رسانه
رسانه

کنارت قلبم دردش کمتر است :: جستجو



درد

درخواست حذف اطلاعات

این روزها دردش بیشتر شده . دردها را حس می کنم و از دور نگاه کرده و برخودم بارانی از کلماتی از آن دست می بارانم . خوبمی دانم که دردش دردی است موذی که تا رگ استخوانش را می سوزاند . اما .... نه قدرتی دارم از برای کاهش دردش ونه قدرتی بر ندیدن دردش . سعی میکنم عادی نشان دهم ، آنقدر عادی که شاید به یخ بودن تمثآی سن محکوم شوم . این روزها کمی دورتر می ایستم . می ترسم .. می ترسم نزدیک شوم و دردش را افزونگر باشم . این روزها از همه چیز می ترسم . از دردهایش . از ناتوانی ام در درمان . از امانش . از صبرش که سر آید . وباز اما ... درآستانه درب می ایستم و دردهایش را می نگرم . چشم هایش که باز می شود لای درب رابه ارامی می بندم . آ دیدنم دردش را افزون است . کاش می شد دردهایش را بر سرم آوارکنم .کاش .....منبع: http://joojehtighi. /





درد

درخواست حذف اطلاعات

این روزها دردش بیشتر شده . دردها را حس می کنم و از دور نگاه کرده و برخودم بارانی از کلماتی از آن دست می بارانم . خوبمی دانم که دردش دردی است موذی که تا رگ استخوانش را می سوزاند . اما .... نه قدرتی دارم از برای کاهش دردش ونه قدرتی بر ندیدن دردش . سعی میکنم عادی نشان دهم ، آنقدر عادی که شاید به یخ بودن تمثآی سنگی محکوم شوم . این روزها کمی دورتر می ایستم . می ترسم .. می ترسم نزدیک شوم و دردش را افزونگر باشم . این روزها از همه چیز می ترسم . از دردهایش . از ناتوانی ام در درمان . از امانش . از صبرش که سر آید . وباز اما ... درآستانه درب می ایستم و دردهایش را می نگرم . چشم هایش که باز می شود لای درب رابه ارامی می بندم . آ دیدنم دردش را افزون است . کاش می شد دردهایش را بر سرم آوارکنم .کاش .....منبع: http://joojehtighi. /





کنارت قلبم دردش کمتر است...

درخواست حذف اطلاعات

از خوبی های (!) مرگ توی فامیل های درجه یک -درست می خوانی مرگ علاوه به تمام غصه هایش خوبی هم دارد- از خوبی های (!) مرگ توی فامیل های درجه یک ترس است ترسی ست که می افتد به جان لحظه هایت سفت می چسبی به بازمانده ها مهم نیست چقدر آزارت بدهند یا چقدر زمان بندی زند ت را به ریشخند بکشند ترس از دست دادن آنقدر قوی می شود که هیچ چیز برایت مهم نیست جز نگه داشتن تمام آنچه باقی مانده ست... منبع: http://nanooshak. /





کنارت قلبم دردش کمتر است...

درخواست حذف اطلاعات

از خوبی های (!) مرگ توی فامیل های درجه یک -درست می خوانی مرگ علاوه به تمام غصه هایش خوبی هم دارد- از خوبی های (!) مرگ توی فامیل های درجه یک ترس است ترسی ست که می افتد به جان لحظه هایت سفت می چسبی به بازمانده ها مهم نیست چقدر آزارت بدهند یا چقدر زمان بندی زندگیت را به ریشخند بکشند ترس از دست دادن آنقدر قوی می شود که هیچ چیز برایت مهم نیست جز نگه داشتن تمام آنچه باقی مانده ست... منبع: http://nanooshak. /





post 213

درخواست حذف اطلاعات

نه ،،، خودم میدونم ، دلیلش اینا نیسحس انفجار لعنتیقفسه م تنگ می شه ، کوچیک می شه ، قبر میشه برای کودکی هفت ساله ، قلبم دردش میگیره !اغت ، شورش ، تشویش ، اضطراب ، هیجان ، غصه ، حس مرگیدن !نمیتونم شرح بدم وقتی با این آهنگ لعنتی ( مون آمور - ریچارد آنتونی ) تورو مرور میکنم و کنارت زندگی ،،،منبع: http://soonaeid. /





