم و ادعایی ندارم اما در همین حد هراز گاهی، اینا رو خوب درک میکنم...راس میگهمن اولین سفر کمپینگم یه سفر 5 روزه به یه دشت جزیره مانند بود وسط دریاچه سد کارون 3. وقتی دوستام اصرار می برم، من اصن هی





خیلی تلخ!

درخواست حذف اطلاعات

امروز از نزدیک دیدی چیزی رو که هميشه توی ا دیده بودی. رفته بود اون بالای بالا . می خواست خودشو بندازه پایین . تقریبا مسن بود. لباسای کارکنان دانشکده تنش بود . یه لباس نوک مدادی که زیر نور آفتاب اون بالا برق میزد. داشت گریه می کرد . همه از پایین با استرس و دلهره نگاهش می . یه سری از همکاراش ماس می که تو رو خدا بیا پایین ولی کو گوش شنوا . گریه می کرد ، می گفت خسته شدم می گفت می دونم که بهشت خیلی جای خوبیه ولی نمی خوامش وقتی خدا منو نمی خواد منم بهشتو نمی خوام . چه دلهره ای .هميشه فکر می کردی که زندگی باید چقدر به یکی فشار آورده باشه که طرف بره و خودشو بکشه... به کمک بقیه ایشون اومدن پایین ولی آدمی که بخواد خودشو بکشه هیچ وقت دیگه نمی تونه نرمال زندگی کمه....منبع: http://othername. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

بیشتر از همه چیز دوست داشتم نویسنده میشدم یا حتی بهتر، مثلا شاعرهميشه تلاطم امواج مغزی ام را حس می کنم که با ضربه های مهلک خود را به دیوارهء شقیقه هایم می کوبنداما من میدانم که منشاء دردهایم همین حرف های ناگفته است که هميشه در کنج قلبم مسدود شده و راهی برای وج نمی یابدمیدانم زندگی را آنقدر فهمیده ام که زیادی اش گاهی سر ریز میشود از دریچه های گیجگاهی!عروق بیچارهء مندرگیر چه حملات عجیب و غریبی میشوند گاهی و بهای سرریز شدن محتویات دریچه های باز مغزم را آنها باید بدهند... چه غم انگیز زمانی که راهی برای وج نمی یابند و سرتاسر، کوچه های بن بست در مقابل چشمانشان رژه میروند...#آذیــــــــــن منبع: http://aziin24. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

بیشتر از همه چیز دوست داشتم نویسنده میشدم یا حتی بهتر، مثلا شاعرهميشه تلاطم امواج مغزی ام را حس می کنم که با ضربه های مهلک خود را به دیوارهء شقیقه هایم می کوبنداما من میدانم که منشاء دردهایم همین حرف های ناگفته است که هميشه در کنج قلبم مسدود شده و راهی برای وج نمی یابدمیدانم زندگی را آنقدر فهمیده ام که زیادی اش گاهی سر ریز میشود از دریچه های گیجگاهی!عروق بیچارهء مندرگیر چه حملات عجیب و غریبی میشوند گاهی و بهای سرریز شدن محتویات دریچه های باز مغزم را آنها باید بدهند... چه غم انگیز زمانی که راهی برای وج نمی یابند و سرتاسر، کوچه های بن بست در مقابل چشمانشان رژه میروند...#آذیــــــــــن منبع: http://aziin24. /





همیشه یه چیزی هست که نمیتونم بگم

درخواست حذف اطلاعات

هميشه که کاری هست که من انجامش نمیدم و کارم ناقصه هميشه یه نمره ایی هست که من نمیگیرم و ۲۰ نمیشم هميشه یه گزینه هست که میدونستم درسته ولی غلطه رو تیک زدم هميشه یه فرصت استثنایی هست که من از دستش میدم هميشه یه کاری هست که فکر می کنم غلطه ولی درست بوده هميشه یه کاری هست که فکر درسته ولی غلطه هميشه یه بغضی هست که نمیذارم بترکه هميشه یه خنده ایی هست که منفجر ش نمیکنم هميشه یه حرفی هست که نمیتونمیا نمیذارن یا نمیشه بگم .... همچنان ادامه داره...





همیشه همینه...

درخواست حذف اطلاعات

‏هميشه یه جای کار میلنگه. هميشه یه چیز کمه. هميشه یه چیز سر جاش نیست. هميشه همین یه چیزا باعث دلشوره میشه، استرس میده. چقدر آدمیزاد ضعیفه.





