رسانه
رسانه

کنارت قلبم دردش کمتر است :: جستجو



don't break my heart

درخواست حذف اطلاعات

نزدیک به یک ساعته به طور عجیبی قلبم درد گرفته. هر چقدر هم نفس عمیق میکشم، ول نمیکنه. دفعات پیش با نفس عمیق رفع میشد. اما امروز دردش که کم نمیشه هیچ، ریه و معده رو هم فشار میده.





درد

درخواست حذف اطلاعات

این روزها دردش بیشتر شده . دردها را حس می کنم و از دور نگاه کرده و برخودم بارانی از کلماتی از آن دست می بارانم . خوبمی دانم که دردش دردی است موذی که تا رگ استخوانش را می سوزاند . اما .... نه قدرتی دارم از برای کاهش دردش ونه قدرتی بر ندیدن دردش . سعی میکنم عادی نشان دهم ، آنقدر عادی که شاید به یخ بودن تمثآی سن محکوم شوم . این روزها کمی دورتر می ایستم . می ترسم .. می ترسم نزدیک شوم و دردش را افزونگر باشم . این روزها از همه چیز می ترسم . از دردهایش . از ناتوانی ام در درمان . از امانش . از صبرش که سر آید . وباز اما ... درآستانه درب می ایستم و دردهایش را می نگرم . چشم هایش که باز می شود لای درب رابه ارامی می بندم . آ دیدنم دردش را افزون است . کاش می شد دردهایش را بر سرم آوارکنم .کاش .....منبع: http://joojehtighi. /





درد

درخواست حذف اطلاعات

این روزها دردش بیشتر شده . دردها را حس می کنم و از دور نگاه کرده و برخودم بارانی از کلماتی از آن دست می بارانم . خوبمی دانم که دردش دردی است موذی که تا رگ استخوانش را می سوزاند . اما .... نه قدرتی دارم از برای کاهش دردش ونه قدرتی بر ندیدن دردش . سعی میکنم عادی نشان دهم ، آنقدر عادی که شاید به یخ بودن تمثآی سنگی محکوم شوم . این روزها کمی دورتر می ایستم . می ترسم .. می ترسم نزدیک شوم و دردش را افزونگر باشم . این روزها از همه چیز می ترسم . از دردهایش . از ناتوانی ام در درمان . از امانش . از صبرش که سر آید . وباز اما ... درآستانه درب می ایستم و دردهایش را می نگرم . چشم هایش که باز می شود لای درب رابه ارامی می بندم . آ دیدنم دردش را افزون است . کاش می شد دردهایش را بر سرم آوارکنم .کاش .....منبع: http://joojehtighi. /





روزهای عشق

درخواست حذف اطلاعات

با تو به عشق رسیدم,با تو به آرامش پناه آوردمو ای زیباترین احساس دوستت دارمچه لذتی دارد قدم زدن در کنارت, چه زیباست آن خنده هایت , چه شیرین است بوسیدن لبهایت,  چه گرم است آغوشتو آنگاه که عشق در قلبهایمان طلوع کرد , هر روز ما به نام عشق آغاز شدمیدانم همیشگی هستی , تو تا ابد در قلبم ماندنی هستی, من که باغبان توام میدانم چه گل زیبایی هستیمیدانم تو پر از احساسی, تو نگین الماسی, من که عاشق توام میدانم در میان برگهای زندگی ام تو آسیحسی که همیشه میماند , ای که بر روی لبانم میماند, دوستت دارم , این کلام را تا ابد قلبم برای تو میخواند





کنارت قلبم دردش کمتر است...

درخواست حذف اطلاعات

از خوبی های (!) مرگ توی فامیل های درجه یک -درست می خوانی مرگ علاوه به تمام غصه هایش خوبی هم دارد- از خوبی های (!) مرگ توی فامیل های درجه یک ترس است ترسی ست که می افتد به جان لحظه هایت سفت می چسبی به بازمانده ها مهم نیست چقدر آزارت بدهند یا چقدر زمان بندی زندگیت را به ریشخند بکشند ترس از دست دادن آنقدر قوی می شود که هیچ چیز برایت مهم نیست جز نگه داشتن تمام آنچه باقی مانده ست... منبع: http://nanooshak. /





عشق دورم...