می خواهم

درخواست حذف اطلاعات

امشب می خواهم نزد خوابت شکایت م امشب می خواهم حرفهایی به او بگویم که تا به حال به تو نگفته ام امشب می خواهم بر اش گریه کنم و به او بگویم صدایت را فراموش و سکوتت را گم کرده ام به او بگویم با همه ی خصوصیاتت و با تمام دیوانه بازیهایت تو را دوست دارم و نمی توانم قلبم را از دوست داشتنت بازدارم و نمی توانم مانع دلتنگ شدنش بشوم نمی توانم از نوشتن حروف نامت جلوی مدادم را بگیرم و همچنان از تو از عشق تو از دوست داشتنت از دلتنگیت می نویسد و می خواهم به او بگویم اگر می توانستم و اگر دست من بود تا ابد در کنارت می ایستادم اما این را می دانم که تا ابد در قلبم در نوشته هایم خواهی ماند جلیل میاحےمنبع: http://jalilmayahi. /





53#

درخواست حذف اطلاعات

درست مثلِ امروز صبح که روی یونیت دراز کشیده بودم... یک وسیله ی تیزه باریکه ریز داشت که تا اعماقِ عصبم فرو میکرد... حینِ کار پزشک پرسید درد داری؟ برات مسکن بزنم؟ درد داشت...اما دردش دوست داشتنی بود... یک جور لامصبِ دوست داشتنی... آن چیزی ک شبیه س یچ بود را عوض کرد...باز هم وسیله را فرو کرد... این دفعه چ چ میکرد... درد داشت...اما این دردو چ چ دوست داشتنی بود... میدانی... زندگیم درست مثل امروز صبح است... چ چش را دوست دارم...دردش را هم... این اشیدن و چ چِ قلبم را هم...منبع: http://chayeesard. /





می خواهم

درخواست حذف اطلاعات

امشب می خواهم نزد خوابت شکایت م امشب می خواهم حرفهایی به او بگویم که تا به حال به تو نگفته ام امشب می خواهم بر اش گریه کنم و به او بگویم صدایت را فراموش و سکوتت را گم کرده ام به او بگویم با همه ی خصوصیاتت و با تمام دیوانه بازیهایت تو را دوست دارم و نمی توانم قلبم را از دوست داشتنت بازدارم و نمی توانم مانع دلتنگ شدنش بشوم نمی توانم از نوشتن حروف نامت جلوی مدادم را بگیرم و همچنان از تو از عشق تو از دوست داشتنت از دلتنگیت می نویسد و می خواهم به او بگویم اگر می توانستم و اگر دست من بود تا ابد در کنارت می ایستادم اما این را می دانم که تا ابد در قلبم در نوشته هایم خواهی ماند جلیل میاحےمنبع: http://jalilmayahi. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

گلم تپش قلبم میگه توولایتی .....قلبم ازجاش کنده میشه داشک چشام خشک نمیشه میدونم ولایتی قلبم دردمیکنه ...هیچی هیچی نمیتونه آرومم کنه نمیدونی که چقددلتنگتموازدنیاسیرم ....منبع: http://yadegari82. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

قلبم خالی شده مثل قفسی که پرنده اش فرار کرده.مثل خانه ای که صاحبش یک روز رفته و دیگر هرگز برنگشته.مثل سرزمینی که مردمش کوچ میکنند.مثل کودکی که مادرش دیر کرده.مثل زاینده رود که خشک شده.قلبم خالی شده.یک خالی بزرگ،تا چشم کار میکند برهوت.آنقدر خالی که هیچ حسی هیچ عشقی هیچ آدمی دیگر سرشارش نمیکند.مثل تنگ آبی که سوراخ شده،هرچه از بالا آب بریزی از پایین خالی میشود.قلبم آن بیمار مرگ مغزی شده ایست که عزیزانش اجازه ی اهدای اعضایش را نمی دهند.قلبم زن افسرده ایست که صبح ها شوهرش را با لبخند راهی میکند و دوباره برمی گردد به رختخواب و اشک می ریزد.قلبم ویرانه ایست به جا مانده از جنگی سخت.آبادان است قلبم بعد هشت سال جنگ تحمیلی.منبع: http://zendegiedgari. /





10_تو را که درد نباشد ز درد ما چه تفاوت..