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

سلام خوبی؟ انشالله که خوبی. نمیدونم چرا تا نیام اینجا و برات ننویسم دلم اروم نمیگیره. انگار هميشه هستی. حتما خیلی برات بیمعنی و خنده دار شده ی که ٥ ساله ندیدتت، مدعی باشه که دلش ی وقتایی بدجور تنگت میشه یادش بخیر... چه روزایی داشتم. درست مثل رویا نمیدونم چه مرگمه، ولی همون مرگم هست که هميشه بوده و هست تو شدی ی روح خیالی که ١٠ ساله سایه به سایه ذهن من زندگی میکنی و من تو رو با تمااااام وجود حس میکنم حتی لحظه هایی که از ته دل یاد روزگار تلخم میوفتم و آه از دلم بی اختیار کنده میشه... مث روزی که نیومدین خاستگاری و رفتین اول تحقیق کردین و در مورد جد و آبادم بد گفتین... روزایی که نه جوابم رو میدادی و نه هیچی و من هر ثانیه در انتظار تو میسوختم... اومدی و رفتی... دلم برات تنگ شده مجید ی حرفی بزنمنبع: http://rozegari-k-gozasht. /





مثل همیشه

درخواست حذف اطلاعات

مثل هرسال ، دی ماه ، با شروع یلدا ، میره که تلخ ترین ماهمون بشه... مثل هميشه ، فقط وقتی تلاش می کنه که چیزی بخواد مثل هميشه ، نمیشه روش حساب کرد ( جز اون ١ ماه!!) مثل هميشه ، سالگردمون پر از کینه خواهد بود مثل هميشه ، عشقش فقط تو نداشتن و نبودنه مثل هميشه ، هیچچچ اشتباهی رو نمی فهمه مثل هميشه ، سرازیری اشتباهاتش ترمز نداره.... مثل هميشه.... نمیشه روش حساب کرد.منبع: http://maze26. .. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

هميشه فکر می از اینکه یه روزی زن ،زنعمو یا زنداداش خطاب بشم خوشم نیاد.امروز برای اولین بار برادر آقای بنفش بهم گفت زنداداش،دلم هری ریخت





post 20

درخواست حذف اطلاعات

سلام.سلامی پر از درد و غم حالم بدجوری گرفته ست ،انتظار داشتم الان بیام و بنویسم که رفتم خواستگاریش و ما به هم رسیدیم و فریاد بزنم که به عشقم رسیدم، خیلی بدشد ،نمیخوام این چند روز رو بنویسم فقط این رو مینویسم من و عشقم که براتون گفتم راهمون از هم جداشد برای هميشه فراموش شدم نمیدونم چرا نخواست بشه خانومم نمیدونم چرا؟ با اینکه میدونم هنوزم دوسم داره و جز من ی رو نداره چرا تموم شد برای هميشه؟ خیلی سوال دارم از خودم میپرسم و جو برای دلم ندارم،چراقصه دوستش رو برام گفت که بعد از دوسال بهش رسید و مال خودمون رو قبول نکرد؟ چرا اون همه رویاهایی که داشتیم رو زیر خاک دفنش کرد؟ منبع: http://iloveyourezi. /





خاطرات

درخواست حذف اطلاعات

١٠ سال پیش در رفت امد کلاسهای جهاد با فرشته اشنا شدم! فرشته دانشجوی سال اول حقوق بود و من دانش اموز سال دوم دبیرستان. اینکه چطور و چگونه ستاره یمان هم را گرفت، نمیدانم. من فرشته را با فرانسه، انگلیسی، نقاشی و احسان شناختم... احسان... ما همه با احسان زندگی کردیم حقیقتا! احسان مجازی... و البته پایان تلخش... منِ تمام ان روزها با فرشته بودم. تلخ و شیرینش را. هیاهوی اولین عشق اصلا چیز دیگری ست... فرشته اولین دوستی در زندگی ام بود که همیییشه بود. مثل یک خواهر بزرگتر کنارم. از ان تولدی که بی برنامه به خانه پاستور امد با یک شال سفید و تو گردنی نقره و فیروزه تا سفر کیش و سوغاتی و ...( ان موقع ها ی غیر از مادرم از این کارها نمیکرد که) و ١٧ شهریور و ید و ... اها و البته جمع گندکاری های من! او حقیقتا هميشه و هر لحظه که خواستم بود. در سخت ترین روزها. هميشه بود! حتی ان روزی که من از گریه در خیابان ولو