درخواست حذف اطلاعات

عشق دورم تا تو هستی من صبورم کوهم اما پیش چشمات بی غرورم عشق دورم من یه راه بی عبورم سوتو کورم با تو اما غرق نورم عشق دورم هرجا باشی من خودم رو میرسونم تا کنارت زند مو بگذرونم با تو باشم با تو ای مهربونم ای قرار بی قراری های نابم ماه من باش تا به این شب ها بتابم من کویری تشنه ی یک قطره آبم دوری اما تو قلبم مهمونی حرفای ناگفتمو میدونی این روزای تلخ از یادم میره تنها تویی که یادم میمونی تو میایو کنارم میمونی عشق دورم هرجا باشی من خودمو رو میرسونم تا کنارت زند مو بگذرونم با تو باشم با تو ای مهربونم ای قرار بی قراری های نابم ماه من باش تا به این شب ها بتابم من کویری تشنه ی یک قطره آبم منبع: http://shazde2025dordone. /





در کنارت بهلو گیرم

درخواست حذف اطلاعات

پس از سفرهای بسیار و عبور از فراز و فرود امواج این دریای طوفان خیز بر آنم که در کنار تو لنگر افکنم بادبان برچینم پارو وا نهم سُکان رها کنم به خلوت لنگرگاهت در آیم و در کنارت پهلو گیرم آغوشت را بازیابم و استواری امن زمین را زیر پای خویش. #مارگوت_بیکل





post 213

درخواست حذف اطلاعات

نه ،،، خودم میدونم ، دلیلش اینا نیسحس انفجار لعنتیقفسه م تنگ می شه ، کوچیک می شه ، قبر میشه برای کودکی هفت ساله ، قلبم دردش میگیره !اغت ، شورش ، تشویش ، اضطراب ، هیجان ، غصه ، حس مرگیدن !نمیتونم شرح بدم وقتی با این آهنگ لعنتی ( مون آمور - ریچارد آنتونی ) تورو مرور میکنم و کنارت زندگی ،،،منبع: http://soonaeid. /





.

درخواست حذف اطلاعات

چیزی ش ت که دیگر هیچگاه مثل قبل نمی شود حتی بند نمی خورد چیزی در من ش ت که باور نمی دیگر حتی ترکی بیفتدش.... پذیرفتم انچه را که باید ، قلبم میسوزد ، اشک انگار خیال بند آمدن ندارد جایی وسط ام دارد می سوزد ، دارد اتش می رد .... خاموش نمی شود این اتش نه به اشک ، نه به شنیدن دروغ های مکرر ، نه به خیال خام ه ناباوری.... شاید تنها مرگ از دردش کم کند. تمام شدم.منبع: http://suicide04. /





پای چلاقت و دردش همیشه هست

درخواست حذف اطلاعات

پای چلاقت و دردش همیشه هست، تنهایی همراهش اما لذت بردن از زندگی همراه ش نیست باید همراه ش کنی این همراهی میتونه یادگیری و سرگرم شدن توی یه کار که بهش علاقه داری و اونم برنامه نویسی برو جلو رضا پای چلاقت همیشه هست 





سردمزاج قسمت اول

درخواست حذف اطلاعات

همه چیزعادی بودجزمن که غیرعادی بودم چون کانالهای احساسی قلبم روباقرص جین سین انگولک کرده بودم،زیروبم اتفاقات شهرتوپس زمینه ذهنم سیاه بودانگارباجوهرسیاه چشم ذهنم راشسته باشند،هروقت نگاه می به آدمهاچیزی جزخیانت نمیفهمیدم،نسترن هرروزدنبالم تاایستگاه میامدومن بیغ اصلانمیفهمیدم چرامیخواست ازمن اطلاعات ب کندواین اطلاعات به چه دردش میخوردیک فردیک لاقباچه چیزی درچنته داردکه بخواهندمشتش رابازکنند