درخواست حذف اطلاعات

با رس انگشت کوچک پا که همانا خوردن به پایه میز و صندلیه و دردش تا مغز استخوان نفوذ میکنه کنار اومدم.. اما خیلی نامردیه... پایه تخت رو کمی بلند کنی و صاف بیفته رو انگشت پات...لوکیشن دقیق: انگشت وسطی جنب شست پلاک2. :) دردش از مغز استخوان هم میگذره... باقی ناخن ها را با لاکی تیره هم رنگ با ناخن مذکور اما.. آی درد میکنه... آی درد میکنه... با گذشت چند هفته هنوز هم درد میکنه... از رنگش که مپرس... مسلمان نشنود... کافر نبیند...:((( پ.ن : بانوی تنهای شبم... درد میکنه پای چپم :(((منبع: http://banoow. /





من...

درخواست حذف اطلاعات

هیچ درد را دوست ندارد،زجر کشیدن را دوست ندارد...اما انگار من به طرز عجیبی خود آزارم!!!یک روز دردی افتاد به جانم،یک چیزی دوید زیر پوستم،رسید به مغز استخوانم...دردش شیرین بود! مثل یک بوسه عمیق و طولانی...من راضی نبودم به درمان این درد!من دوست داشتم این درد دیوانه کننده را...من عادت به آن چیز لطیفی که بین سلولهایم رشد می کرد،تقسیم می شد،تکثیر می شد!من گریه های وقت و بی وقت،تپش های معنی دار قلبماز دیدن یک "او"بغض های شبانه،هق هق های توی بالش...من این بیماری لاعلاج!این توده ی بدخیمی که کل تنم را گرفته...من این سرطان دوست داشتنی که قصد جانم کرده را دوست دارم...اصلا خدا مرا ساخته برای اینکه عاشق یک "او" باشم...#نسترن_علیخانیمنبع: http://deltangihayenatamam. /





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

قلبم رو شاید نتونم کاری کنم فکرم رو شاید نتونم به این زودی ها تغییر بدم ولی میشه لبهام رو طوری عمل کنم که دندونهام بیشتر پیدا باشند حنجرم رو عمل کنم تا صدام پایینتر بیاد گوشهام رو عمل کنم تا کمتر بشنوم زبونم رو ببرم تا کمتر حرف بزنم حافظم رو پاک کنند تا بیاد نیارم اینطوری شاید آدم دوست داشتنی تری باشممنبع: http://mohammadsamin. /





تا قیامت ...

درخواست حذف اطلاعات

می نویسم ...آری ...باز هم مثل همیشه برای تو می نویسم...برای تویی که مقصود تمام نوشته های منی تویی که الفبای عشق را به من اموختی تویی که مرا سر گردان دنیای قشنگ عاشقی کردی تویی که قلم روان قلبم را به دست دلم دادی تا برای اولین بار برای تو بنگارد تویی که دگر هیچگاه نمی توانم از کنارت با بی تفاوتی بگذرم تویی که چیزی به من هدیه کردی تا غمخوار و همدم تنهایی هایم باشد تویی که فقط تو را از او می خواهم و بس ..تویی که هیچ در وصف مهر بانی های بی پایانت نمی یابم و تنها حرف و کلامی که برایت می یابم این است: با تمام وجودم **دوستت دارم **بی نهایت با صداقت تا قیامت ... منتظر لحظه ای هستم که دستانت را ب رم ودر چشمانت خیره شوم و دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم سر روی شونه هایت بگذارم ،ازعشق تو،از داشتن تو،اشک شوق بریزم منتظر لحظه ی مقدسی که تو را در آغوش ب رم، بوسه





من...

درخواست حذف اطلاعات

هیچ درد را دوست ندارد،زجر کشیدن را دوست ندارد...اما انگار من به طرز عجیبی خود آزارم!!!یک روز دردی افتاد به جانم،یک چیزی دوید زیر پوستم،رسید به مغز استخوانم...دردش شیرین بود! مثل یک بوسه عمیق و طولانی...من راضی نبودم به درمان این درد!من دوست داشتم این درد دیوانه کننده را...من عادت به آن چیز لطیفی که بین سلولهایم رشد می کرد،تقسیم می شد،تکثیر می شد!من گریه های وقت و بی وقت،تپش های معنی دار قلبماز دیدن یک "او"بغض های شبانه،هق هق های توی بالش...من این بیماری لاعلاج!این توده ی بدخیمی که کل تنم را گرفته...من این سرطان دوست داشتنی که قصد جانم کرده را دوست دارم...اصلا خدا مرا ساخته برای اینکه عاشق یک "او" باشم...#نسترن_علیخانیمنبع: http://deltangihayenatamam. /





تا قیامت ...