همان گناه همیشه

درخواست حذف اطلاعات

ز خود گریخته ام ، از شکنجه گاه هميشه مرا دوباره تحمل کن ای پناه هميشه به جرم عشق تو تکفیر و طرد گشته ام آریبه جرم عشق تو یعنی همان گناه هميشه دلم گرفته از این چشم های ت بی روح خوشا اشاره ی شیرین آن نگاه هميشه کجاست بال نسیمی که شب مرا برساند به خلوت تو ، آن بزم روبراه هميشه تمام زندگیم را به باد داد زمستان اب تر شود این فصل ، این سه ماه هميشه جنون و مرگ و مدارا کدام را بگزینم ؟چراغ سبز نگاه تو و سه راه هميشه ...- بهروز یاسمی 





نکاتی برای مراقبت از کفش چرم

درخواست حذف اطلاعات

نکاتی برای مراقبت از کفش چرم چرم هميشه ماده اولیه گرانی بوده و دوخت آن نیز مهارت زیادی می طلبد بنابراین هميشه محصولات چرمی بسیار گران بوده اند. اما با وجود قیمت اولیه بالامی توان با مراقبت از آن عمر آن ها را طولانی تر نمود.... برای مشاهده ی پست به ادامه ی مطلب بروید. منبع: http://kafsheirani. /





ما بیغمانِ مست ... از روزانه هامون می نویسیم!

درخواست حذف اطلاعات

تو مطب نشستم و منتظرم تا نوبتم بشه، مانتو رو تازه از خشکشویی گرفتم ولی نمی دونم چرا بوی قورمه سبزی می ده!!! با تکان های خانم کناری که دو تا صندلی آن طرف تر نشسته بو شدید می شه، و متوجه می شم مثل هميشه جرم رو به خودم نسبت دادم





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

مثل تمام شبهای هميشه..با بغض همراه هميشه..سر بر بالینی خیس از اشک هميشه..به یاد تو هميشه.. دلتنگی جریان دارد.. هميشه... هميشه.. هميشه... بودنت است که بودنم را وصل کرده به چشمهایت..به چشمهایی که هیچگاه نداشتمشان جز در تصویری که عشق نامیدمش..زندگی اش ...به زل زدنت نیاز دارم اما... به امتداد صدایت در گوشهایم...ص که دیگر ندارمش ذره ذره اب شدن برای تویی که اب شدی در این عشق... شکنجه است نداشتنت...شکنجه است...منبع: http://kash-nabuodam. /





تا جنون فاصبه ایی نیست از اینجا که منم ..

درخواست حذف اطلاعات

تو چه دانی که پس هر نگه ساده ی من چه جنونی ، چه نیازی ، چه غمی ست ...چه غمی ست... چه غمی ست ... پ.ن: چکار داری میکنی با من ؟ پ.ن: بازم شعر و غم و غم و غم ... عشق نرسیدنه ! باور کن رفیق.. هميشه فاصله ایی هست!منبع: http://nafas-avsh. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

گاهی حرف ها فقط بغض میشوند، از همان بغض های پیچیده ی بی دوا و درمان. گاهی به جایی میرسی که هیچ لباس تازه ای تو را خوشحال نمیکند، نه دامن چین دار نه پیراهن کوتاه گل گلی. گاهی سخت میشود خنده های از ته دلت، قهقه های با انرژیت را تکرار کنی. دختر که باشی نازکی دلت هميشه برایت مسئله ساز میشود، با هر اشاره ای اشک هایت جاری میشوند و سفیدی چشمهایت را قرمز قرمز قرمز رنگ میکنند درست مثل پیراهن قرمز خال خالیه دخترانه ام. دختر که باشی دلت ناز میخواهد ، از همان نازهایی که لپت را میکشند و میگویند از دست تو. دختر که باشی دوسداری اهل خانه از شیطنتت آسی شوند اما دلت که دل نباشد یک گوشه آرام و بی صدا توی لاک خودت غصه هایت را مرور میکنی. آه که دیگر زمانی که رفت بر نخواهد گشت. برای آرزوهایی که تا ابد آرزو خواهند ماند من چه کنم... جواب احساس هایی که بی هوا پوچ شدند من چه کنم. سنگینی درد بزرگیست و از آن دردمندان