نیستی

درخواست حذف اطلاعات

دوری نذاشت خاطره ی تو بمیره هرگز تو دلم این خیابونا بی تو شبا با فکرت قدم میزنم نیستی تو و زندگی من پاشیده از این همه غم سخته واسم بی تو باشم نمی تونم عشقم یه حسی مثل دلتنگی همه قلبم رو میگیره هوای خونه این روزا بی تو خیلی دلگیره نمیشه بی تو آروم شم تو که نیستی چقد سخته داره میمیره اونکه گفت کنارت خیلی خوشبختهمنبع: http://madonafar1377. .. /





گفت وگوهاست در این راه که جان بگدازد

درخواست حذف اطلاعات

میگفت روزایی بوده که از خدا میخواستم بمیرم این قلبم آتیش میگیره... این قلبم آتیش میگیره... این قلبم آتیش میگیره... +کیفم پیدا شد، آقا ه از خیرش گذشته مثل اینکه...





ماهی کوچکِ قلبم ...

درخواست حذف اطلاعات

خنده های مردانه ات عجیب ماهی کوچک ته قلبم رابه تلاطم می اندازد ...من حاضرم قلبم طوفانی شود اما خدا نکند خنده را فراموش کنی ...بخند تا غرق شوند این ماهی ها ... بخند ...





نمی دانم هنوز تصمیم نگرفتم

درخواست حذف اطلاعات

اگر الان دو میلیون توی جیبم داشتم حاضر بودم ۷۰۰ تومن بدهم موهام را رنگ کنم؟ اگر ۷۰۰ تومن داشتم چی؟ ۸۵۰ چی؟ کدام دردش کمتر است؟ اگر نه، به خاطر این است که بعدش باید کاسه گ دستم بگیرم یا چون نمی خواهم اصولم را زیر پا بگذارم؟





آغوش

درخواست حذف اطلاعات

ر کنارت ، در آغوشت ، میخوانم قصه عشق را....قصه عشقی بی پایان ، تصویری از دو یار ، میخوانم برایت از یک عشق ماندگار....نمیخواهم زمان بگذرد ، آغوشت خستگی های زندگی را از تنم رها کرده استآغوشت تمام غم ها را از دلم بیرون کرده و غرقدر آرامشی شده ام که با تمام وجودم حسش میکنم...آغوشت مرا رها کرده از همه چیز ، نمیدانم شب است یا روز ،نمیدانم خوابم یا بیدار، آری همینجا هستم در قلب یک یار....یاری که همیشه همراه و همدمم بوده ،در زندگی برای مثل نفس ، نیاز همه لحظه هایم بوده....قلبم با قلب تو یکیست ، یک لحظه رها شویم از هم ، جای ما دیگر در این دنیا نیست....نفسهای من تو هستی ، دلت بگیرد ، نفسم میگیرد و اینجاست که چشمایم بارانی میشود...در کنارت ، در آغوشت ، تپشهای قلبت را میشنوم ، که همچو ترانه مهربانیست...نه عادت است داشتنت ، نه نیاز است بودنت ، شرط بودنم در دنیاست ، با تو بودن....چشمهایمان را بسته ایم ،





این نوشته مخاطب خاص دارد...

درخواست حذف اطلاعات

کجایی پادشاه دلم ملکه بودنم روی دست هایم مانده از ان روزی که کنارت نشستم عادت که ملکه ات باشم همیشه با تو بدون تو هیچ اسمان دلم را افت نخواهد دید بگذار این هوای دو نفره طعنه ام بزند بگذار این ادم ها هوای دو نفره را به رخم بکشند تنها می نشینم تنها زیر باران قدم می زنم خودم اشک هایم را پاک می کنم اما نمی گذارم ی به جز تو باشد بدان که بعد تو هیچ گاه سر بلند نمی کنم بعد تو حرف های دلم را به هیچ نمی گویم ارزوهایم را در اعماق قلبم پنهان می کنم ارزوهایی که با تو رنگ بودن و تحقق را به خود می گیرند بعد تو غریبه ای بیش نیستم در این دنیای خاکی فراموش نخواهم کرد تو را چرا که فراموشی متعلق به افراد و خاطرات تلخ است تو و خاطراتت شیرینی زندگی ام هستید چه ی را دیده ای که شیرینی زندگی اش را به دست فراموشی س باشد ؟؟؟ اما اگر تو فراموش کردی مرا و خوشحالی هایت را , عاشقانه هایت را , حرف هایت را ,