درخواست حذف اطلاعات

می نویسم ...آری ...باز هم مثل همیشه برای تو می نویسم...برای تویی که مقصود تمام نوشته های منی تویی که الفبای عشق را به من اموختی تویی که مرا سر گردان دنیای قشنگ عاشقی کردی تویی که قلم روان قلبم را به دست دلم دادی تا برای اولین بار برای تو بنگارد تویی که دگر هیچگاه نمی توانم از کنارت با بی تفاوتی بگذرم تویی که چیزی به من هدیه کردی تا غمخوار و همدم تنهایی هایم باشد تویی که فقط تو را از او می خواهم و بس ..تویی که هیچ در وصف مهر بانی های بی پایانت نمی یابم و تنها حرف و کلامی که برایت می یابم این است: با تمام وجودم **دوستت دارم **بی نهایت با صداقت تا قیامت ... منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم ودر چشمانت خیره شوم و دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم سر روی شونه هایت بگذارم ،ازعشق تو،از داشتن تو،اشک شوق بریزم منتظر لحظه ی مقدسی که تو را در آغوش بگیرم، بو





درد

درخواست حذف اطلاعات

سرم و پایین گرفتم و نگاهت میکنم ، شاید ب چه جوری ؟ با چشم دلم ... سراپای وجودم درده دردی که نفس کشیدنم واسم سخت کرده یه چیز رو قلبم سنگینی میکنه یه حس عجیب قلب میدونی چیه ؟! اخه مگه میشه ندونی چیه؟! . مگه بهم قلب ندادی ؟! مگه نخواستی با قلبم زند کنم ؟؛ پس چرا با قلبم بازی کردی ؟ پس عد ت کجا رفته ؟ پس تکلیف قلب از کار افتاده من چیه ؟ چرا باهام حرف نمیزنی ؟! چرا حواب سوالامو نمیدی ؟! مگه بزرگ نیستی ؟! مگه ارحم الراحمین نیستی ؟! مگه خدای من نیستی ؟! چرا پس ؟ چرا ؟! چرا ؟!





بزن باران

درخواست حذف اطلاعات

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم زلالِ اشک می کارم بزن باران به رگ برگِ صدای خیسِ احساسمبدونِ چتر می خواهم کنارت گام بردارم ب ان با ترنّم اشک را در قابِ چشمانمکه دردی از غمِ دوری درونِ ام دارم نمی خواهد ببیند عقل ، پابندِ ی هستمدلم زورش نمی چربد نشسته پشتِ افکارم نمی دانم کجای کار می لنگد ... پریشانمبرای گفتگو با عقل خود تا صبح بیدارم بیا باران بزن آهسته تر بر عشق ِبی جانمکه جای سنگ ، قلبم را کمی دلتنگ پندارممنبع: http://a-dodange. /





کاش بیدار نمیشدم....

درخواست حذف اطلاعات

باز ب خوابت را دیدم باز تمام شب را با رویای تو به صبح رساندم شاد بودم ، می خندیدم آن قدر بلند می خندیدم که صدای گریه های شبانه ام را نمی شنیدم گرم بودم آن قدر گرم از وجود دستهای تو که دستهای همیشه یخ زده ام را فراموش کرده بودم قلبم به آرامی می تپید در کنارت آن قدر آرام که یادش نبود هر ثانیه می سوخت ،می ایستاد و دوباره می تپید چشمانم دیگر به گوشه ای غم بار خیره نبودند در چشمان تو با حضورت یافت می شدند خلاصه ب دیوانه ای بودم که یادم رفته بود تو فقط به رویایم سرک کوچکی کشیده ای ...همین...





پست بیست و ششم

درخواست حذف اطلاعات

ینی میشه دوباره کنارت باشم ینی میشه دوباره لمست کنم حست کنم کنارت نفس بکشم کنارم نفس بکشی.دلم داره میترکه دیه از دلتنگی ...امروز دوازهم ابان بود دهمین ماهگرده عشقمون.ینی میشه دهمین سالگرده ازدواجمونو جشن بگیریم.چقد دلم میخادت...قول دادی ک فردا ظهر مشهد باشی .یه هفته است فقط خبر سلامتیتو دارم و دیگر هیچ.نمیدونم چ سفری بود واقعا تعجب برانگیز بود انشالله ک تموم شه دیه.خسته شدممنبع: http://mjbyb. /