post 12

درخواست حذف اطلاعات

سلام عشقم خیلی وقته نیومدم و چیزی ننوشتم ولی به خدای که میپرستیمش اصلا فرصت ن بیام،میدونی هرشب دلم بیشتر و بیشتر واست تنگ میشه میدونی که خیلی دوست دارم ،میدونم که میدونی اگه الان بگی بمیر میمیرم،اره؟ پس چرا برنمیگردی پیشم چرا؟ عشقم کار هرشب رو با گریه و غم خلاصه کردی فقط میتونم اهنگ های (زیاد اسد اونم تراک لیم ببوره )رو گوش بدم و به ع ات نگاه کنم و مث بچه برای دوریت و انتظار اومدنت گریه کنم ،برگرد پیشم و واسه هميشه دستاتو بزار تو دستم و بشو خانومم ،این بار رو هیچ وقت نمیزارم حتی ناراحت بشی به خدا قسم فقط برگرد جان من برگرد دیگه دارم ارز دوریت میمیرم هر روز افسرده تر میشم عشقم، شب خوش ولی هميشه با این اومید میخوابم که برگردی پیشم و بگی اومدم منم اغوشم رو باز کنم و بگم خدایا ازت ممنونم که انتظارم تموم شد و دعاهایم رو مستجاب کرد. شب خوش همه وجودممنبع: http://iloveyourezi. /





آوردگاه

درخواست حذف اطلاعات

به پشت شیشه چشمت، هميشه عرصه جنگ است بیا و تیغ بر من نِه، که دیگر ام تنگ است پس از قتلم ببند چشمت، و یا خونم بشوی از آن که خون با از مژگان، برای قهرمان ننگ است. رضامنبع: http://reza5798. /





داشته هایم

درخواست حذف اطلاعات

باید لحظه ها را ثبت کرد، مرور خاطرات هميشه برام لذتبخش بوده. آراد کوچولو کنار دستم خوابش برده. توی خواب لباش را تکان میده و مک می زنه. کوچولویی که عمیقا احساس صمیمیت باهاش می کنم. امشب وقتی واسه بردیا قصه می گفتم که بخوابه، از خودمون و قصه مهاجرتمون گفتم، نگاه ع سه سلگیش که به دیوار هست می و خاطرات را مرور می . اکثر اون لحظه ها را چند وقتی هست دیگه به یاد نمیاره، مهدکودک که خانم بداخلاق داشت، خیابونی که می رسید به خونه هایدلبرگ و خلاصه روزهای اول.... جالبه چون این اتفاق طی چند ماه افتاده، پسرکم بزرگ شده.... مدرسه میره و می تونه کتاب بخونه. مامان توی اتاق بغلی کتاب می خونه، حضورش آرامش هست هر چند هميشه عذاب وجدان دارم که توی شلوغیهای این روزها ازش غافل هستم. مشغوله ثبت پاسپورت آراد هست . بعد از حدود دوازده سال عمیقا بهش وابسته هستم. راه زیادی را با هم آمدیم و دوستش دارم.... خوشبختی تمرین د





پندانه

درخواست حذف اطلاعات

هیچ وقت دل این دو نفر رو نشکن : ١_پدر ٢_مادر هیچ وقت این دو تا کلمه رو نگو : ١_نمیتونم ٢_بد شانسم هیچ وقت این دو تا کارو نکن : ١_دروغ ٢_غیبت هميشه این دو تا جمله رو به خاطر بسپار:١_آرامش با یاد خدا ٢-دعای پدرو مادر هميشه دوتا چیز و به یاد بیار: ١_دوستای گذشته رو٢_خاطرات خوبت رو هميشه به این دو نفر گوش کن : ١_فرد با تجربه ٢_معلم خوب هميشه به دو تا چیز دل ببند : ١_صداقت ٢_صمیمیت هميشه دست این دو نفرو بگیر: ١_یتیم ٢_فقیر





کتاب بیشعوری تا همیشه

درخواست حذف اطلاعات

کتاب بیشعوری تا هميشه نسخه pdf کتاب بیشعوری تا هميشه کتاب جدید بیشعوری تا هميشه کتاب بیشعوری تا هميشه از خاویر کرمنت کتاب های جدید بیشعوری تا هميشه ادامه مطلب