اثبات به وقتِ پاییز

درخواست حذف اطلاعات

اسرافیلِ فصل ها، پاییز، در صورِ خود دمیده بود و برگ ها، رستاخیزی نارنجی رنگ را تصویر سازی کرده بودند. برگ هایی که با هر وزشِ بادِ بی احساس، از سردیِ دستِ نوازشش بر زمین سقوط کرده و میمیرند؛ میمردند و مرگشان بر روی زمین، سوژه میشد برای عکاسی و عاشقی و پیاده روی های ما. و چه پایانِ تراژدیکی برای برگ ها. درختان ولی استوار و قاطع، ایستاده بودند و با شاخه هایشان، خودشان را در آغوش گرفته بودند. درختان هیچ گاه محتاج نوازش و مهرِ بادِ پاییزی نیستند! میلرزیدند، ولی تن به سقوط نمیدادند. میلرزیدند ولی، ریشه هایشان در خاک، استوار بود. میلرزیدند ولی، لبخندی بر لب داشتند؛ هر چند که صدای دندان هایشان هم می آمد. زمین ولی بی تفاوت و ت بود. او ذاتأ تو سری خور و زیر پا افتاده زندگی میکند. گله ای هم ندارد، چون او زمین است! ولی سرش شلوغ بود؛ میزبان لاشه های برگ های خشک و بی جانِ پاییزی بود. صدای خش خشِ له شدنِ





آهنگ جدید مهدی آذر من برات قلبم

درخواست حذف اطلاعات

آهنگ جدید مهدی آذر من برات قلبم     آهنگ جدید مهدی آذر من برات قلبم آهنگ جدید مهدی آذر من برات قلبم ایز بزرک صبا موزیک ، آهنگ من برات قلبم از خواننده خوش ذوق و جوان مهدی آذر با متن و بهترین کیفیت موزیک موزیک : مهدی آذر / تنظیم کننده : مسعود جهانی new song by mehdi azar – man barat ghalbam in saba- with 320 & 128 s متن آهنگ من برات قلبم از مهدی آذر من برات قلبم بی طاقته هنوزاون که تو بردی دار و ندارم بود به زودی از صبا موزیک ، منتظر باشید… دمو در لینک زیر http://dl.saba- .com/dl/ /sajad/man%20barat%20ghalbam%20demo.mp3 منبع : آهنگ جدید مهدی آذر من برات قلبم





قسم برای مامانم

درخواست حذف اطلاعات

تو چشمات سواله یه عالم سوالنگاهت پر از آرزوهای کالمیدونم تو ذهنت چیا میگذرهمیبینی تو اما کی عاشقترهمیمونم کنارت درست مثل سایتاز امروز تا هر روز تا اون بینهایتنمی ره هیچ جای خاک پاتونمیمیره این عشق قسم میخورمتا روزی که قلبم هنوز میزنهتا وقتی که جونی توی این تنهتو روزای خوب تو روزای بدهمیشه باهاتم قسم میخورممنبع: http://khakepash. /





شب

درخواست حذف اطلاعات

نمیدونم چرا از عذاب دادن خودم دست برنمیدارم میدونی امشب حس داغون شدم دوست داشتم امشب من کنارت بودم دیدار ما هم اینقد راحت میشد شایدم من دیر رسیدم بخاطر این امشب سهم من نبود سهم من فقط رد شدن از کنارت بود همین مثه بقیه عابرا ولی گذر من با عذاب بود با ویرونی بود تا کی باید حسرت وعذاب رو داشته باشم منبع: http://khodigechi. /





دریاب... که نقشی ماند از طرح وجود من!