درد

درخواست حذف اطلاعات

سرم و پایین گرفتم و نگاهت میکنم ، شاید بگی چه جوری ؟ با چشم دلم ... سراپای وجودم درده دردی که نفس کشیدنم واسم سخت کرده یه چیز رو قلبم سنگینی میکنه یه حس عجیب قلب میدونی چیه ؟! اخه مگه میشه ندونی چیه؟! . مگه بهم قلب ندادی ؟! مگه نخواستی با قلبم زندگی کنم ؟؛ پس چرا با قلبم بازی کردی ؟ پس عد ت کجا رفته ؟ پس تکلیف قلب از کار افتاده من چیه ؟ چرا باهام حرف نمیزنی ؟! چرا حواب سوالامو نمیدی ؟! مگه بزرگ نیستی ؟! مگه ارحم الراحمین نیستی ؟! مگه خدای من نیستی ؟! چرا پس ؟ چرا ؟! چرا ؟!





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

قلبم دیر زمانی است از من فراتر رفته است از من گریخته رهایم کرده او عاشق است و من جسمی پژمزده ام دیگر نمیدانم عاشقم یا در من حسی نیست ؟ قلبم آنگونه می تپد کویا جایی در گذشته جا مانده همچنان عاشق ! و من نیمی مرده نیمی عاشق ام قلبم دیر زمانی است در من نمی زیدمنبع: http://mohsen29343. /





نفرت

درخواست حذف اطلاعات

بهم عشق تو نفرتو یاد داد تو قلبم پر از هیزم درد بود زمانی که همراش بودی بگو حواست به این دستای سرد بود کنار اومدم با جهنم ولی نذاشتم که تقدیر پیروز شه بدون تو هم میشه خوشحال بود نمیشه که فردام دیروز شه پر از ماسی ولی وقتشه بفهمی که از دست دادی منو بفهمی دیگه عاشقت نیستم که میلی ندارم به آغوش تو توو چشمات یه دریا پشیمونیه ولی دیگه من ساحلت نیستم کنارت بهشتو نمی خوام برو بذار سرد شه این جهنم یه کم بهشتم کنار تو زجر آوره نمی خوام گرفتار تردید شم با بوسه جهانو پر از سیب کن نمیخوام به دنیات تبعید شممنبع: http://gholamrezapirali. /





همیشه باهاتم

درخواست حذف اطلاعات

بابک عزیزم ترانه "قسم می خورم" خانم هنگامه تقدیم تو. میمونم کنارت درست مثل سایتاز امروز تا هر روز تا اون بینهایتنمی ره هیچ جای خاک پاتونمیمیره این عشق قسم میخورم به لحظه ی دیدار قسم میخورمدوباره با تکرار قسم میخورمبه عهدی که بستیم قسم میخورمبه هستم به هستیم قسم میخورم تا روزی که قلبم هنوز میزنهتا وقتی که جونی توی این تنهتو روزای خوب تو روزای بد توی لحظه هاتم قسم میخورمهمیشه باهاتم قسم میخورممنبع: http://arezoyebabak. /





کاش بیدار نمیشدم....

درخواست حذف اطلاعات

باز ب خوابت را دیدم باز تمام شب را با رویای تو به صبح رساندم شاد بودم ، می خندیدم آن قدر بلند می خندیدم که صدای گریه های شبانه ام را نمی شنیدم گرم بودم آن قدر گرم از وجود دستهای تو که دستهای همیشه یخ زده ام را فراموش کرده بودم قلبم به آرامی می تپید در کنارت آن قدر آرام که یادش نبود هر ثانیه می سوخت ،می ایستاد و دوباره می تپید چشمانم دیگر به گوشه ای غم بار خیره نبودند در چشمان تو با حضورت یافت می شدند خلاصه ب دیوانه ای بودم که یادم رفته بود تو فقط به رویایم سرک کوچکی کشیده ای ...همین...منبع: http://deledivone. /