درخواست حذف اطلاعات

به خودم سیلی می‌زدم، دردم می‌گرفت و از اینکه می‌فهمیدم خواب نبوده‌ام، بیشتر دردم می‌گرفت. فکر‌ می‌ دوستیم... رفیقیم. اما انگار هیئت مرگ دادگاه انقلاب بود. ب د، دوختند، تنم د، متهمم د، حکم دادند، و پیش از آنکه صدای اعتراضم به گوش ی برسد، در راهروها تیربارانم د. و من همان لحظه، همان جا، چندین و چند بار مُردم... نمی‌دانستم می‌شود رفیق را هم بیخ دیوار گذاشت و گلویش را فشار داد و به او حمله کرد. دردش از همه دردها سخت‌تر بود، انگاری سنگ لحد روی قلبم گذاشته بودند؛ نفسم بالا نمی‌آمد. انگاری میله در قلبم فرو کرده بودند؛ به وحشتناک‌ترین شکل ممکن تیر می‌کشید. اما این دردها متأسفانه آدم را نمی‌کُشد! تلخ تر اینجاست که بیرون آوردن این میله از درون قلبم، از فرو آن نیز دردناک‌تر و کُشنده‌تر است. حالا، ولی، حقیقت با دست و پای ز





نوشته

درخواست حذف اطلاعات

کجایی پادشاه دلم ملکه بودنم روی دست هایم مانده از ان روزی که کنارت نشستم عادت که ملکه ات باشم همیشه با تو بدون تو هیچ اسمان دلم را افت نخواهد دید بگذار این هوای دو نفره طعنه ام بزند بگذار این ادم ها هوای دو نفره را به رخم بکشند تنها می نشینم تنها زیر باران قدم می زنم خودم اشک هایم را پاک می کنم اما نمی گذارم ی به جز تو باشد بدان که بعد تو هیچ گاه سر بلند نمی کنم بعد تو حرف های دلم را به هیچ نمی گویم ارزوهایم را در اعماق قلبم پنهان می کنم ارزوهایی که با تو رنگ بودن و تحقق را به خود می گیرند بعد تو غریبه ای بیش نیستم در این دنیای خاکی فراموش نخواهم کرد تو را چرا که فراموشی متعلق به افراد و خاطرات تلخ است تو و خاطراتت شیرینی زندگی ام هستید چه ی را دیده ای که شیرینی زندگی اش را به دست فراموشی س باشد ؟؟؟ اما اگر تو فراموش کردی مرا و خوشحالی هایت را , عاشقانه هایت را , حرف هایت را ,





به نام خدای تنهایی

درخواست حذف اطلاعات

گاهی آدم دلش میگیره هرچی میتونه ح .. بد کنه هرچیزی که اشکت دربیاره گاهی آدم دلش میخواد که یکی بغلش کنه و بگه که کنارت بگه تو تنها نیستی و من برای ابد کنارت میمونم حتی بعد مرگم من از تنهایی میترسم تنهایی دوس ندارم و تلخ ترین حس زمانی که احساس کنی تنهایی گاهی فک میکنم باید اینو بپذیریم که در نهایت همه تنهاییم...منبع: http://sokutekabud. .. /





پاییزی

درخواست حذف اطلاعات

ابراهیم بارون گرفته دلم می خواست کنارت بودم یه دنیا دلم می خواست دستای عاشقت توی دستم باشه ابراهیم دلم خودم و خودت و می خواد ابراهیم به یادتم با هر تپش قلبم به یادتم ابراهیم به یاد پاییزی قرار ابراهیم خیلییییییییییی دلم می خواد بیای دلم می خواد سرم و بذارم روی قلب عاشقت ابراهیم ما جفت هم هستیم  





تولد

درخواست حذف اطلاعات

در زندگی تو سهم من تنهائیست، در دل من اما فقط آرزوی توست.عشق من ، دلم میخواست تا در کنارت تولدتو جشن بگیرم اما افسوس که زندگی هیچوقت به من فرصت نداد تا در شب تولدت کنارت باشم.دلم میخواد بدونی تو این همه ستارههیچ ی اندازه من نگاتو دوست ندارهتولدت پراز نور خوش اومدی اخترماگر چه از راه دور هیچ فایده ای نداره.دوستت دارم عزیزتولدت مبارکبه امید اینکه سال دیگه تولدتو کنار هم جشن بگیریم





آتش نشان...

درخواست حذف اطلاعات

بسم الله مردانه رفتند آتش نشانان ما... اما عمیقا سخت و درد اور با خودم فکر می حتی اگر تصادف کرده بودند و مرده بودند خیلی دردش کمتر بود حال آنکه عمیق تر که به مسئله بی شی میبینی شهادت با درد فراتر از اینها ارزش دارد... شهادت گوارای وجودشان باد و صبری عمیق نصیب خانواده هایشان باد.





تا قیامت ...

درخواست حذف اطلاعات

می نویسم ...آری ...باز هم مثل همیشه برای تو می نویسم...برای تویی که مقصود تمام نوشته های منی تویی که الفبای عشق را به من اموختی تویی که مرا سر گردان دنیای قشنگ عاشقی کردی تویی که قلم روان قلبم را به دست دلم دادی تا برای اولین بار برای تو بنگارد تویی که دگر هیچگاه نمی توانم از کنارت با بی تفاوتی بگذرم تویی که چیزی به من هدیه کردی تا غمخوار و همدم تنهایی هایم باشد تویی که فقط تو را از او می خواهم و بس ..تویی که هیچ در وصف مهر بانی های بی پایانت نمی یابم و تنها حرف و کلامی که برایت می یابم این است: با تمام وجودم **دوستت دارم **بی نهایت با صداقت تا قیامت ... منتظر لحظه ای هستم که دستانت را ب رم ودر چشمانت خیره شوم و دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم سر روی شونه هایت بگذارم ،ازعشق تو،از داشتن تو،اشک شوق بریزم منتظر لحظه ی مقدسی که تو را در آغوش ب رم، بوسه





درد

درخواست حذف اطلاعات

سرم و پایین گرفتم و نگاهت میکنم ، شاید بگی چه جوری ؟ با چشم دلم ... سراپای وجودم درده دردی که نفس کشیدنم واسم سخت کرده یه چیز رو قلبم سنگینی میکنه یه حس عجیب قلب میدونی چیه ؟! اخه مگه میشه ندونی چیه؟! . مگه بهم قلب ندادی ؟! مگه نخواستی با قلبم زندگی کنم ؟؛ پس چرا با قلبم بازی کردی ؟ پس عد ت کجا رفته ؟ پس تکلیف قلب از کار افتاده من چیه ؟ چرا باهام حرف نمیزنی ؟! چرا حواب سوالامو نمیدی ؟! مگه بزرگ نیستی ؟! مگه ارحم الراحمین نیستی ؟! مگه خدای من نیستی ؟! چرا پس ؟ چرا ؟! چرا ؟!





تا قیامت ...

درخواست حذف اطلاعات

می نویسم ...آری ...باز هم مثل همیشه برای تو می نویسم...برای تویی که مقصود تمام نوشته های منی تویی که الفبای عشق را به من اموختی تویی که مرا سر گردان دنیای قشنگ عاشقی کردی تویی که قلم روان قلبم را به دست دلم دادی تا برای اولین بار برای تو بنگارد تویی که دگر هیچگاه نمی توانم از کنارت با بی تفاوتی بگذرم تویی که چیزی به من هدیه کردی تا غمخوار و همدم تنهایی هایم باشد تویی که فقط تو را از او می خواهم و بس ..تویی که هیچ در وصف مهر بانی های بی پایانت نمی یابم و تنها حرف و کلامی که برایت می یابم این است: با تمام وجودم **دوستت دارم **بی نهایت با صداقت تا قیامت ... منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم ودر چشمانت خیره شوم و دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم سر روی شونه هایت بگذارم ،ازعشق تو،از داشتن تو،اشک شوق بریزم منتظر لحظه ی مقدسی که تو را در آغوش بگیرم، بو