تو که باشم میفهمم عشق چیست

درخواست حذف اطلاعات

ا ، آن فرتو که باشم میفهمم عشق چیستشته نجات من کیست... با تو که باشم طعم محبت را میچشم ، من کوله باری از احساس را با تو بر دوش میکشمباتو که باشم میفهمم زند چه زیباست ، این لحظه های شیرین با تو بودن مثل یک رویاستو من دلخوشم به احساس ، به آن رویا ، با تو همیشه تا آ دنیا....برای من حس آرامشی ، برای قلبم ، برای همه لحظه ها...تو مثل نفسی برایم ، عشقت مثل تپشهای قلبم ، نفسم بگیرد ، قلبم میمیرد....از تو دور باشم دلم میگیرد، ای عشقم تو لبخندت ، صدای مهربانت همیشه به دلم مینشیند....همیشه با من باش ، اولین و آ ینم باش ، هوای قلبم را داشته باش که بدجور به عشقت میتپد....و در آن هوای بی ی ها ، آمدی در قلبم و شدی همه م ، دوستت دارم همنفسم...





همیشه باهاتم

درخواست حذف اطلاعات

بابک عزیزم ترانه "قسم می خورم" خانم هنگامه تقدیم تو. میمونم کنارت درست مثل سایتاز امروز تا هر روز تا اون بینهایتنمیگیره هیچ جای خاک پاتونمیمیره این عشق قسم میخورم به لحظه ی دیدار قسم میخورمدوباره با تکرار قسم میخورمبه عهدی که بستیم قسم میخورمبه هستم به هستیم قسم میخورم تا روزی که قلبم هنوز میزنهتا وقتی که جونی توی این تنهتو روزای خوب تو روزای بد توی لحظه هاتم قسم میخورمهمیشه باهاتم قسم میخورممنبع: http://arezoyebabak. /





راز ش تن

درخواست حذف اطلاعات

چند مدت پیش ی را در جایی دیدم جایی که لوازم خیاطی میفروخت و ی که ....... نمیدانم چی شد قلبم وایساد غم بزر بر قلبم وارد شد و من ش تم و دروغ مرا ش ت دروغ و باور یک دروغ . و هنوز نمیدانم چی بر سر این قلبم در امد تا دیدم دنیا بر سرم چرخید یاورم برام سخت بود اما دیدم دنیای ریا و تزویر را و ش تم چرا ؟ من مگه چیکار کرده بودم منو با یکی عوض کردی و فهمیدم تمام باورام دروغ بود دروغی محضمنبع: http://monem221. /





راز ش تن

درخواست حذف اطلاعات

چند مدت پیش ی را در جایی دیدم جایی که لوازم خیاطی میفروخت و ی که ....... نمیدانم چی شد قلبم وایساد غم بزرگی بر قلبم وارد شد و من ش تم و دروغ مرا ش ت دروغ و باور یک دروغ . و هنوز نمیدانم چی بر سر این قلبم در امد تا دیدم دنیا بر سرم چرخید یاورم برام سخت بود اما دیدم دنیای ریا و تزویر را و ش تم چرا ؟ من مگه چیکار کرده بودم منو با یکی عوض کردی و فهمیدم تمام باورام دروغ بود دروغی محضمنبع: http://monem221. /





ناک اوت

درخواست حذف اطلاعات

جلوی آینه ایستاد . صورتش را دست کشید . آن رنگ قرمز بیشتر از قبل شد . جاهایی که متورم بود را دست زد . درد می آمد . دردی شبیه به یک تجربه ی تکراری . موهایش را خیس کرد . پیرهنش را در آورد و در سطل انداخت . گردنش را دید . پر از جای چنگال. دردش شبیه به گیر میان یک عالمه شاخه ی درخت . پاهایش را نگاه کرد . دمپایی سفید هم رنگی شده بود . زیر آب گرفتش . دردش؟ شبیه کشیده شدن گوشت تنت روی آسف . خودش را دوباره دید. خندید . زیر لب گفت که ارزشش را داشت و برای خودش چشمکی فرستاد . سریع خودش را زیر پتو قایم کرد .زیر پتو انگشت هایش را تکان می داد و زیر لب می گفت:لاشه ی باد کرده ی بو گندوی دو زاری .منبع: http://jamaandeh. /





دلنوشته ای برای فرزندم (2)

درخواست حذف اطلاعات

فرزند عزیزم...مهربانم...هرچند هنوز نیستی ولی از اعماق وجودم دوستت دارم...عاشق لحظه ای هستم که عشق را با نگاهت در جشمانم بریزی و من با تمام وجود به قربانت روم...بهترینها را برایت میخواهم..از همه چیز بهترین...کاش دست روزگار هرچه زودتر امکان داشتنت را فراهم کند..هر روز هزار بار چهر ه ات را در ذهنم مجسم میکنم...هزار بار در کنارت میدم...هزار بار در کنارت عشق بازی میکنم....هزار بار در خیالم نوازشت میکنم ...من بیصبرانه در انتظار امدنت هستم...تو که پیش خ برای مادرت دعا کن... از خدا بخواه که گره از کارم باز کند...تو قلبت پاک است..زلال و صاف...شفاعتم را از خدا بخواه....منبع: http://dasthayekhaly1. /





مگه میشه کنارت بود و عاشقت نبود؟!!!