بزن باران

درخواست حذف اطلاعات

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم زلالِ اشک می کارم بزن باران به رگ برگِ صدای خیسِ احساسمبدونِ چتر می خواهم کنارت گام بردارم ب ان با ترنّم اشک را در قابِ چشمانمکه دردی از غمِ دوری درونِ ام دارم نمی خواهد ببیند عقل ، پابندِ ی هستمدلم زورش نمی چربد نشسته پشتِ افکارم نمی دانم کجای کار می لنگد ... پریشانمبرای گفتگو با عقل خود تا صبح بیدارم بیا باران بزن آهسته تر بر عشق ِبی جانمکه جای سنگ ، قلبم را کمی دلتنگ پندارممنبع: http://a-dodange. /





طنز؛ عشق درد داره

درخواست حذف اطلاعات

یادم نیست از کی شروع شد. ولی حس عجیبی بود. هر موقع می دیدمش قلبم تندتر می زد. هر وقت حضور داشت، بقیه صداها قطع می شد، همه چیز جز اون تاریک می شد. وقتی صدام می کرد: «علیرضای شماره دو»، چشم هام دو دو می زد، قلبم توپ توپ می کرد.





قسم خوردی یادته؟

درخواست حذف اطلاعات

تو چشمات سواله یه عالم سوالنگاهت پر از آرزوهای کارمیدونم تو ذهنت چیا میگذرهمیبینی تو اما کی عاشقترهمیمونم کنارت درست مثل سایتاز امروز تا هر روز تا اون بینهایتنمیگیره هیچ جای خاک پاتونمیمیره این عشق قسم میخورمتا روزی که قلبم هنوز میزنهتا وقتی که جونی توی این تنهتو روزای خوب تو روزای بدهمیشه باهاتم قسم میخورمهمیشه باهاتم قسم میخورمتوی لحظه هاتم قسم میخورمهمیشه باهاتم قسم میخورمتوی لحظه هاتم قسم میخورمبه بارون نم نم به دریا به کوهبه این آفرینش به کشتی نوحبه ماه و ستاره به هفت آسمونبه عشقم به عشقی تا مرز جنونبه لحظه ی دیدار قسم میخورمدوباره با تکرار قسم میخورمبه عهدی که بستیم قسم میخورمبه هستم به هستیم قسم میخورمتا روزی که قلبم هنوز میزنهتا وقتی که جونی توی این تنهتو روزای خوب تو روزای بدهمیشه باهاتم قسم میخورمهمیشه باهاتم قسم میخورمتوی لحظه هاتم قسم میخورمهمیشه باهاتم قسم میخورمتوی لحظه هاتم





ولی میشه رو گچش نقاشی کشید:/

درخواست حذف اطلاعات

دستم در ح عادی درد نداشت وقتی ت میدادم دردش مشخص میشد تا این که دست فلک زده رو بردیم و تشخیص داد مفاصل بنده ضعیف میباشد و به علت کار کشیدن از دستم آرنج بنده استخوناش ساییده شده(البته این چیزیه که میگه من میگم دستم یکم درد گرفته بود همین:/ ) تا این که دست مبارک رو در چیزی شبیه به گچ گرفت که علاوه بر این که داره کلافم میکنه دست مبارک به شدت ورم کرده که هیچ حتی نمیتونم درست ت بدم دردش تا مغز استخون میره در نتیجه ا نه تنها درست نمیکنن بلکه بدتر گند میزنن:/#یه چیزی هم میخواستم بگم یادم رفت :/





یک تکه کتاب

درخواست حذف اطلاعات

آدم اگر کت را خوانده باشد که دیگر به دردش نمی خورد. اگر هم تا به حال نخوانده که پس معلوم است اصلاً به دردش نمی خورده؛ وگرنه تا به حال می خوانده ...آبنبات هل دار اثر مهرداد صدقی (کلیک کنید)





من...