درخواست حذف اطلاعات

هنوزم میشه عاشق بود ... هیچ وقت با تو به روزمرگی نرسیدم!...دوست داشتم روزی آنقدر کنارت زندگی کنم که بتوانم یک گوشه بنشینم و رو مه ام را بخوانم...یا تلویزیون نگاه کنم...آنقدر کنارت زندگی کرده باشم و آنقدر تورا دیده و بوسیده و بوییده باشم که با خیال راحت چشم و حواسم را به چیز دیگری مثل رو مه یا کتاب یا تلویزیون بدهم...هر چند دقیقه اما رو برگردانم و ببینمت تو را که یا مشغول کتاب خواندن هستی یا برایم شعر می سرایی ..یا صدای آواز خواندنت را از توی بشنوم...خیالم راحت شود...اما نشد...هیچ کدام از اینها با تو نشد...جای تو را عشق تو گرفت...بعد از یک عمر زندگی بدون تو و با عشق تو...حالا با او به روزمرگی رسیده ام...تلویزیون ک می بینم یا کتاب که میخوانم او هست...نفس ک میکشم او هست...چای که می نوشم هست...گلدان ها را که آب می دهم هست...توی آشپزخانه آواز که می خوانم هست...می خوابم هست...بیدار می شوم هست.





بازم...

درخواست حذف اطلاعات

نیستی تو و ،کار دل من ،تمومه... باور ندارم!! با تنهاییامنمیسازمنمیشه، طاقت بیارم! نیستی ت و و زندگیه من پاشیده از این همه غم... سخته واسم، بی تو باشم، نمیتونم، عشقم... یه حسی مثل دلتنگی ، همه قلبم رو میگیره،هوای خونه این روزا ، بی تو خیلی دلگیره، نمیشه بی تو آرومشم، تو که نیستی چقدر سخته!داره میمیره اون که میگفت، کنارت،خیلی خوشبخته! منبع: http://dooob. /





لحظه های عاشقی

درخواست حذف اطلاعات

اشاره کرد که بیام بشینم کنارش....نشستم سمت راستش...گفت سرت بچسبون به ام روی قلبم...گفتم قلبت که اینور نیست گفت:هر سمتی که تو باشی،قلبم همونجاست لاحول ولاقوه الا بالله العلی العظیممنبع: http://majid-sahebeh. /





سکوت تلخ

درخواست حذف اطلاعات

سکوت کرده ام ..... سکوتی به بلندی فریاااااد ..... این روزگار لعنتی هیچ وقت با من نساخت . تو سن 18 سال به خاطر بچ و ندونم کاری شدم مطلقه...... هیچ نمیتونست حالم و درک کنه . اعتماد از دست رفتم . غرورم . شخصیتم و ..... رفت زیر یه علامت سوال بزرگ ........ تو سن 22 سال شدم زن دوم ..... عشق و تو این سن تجربه . لذت زند و تو این سن تجربه . بهترین و بدترین خاطره هام برای سن 23 تا الان بوده . چه روزایی که لذت وصف ناشدنی داشته برام . چه شبا که تا صبح گریه . چه روزها که از سرمستی قهقهه زدم . چه روزها که حسرت خیلی چیزا رو خوردم . چه روزها که از داشتن عشقم سربلند بودم . چه شبا که تا صبح خودم و مقایسه و اشک ریختم و بی خو و تجربه . چه چیزها که آرزوش و من داشتم و لذت داشتنش شده برای یکی دیگه و من جز اشک کاری نتونستم م . باورش برای هیچ آسون نیست که یه دختر تو سن 26 سا روحش و جسمش مثل یه زن 60 ساله ی داغ دید





آرزو دارم در کنارت ...

درخواست حذف اطلاعات

یک احساس زیباصادقانه میگویم حرفی دلی بی ریابی بهانه میگویم مثل آنها ، همان قلبهای بی وفا ، بی وفایی نمیکنمعاشقانه میگویم عشق من دوستت دارمصادقانه گفتی دوستم داری ، عاشقانه عشق تو را باور از من خواستی تنها با تو باشم ، با احترام قلب تنهایم را به تو تقدیم گقتم این قلب مال تو ، همیشه وفادار تو ، هرگاه خواستی بگو تا شود فدای تواز من خواستی به ی جز تو دل نبندم ، میترسیدی روزی تو را ترک کنمشاخه گل زیبای من ، پر پر نمیشوی هیچگاه در قلب من ، به عشق پاکمان قسم تنها تو می مانی تا ابد در دل منهیچگاه نمیگذارم دلتنگم شوی ، همیشه در دلت خواهم ماند ، هیچگاه نمیگذارم دل ر شوی همیشه در کنارت هستم ،هم با تو درد دل میکنم ، هم میشنوم درد دلهایت را…دوباره میرسیم به آن احساس زیبا ، همان حرف صادقانه ، همان حرف دل بی ریاهمان کلام عاشقانه ، همان احساسی که تنها نسبت به تو دارم ، آری عزیزم خیلی دوستت دارمگفتی دلت می





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

کجایی ای یارکه قلبم هر روز دلتنگه توست هرروز به قلبم میگویم که ستاره وجودت خواهد آمد خوشابحال ماه که تو را هروقت بخواهد می بیند وبرتو نور وروشنایی هدیه می دهدمنبع: http://theloveofgod. /





هی

درخواست حذف اطلاعات

این روزا حس تنهایی دارم تمام غصه ها و مشکلاتم توی قلبم سنگینی می کنه و قلبم به درد اومده اما ی نیست که مشکلاتمو بگم و هیچ ی رو به خودم نزدیک نمی دونم مشکلات خودم یه طرف و مشکلات خانواده طرف دیگه و غم بی پدری هم یه طرف واقعا داغونم منبع: http://negah-ehsas. /





خشونت

درخواست حذف اطلاعات

باز قوطى نخود فرنگى به قیمت زخمى شدن انگشت کوچک دست راستم تمام شد.دردش واقعا زیاد بود و من نالیدم: - آآاآآى ى حرفى نزد.دستم را زیر اب گرفتم و ى گفت: - چسب زخم دارى؟ داشتم.اما، محکم گرفتن انگشتم درد را کمتر مى کرد و من درد کمتر را ترجیح مى دادم.بنابراین یک دستمال کاغذى دور دستم گرفتم و خیلى زود دستمال کاغذى بعدى و بعدى.برایم جالب بود،هنوز براى ى مهم نبود.در نهایت رفتم و یک چسب زخم به دستم زدم و برگشتم آشپزخانه تا به خانم هاى دیگر کمک کنم و سه نوع غذا را درست کنیم.در طول آشپزى هم چند بار دیگر زخم من به جاهایى خورد و داد من به هوا رفت و همچنان هیچ ى نپرسید من چه مرگم است.آیا تمام ان ماجرا را یک شو مى دانستند و آآآآآى گفتن بابت آن زخم را لوس بازى مى دانستند؟آیا فکر مى د آنهمه خونى که از آن زخم رفت هم نوعى مواد رنگى جاسازى شده زیر پوست من بوده است؟یا خیلى ساده در حال اعمال خشونت_ مخصوص ن علیه





بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات

فاطمه ی من عشقم تاج سرم ب خدا نمیتونم تحمل کنم. قلبم میشکنه.... اگ حتی 1 درصد حتی 1 درصدم منو نمیخوای بهم بگو. ب خدا ناراحت نمیشم. میرم از زندگیت ولی هیچوقت نگو ک میخوای تنها باشی. هیچوقت نگو وحید تنهام بذار من یه بار عاشق شدم و دیگ هیچوقت عاشق نخواهم شد. عشق اول و آ م تویی. عشق فقط تویی. حتی اگ منو از زندگیت حذف کنی باز این قلبم عاشق توو. واس همیشه جات همینجاس توی قلب من ب خدا میشکنم.... قلبم میشکنه....یه روزی میاد ک دیگ نمیشه این تیکه هارو بهم چسبوند. تیکه هایی ک روی تک تکشون حک شده: "فاطمه ی من دوستت دارم" دیگ بهت پیام نمیدم تا وقتی ک خودت بیای بگی حرفامو.منبع: http://farbod97. /