درخواست حذف اطلاعات

هیچ درد را دوست ندارد،زجر کشیدن را دوست ندارد...اما انگار من به طرز عجیبی خود آزارم!!!یک روز دردی افتاد به جانم،یک چیزی دوید زیر پوستم،رسید به مغز استخوانم...دردش شیرین بود! مثل یک بوسه عمیق و طولانی...من راضی نبودم به درمان این درد!من دوست داشتم این درد دیوانه کننده را...من عادت به آن چیز لطیفی که بین سلولهایم رشد می کرد،تقسیم می شد،تکثیر می شد!من گریه های وقت و بی وقت،تپش های معنی دار قلبماز دیدن یک "او"بغض های شبانه،هق هق های توی بالش...من این بیماری لاعلاج!این توده ی بدخیمی که کل تنم را گرفته...من این سرطان دوست داشتنی که قصد جانم کرده را دوست دارم...اصلا خدا مرا ساخته برای اینکه عاشق یک "او" باشم...#نسترن_علیخانیمنبع: http://deltangihayenatamam. /





اوزیل: به ندای قلبم گوش

درخواست حذف اطلاعات

ستاره باشگاه آرسنال گفت: ابتدا با خانواده و سپس با مدیر برنامه های صحبت و در نهایت ندای قلبم را گوش .





صبر حکم امصاف عدل

درخواست حذف اطلاعات

خبرشو که خوندم عمیقا سوختم ... این حکمی که برای مردک زدن بیشتر حال آدمو میگیره ، دلم سوخت برای خودم و برای مظلومیت اونایی که ۸.۸ یا مردن یا زندان رفتن .- جای این حکم تو تخم چشممون نگاه میکردین و میگفتین مر.ت.ض.وی عزیزاتون و کشته ؟ خوب کرده دوس داشته ؛ دردش کمتر بود .- مر.تضو.ی الان هم باید ۲ سال حبس بکشه هم ۲۰۰ هزار تومن جریمه نقدی رو بده ؟ خب یهو ش می دیگه . این حکم های سنگین چیه صادر می کنن ؟خدایا صبر بده بهمون ... صبر ...





بزن باران ...

درخواست حذف اطلاعات

   بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارم میانِ عقل و احساسم زلالِ اشک می کارم بزن باران به رگ برگِ صدای خیسِ احساسم بدونِ چتر می خواهم کنارت گام بردارم ب ان با ترنّم اشک را در قابِ چشمانم که دردی از غمِ دوری درونِ ام دارم نمی خواهد ببیند عقل ، پابندِ ی هستم دلم زورش نمی چربد نشسته پشتِ افکارم نمی دانم کجای کار می لنگد ... پریشانم برای گفتگو با عقل خود تا صبح بیدارم بیا باران بزن آهسته تر بر عشق ِبی جانم که جای سنگ ، قلبم را کمی دلتنگ پندارم شدم عاقل ترین عاشق ، ندانستی که ناچارم به بازی در سکانسِ صحنه ی آ که بیزارم..   #مهدی_جابری





بدتر از نیش مار

درخواست حذف اطلاعات

به همدیگر نیش نزنیم... جاستین اشمیت، ه شناس برجسته پس از مطالعات بسیار روی 150 موجود که دردناک ترین نیش ها را دارند به این نتیجه رسید که مورچه_گلوله، زنبور_عنکبوتی، مورچه_آتشی و ... دردناک ترین نیش ها را دارند. برای مثال در توصیف این دردها می نویسد: مانند راه رفتن بر روی ذغال شعله ور درحالی که یک ناخن فرسوده 8 سانتیمتری در پاشنه پا فرو رفته است. بی رحم. انگار فردی با دریل در ریشه ی ناخن شما حفاری می کند. داغ و دودآلود. مانند خاموش یک سیگار بر روی زبان. و ... نیش مار و عقرب و مورچه ی آتشی از دو حال خارج نیست؛ یا آدم را می کُشد یا بعد از مدتی دردش خوب می شود. جاستین اشمیت اما حتماً نیش زبان آدم ها را بررسی نکرده وگرنه می نوشت دردناک ترین نیش دنیا، نیش زبان آدم است که نه می کُشد نه خوب می شود بلکه همیشه دردش تازه است مثل خو دن ابدی با عقربی در بستر که همیشه می تواند نیش بزند. زخم زبان نزنیم،